• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2294
  • پنج شنبه 1391/2/28
  • تاريخ :

 دیگر وقتش نشده رفیق بازی را ترک کنیم؟

 

تنها


عده ای از ما  عادت داریم همیشه با کسی باشیم، نمی توانیم لحظه ای تنها باشیم و تصور یک لحظه تنهایی برایمان مشکل است. وحشت انگیز است.

نمی خواهیم تنها باشیم چون عادت کرده ایم به حرف زدن، به فریاد زدن، خودمان را با منم منم کردن ثابت کردن، و تعریف و تمجید دیگران را برگزیدن و کیف کردن ....

عده ای هم در این دوست برگزیدن و از تنهایی در آمدن حتما باید با جنس مخالف خود ارتباط داشته باشند، تا با رفیقشان اوضاع جور است شادند و می خندند و خدا نکند این رابطه شکرآب شود و یا قطع شود که وا مصیبتا از عالم و آدم طلبکارند تا رابطه ای دیگر شکل دهند و از این طریق به آراش برسند. و زندگی بدون این قرار جهنم است برایشان

 

قال الکاظم(علیه السلام): «یا هِشامُ اَلصَّبْرُ عَلَى الْوَحْدَةِ عَلامَةُ قُوَّةِ الْعَقْلِ، فَمَنْ عَقَلَ عَنِ اللهِ تَبارَکَ وَتَعالى اعْتَزَلَ أَهْلَ الدُّنْیا وَالرّاغِبینَ فیها، وَرَغِبَ فیما عِنْدَ رَبِّه وَکانَ اللهُ آنِسَهُ فىِ الوَحْشَةِ وَصاحِبَهُ فىِ الوَحْدَةِ وَ غِناهُ فرى الْعَیْلَةِ وَمُعِزَّهُ فی غَیْرِ عَشیرَة» .(1)

امام کاظم(علیه السلام) به هشام فرمود: «صبر و سازش با تنهایى نشان قدرت عقل است، هر که با خداى تبارک و تعالى آشنا شود، از دنیا و دلباختگان دنیا کناره گیرد، و بدانچه نزد خداست دل بندد، خدا در وحشت انیس او، و در تنهایى رفیق او، و بى نیازى او در زمان ندارى و عزّت او در بى کسى است».

حدیث درباره بحث جدایى از اهل دنیاست، و منظور از «وحدت» در این حدیث، وحدت در مقابل اهل دنیاست. فرمود: صبر بر کناره گیرى از اهل دنیا نشانه قدرت عقل است، پس کسى که خدا را به خوبى بشناسد از اهل دنیا و راغبین در دنیا جدا شده و راغب فیما عندالله مى شود و در این صورت است که خداوند چند هدف براى او تشکیل مى دهد: اوّل اینکه در وحشت، انیس او خداست، دوم اینکه در تنهایى، همنشین او خداست سوم اینکه بى نیازى او در فقر خداست و چهارم اینکه عزّت دهنده او خداست بدون اینکه داراى عشیره و خاندان باشد.

بحث اجتماعى یا انفرادى زندگى کردن در میان علماى علم اخلاق بسیار مطرح شده است. بسیارى از آنها معتقد بودند که عزلت گزیدن و به تنهایى زندگى کردن سبب تکامل انسان است، لذا پیروان خود را به جدایى از مردم و تنهایى دعوت مى کردند، ولى از نظر قرآن و احادیث اهل بیت(علیهم السلام) «عزلت» پسندیده نیست، چون زندگى و روح انسان، روح اجتماعى است و انسان مدنى بالطبع است بهترین عبادات ما که نماز جمعه و جماعت و حج است، در جمع انجام مى گیرد و اگر اصل، گوشه گیرى است پس این جمع براى چیست؟

منتها یک استثنا دارد که در روایات آمده است و این سبب شده است که بعضى خیال کنند اصل در «عزلت» است، روایت مى فرماید: زمانى که فساد بر اهل زمان غلبه پیدا کند وظیفه انسان گوشه گیرى است.

انسان به سبب خالى بودن از فضیلت، احساس تنهایى و وحشت مى کند، پس به واسطه ملاقات و رابطه با مردم شاد مى گردد و وحشت را از خود دور مى کند; و چون ذات آدمى با فضیلت شد، طالب تنهایى مى شود تا از تفکّر یارى جوید و علم و حکمت را بیرون کشد

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) درباره علّت گوشه گیرى ایشان سۆال شده است ایشان در جواب مى فرمایند: «فَسَدَ الزَّمانُ وَ تَغَیَّرَالإخوانُ، فَرَأیْتُ الاِنْفِرادَ أسکَنَ لِلفُۆادِ؛ زمانه فاسد شده و برادران تغییر کرده اند، بنابراین، آرامش دل را در تنهایى یافتم».(2)

امّا این در صورتى است که واقعاً فساد در همه جا باشد در غیر این صورت گوشه گیرى و تنهایى، سرچشمه بسیارى از مفاسد است یکى از مفاسد آن بدبینى نسبت به مردم است. دوم خودبینى و خودخواهى است که خود را اعلم الناس و ازهد الناس مى داند و باعث مى شود شیطان هم در تنهایى او را وسوسه کند و سوم اینکه اخلاق انسان در تنهایى بد و خشن مى شود.

امّا گاهى اوقات چاره اى نیست جز اینکه انسان گوشه گیرى اختیار کند که حدیث مورد بحث به آن اشاره دارد.

مرحوم نراقى در «جامع السعادات» بحث گسترده اى در باب «عزلت» دارد که خلاصه آن را ذکر مى کنیم:

کسى که به مقام اُنس رسید، دوستى خلوت و عزلت و دورى از مردم بر دل او غالب مى شود، زیرا مصاحبت و آمیزش با مردمان دل را از توجّه تام به خدا مشغول مى سازد.

از عزلت و مصاحبت کدامیک برتر است، زیرا علما در این مسأله دو نظر دارند، و اخبار نیز در این باره مختلف است، جمعى از علما عزلت و گوشه گیرى را بر مصاحبت و در آمیختن با مردم ترجیح مى دهند، و جمعى دیگر آمیزش و آمد و شد با مردم را بر گوشه گیرى برگ مى دانند.

گروه اوّل: بر اساس آنچه در مدح و ستایش و فواید عزلت رسیده نظر دارند، مانند سخن پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که وقتى از آن حضرت درباره راه نجات پرسیده شد، فرمود: در خانه خود بنشین، و دین خود را نگاهدار، و برگناه خود گریه کن.

و گفتار امام صادق(علیه السلام) که مى فرماید: زمانه تباه گشت، و برادران دگرگون شدند، و تنهایى و انفراد براى آرامش خاطر و اطمینان قلب بهتر است.

و فرمود: آشنایان خود را کم کن، و از آن که مى شناسى بیگانه شو.

و امّا فوائد عزلت بسیار است: مانند فراغت براى عبادت، ذکر، فکر، انس گرفتن به مناجات خدا، و دورى از گناهانى که اغلب انسان به سبب آمیزش با مردم در معرض آنهاست، مانند غیبت،ریاکارى و دیگر آفات زبان.

فواید ارتباط با مردم نیز فراوان است، مانند تعلیم و تعلّم، و کسب اخلاق فاضله از همنشینى با صاحبان آن، و شنیدن مواعظ و نصایح، و رسیدن به ثواب، حضور در نماز جمعه و جماعت و تشییع جنازه، عیادت بیماران، دیدار برادران، برآوردن حاجات نیازمندان، رفع ظلم از مظلومان و شاد کردن مۆمنان

گروه دوم: که مصاحبت را بر عزلت و گوشه گیرى ترجیح مى دهند بر اساس ظواهر اخبار در ستایش رابطه و انس و الفت گرفتن و فواید آن نظر دارند. مانند سخن پیامبر(صلى الله علیه وآله) که مى فرماید: «مَنْ فارَقَ الجماعةَ ماتَ میتَةَ الْجاهِلیَّةِ ؛ هر که از جماعت جدا شود به راه و رسم جاهلیّت بمیرد».

و فرمود: از غار نشینى بپرهیزید، و با عامّه مردم و جماعت باشید و در مساجد حاضر شوید.

فواید ارتباط با مردم نیز فراوان است، مانند تعلیم و تعلّم، و کسب اخلاق فاضله از همنشینى با صاحبان آن، و شنیدن مواعظ و نصایح، و رسیدن به ثواب، حضور در نماز جمعه و جماعت و تشییع جنازه، عیادت بیماران، دیدار برادران، برآوردن حاجات نیازمندان، رفع ظلم از مظلومان و شاد کردن مۆمنان.

پس نمى شود به طور مطلق بر ترجیح یکى بر دیگرى حکم کرد و صحیح این است که گفته شود: افضل بودن یکى از آن دو نسبت به اشخاص و احوال و زمان و مکان تفاوت مى کند، براى بعضى گوشه گیرى و عزلت تام، بهتر است، و براى بعضى دیگر رابطه و آمد و شد. و براى بعضى دیگر میانه روى در عزلت و الفت.

براى کسى که به مقام انس و استغراق رسیده، خلوت و عزلت پسندیده تر است.

اویس قرنى گفته است: هیچ کس را نیافتم که پروردگار خود را بشناسد و با غیر خدا انس گیرد.

و یکى دیگر از بزرگان مى گوید: شادى و لذّت مۆمن در خلوت و تنهایى به مناجات پرودرگار خویش است.

یکى از بزرگان نیز مى گوید: انسان به سبب خالى بودن از فضیلت، احساس تنهایى و وحشت مى کند، پس به واسطه ملاقات و رابطه با مردم شاد مى گردد و وحشت را از خود دور مى کند و چون ذات آدمى با فضیلت شد، طالب تنهایى مى شود تا از تفکّر یارى جوید و علم و حکمت را بیرون کشد.(3)

 

پی نوشت ها :

1. بحارالانوار، ج 70، ص 111 میزان الحکمه، مادّه «العزلة».

2. بحارالانوار، ج 47، ص 60  میزان الحکمه، مادّه «العزلة».

3. جامع السعادات، ج 3، ص 244 .

                                                                                                                                 فرآوری: محمدی 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع :‌کتاب گفتار معصومین ج 1،آیت الله مکارم شیرازی

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
هم نشینی های ممنوع !!!

هم نشینی های ممنوع !!!

مورد انتخاب دوست و اهمیت دوستی صحبت های زیادی رفته است و در عموم مباحثی که در مورد رابطه رفاقت و دوستی مطرح میشود بیشتر محور بحث بر این دور میزند که ملاک انتخاب یک دوست خوب چه میتواند باشد و با چه کسانی باید دوستی کرد و ساختار منطقی بحث هم همین روند ر
عاقبت دوستی با بدکاران لاابالی

عاقبت دوستی با بدکاران لاابالی

همان گونه که دوست خوب، آدمی را به سوی کمال رهنمون می شود و سعادت را برایش رقم می زند، دوست بد هم آدمی را به انحراف می کشاند و به جای اینکه پله پله او را به سوی کمال سوق دهد، پله پله به سقوط تباهی می کشاند. امام علی علیه السلام که مسیر پر خطر جاده کمال را
دوستی با 4 گروه ممنوع!

دوستی با 4 گروه ممنوع!

امام باقر (علیه السلام) می فرماید: پدرم به من سفارش فرمودند، با چند نفر نه هم نشین باش و نه هیچ راهی را با آنان برو و نه سخنی با آنان بگو: عرض کردم چه کسانی اند؟ فرمود: 1- دروغگو (که دور را نزدیک و نزدیک را دور می نماید) 2- فاسق و گناهکار (تو را به کمتر ا
UserName
عضویت در خبرنامه