• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1206
  • دوشنبه 1391/2/11
  • تاريخ :

نقاشی به مثابه یک مدیوم و کُنش

توصیفی از آثار رابرت رایمن


 رابرت رایمن از نقاشان معاصر است که در آثار خود به بیان مینیمالیستی ( ساده نگاری) دست یافته است.

نقاشی به منزلهی یک مدیوم و کُنش

پژوهشِ برابر با یک عمرِ رابرت رایمن در باب «نقاشی به منزله ی یک مدیوم و کُنش» که از حامی اصلی خود جدا گشته، از اواسط دهه ی 1950 آغاز شده بود. علاقه و دلبستگی رایمن به معرفی نقاشیهایی در این سطح در ده سال اخیر به طرزی اساسی چشمگیر و سؤال برانگیز بوده است.

پیشرفت پژوهش رایمن در باب این نوع از نقاشی موجب خلق هنرِ پیوسته ی جدید و بصری گشته است. نقاشی در آثار رایمن جستجویی در سطح است که به هنگام اجرا کردن آن بر روی یک پارچه ی کتانی یا موّاد دیگر حاصل می شود.

رایمن در مصاحبه ای بر اهمیت «دیدن» از اهمیت «بودن» در بیان بصری خود اشاره می کند و می پرسد: «نقاشی چیست؟ آیا نقاشی واقعاً چیزیست که مردم می بینند؟»

رایمن بعدها بر تز اساسی خود که به شکلی استادانه پرداخته شده؛ اظهار می کند: «ما عادت کرده ایم نقاشی را به منزله ی یک تصویر ببینیم.

تصویری با داستانی برای گفتن، آبستره یا واقعی؛ در یک فضای معمولی که توسط یک قاب محدود احاطه شده و تصویر را به سمت نوعی انزوا می برد. نقاشی نشان داده که احتمالات امکانپذیر بسیاری از این نوع شیوه ی دیدن به نقاشی وجود دارد. یک تصویر می تواند از بودنی واقعی سخن بگوید اگر صرفاً تکثیری بصری یا اثری سمبولیستی نباشد.

این تصویر «واقعی» یا «مطلق» تنها به ادراک محدود ما منحصر شده است.»

در وهله ی اول به نظر می رسد نقاشیهای رایمن چیزی به جز صفحاتی سفید نیستند. خلأی گمراه کننده و سکوتی سفید که در تمام نقاشیهای وی تکثیر می شود. رایمن از هیچ چیز نقاشی نمی کند. نه فیگوری، نه منظره ای، نه طرحی برای نشان دادن.

رایمن بعدها بر تز اساسی خود که به شکلی استادانه پرداخته شده؛ اظهار می کند: «ما عادت کرده ایم نقاشی را به منزله ی یک تصویر ببینیم.تصویری با داستانی برای گفتن، بستره یا واقعی؛ در یک فضای معمولی که توسط یک قاب محدود احاطه شده و تصویر را به سمت نوعی انزوا می برد. نقاشی نشان داده که احتمالات امکانپذیر بسیاری از این نوع شیوه ی دیدن به نقاشی وجود دارد. یک تصویر می تواند از بودنی واقعی سخن بگوید اگر صرفاً تکثیری بصری یا اثری سمبولیستی نباشد.این تصویر «واقعی» یا «مطلق» تنها به ادراک محدود ما منحصر شده است.»

رایمن از خودِ ماهیت نقاشی، نقاشی می کند. نقاشیهای سفید، تهی و ساکنِ رایمن استعارهای از هیچ نبودن، هیچ نگفتن و یافتن ضرورتی برای بیان کردن است. با دیدن هیچی و سفیدی دهشت آور نقاشیهای رایمن دچار این هراس می شویم که شاید مفاهیم بسیاری در پشت این سفیدی ساکن نهفته است و اغلب این سؤال اساسی را پیش می کشد که هنر نقاشی در عصر ما پیش به سمت چه چیزی می رود؟ این نقاشیها ما را به یاد این عبارت ساموئل بکت می اندازد که «دیگر هیچ چیز برای بیان کردن وجود ندارد.

هیچ چیزی که با آن بتوان بیان کرد، هیچ قدرتی برای بیان کردن، هیچ میلی به بیان کردن. همراه با اجبار به بیان کردن.»

گه گاهی در دل سفیدی های آثار رایمن خطّی کمرنگ و متزلزل می بینیم که در میانه ی سفیدی خودنمایی می کند و همین عناصر کمرنگ و جزئی بر معمّاگونگی دهشت آور آثار وی می افزاید. نقاشیهای رایمن به عنوان پدیدهای اسرارآمیز قادر است، عواطف تماشاگر را متأثر کند و با ساده ترین محرکهای بصری، به تداعیهای بغرنج دامن بزند.

نقاشی به منزلهی یک مدیوم و کُنش

علیرغم سفیدی های انسجام یافته و ساکن نقاشیهای رایمن، علیرغم هیچ چیز وجود نداشتن، هیچ نگفتن و هیچ نبودن باز هم شاهد نوعی زیبایی شناسی در آثار وی هستیم. زیبایی شناسی در رنگ، تاش های قلم مو، ترکیب بندی و انسجام دادن نقاشیها با فضای نمایشگاه. این تمرین زیبایی شناسی به شفافتر کردن دیدِ بصری رایمن در دههی 1960 می انجامد.

دهه ای که در آن سؤالاتی از قبیل این که «از چه چیز باید نقاشی کرد» بحث عمده نبود؛ بلکه مباحث عمده ی این دهه بر پایه ی «چگونه نقاشی کردن بود». رایمن تلاش کرده نقاشیهای خلق کند که جوهره ی واقعی نقاشی را به منزله ی یک فکر و عقیده در بر بگیرد.

نقاشیهای رایمن به گونه ای رمزی از رنگ سفید بهره می برند و فام های کمرنگی از رنگهای درهم آمیخته شده، گلوله های باقیمانده و تاش های قلم مو که یکدیگر را در قسمتهایی پوشانده اند که در واقع حکایت از نوع تکنیک و اجرای نقاشیها دارد.

در نهایت باید این سؤال را پیش کشید که آیا هنر نقاشی در آثار رایمن دست به نوعی خودکشی زده است؟

با وجود به حداقل رساندن همه ی عناصر تصویر، در این نقاشیها دیده می شود که آشوب و اغتشاش به حداقل رسیده و گه گاه حضور تنها یک رنگ یا تاش قلم مو در مرکز سفیدی ها هراسی زیباشناختی و در عین حال آرامشی بی پایان از خیره شدن به درونِ این سفیدی، سکون و خلأ را در بیننده می آفریند و هیچ گونه کمبود و نقصانی را در این نقاشیها نمی یابیم.

بخش هنری تبیان


منبع :

نشریه فیروزه

هنر مینیمالیستی

هنر مینیمالیستی

مینیمالیسم، چکیده نگاری، هنر مدرنیستی، پست مدرن
مینی مالیسم (کمینه نگاری)

مینی مالیسم (کمینه نگاری)

مکتب مینی مالیسم(کمینه نگاری) از جمله جنبشهای هنری معاصر است که به دنبال فرم گرایی ناب در هنر و در تقابل با اکپرسیونیسم انتزاعی در امریکا بوجود آمد.
UserName
عضویت در خبرنامه