• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1688
  • شنبه 1391/2/9
  • تاريخ :

با هم بخندیم
با هم بخندیم

جاده

معلم از مهرداد می پرسد: فرق خر با گاو چیست؟

می گوید: گاو هر وقت می خواهد از جاده رد شود دو طرف جاده را نگاه می کند، اما خر مثل گاو سرش را پایین می اندازد و رد می شود.

 

خسارت

به ناصر می گویند: پسرت رکورد شکسته.

می گوید: من که پولش را نمی دهم.

 

دزد

دزدی را گرفتند. از او پرسیدند: چرا از دیوار خانه ی مردم بالا رفتی؟

گفت: چون در خانه بسته بود.

 

نشانی

از پارسا می پرسند: کجای تهران می نشینی؟

پارسا: هر جا که خسته بشوم.

 

بشقاب پرنده

یک پرنده می نشیند روی یک بشقاب، می شود بشقاب پرنده!

 

چلوکبابی

بچه: مادر، امروز به یک آدم گرسنه کمک کردم.

مادر: آفرین عزیزم! چطور؟

بچه: نشانی چلوکبابی را به او دادم.

 

رضایت

ناظم: علی! در مدرسه ی قبلی از تو رضایت داشتند؟

علی: بله آقا! موقع اخراجم به همه شیرینی دادند.

 

خالی بندی

دو موش موقع غذا خوردن داشتند برای هم خالی می بستند!

اولی گفت: من صبح یه جیغ کشیدم و گربه فرار کرد.

دومی گفت: من غذا میل ندارم، داشتم می اومدم یه گربه خوردم!

 

خرمالو

کودک: خرمالو را چه طور می کارند؟

پدر: خرمالو را که نمی کارند! درخت خرمالو و آلو را به هم پیوند می زنند.

 

بخش کودک و نوجوان تبیان


منبع:سروش کودکان

مطالب مرتبط :

نمکدانی پر از خنده

یک نمکدان پر نمک

یک بغل خنده

شاد باشید!

زنگ خنده

خنده‌های قشنگ

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
ترش و شیرین

ترش و شیرین

مشتری: آقا کارت پستالی دارید که رویش نوشته شده باشه: فقط تو را دوست دارم؟ فروشند: بله داریم. مشتری: پس 12 تا بدید لطفا...!!!
با هم بخندیم

با هم بخندیم

حسنک تا ظهر خواب بود. مادر صدایش کرد و گفت: «حسنک بیدار شو؛ خسته نشدی این قدر خوابیدی؟» حسنک خمیازه ای کشید و گفت: «چرا مامان، خیلی خسته شدم. برای همین دوباره می خوابم تا خستگی ام در برود
 لطیفه

لطیفه

معلم: بگو ببینم ... تعریف بی نهایت چیه؟ شاگرد: آقا اجازه مقدار تکالیفی که برای عید به ما دادید!
UserName