• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 14701
  • شنبه 2/12/1382
  • تاريخ :

وجود ماههاي حرام ؛ چرا؟



" ان عدة الشهورعندالله اثناعشر شهرا في کتاب الله يوم خلق السموات والارض منهااربعة حرم ذلک الدين القيم فلا تظلموا فيهن انفسکم و قاتلوا المشرکين کافة کما يقاتلونکم کافة واعلموا ان الله مع المتقين." (توبه/36)

" تعداد ماهها نزد خداوند در کتاب الهي، از آن روز که آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است؛ که چهارماه از آن، ماه حرام است؛ اين، آيين ثابت و پابرجا است. بنابراين در اين ماهها به خود ستم نکنيد و- به هنگام نبرد- با مشرکان، دسته جمعي پيکار کنيد، همان گونه که آنها دسته جمعي با شما پيکار مي کنند؛ و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است."

از آن روز که نظام منظومه شمسي به شکل کنوني صورت گرفت سال و ماه وجود داشت، سال عبارت از يک دوره کامل گردش زمين به دور خورشيد، و ماه عبارت از يک دوره کامل گردش کره ماه به دور کره زمين است که در هر سال دوازده بار تکرار مي شود.

اين در حقيقت يک تقويم پرارزش طبيعي و غيرقابل تغيير است که به زندگي همه انسانها يک نظام طبيعي مي بخشد و محاسبات تاريخي آنها را به دقت تنظيم ي کند، و اين يکي از نعمتهاي بزرگ خدا براي بشر محسوب مي شود.

در آيه فوق خداوند به اين مطلب اشاره مي فرمايد که از دوازده ماه سال، چهارماه، ماه حرام است که هر گونه جنگ و نبرد در آن حرام است.

بعضي از مفسران تحريم جنگ در اين چهارماه را از زمان حضرت ابراهيم(ع) مي دانند که در عصر جاهليت عرب نيز به عنوان يک سنت به قوت خود باقي بود، هر چند آنها طبق اميال و هوسهاي خود گاهي جاي اين ماهها را تغيير مي دادند، ولي در اسلام همواره ثابت ولايتغير است که سه ماه آن پشت سرهم " ذي القعده" و " ذي الحجه" و " محرم" و يک ماه جدا است و آن ماه" رجب" است و به قول عربها سه ماه" سرد"( يعني پشت سرهم) و يک ماه" فرد" است.

درحقيقت عرب چون پاس احترام اين ماهها را نگاه مي داشتند، لذا از هر گونه قتل و غارت و آدم کشي در آنها اکيداً ممانعت به عمل مي آوردند. در اين ماهها عرب از تمامي نقاط جزيره عربستان به مکه مي آمدند و مراسم عبادت و طواف انجام مي دادند، يا به بازار عکاظ و اسواق ديگر مي رفتند و به کار تجارت و مبادله کالا و ايراد شعر و خطابه مي پرداختند.

در ماههاي حرام به کسي تعرض نمي شد. نه قتل و تجاوزي و نه هتک حرمتي ، به وقوع نمي پيوست. حتي حيوانات هم از امنيت و آزادي برخوردار بودند و تامين جاني داشتند.

اگر در اين مدت به کسي تعدي مي شد، عموم قبايل خود را موظف مي داشتند که تجاوز را سرکوب کنند و متعدي را به کيفر رسانند.(1)

ذکر اين نکته لازم است که تحريم جنگ در اين ماهها در صورتي است که جنگ از ناحيه دشمن به مسلمانان تحميل نشود، اما در اين صورت بدون شک مسلمانان بايد به پاخيزند و دست روي دست نگذارند، زيرا احترام ماه حرام از ناحيه آنان نقض نشده بلکه از ناحيه دشمن نقض گرديده است.

از پاره اي از روايات(2) استفاده مي شود که تحريم جنگ در اين چهارماه علاوه بر آيين ابراهيم در آيين يهود و مسيح و ساير آيين هاي آسماني نيز بوده است.

در قسمت ديگري از آيه فوق آمده است:" در اين چهارماه به خود ستم روا مداريد با شکستن احترام آنها خويش را گرفتار کيفرهاي دنيا و مجازات هاي آخرت نسازيد.

نسيء يعني چه؟

در آيه 37 از سوره توبه به يک سنت غلط جاهلي، يعني مسئله نسيء تغييردادن جاي ماههاي حرام- اشاره شده است. نسيء بر وزن " کثير" از ماده " نسأ" به معني تاخير انداختن است و به داد و ستدهايي که پرداخت پول آن به تاخير مي افتد، " نسيئه" گفته مي شود.

در زمان جاهليت عرب در يک سال، ماهي را حلال مي شمردند و سال ديگر همان ماه را تحريم مي کردند تا به گمان خود آن را با تعداد ماههايي که خدا تعيين کرده تطبيق دهند. يعني هرگاه يکي از ماههاي حرام را حذف کردند ماه ديگري را به جاي آن مي گذاردند تا عدد چهارماه تکميل شود. و با اين عمل فلسفه تحريم ماههاي حرام را به کلي از ميان مي بردند و حکم خدا بازيچه هوسهاي آنان قرار مي گرفت.

فلسفه اين کار در نظر آنها به عقيده بعضي اين بوده است که گاهي تحمل سه ماه حرام پشت سرهم (ذي القعده، ذي الحجه و محرم) مشکل بوده و آن را به پندار خود مايه تضعيف روح جنگجويي و رکود کار سربازان مي شمردند، زيرا عرب در جاهليت علاقه عجيبي به غارتگري و خونريزي و جنگ داشت، و اصولاً جنگ و غارت جزئي از زندگي آنها را تشکيل مي داد و تحمل سه ماه آتش بس پي درپي براي آنها طاقت فرسا بود، کوشش مي کردند لااقل ماه محرم را از اين سه ماه جدا کنند.

فلسفه ماههاي حرام

تحريم جنگ در اين چهارماه يکي از طرق پايان دادن به جنگهاي طولاني، و وسيله اي براي دعوت به صلح و آرامش بود، زيرا هنگامي که جنگجويان چهارماه از سال اسلحه را به زمين بگذارند  صداي چکاچک شمشيرها يا صفير گلوله ها خاموش شود و مجالي براي تفکر و انديشه به وجود آيد احتمال پايان يافتن جنگ بسيار زياد است.

هميشه ادامه يک کار با شروع مجدد آن پس از خاموشي تفاوت دارد و دومي به مراتب مشکل تر است، فراموش نمي کنيم که در دوران جنگهاي بيست ساله ويتنام چه اندازه زحمت مي کشيدند تا يک آتش بس بيست و چهارساعته در آغاز سال نو مسيحي يا مانند آن به وجود آورند، ولي اسلام براي پيروان خود در هر سال يک آتش بس چهارماهه اعلام مي دارد و اين خود نشانه روح صلح طلبي اسلام است. لازم به يادآوري است که اگر دشمن بخواهد از اين قانون اسلامي سوء استفاده کند و حريم ماههاي حرام را بشکند اجازه مقابله به مثل به مسلمانان داده شده است.(3)

پي نوشت ها:

1- تاريخ اسلام، علي دواني، ص 39.

2- تفسير برهان، ج2، ص122.

3- تفسير نمونه، ج7، ص408.

 

5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
UserName