• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1520
  • يکشنبه 1382/11/19
  • تاريخ :

تشكل‏هاى دانشجویى


كتاب: دانشگاه و دانشجو، ص 77

تألیف: دفتر مقام معظم رهبرى

كاركرد تشكلها

تشكلهاى اسلامى دانشجویان، اصلیترین شاخه‏ى فعالیتهاى دانشجویى به شمار مى‏آید؛ بویژه همزمان با اوجگیرى نهضت و پس از پیروزى آن، نقش مضاعف یافته و بار اصلى فعالیتهاى علنى دانشجویى را بر دوش داشته است.

مقام معظم رهبرى، بارها و بارها از این نقش اساسى یاد كرده‏اند و به تحلیل و تبیین حرمت آن پرداخته‏اند و از منظرها و زاویه‏هاى مختلف، بر ضرورت استمرار فعالیت تشكلهاى اسلامى تأكید داشته‏اند؛ از جمله مى‏توان به نكات زیر اشاره كرد:

1) تبلور نقش هدایتگرى نسل دانشجو: در سخنان پیشین اشاره شد كه رهبرى معظم انقلاب، مؤكدا بر جایگاه هدایتگرى نسل دانشجو تأكید ورزیده‏اند و آن را از دانشجویان طلبیده‏اند.بى‏تردید، حركتهاى انفرادى دانشجویى، نمى‏تواند چندان نقش چشمگیرى را در هدایت اجتماعى داشته باشد .آحاد دانشجویان، در محیطهاى كوچك ارتباطى خود مى‏توانند تأثیرگذارى كنند؛ اما وقتى كه دامنه‏ى تأثیر را افزونتر و گسترده‏تر بطلبند، چاره‏یى جز تشكلهاى اسلامى دانشجویى باقى نمى‏ماند.این گونه تشكلها هستند كه قادر خواهند بود اندیشه‏ها و اراده‏هاى فردى را در درون یك مجموعه‏ى دانشجویى تمركز بخشند و نقش هدایتگرى نسل دانشجو را مؤثرتر و بارزتر سازند:

در زمینه‏ى حركت سیاسى و انقلابى، شما وظیفه‏ى هدایت را هم به عهده دارید...؛ به خاطر این كه شما امكان بیشترى دارید...اما آنچه كه مى‏تواند مظهر این حركت هدایت‏آمیز و مظهر این فداكارى واین كار فوق‏العاده و این اضافه‏ى كار باشد، انجمنهاى اسلامى هستند. (1)

2) تضمین روح اسلامى دانشگاه: حفظ و تعمیق روح اسلامیت دانشگاه، از خواسته‏هاى جدى دین باوران است و بار اصلى این مسؤولیت، بر دوش بدنه‏ى دانشگاه ـ یعنى دانشجویان ـ خواهد بود؛ اما این رسالت، همانند دیگر وظایف اجتماعى، جز از طریق تأسیس و یا تقویت نهادهاى اجتماعى متناسب پدید نخواهد آمد و در این میان، نقش تشكلهاى اسلامى دانشجویى كه برخاسته از بدنه‏ى یاد شده هستند، نقشى اساسى و غیر قابل جایگزین است.

رهبرى معظم انقلاب، در سخنى اظهار داشته‏اند:

من به انجمنهاى اسلامى، ایمان عمیق و راسخ دارم.من نقش انجمنهاى اسلامى را خیلى زیاد مى‏دانم.نقش انجمنهاى اسلامى همین است؛ یعنى حفظ فضاى اسلامى و انقلابى در دانشگاه. (2)

همچنین در سخنى دیگر ابراز فرموده‏اند:

من به نقش انجمنهاى اسلامى هم بسیار معتقد و مذعن هستم.انجمنهاى اسلامى، اساسیترین قسمتهایى هستند كه مى‏توانند اسلام را به دانشگاهها بیاورند.این چند نفر جوانى كه به عنوان انجمن اسلامى در این دانشكده یا در این دانشگاه مشغول كار هستند، حتى گاهى نقششان از استاد و از مدیر و از مسؤولان، مؤثرتر و قویتر و نافذتر است؛ این را باید قدر بدانیم. (3)

البته بایستى یادآور شد كه متأسفانه در مواردى به واسطه‏ى كم‏توجهى به این نقش اساسى و درگیر شدن با سیاستبازى و طرد و جذبهاى‏قدرتمدارانه، تشكلهاى اسلامى دانشجویى پس از انقلاب، از تعمیق روح اسلامى در دانشگاه باز مانده و یا نقش لازم را در آن نیافته‏اند .در سر فصلهاى مربوط به «دانشگاه و دین» و «دانشگاه و سیاست» ، از این مقوله بیشتر سخن خواهیم گفت؛ اما به اجمال یادآور مى‏شویم كه اهمیت و حرمت تشكلهاى اسلامى دانشجویى بدان بود و هست كه فرهنگ دینى را در محیط دانشگاه روح و عمق بخشند و دانشجویان را از سطحى‏گرایى، بساطت، ایمان تقلیدى و...، به عمق تفكر دینى و شور و ایمان فرا خوانند؛ اما سوگمندانه باید گفت كه ارتباط تشكلهاى اسلامى به احزاب و گروههاى بیرون دانشگاه و نیز مراكز قدرت در داخل و بیرون دانشگاه، از این اهتمام اساسى كاست و آن را در گیرودار بالا بردنها و فروكشیدنها كشاند و آن توقع و انتظار را در كامها خشكاند.

رهبرى معظم انقلاب، در یادكرد امیدها و ناكامیها چنین فرموده بودند:

دل ما به انجمنهاى اسلامى خوش بود.از اول انقلاب، بچه‏هاى دانشجو كه به من مراجعه مى‏كردند، اینها را به ایجاد و توسعه‏ى انجمنهاى اسلامى تشویق مى‏كردم...و ما خیلى امید بسته بودیم .من عملا مى‏بینم انجمنهاى اسلامى آن مسیرى را كه مورد امید بود، نپیموده‏اند.انجمن اسلامى بایستى زمینه‏سازى كند، تا فكر دینى و فرهنگ دینى در دانشگاهها به صورت درست و عمیق و شایسته‏ى دانشجویش جا بیفتد.به جاى این، بسیارى از انجمنها ـ حالا من همه‏شان را خبر ندارم، اما تا آن جایى كه من اطلاع دارم ـ به بازیهاى سیاسى، كارهاى سیاسى و دسته‏بندیهاى سیاسى افتادند؛ دسته‏بندیهاى‏سیاسى بیرون از دانشگاه را به داخل دانشگاه آوردند. (4)

3) ضامن حفظ و پویایى انقلاب: تشكلهاى اسلامى در سطح جامعه و بویژه در محیطهاى دانشگاهى، بازوى پرتوان نهضت اسلامى در شرایط سخت و عسرت انقلاب بوده و هستند.در روزگار سنگربندیهاى حزبى در محیط دانشگاهى، در دوره‏ى جنگ و جهاد و پس از آن، هماره پشتوانه‏ى اساسى براى نظام و انقلاب بوده‏اند.

با همین دید، رهبرى معظم انقلاب از جایگاه انجمنها و تشكلهاى اسلامى و بویژه تشكلهاى اسلامى دانشجویى یاد كرده‏اند و نقش آن را ستوده‏اند:

انجمنهاى اسلامى، نه فقط در دانشگاهها، بلكه در كل ارگانها، یكى از برنده‏ترین سلاحهاى انقلاب هستند...این سلاح، سلاح بسیار برنده‏یى است. (5)

نقشهاى سه‏گانه‏ى تشكلهاى اسلامى دانشجویى، گوشه‏یى از شأن و موقعیت تشكلها را نشان مى‏دهد.به همین جهت بایستى به وظایف كلان و خرد مجامع اسلامى دانشجویى توجهى مجدد داشت؛ مشكلات و مخاطرات آن را مورد كاوش قرار داد و تمهیدات لازم را براى دستیابى به وظایف و پرهیز از خطرات جستجو كرد.

رسالت تشكلهاى اسلامى

تشكلهاى اسلامى دانشجویى، از نیازها و خواسته‏هاى درونى دانشگاه برآمده‏اند؛ با بخشنامه‏هاى یكروزه‏ى ادارى شكل نگرفته‏اند، تا یكشنبه پایان یابند؛ فرازهاى سخت نهضت اسلامى در چند دهه‏ى اخیر، تأسیس آن را ایجاب كرد و بر استمرار حضور آن تأكید ورزید و این نهادها را به عنوان واقعیت غیر قابل انكار و حذف محیط دانشگاه درآورد.

مقام معظم رهبرى، ضمن تأكید مداوم بر ضرورت حضور تشكلهاى اسلامى در محیط دانشجویى، از این زمینه‏ها یاد كرده‏اند و فلسفه‏ى حضور این نهادها را در پرتو تأمین آن آرمانها و خواسته‏ها بیان داشته‏اند.

گوشه‏یى از وظایف و رسالتهاى انجمنها و تشكلهاى اسلامى را در نكات زیر مى‏توان ارایه كرد:

1) مصونیت‏بخشى دینى، سیاسى محیط دانشگاه: تشكلهاى اسلامى با نامى كه برگزیده‏اند و تعلقى كه به اسلام و مكتب نشان داده‏اند، در خط مقدم حفاظت محیط زیست دانشگاه هستند .آنان بایستى با حساسیت لازم به مسأله برخورد كنند؛ سیاست بى‏اعتنایى و تساهل را پیشه نگیرند و در برابر آلایشهاى موجود و نفوذ آلودگیهاى جدید، از واكنش منطقى دریغ نورزند :

دانشجو، آن كسى است كه مى‏خواهد از این سفره [دانشگاه‏] تغذیه بشود.اگر دید گوشه‏یى از این سفره را كسى آلوده و مسموم و خراب مى‏كند، حق دارد نگذارد. (6)

ایشان در همین بیانات افزوده‏اند:

البته این كار اگر بخواهد درست انجام بگیرد، باید با یك سیستم‏بندى و با یك نظم و انتظام صحیح انجام بگیرد، كه من فكر مى‏كنم مظهر عمده‏ى آن، انجمنهاى اسلامى دانشجویان هستند . (7)

نكته‏ى اساسى در این مقوله آن است كه نگاه حفاظتى به حریم و حرمت دانشگاه، نبایستى سطحى و محدودنگر باشد.متأسفانه درمواردى، این رسالت در محدوده‏ى حجاب و نماز یك یا چند استاد یا دانشجو و یا مسایل مشابه آن محدود مانده است و روح اساسى این رسالت، یا مغفول مانده و یا به فراموشى سپرده شده است.

در سخنى هشدارانه، رهبرى معظم انقلاب، این نگاه ژرف را بیان كرده‏اند و به جزیى نگران و سطحى‏بینان، هشدار لازم را داده‏اند:

عزیزان من! به مسأله‏ى دین در دانشگاهها با این چشم نگاه كنید.مسأله این نیست كه مى‏ترسیم چهار نفر جوان در دانشگاه بى‏دین بشوند و بى‏دین بمانند و نماز نخوانند.البته همه‏ى اینها ایراد است.اگر خداى نكرده پسر یا دختر جوانى بى‏دین، لاابالى و به مقررات دین بى‏اعتنا باشد، اینها ایراد دارد؛ اما مسأله فقط به این‏جا تمام نمى‏شود. (8)

نكته‏ى دیگر آن است كه تشكلهاى اسلامى نبایستى كار خود را در درمان آلودگیها و بیماریها محدود كنند؛ كار اساسیتر، بهداشت محیط زیست دانشگاهى است.نهادهاى فرهنگى و از جمله تشكلهاى اسلامى، مى‏بایست با تأمین اطلاعات و تمهید فضاى مناسب، از ورود بیماریها و آلودگیها ممانعت كنند و گونه‏یى واكسینه و مصونیت درونى در محیط پدید آورند:

به مسأله‏ى تشكلهاى دینى دانشجویى با این چشم نگاه كنید؛ حالا اسمش هر چه هست، اسمها مهم نیست؛ مسماها و مضمونها مهم است....در دانشگاه كسانى هستند كه زود تحت تأثیر تبلیغات دشمن قرار مى‏گیرند؛ وسوسه‏ى نفس، آنها را زود مبتلا مى‏كند؛ یا از شبهه‏ها، خیلى زود متأثر مى‏شوند.شما باید به اینها مصونیت بدهید. (9)

2) تعمیق فرهنگ دینى: تشكلهاى اسلامى دانشجویى، به منظور اداى‏دین به دیانت و مكتب پدید آمدند.این تعهد، اصلیترین قید وجودى این نهادهاى دانشجویى است.نكته‏ى یاد شده ایجاب مى‏كند كه نهادهاى اسلامى دانشگاهى، به بررسى نقطه‏ى اساسى ضعف دینى در محیط دانشجویى بپردازند و راه علاج آن را جستجو كنند.

با یك نگاه ژرف كاوانه مى‏توان دریافت كه اساسیترین نكته را در ضعف تعبد یا كمرنگ بودن شعایر و یا مسایلى مشابه آن نمى‏توان دید.شاید در آن مقولات، ضعفها و یا نارساییهاى جدى دیده شود؛ اما چندان نیست كه خطر اصلى تلقى شود و ذهنها و عملكردها را به سوى خود متوجه كند.ضعف اصلى در محیط دانشجویى، اطلاع ناقص و سطحى دینى است.

گرچه ضعف اطلاعات مذهبى، مشكل عام جوامع اسلامى و از جمله كشور ماست، اما در محیطهاى بسته و گروههاى سنتى، ایمان و باور ریشه‏دار به انضمام دریچه‏هاى محدود اطلاعاتى موجب مى‏شود كه فقر اطلاعات مذهبى، اساس باور دینى را منهدم نكند؛ ولى در محیط دانشجویى، با توجه به گستره‏ى فضاى اطلاعاتى، شبهات و شكوك راه پیدا مى‏كند.در این شرایط، اگر سطح اطلاعات مذهبى ارتقاء پیدا نكند و عمق لازم را نیابد، موج شبهات به اضافه‏ى خودباورى كاذب موجب مى‏شود كه یا اساس باورهاى دینى مورد تهدید قرار گیرد، و یا بدعتهاى نوظهور به گونه‏یى مداوم، مشتریان تر و تازه پیدا كنند.

با همین نگرش، تشكلهاى اسلامى بایستى اساسیترین موقف و عملكرد خود را در تعمیق و ارتقاى فرهنگ دینى محیط دانشجویى بدانند و براى آن به برنامه‏ریزى جدى و اساسى روى آورند: انجمن اسلامى بایستى زمینه‏سازى كند، تا فكر دینى و فرهنگ دینى در دانشگاهها به صورت درست و عمیق و شایسته‏ى دانشجویش جا بیفتد. (10)

هدایت فكرى، دینى محیط دانشجویى در صورتى میسر است كه انجمنها و تشكلهاى اسلامى، رشد و ارتقاى معارف دینى را براى اعضاى خود در اهم مسایل قرار دهند و در گذر برنامه‏ها و موجهاى زودگذر، از بنیان‏سازى استوار عقیدتى در اعضاى خود غفلت نورزند:

مى‏شود انجمنهاى اسلامى تغذیه و تقویت بشوند و كانونى براى كارهاى اعتقادى گردند. (11)

بایستگیهاى تشكلهاى اسلامى

مجامع مسلمان دانشجویى، با تكلیفى بزرگ رو به رویند.این تكلیف بزرگ، بدون تمهید ره به جایى نمى‏برد و از ذهن و جهان مكتوب، رخ به عالم محسوس نمى‏نماید.

برخى از ضرورات را چنین مى‏توان برشمرد:

1) ملاك جاذبه و دافعه: بى‏تجربگى تشكیلاتى نسل دانشجو، به ضمیمه‏ى روحیه‏ى خاص دوره‏ى جوانى، مخاطراتى را در برابر جذب و دفعهاى تشكلهاى اسلامى پدید مى‏آورد.گاه به بهانه‏هاى واهى، عناصر مستعد و زمینه‏دار و پر انرژى، از حضور در این مجامع محروم مى‏مانند، و گاه عناصر ماجراجو و قدرت‏طلب و یا مشكوك، با تظاهر و ریاكارى، ره به درون انجمنها مى‏برند و خلل و اختلال در آن ایجاد مى‏كنند.

با همین عنایت، مقام معظم رهبرى تأكید فرموده‏اند: مواظب این جذب و دفعها باشید.مواظب باشید آن عنوانهایى كه براى جذب یا دفع معین مى‏شود، عنوانهایى باشد كه از كتاب و سنت گرفته شده باشد؛ بى‏خودى نباشد.كسانى را به بهانه‏هاى بیهوده و بیجا راندن و دفع كردن، اسلامى نیست.كسانى را با تظاهر و با اظهار حمیت دینى آوردن نیز اسلامى نیست.مواظب باشید این جا رودست نخورید. (12)

2) انعطاف پذیرى: انجمنهاى اسلامى به عنوان یك نهاد خودجوش و برآمده از نیازهاى دانشجویى، مى‏بایست سعه‏ى صدر، تحمل و انعطاف پذیرى را در صدر اخلاق رفتارى خود قرار دهند و پرخاشگرى، ستیزه جویى و برخوردهاى غیر منطقى را در شأن خود ندانند.

با همین توجه، رهبرى معظم انقلاب، انجمنها و مجامع اسلامى را حافظ روح وحدت و یكپارچگى دانشگاه دانسته و فرموده‏اند:

انجمنهاى اسلامى باید تشكل طبیعى انعطاف پذیرى در سطح دانشگاه باشند، تا بتوانند از تفرق و تشتت و چندگانه شدن دانشگاههاى ما در سطح كشور جلوگیرى كنند. (13)

3) تعهد به انقلاب و نظام: تشكلها و انجمنهاى اسلامى، فرزند انقلاب و برآمده از آنند؛ نباید به سهولت این ریشه را از یاد برند و موضعى خنثى و بى‏تعهد در برابر مشكلات انقلاب پیدا كنند.

در فصل «سیاست و دانشگاه» ، به تفصیل بیشتر از این مقوله سخن خواهیم گفت؛ ولى به اجمال بایستى یادآور شد كه متأسفانه در مواردى، فرزندان انقلاب و تشكلهایى كه از این بستر برخاسته‏اند و هویت و مشروعیت خود را از آن گرفته‏اند، به موضع انفعالى و بدهكارانه در برابرمدعیان فرصت خواه فرو مى‏غلتند.جبهه‏ى مهاجم، در قالبها و آرایه‏هاى گوناگون، چنان فضا را پر مى‏كند كه نیروى خودى از بیان و ابراز عقاید خویش باز مى‏ماند و براى آنكه به دهها برچسب ضد روشنفكرى متهم نشود، از بیان منطقى و مستدل دیدگاهها و عقاید خویش هم فاصله مى‏گیرد و به مرور یا در یكى از طیفهاى دگراندیش جاى مى‏گیرد، و یا با عملكردى خنثى و بى‏گرایش، حداقل طلب مصونیت مى‏كند، تا بتواند شخصیت معنون و محترم خود را محفوظ نگاه دارد:

انجمنهاى اسلامى باید آن حالت طلبكارى خودشان را در زمینه‏ى انقلاب و اسلام و روحیه‏ى انقلابى و اسلامى در دانشگاهها حفظ كنند.بدهكار نشوید؛ طلبكار انقلاب باشید.انجمنهاى اسلامى در دانشگاه، باید طلبكار انقلاب باشند و این را بخواهند.این، توقع زیادى نیست .اگر این احساس و این انگیزه و این حركت براى حفظ فضاى انقلابى در دانشگاه را یك گروه فعال دانشجو به عهده داشته باشند، زمینه‏هاى نامساعدى را كه در طول زمان در دانشگاه به وجود آوردند، بكلى خواهد شست و خواهد برد. (14)

4) اعتقاد به ولایت فقیه: حضرت امام خمینى (ره) با دفاع از ولایت فقیه، این اندیشه‏ى دیرین فقهى را حیات عینى بخشیدند و زمینه‏ى تحقق عملى آن را فراهم آوردند.انقلاب و نهضت امام، چنان با این ایده تنیده است كه تفكیك بین آن دو، ناممكن مى‏نماید.

تشكلهاى اسلامى كه خود را در خدمت نظام و انقلاب مى‏دانند، هرگز نمى‏توانند نسبت به این روح مایه‏ى انقلاب و قانون اساسى بى‏توجهى نشان دهند و با كمرنگ دیدن آن، همچنان دعوى انقلاب خواهى واسلام مدارى در محیط دانشگاهى داشته باشند، زیرا با تضعیف این اصل، جانمایه‏ى نهضت امام خمینى خواهد پژمرد و احیاى مجدد آن، براحتى ممكن نخواهد بود.آنان كه به امام و نهضت او دل نبسته بودند، از همان ابتدا تكلیف خود را با این اصل روشن كرده بودند و در موقع تصویب قانون اساسى، به گونه‏هاى مختلف به ابهام افكنى و شبهه‏آفرینى پیرامون این اصل پرداختند.اما آنان كه در جان و دل، به امام و نهضت او وابسته بودند و هنوز در آرمانهاى خویش، یاد و نام و اصول دیدگاههاى امام خمینى را مورد توجه قرار مى‏دهند، طبیعى مى‏نماید كه مى‏بایست بیش از پیش بر طرفدارى و دفاع از این اصل كوشا باشند و آن را در محوریترین بنیادهاى موضعگیریها و جذب و دفعها و...قرار دهند.

در مجموعه‏ى سخنان یاد شده، بى‏تردید سخن از فرد نیست.آنچه مهمتر مى‏نماید، آن است كه این نظام و انقلاب، با اصول و آرمانهایى شكل گرفته است كه در تحقق آن اصول و آرمانها، «ولایت فقیه» نقش محورى را داشته است.مقام معظم رهبرى در سال 61 در دیدارى دانشجویى، ضمن تأكید بر اصل ولایت فقیه در تشكلهاى دانشجویى، در مورد اهمیت و جوانب آن چنین فرموده‏اند :

شما اعتقاد به ولایت فقیه را جزو شرایط افراد قرار دهید.ولایت فقیه، یك نظم بر جامعه است...، حقیقتى بریده از جامعه نیست؛ یك نظام در جامعه است...، حكومت اندیشمندان اعتقادى در جامعه است...اعتقاد به ولایت فقیه، اعتقاد به یك خط اسلامى‏است.اعتقاد به ولایت فقیه، صرفا این نیست كه ما معتقد باشیم امام خمینى مى‏تواند در رأس جامعه قرار بگیرد؛ این اعتقاد به ولایت فقیه نیست....اعتقاد به ولایت فقیه، یعنى اعتقاد به یك برداشت و استمداد طلبى از اسلام. (15)

ویژگیهاى اعضاى تشكلها

تشكلهاى اسلامى دانشجویى، در عضویابى دوراهى سختى را در پیش دارند: از یك سو مى‏بایست به توسعه‏ى كمى اعضا و هواداران بیندیشند و خود را از یك گروه كوچك و اقلیت درآورند و در محیط دانشگاه، حضورى محسوس و عینى داشته باشند؛ از سوى دیگر، بى‏مبالاتى و بى‏قیدى در انتخاب اعضا، مخاطرات سختى را در برابر تشكلها ایجاد مى‏كند و ضعفهاى خصلتى، فردى را به درون جمع و تشكیلات مى‏برد و موجب تشتت و تفرقه یا فساد و بدنامى مجموعه خواهد شد.

مقام معظم رهبرى نیز به این دو بخش عنایت داشته‏اند.از یك سو، گسترش و توسعه‏ى كمى اعضاى انجمنها و تشكلهاى اسلامى را خواسته‏اند؛ از جمله فرموده‏اند:

توصیه‏ى دوم من این است كه دایره‏ى انجمن اسلامى را وسیع كنید.اگر بتوانید انجمن اسلامى را به گونه‏یى وسیع كنید كه شامل نصف دانشجویان بشود، این كار را بكنید. (16)

از سوى دیگر، در كنار این توصیه، هشدارها و رهنمودهاى پیوسته‏یى در مورد شرایط لازم براى انجمنهاى اسلامى داشته و دارند.در ادامه‏ى سخنان یاد شده، به راه جمع و تلفیق این دو نگرش، اشاره كرده‏اند:

البته یك حداقل بایستى باشد.هر كس را وارد انجمن اسلامى‏نكنید، كه انجمن اسلامى دیگر محتوا نداشته باشد؛ اما حداقلى را رعایت كنید.دیده‏اید كه احزاب مى‏گردند و آدم مناسبى را مى‏گیرند؛ همان كار را بكنید.آن دانشجوى جوانى را كه احساس مى‏كنید دل و روح مناسب و آماده‏یى دارد و مى‏شود او را آورد و یك خرده روى او كار كرد، انتخاب كنید.وقتى كه روى او كار كردید، او را به انجمن بیاورید. (17)

راه پیشنهادى یاد شده، نگرش منطقى تلفیقى است.از یك سو به شرایط و حساسیتهاى تشكلهاى اسلامى توجه شده است؛ و از سوى دیگر، توسعه‏ى كمى و پوشش انجمنها نیز مورد غفلت قرار نگرفته است.در این نگاه، مشابه برخورد احزاب و تشكیلات، حداقل شرایط مبناى پذیرش عضویت خواهد بود؛ اما در كنار آن، دیگر افراد و عناصر، خارج از تعلق و توجه نبوده و نیستند .در خصوص حداقل شرایط عضویت در تشكلهاى اسلامى، رهبرى معظم انقلاب به نكات زیر اشارت داشته‏اند:

1) رعایت خلوص و صداقت: نفاق و دورویى، تلون مزاج، هرهرى گرایى و امورى از این قبیل، آفت احزاب و تشكیلات در جامعه‏ى ما بوده و هست.بخش عظیمى از شكست احزاب سیاسى در كشورمان از مشروطه به بعد، از همین عامل اخلاقى، روانى نشأت گرفته است و هنوز گریبان تشكلهاى سیاسى ما را در خود فشار داده و مى‏دهد.

خوشبختانه عنصر صداقت، صراحت و یكرویه‏یى در نسل دانشجو كمیاب نیست.به واسطه‏ى اقتضاى سنى و تكاپوى جوانى، این نسل از صداقت و خلوص مناسب برخوردار بوده و هست؛ هر چند این خلوص و صداقت، در اثر برخورد با سیاستبازان بیرون دانشگاهى و یا گروههاى‏سایه، در مواردى كمرنگ شده و یا به استخدام سیاستبازان حرفه‏یى در آمده است.

رهبرى معظم انقلاب، تأكید بر عنصر خلوص و صداقت را در انجمنها، از زبان امام راحل چنین روایت كرده‏اند:

من دیده‏ام كه امام در غالب مواردى كه راجع به انجمنها صحبت مى‏كنند ـ چه انجمنهاى اسلامى دانشجویى و دانش آموزى و به اصطلاح فرهنگى، و چه انجمنهاى اسلامى كارى؛ وزارتخانه‏ها؛ كارخانه‏ها و غیر ذلك ـ روى این نكته كه در انجمنهاى اسلامى، خلوص و صداقت شرط اولى و اصلى است، تكیه‏ى فراوانى مى‏كنند؛ و این حق است.مراقب باشید، این نمكى كه مى‏خواهد مانع از گندیدن بشود، در واقع نمك باشد؛ یك ماده‏ى قابل گندیدن نباشد كه به جاى نمك آن‏جا قاطى كرده باشند. (18)

2) شعور و باور دینى: اعضاى انجمنها، با تبرك به نام اسلام، تعهد و باورى را عرضه داشته‏اند كه مى‏بایست در جان و عمل ایشان خود را بنمایاند.آنان باید بدانند كه اسلام شناسنامه‏یى، اسلام كلیشه‏یى، اسلام شعارى و احساسى و دیگر دینداریهاى مشابه، نمى‏تواند تشكل اسلامى دانشجویى را در جایگاهى ماندگار و اثرگذار قرار دهد.

رهبرى معظم انقلاب، در خصوص شرایط لازم براى اعضاى انجمنها فرموده‏اند:

افراد صادق، سالم، برخوردار از اندیشه‏ى عمیق اسلامى، و نه فقط احساسات اسلامى.یعنى در انجمنهاى اسلامى، یكى از ارزشها این است كه افراد از یك اندیشه‏ى عمیق اسلامى برخوردارباشند .(19)

و یا در سخنى دیگر فرموده‏اند:

انجمنهاى اسلامى اولین كارى كه بایستى بكنند، این است كه از لحاظ مایه‏هاى اسلامى، خودشان را غنى كنند.انجمن اسلامى به اسم نیست كه خیال كنید یك نفر بگوید من عضو انجمن اسلامى هستم؛ نه، انجمن اسلامى، كار اسلامى و فكر اسلامى و مایه‏هاى اسلامى و ارتباط با محورهاى بینش اسلامى و دانش اسلامى مى‏خواهد. (20)

انجمنهاى اسلامى علاوه بر فهم دینى، مى‏بایست تخلق رفتارى به اخلاق اسلامى را نیز جدى بدانند و حرمت آن را اندك نشمارند.انجمنهاى اسلامى، به عنوان منادیان دیانت در محیط دانشجویى، در صورتى كه ارزشهاى رفتارى اسلامى، انسانى را جدى نگیرند و به آن بهاى لازم را ندهند، شأن و حرمت دعوت به دیانت را از بین خواهند برد و از آثار سخن و دعوت خویش خواهند كاست:

كسانى باشند كه دانشجو وقتى آنها را نگاه مى‏كند، واقعا اسلام را در وجودشان مشاهده نماید: اخلاقشان، اخلاق اسلامى؛ برخوردشان، برخورد اسلامى؛ موضعگیریهایشان، موضعگیریهاى اسلامى؛ خصلتهایشان، خصلتهاى اسلامى. (21)

3) تیزهوشى و درایت: تشكلهاى اسلامى دانشجویى، نباید از افرادى با بهره‏هاى اندك هوشى و یا استعدادهاى متوسط پر شوند و این گروهها میدانداران حركتهاى دانشجویى مسلمان باشند .در غیر این صورت، تشكلهاى مسلمان از چند زاویه ضربه‏پذیر خواهند بود: اولا، جاذبه‏ى‏خود را در عناصر مستعد و باهوش از دست خواهند داد.ثانیا، ضعف منطق و بهره‏هاى خردورزى، موجب خواهد شد كه در جمع‏بندى و قدرت عمل و تصمیم‏گیرى درست، چندان توفیق نیابند.ثالثا، عناصر فاسد هوشمند، بسرعت امكان نفوذ در آن را بیابند و از سطحى‏نگرى و كم‏هوشى آنان سوء استفاده كنند و با رخنه در تشكیلات اسلامى، به مرور بر قلب هویت و جهت‏گیریها دست یازند:

عناصر انجمن اسلامى، ...از لحاظ هوشمندى، با عرضه بودن، با درایت و با كفایت بودن، باید بهترین باشند.متدینترین و باهوشترین و زرنگترین و كارآمدترین دانشجویان كه شوق به مطالعه دارند، زبان گفتگو و بحث دارند، تیزهوشى لازم را دارند، باید در انجمنهاى اسلامى متشكل بشوند. (22)

4) جدى گرفتن درس: در روزگارى از روزگاران نهضت، دانشجوى مبارز كسى بود كه به مبارزه و جهاد خود اولویت مى‏بخشید و درس و تعلم را در مرتبه‏ى ثانوى تلاشهاى خود قرار مى‏داد .در همان روزگار نیز افراط و تفریط اندك نبود؛ اما در مجموع، شرایط نهضت و قیام به گونه‏یى بود كه دل‏ندادن به درس و تعلم و اولویت دادن به تلاشهاى اجتماعى، سیاسى را توجیه مى‏كرد .اینك براى تشكلهاى اسلامى دانشجویى، به هیچ وجه آن روحیه توجیه‏پذیر نبوده و نیست.اعضاى این تشكلها، نه تنها نباید در زمره‏ى عقب‏ماندگان درسى تلقى شوند، بلكه مى‏بایست از پیشتازان درس و پژوهش باشند و در آن مسیر نیز الگوى دانشجویان دیگر به شمار آیند.

در شرایطى كه ابعاد مختلف رشد و توسعه‏ى ملى (اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و.). در هم تنیده است، دانشجوى مبارز و متعهد مسلمان كسى است كه در عرصه‏هاى مختلف حضور دارد و در هیچ حوزه‏یى تكلیف خود را در كمال‏یابى و اعتلاء پایان یافته نمى‏انگارد؛ از فرصتهاى فراغت خود مى‏گذرد، اوقات تلف شده را بهره‏ورى و بازیابى مى‏كند؛ اما به محصور ماندن خود در یك چارچوب و عقب‏ماندگى در حوزه‏هاى دیگر تن نخواهد داد.او مى‏كوشد كه فهم دینى، درك انقلابى، اطلاعات اجتماعى و عمل سیاسى را با تلاش جدى براى تحصیل و تعلم بیامیزد و یك توفیق همه جانبه را در زندگى خویش به نمایش آورد:

البته شماها فقط هم به این مسأله اكتفا نكنید؛ درس خواندن هم چیز مهمى است.قبل از انقلاب، دانشجویانى از قبیل شما به ما مراجعه مى‏كردند كه چه كار كنیم؟ ما بیشتر به آنها مى‏گفتیم كه بروید مبارزه كنید.البته نمى‏گفتیم از دانشگاه بیرون بروید؛ اما هیچ وقت به دانشجوى مبارز نمى‏گفتیم برو درس بخوان، تا او مبارزه را كنار بگذارد؛ به خاطر این كه معتقد بودیم باید همه‏ى نیروها را داخل یك بازو بدهیم، بلكه این ستون درهم فرو بریزد، و الحمد لله فرو ریخت.امروز مردم به شما احتیاج دارند و شما دیگر صاحب این نظامید.شما كه نمى‏توانید بروید از جاى دیگر نیروى انسانیتان را بیاورید؛ باید جواب بدهید.شما هستید كه باید ایمان مردم را خوب كنید، كارخانه‏ى مردم را راه بیندازید، مزرعه‏ى مردم را آباد كنید، دستگاههاى مردم را اداره كنید، كتاب براى مردم بنویسید؛ بنابراین خودتان را آماده كنید.مبادا كار انقلابى و كار فكرى و كار اسلامى در دانشگاهها، با كار درسى منافات پیدا كند.انسان درس را هم مى‏خواند؛ چون محیط وقتى محیط انقلابى و اسلامى شد، در یك محیط اسلامى، آن درس خواندن و آن حركت اسلامى مى‏تواند با همدیگر كاملا همساز و هماهنگ انجام بگیرد.(23)

آفات و خطرات

مجامع مسلمان دانشجویى مى‏بایست به لغزشگاههاى مسیر پر پیچ و خم خویش واقف باشند؛ گردنه‏هاى صعب العبور سیر و سفر خود را دریابند و متناسب با آن، سرعت و حركتشان را تنظیم كنند .

مقام معظم رهبرى با تمامى تشویقها و تأكیدهایى كه همواره در مورد حضور و فعالیت تشكلهاى اسلامى دانشجویى داشته و دارند، مكررا به آفات و خطرات راه اشاره كرده‏اند و گوشه‏یى از صعوبت فعالیت تشكیلاتى دانشجویى را نمایانیده‏اند.از جمله، به نكات زیر مى‏توان اشارت داشت:

1) پرهیز از هرج و مرج و اغتشاش‏گرایى: پیشتر، از ویژگى اغتشاش‏پذیرى محیط دانشگاه و ویژگیهاى سنى، خصلتى دانشجویى سخن گفته‏ایم.این نگرش مى‏بایست همواره فرادید تصمیم‏گیرندگان تشكلهاى دانشجویى باشد و با ایجاد جرقه‏هاى ناپیدا در خرمن عواطف و احساسات، آتش و دودى را برنسازند كه شعله و آفت آن همگان را در برگیرد.

روآورى به محیط هرج و مرج‏گون دانشگاه، گاه با موضعهاى تند انتقادى علیه سیستم و نظام رخ مى‏نماید و خود را در چهره‏ى مدافع سرسخت و پایدار معترضان نشان مى‏دهد.در این وادى، گاه و بیگاه برخى از انجمنهاى اسلامى و تشكلهاى دانشجویى فرو غلتیده‏اند و درقالب مواضع انتقادى تهاجمى، بذرهایى را در گرایش به نظم‏گریزى پاشیده‏اند.این آفت، گر چه پر شتاب نبود، اما در اوضاع و احوال جارى جدیدتر مى‏نماید.

در مواردى دیگر، هرج و مرج‏گرایى در محیط دانشگاهى، با اصولگرایى كاذب خود را نشان مى‏دهد .برخى از تشكلها و مجامع مسلمان دانشجویى، با جوسازى و فضاپرورى در مورد ایده‏ها و شعارها و شعایر مقدس، ره را به نقطه‏یى مى‏برند كه با راه نخست چندان فاصله‏یى ندارد و همان زمینه‏سازى اغتشاش و هرج و مرج را به همراه دارد.

رهبرى معظم، در عین تأكید بر احساس مسؤولیت دینى، سیاسى تشكلهاى مسلمان دانشجو، فرموده‏اند :

البته من نمى‏خواهم بگویم كه هر دانشجویى در گوشه‏یى بنشیند و دست استادى را كه بر خلاف نظرش بود، بگیرد و از كلاس بیرون كند.من هیچ معتقد به این هرج و مرجها نیستم. (24)

و یا در سخنى دیگر، این موضع هشدار دهنده را در مورد فعالیتهاى انجمنها چنین بیان داشته‏اند :

نگذارید انجمن اسلامى را به عنوان یك واحد آنارشیستى دربیاورند.من خیال مى‏كنم یكى از حربه‏هایى كه مى‏توانند علیه نیروهاى مؤمن به كار ببرند، همین است؛ حركتى انجام بدهند كه بگویند اینها آنارشیست و هرج و مرج طلبند.نباید بگذارید كه فكر هرج و مرج‏طلبى نسبت به انجمنهاى اسلامى رشد كند و رواج پیدا كند؛ اما به صورت یك گروه آگاه، متین، شجاع و صاحبخانه در دانشگاه، با مسایلى كه اندك مساسى با انقلاب و اسلام دارد، برخورد كنید .(25)) فعالیت سیاسى، و نه سیاستبازى: مرز «فعالیت سیاسى سالم» با «دوزه‏بازیهاى سیاسى» ، مرزى ظریف و لغزنده است؛ به همین جهت، شورداران تحرك سیاسى، اجتماعى در خطر آنند كه در این وادى مشتبه بلغزند و بر موج نامعلوم سوار گردند و از ناكجا آباد سیاست سر درآورند .تلقى دیرین و عامى كه از «سیاسى بودن» در جامعه‏ى ما وجود دارد، برخاسته از همین مرزهاى لغزنده و مشتبه است.مردم ما دیده‏اند كه چه بسیار شیفتگان خدمت كه به واسطه‏ى شبهه‏ها و لغزندگیها، در وادى قدرت غلتیده‏اند و از آن به سلامت بیرون نیامده‏اند.این تجربه‏هاى مكرر، بر خادمان صحنه‏ى جامعه و سیاست تكلیف مى‏كند كه به ویژگیهاى فعالیت سیاسى مثبت دست یابند و علایم هشداردهنده‏ى شور و نشاط و تحرك مناسب سیاسى را از جنب و جوشهاى ناسالم بشناسند و به مقتضاى آن، عمل سیاسى خود را تنظیم كنند.

مقام معظم رهبرى، بارها و بارها این هشدار مقدس را به مجامع دانشجویى داده‏اند و ضمن تأكید بر فعالیت و نشاط سیاسى، از آفات سیاستبازى در محیط دانشگاه سخن گفته‏اند؛ از جمله:

ورود در سیاست كه شماها مى‏گویید و درست هم است و توصیه‏ى همیشگى ما هم همین است، غیر از سیاستبازى است.(26)

در سر فصل «دانشگاه و سیاست» به تفصیل از این نقطه نظرات آگاه خواهیم شد؛ اما به اجمال و اشارت مى‏توان به یك عنصر اساسى در مرزشناسى این دو توجه داشت.فعالیت سیاسى سالم، بر عنصر فهم و ارتقاى شعور سیاسى استوار است.در این نگرش، تلاش سیاسى معطوف به تكامل فهم درست سیاسى است.دانشجو در فعالیت سیاسى‏خود، به دنبال پاسخ‏یابى و گره‏گشایى سؤالات و ابهامات سیاسى خود است، تا بتواند متناسب با آن، موضع تكلیفى خود را بیابد و عمل كند .اما در نگرش سیاستبازانه و سیاسیتكارانه، فهم سیاسى در حاشیه‏ى عمل سیاسى است و عنصر «قدرت» و جا به جایى مهره‏هاى سیاسى، محور عمل سیاسى است.كوشندگان میدان سیاست، در این شكل و قالب، تلاش مى‏كنند كه فرد و یا مجموعه‏یى را به عرشه‏ى قدرت بنشانند و یا از تخت منزلت فرود آورند.تمامى گفت و شنودها و پچ‏پچها و شایعه‏ها و بگومگوها، براى جابه‏جایى مهره‏ها و اقتدار افزونتر فرد، گروه و یا جبهه‏یى است در مقابل فرد، گروه و یا جبهه‏ى دیگر.

با این نگاه، هر فرد و یا مجموعه‏ى سیاسى كه در محیط دانشگاه به تلاش سیاسى رو مى‏آورد، مى‏تواند خود را محك شناسى كند و میزان سلامت و یا انحراف عملكرد سیاسى خود را بازیابد .

رهبرى معظم انقلاب، در هشدار مشفقانه‏یى كه به فرزندان دانشجوى خود داده‏اند، فرموده‏اند :

من با تجربه‏یى كه دارم، برادرانه و پدرانه به شما مى‏گویم كه...دانشگاه باید مركز سیاست باشد.من با این مطلب موافقم؛ یعنى دانشجو مسایل سیاسى كشور را بفهمد، درباره‏ى آنها فكر كند و به یك نظر برسد.مثلا شما درباره‏ى سیاست خارجى دولت تحقیق كنید و آن را مورد بررسى قرار دهید؛ اگر ابهامى دارید، از مسؤولان بپرسید؛ بعد به یك نظر برسید كه این سیاست درست است، این سیاست غلط است، این سیاست ناقص است و این گونه كامل مى‏شود.ورود در سیاست، معنایش این است...عنصر سیاسى، یعنى این.اما به این‏بازیهاى سیاسى كه در خارج از دانشگاه هست و آن را به دانشگاهها مى‏كشانند، مطلقا وارد نشوید.این، آن را رد مى‏كند و آن، این را رد مى‏كند....نگذارید انجمن اسلامى به این كه طرفدار فلان باند و یا ضد فلان باند است، آلوده شود؛ این گونه وارد نشوید.اگر این كار را كردید، انجمن اسلامى به سرنوشت بدى دچار خواهد شد. (27)

ورود در كشاكشهاى سیاستبازان، مجامع دانشجویى را گرچه هیاهودار مى‏كند و زنده باد، مرده‏بادهایى را در پى دارد، اما به میان تهى‏كردن بافت و درون این مجامع خواهد انجامید و آنان را چونان خوره‏یى، از درون خواهد خشكاند.در این شیوه، تشكلهاى مسلمان دانشجویى، به جاى آیینه‏ى تمام نماى تحرك سیاسى دانشجویى، به اقلیتى ماجراجو و اهل زدوبند سیاسى بدل خواهند شد و قدرت فراگیرى و گسترش دهى خود را از كف خواهند داد:

من الان انجمنهاى اسلامى‏یى را مى‏شناسم كه...وارد این دسته‏بندیهاى سیاسى شده‏اند، از آن حقایق دور افتاده‏اند، از كار خودشان دور افتاده‏اند و در میان دانشجویان هم غریب شده‏اند.شما سعى كنید كه در میان دانشجویان غریب نباشید.من مخصوصا روى كمیت بچه‏هاى انجمن اسلامى تكیه دارم.مواظب باشید كه انجمن اسلامى به عنوان یك اقلیت كوچك محدود كه منزوى است و یك گوشه اتاقى براى خودش دارد و نقى هم مى‏زند، نباشید.انجمن اسلامى باید به صورت یك چهره‏ى عمومى، یك پرچم و یك نماد براى دانشگاه به حساب بیاید. (28)

3) برخوردهاى افراطى: مسؤولیت باورى تشكلهاى اسلامى دانشجویى، مایه‏ى امید و نقطه‏ى اتكاء بوده و هست.با این روحیه، انجمنها و مجامع دانشجویى شكل گرفته‏اند و فلسفه‏ى بقا یافته‏اند و امیدهایى را بارور ساخته‏اند؛ اما دقیقا همین نقطه‏ى قوت، در مواردى مى‏تواند به نقطه ضعف بدل گردد و نتیجه‏ى معكوس به دست آورد.در سالیان پیروزى نهضت، این موارد اندك نبود.در مواردى، روحیه‏ى احساس تكلیف و دین‏باورى و انقلاب مدارى، چنان شور و شعله بر جان و دل مى‏افكند كه وادیان آن را از تأمل در چند و چون راههاى وصول به دور مى‏ساخت و عشق به نتیجه و مطلوب، ایشان را از كاوش در مسلك و مسیر باز مى‏داشت.

پیشتر، از ویژگیها و حساسیتهاى محیط دانشگاه و نسل دانشجو سخن گفتیم.این نكات موجب این تأمل بوده و هست كه هر تصمیم و حركت دانشگاهى، مى‏بایست به تأملات دقیق و كاوشهاى اساسى و مشورتهاى همه جانبه و خردورزانه و مجربانه متكى باشد.صرف آرمانهاى درست، عملكردها و رفتارها را موجه نمى‏سازد؛ شیوه‏هاى درست، به اندازه‏ى اغراض نیك اهمیت دارند.این نكته، بویژه در جمع حساس، نكته سنج و نقاد دانشگاهى و دانشجویى، اساسیتر و مهمتر خود را مى‏نمایاند.شاید در میان توده‏هاى عام مردم، برخوردهاى ناسنجیده در زرورق اهداف مقدس، كمتر آزردگى ایجاد كند؛ اما در محیط خردورزانه و سخت پسندانه‏ى دانشجویى، هر اقدام سبك و نابخردانه، مى‏تواند مشروعیت آرمانها و یا اصول را هم زیر سؤال برد و در حقانیت آن هم خدشه وارد كند.

مقام معظم رهبرى، ضمن تأكید مداوم بر تلاشهاى مؤمنانه‏ى‏دانشجویى، هماره از كم‏پختگى و بى‏گدار به آب زدن برخى از اقدامات در سطح دانشگاه، رنجیده خاطر بوده‏اند و به تناسب زمان و مكان، به تصریح و تندى و یا به اشارت و ملایمت، نسبت به عواقب آن هشدار داده‏اند :

چرا باید این گونه خطاها در دانشگاهها وجود داشته باشد؟ خطاهایى از نوع كارهایى كه افراد متوسط را از دین زده مى‏كند.به اینها باید توجه كنید.همین چندى پیش خبر آوردند ـ این را افراد مورد اطمینانى گفتند كه اگر اسم بیاورم، یقینا شماها شك نمى‏كنید كه از روى اطلاع و صدق گفتند ـ به مناسبت ماه محرم و یا صفر، كلاس درس را تعطیل كرده‏اند و گفته‏اند كه همه بیایند در مراسم سینه‏زنى شركت كنند! این در دانشگاه از طرف چه كسى مى‏تواند باشد؟ اصلا به چه مناسبت؟ حالا كلاس تعطیل بشود، بروند سینه‏زنى بكنند كه چه بشود؟ ! تعطیل هم نباشد، بروند سینه بزنند كه چه بشود؟ ! البته این یك نمونه است؛ اما از این قبیل...مسایل فراوانى وجود دارد كه بایستى برگردید و ببینید ریشه‏هاى ایراد كار چیست، آنها را برطرف كنید. (29)

4) تأثیرپذیرى از احزاب و گروههاى خارج از دانشگاه: فعالیت سیاسى دانشجویى بایستى درون‏زا باشد؛ تابع اغراض و امیال سیاستمداران بیرون دانشگاه نباشد؛ آنان در مكانت سكاندارى هدایت فكر و عمل سیاسى مجامع دانشجویى قرار نگیرند و به حكم تجربه و قدمت و زرنگیهاى سیاسى، مجامع دانشجویى را چونان موم، در قالب و قامت خواسته‏هاى خود در نیاورند.

متأسفانه جنبش دانشجویى در كشور ما از دهه‏ى بیست و سى به بعد، هماره از این تأثیرپذیرى مفرط رنج برده و هنوز در آلام آن بسر مى‏برد.براى احزاب و تشكلهاى بیرونى، استفاده از این منابع پرنشاط و كانونهاى متراكم انرژى و حیات، رؤیایى بوده است كه همواره به تفسیر و تعبیر آن تلاش ورزیده‏اند و اقدامات خود را در این راه متمركز ساخته‏اند.از همان دهه‏هاى طلایى حركتهاى پرشور و نشاط دانشجویى تاكنون، احزاب و جبهه‏ها و سازمانهایى چون حزب توده، جبهه‏ى ملى، سازمانهاى چریكى مسلح و غیره و غیره، به طعمه‏یابى در نسل دانشجویى برخاسته و در این راه، به تأسیس و یا در خدمت گرفتن تشكلهاى دانشجویى همت گمارده بودند .

در این مسیر پرپیچ و خم، برنده‏ى اصلى، احزاب و گروههاى بیرونى، و بازنده‏ى اصلى، محیطهاى دانشجویى بوده‏اند.سیاستمداران و سیاستبازان بیرون دانشگاه، این جمعیت را پشتوانه‏ى مكنت و شوكت خود قرار مى‏دادند و به زد و بندهاى قدرت مى‏پرداختند و در نتیجه، مجموعه‏ى جنبشهاى دانشجویى كشور، تابع متغیر اهداف و اغراض متمول در مى‏آمدند و در قوت و نزارى، به شرایط و احوال آنان بستگى مى‏یافتند.

اینك، براى یك حیات مستمر و پایدار فعالیتهاى دانشجویى، و فاصله‏یابى آن از چرخشهاى محتمل و یا متیقن احزاب ناپایدار بیرونى، ضرورى مى‏نماید كه مجامع مسلمان دانشجویى، خود به هویت خویش ایمان آورند و از مأمن یافتن در دكانهاى سیاسى بیرون دانشگاه فاصله گیرند.

البته بایستى یادآور شد كه مجامع دانشجویى، همانند هر تشكل سالم‏سیاسى، اجتماعى حق دارد كه همكاران و همراهانى از داخل و خارج دانشگاه بجوید و همدلیها و همراهیهاى منقطع و یا مستمرى برقرار سازد؛ اما نكته‏ى مهم و اساسى آن است كه در این همراهى و همپایى، نباید مجامع دانشجویى از خود سلب هویت كنند و به احزاب و تشكلها و شخصیتهاى بیرون اتكاء كنند و جنگ و گریزهاى آن احزاب و تشكلها را اساس گرایش و عمل خود قرار دهند و بازیچه‏ى اهداف و خواسته‏هاى آنان درآیند و چونان پیادگان بازى شطرنج سیاستبازان حرفه‏یى، از این سو به آن سو روند، و آن كنند كه نمى‏دانند و نمى‏خواهند و....

رهبرى معظم انقلاب، به این نكته‏ى اساسى توجه عمیق مبذول داشته‏اند و از جمله فرموده‏اند :

نگذارید مشكلات بیرون دانشگاه ـ سیاسیكاریها و باندبازیها و امثال آن ـ خود را بر تجمعها و تشكلهاى دانشجویى تحمیل كند و وارد بشود.البته هر گروهى در بیرون دانشگاه علاقه دارد كه یك مجموعه‏ى دانشجویى به عنوان ابزار كار داشته باشد كه در هنگام لازم از آن استفاده كند و آن گروه برایش فریادى بكشد؛ نباید بگذارید چنین بشود.البته بدیهى است وقتى انسان در مسایل گوناگون كشور ـ دینى یا سیاسى ـ فعالیت مى‏كند، ممكن است با افرادى خارج از محیط دانشگاه همكارى كند؛ این همكارى ایرادى ندارد؛ اما این‏طور نباشد كه دو نفر در بیرون با هم دعوا كنند، ما در دانشگاه به هواى آن دو نفر دعوا كنیم و مشكلات آنها به ما كه دانشجو و در دانشگاهیم، منتقل بشود. (30)

5) تفرقه و اختلافات درونى: تفرقه و اصطكاك در تشكلهاى دانشجویى ـ و بویژه تشكلهاى مسلمان دانشجویى ـ از رخدادهاى رایج و مرئى دانشگاههاست.در این مقوله، اختلاف نامها و سلیقه‏ها و گونه‏یى از اصطكاكها، طبیعى و تخلف‏ناپذیر است؛ اما مشكل آن خواهد بود كه این مبادى طبیعى، به برخوردهاى حذفى و غیر اصولى بینجامد.

مقام معظم رهبرى، از این برخوردهاى افراطى و حذفى در روابط نیروهاى مسلمان، مكررا گلایه‏مندى خود را علنى ساخته‏اند و همراهى و همدلى نیروهاى مدافع اسلام و انقلاب را وظیفه‏ى شرعى، دانشجویى مجامع یاد شده دانسته‏اند:

متأسفانه من الان مى‏بینم كه بین نیروهاى مسلمان در دانشگاه، یك سرى درگیرى وجود دارد و نیروهاى مسلمان یكدیگر را به اندك بهانه‏یى حذف مى‏كنند. (31)

ریشه‏ى برخوردهاى حذفى، در تهمتها و برچسبهاى غیر اخلاقى است، كه متأسفانه كم و بیش رواج دارد.گروههاى گوناگون، به جاى تحمل سلیقه‏ها و دیدگاهها، با معیار و محور قراردادن تلقى خویش از اسلام و انقلاب و امام و رهبرى، كوشش مى‏دارند كه خود را در نقطه‏ى مركزین اسلام و امامت و ولایت قرار دهند و هر آن كس را كه در سلیقه و تفكر ایشان نمى‏گنجد، چنان از منظومه‏ى دین‏خواهى، اسلام‏باورى و انقلابیگرى كنار افكنند كه رؤیاى مجالست و همجوارى را نه خود داشته باشد و نه دیگران به آرزو و تمناى آن بپردازند.

رهبرى معظم انقلاب، از همان سالهاى اولیه‏ى پس از پیروزى نهضت، به این آفت اخلاقى در مجامع دانشجویى مسلمان توجه داشته‏اند و اظهار كرده‏اند: نیروهاى مسلمان همدیگر را به اندك بهانه‏یى حذف مى‏كنند؛ در حالى كه هیچ شك نیست كه این فرد مسلمان است و به انقلاب و به اسلامى شدن دانشگاه معتقد است.چرا این كار باید بشود؟ ما چه قدر بایستى سختگیر باشیم، تا نوبت حذف به عناصر مؤمن برسد.به اعتقاد من، از هیچ طرف، برادران مسلمان و مؤمن و معتقد به انقلاب، نسبت به یكدیگر با سختگیرى معامله نكنند.نه كسى را به عنوان این كه تندروست و با تندروى خودش مثلا دانشگاه را خراب مى‏كند، مورد فشار قرار بدهند، نه با این تهمت و برچسب كه این شخص مثلا انقلاب را درك نكرده، مسلمان است، اما به درد كار نمى‏خورد، لیبرال است، سهل‏گیر است، علم گراست، كنار زده شود. (32)

متأسفانه در مواردى، كشاكشها و اصطكاكهاى درون مجامع دانشجویى مسلمان به گونه‏یى است كه از همراهى با اغیار و بیگانگان دلخوش‏ترند، تا مجالست و مؤانست با خودیها! چنان شعله‏ى اختلاف سلایق ـ كه با پاره‏یى از هیمه‏هاى منیت و خودمدارى مشتعلتر شده است ـ برافروخته مى‏شود كه با فلان عنصر بیگانه از اسلام و انقلاب و امام، با تجلیل و تكریم مواجه مى‏شوند، ولى از هرگونه همكلامى با نیروهاى خودى دریغ مى‏ورزند!

رهبرى معظم انقلاب، مكررا این نقطه‏ى دریغ را یادآور شده‏اند و شكوه‏ى خویش را از آن باز گفته‏اند:

این عده مسلمانان فعال دو، سه دسته‏اند: این دسته با آن دسته بد است، آن دسته با این دسته بد است، آن یكى با هر دوى اینها بد است! این، شكست است.انگارى كه براى دشمنى، دیگر امریكا وجودندارد، استكبار وجود ندارد، گروهكهاى توطئه‏گر نیستند و از بین رفته‏اند، همه‏ى موانع را برطرف كرده‏ایم و همه‏ى آن گیاهان مضر سمى كشنده را قلع و قمع نموده‏ایم، حالا آمده‏ایم بین دو گل نگاه مى‏كنیم و مى‏خواهیم گلترین و زیباترینش را انتخاب كنیم و آن یكى كه یك ذره گوشه‏اش ساییده است، دور بیندازیم.مگر مسأله این طورى است؟ چرا مسلمانان با همدیگر نمى‏سازند؟ چرا بچه مسلمانان به بهانه‏یى همدیگر را طرد مى‏كنند؟ یكى، آن دیگرى را چپ مى‏داند؛ یكى، آن دیگرى را راست مى‏داند...من همیشه مى‏گفتم كه جناح الف و ب، ولى حالا باید بگویم جناح الف و ب و پ و ت و ث! گاهى دیده مى‏شود كه یكى از این جناحها ـ كه همه‏ى اینها مسلمانند و جزو ابجد اسلامیند ـ حاضر است با كسى یا كسانى خارج از این ابجد دست دوستى بدهد، اما با كسانى از اینها حاضر نیست چنین كارى بكند! گاهى تعصبشان نسبت به همدیگر این قدر زیاد و تند است.چرا؟ به چه دلیل؟

«و اللذین معه اشداء على الكفار رحماء بینهم»

.چرا این آیات صریح قرآن یادمان مى‏رود؟ هر چه مى‏توانید، با كفار شدید باشید؛ اما بین خودتان رحیم و با گذشت باشید. (33)

و یا در سخن دیگر فرموده‏اند:

من الان مى‏بینم كه گاهى اوقات گروههاى مسلمان و مؤمن در دانشگاهها، نسبت به همدیگر بیشتر حساسیت دارند، تا نسبت به آن دانشجویى كه اصلا براى هیچیك از این معارف و این ارزشها اعتبارى قایل نیست؛ او را كأنه فراموش كرده‏اند.حتى آن كسى كه خباثت مى‏كند، ضدیت مى‏كند، اهانت مى‏كند، او را یادشان رفته و به هم‏پرداخته‏اند!(34)

در این تفرقه‏ها و اختلافات درونى، عمدتا گروههاى معاند و رقیب و یا حداقل خنثى و بى‏هویتند كه برد اصلى را خواهند داشت.آنانند كه در این جنگ و گریزها سالم مى‏مانند و در امنیت كامل، بذرپاشى و نیرویابى مى‏كنند؛ از آب گل‏آلود ماهى مى‏گیرند و فوج فوج جوان سرخورده از زنده‏باد، مرده‏بادهاى دانشجویى را در دام خویش مى‏افكنند.

مواظب باشید، در حالى كه گروههاى گرایشمند به اسلام و انقلاب، هر كدام به دلیلى نكته‏یى در آن گروه دیگر مى‏یابند كه آنها را از هم جدا مى‏كند، نتیجه به سود غیر اسلامیها تمام نشود. (35)

حل اساسى تفرقه‏ها و دسته‏بندیها، در بازگشت مجدد به خویشتن است.هر فرد و گروه، مى‏بایست از مطلق بینى و مطلق انگارى خود و گروه خود فاصله گیرد؛ خطا را در ایده‏ها و سلیقه‏ها و دیدگاههاى خود محتمل بدارد؛ و از دیگر سو، احتمال صواب در گروه دیگر را روا دارد و مهر بطلان بر تمامى افراد و گروههاى رقیب برنزند و خود را در عرش خطاناپذیرى، و دیگران را غوطه‏ور در خطا و انحراف نداند:

كسانى كه به نظر شما تندرو هستند، ممكن است آنها در واقع هم تندرو نباشند؛ این را هم در ذهن خودتان بگنجانید.ما مطلق كه نیستیم، ممكن است اشتباه بكنیم؛ همه‏مان این گونه‏ایم .كوشش كنید، آن كسى را كه تندرو مى‏بینید، با صحبت، با تكامل فكر، با تجاوب، كانالى به ذهن او بزنید؛ اى بسا مقدارى سوء تفاهم برطرف بشود. (36)

6) انحراف از مواضع اصولى: مجامع و تشكلهاى اسلامى پس از انقلاب، در حفاظت و پاسدارى نهضت از آفات و خطرات برونى و درونى شكل‏گرفتند و به صورت خود جوش و طبیعى، از كمون انقلاب سر برآوردند و جانمایه‏ى دفاع مردمى از كیان جنبش شدند:

در اول انقلاب، انجمنهاى اسلامى در همه جاى كشور ـ در كارخانه و بازار و دانشگاه و حتى نیروهاى مسلح ـ به وجود آمد، كه پایه‏ى تشكلهاى دیگرى با نامهاى دیگر شد.امروز تشكلهاى گوناگون اسلامى هست.این، یكى از آن زیباترین كارهایى بود كه انقلاب در كشور به وجود آورد.حدود اواخر سال 58، یكى از انقلابیون معروف آن روز دنیا گفته بود كه انقلاب اسلامى ایران چند كار اساسى پرثمر كرده كه آن را ماندگار خواهد كرد ـ كه من حالا نمى‏خواهم تحلیل او را بگویم ـ یكى از آنها همین انجمنهاى اسلامى است.گفته بود این تفكرات و ارزشهاى اسلامى را، به وسیله‏ى نگاهبانانى از میان خود مردم تضمین و ابدى كرده است و كسى نمى‏تواند با اینها برخورد كند.

انجمنهاى اسلامى خودرو بود.كسى انجمنهاى اسلامى را به صورت دستورى به وجود نیاورده بود؛ احساس نیاز بود.این احساس نیاز تحقق پیدا كرد؛ هم در دانشگاه، هم در كارخانه، هم در بازار و هم در سایر جاها این گونه بود.اما در بیرون كه نگاه مى‏كردند، از بس این شمایل، شمایل زیبایى بود؛ از بس بجا قرار گرفته بود، آن طور تحلیل مى‏كردند.مى‏گفتند مسؤولان انقلاب این طور تدبیرى اندیشیده‏اند؛ در حالى كه نه، یك حركت خودرو و طبیعى...بود. (37)

تشكلهاى اسلامى دانشجویى، این گونه پا به عرصه‏ى حیات نهادند؛ خود را در جبین حفاظت از آرمانهاى امام و انقلاب دیدند و پاسدارى از مواضع نهضت و كیان انقلاب را در خمیر مایه‏ى وجودى خود قرار دادند.با همین روحیه، در مقاطع مختلف پس از انقلاب، در خط مقدم قرار داشتند؛ از تلاش و فداكارى دریغ نداشتند؛ بى منت در خدمت انقلاب بودند؛ در مقابله با گروهكهاى ضد انقلاب، در جنگ تحمیلى، تسخیر لانه‏ى جاسوسى و دهها حادثه‏ى بزرگ و كوچك كه انقلاب به خود دید، انجمنهاى اسلامى دانشجویى بدون تكلف و تنها با احساس تكلیف به اسلام و انقلاب، در میادین حضور یافتند و فلسفه‏ى وجودى خود را باز نمودند.

با گذشت زمان، این مخاطره وجود دارد كه برخى از مجامع اسلامى دانشجویى، از فلسفه‏ى حیات خود غفلت ورزند و در دام وقایع روزمره فرو غلتند و برخى از مسایل درجه‏ى دوم و سوم را، مسأله‏ى اصلى خود قرار دهند و اصلیترین مسأله‏ى خود را ـ كه كیفیت بخشیدن به فهم دینى و تعهد انقلابى است ـ به فراموشى بسپارند:

اگر دیدیم یك تشكل دانشجویى وجود دارد، ولو اسم دینى بر روى خودش گذاشته، اما حركت او در جهت كیفیت بخشیدن به ارزشهاى دین و انقلاب نیست، این مطلقا جزو مخاطبان ما نیست و در این مجموعه هم جا نمى‏گیرد؛ و لو اسمش انجمن اسلامى باشد؛ دروغ است، انجمن اسلامى نیست. (38)

یكى از انحرافات جدى كه مجامع دانشجویى در خطر آنند، جو مرعوبیت در برابر تمدن غالب زمانه‏ى ماست.در عصر انقلاب، تاب و تبها و التهابهاى مؤمنانه، روحیه‏ى اتكاء به نفس را گسترش داد و از مرعوبیت و مجذوبیت در برابر تمدن غربى كاست.به مرور، با فروكش شدن لهیب نهضت، در سطوح مختلف جامعه و بویژه جامعه‏ى دانشگاهى، این‏مخاطره‏ى جدى وجود دارد كه علایم غلبه و سلطه‏ى تمدن غربى، دلایل برترى مطلق آن شناخته شود و با نگاه حسرت آلود، به مدنیت غربى نگریسته شود و با خضوع و كرنش، تمامى مظاهر و بنیادهاى آن پرستش شود و بت تمدن و فرهنگ غربى، خداى جدید زمانه‏ى ما گردد.

این روحیه كه از فقدان شناخت همه جانبه‏ى تمدن غربى برمى‏خیزد، حتى تشكلهاى اسلامى دانشجویى ما را نیز تهدید مى‏كند.رهبرى معظم انقلاب، در سخنى هشداردهنده براى تشكلهاى اسلامى دانشجویى، از فریب و دغلكاریها در این زمینه سخن گفته‏اند و مخاطبان خود را از غلتیدن در این دام گسترده‏ى زمان، برحذر داشته‏اند:

اگر دیدیم یك تشكل دانشجویى وجود دارد، ولو اسم دینى بر روى خودش گذاشته، اما حركت او در جهت كیفیت بخشیدن به ارزشهاى دین و انقلاب نیست، این مطلقا جزو مخاطبان ما نیست و در این مجموعه هم جا نمى‏گیرد؛ ولو اسمش انجمن اسلامى باشد؛ دروغ است، انجمن اسلامى نیست.

....فلان آقا به عنوان قلمزنى روشنفكرى برمى‏دارد فرضا راجع به دمكراسى مطلب مى‏نویسد و آه و حسرت دمكراسى امریكایى و غربى را در این كشور مى‏كشد! این، یك فریب سیاسى و یك غلط فكرى است.حالا اگر فرض كنیم كه یك نفر با نام اسلامى، زیر نام فلان مجموعه‏ى اسلامى دانشجویى یا غیر دانشجویى، چنین جهتگیرى‏یى پیدا كند، این كه دیگر نمى‏شود به آن «انجمن اسلامى» گفت.این حركت، حركت غلطى است. (39)

7) آفات معنوى، اخلاقى: مجامع مسلمان دانشجویى، منادى دین درمحیط دانشگاهند و این نكته را بایستى دریابند كه عنایت الهى، به ارتباط معنوى، عبادى وابسته است.بدون این «حبل وثیق» ، نمى‏توان به «اعتصام الهى» امیدوار بود و در خطرات و مخاطرات، احساس مصونیت داشت.این دریافت، ضرورت مراقبت از نفس و گسترش روحیه‏ى عبودیت را در تشكلهاى دانشجویى مسلمان مؤكد مى‏سازد.به دیگر سخن، جانمایه‏ى تفاوت تشكلهاى اسلامى با دیگر تشكلها، در حضور روح عبادى و اخلاق و رفتار دینى در تشكلهاى مسلمان است.به میزان قوت آن، تفاوتها آشكار مى‏شود و در صورت ضعف، مرزها در هم مى‏ریزد و یا حداقل كمرنگ مى‏شود:

این تضرعها و این توجه‏ها و این توسلات به پروردگار و این عبودیتها و سر به فرمان نهادهاست كه رحمت الهى را متوجه مى‏كند...به هر حال، ...اول خودتان را مراقبت كنید.حقیقتا مراقب باشید كه گناه نكنید.مراقب باشید كه اعمال درست انجام بدهید.مراقب باشید كه هواى نفس، شما را به گفتن، به شنیدن، به موضعگیرى، به دعوا كردن و به هیچ گفتار و كردارى وادار نكند.تا آن جا كه ممكن است، نسبت به خودتان اجتناب كنید....پس، اول این حركت را بكنید، بعد هم این مسؤولیت را نسبت به محیط دانشجویى و به كمیت عظیم دانشجویان احساس نمایید . (40)

پى‏نوشت‏ها:

1ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان 4/9/ 1361

2ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان 15/3/ 1364

3ـ بیانات در دیدار با اعضاى سمینار اسلامى كردن دانشگاهها 14/12/ 1364

4ـ سخنرانى در دیدار با دانشجویان دانشگاه تهران 13/7/ 1367

5ـ بیانات در دیدار با اعضاى ستاد انقلاب فرهنگى 31/2/ 1363

6 و 7ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان 4/9/ 1361

8 و 9ـ بیانات در دیدار با جمعى از تشكلهاى دانشجویى كشور 18/9/ 1374

10ـ سخنرانى در دیدار با دانشجویان دانشگاه تهران 13/7/ 1367

11ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان 25/4/ 1366

12 و 13ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان 4/9/ 1361

14ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان 15/3/ 1364

15ـ بیانات در دیدار با جامعه‏ى اسلامى هیأت علمى دانشگاه شهید بهشتى 7/2/ 1361

16 و 17ـ بیانات در دیدار با اعضاى انجمن اسلامى دانشگاه الزهرا (س) 14/5/ 1364

18 و 19ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان 4/9/ 1361

20 و 21ـ سخنرانى در سمینار وحدت حوزه و دانشگاه 27/9/ 1363

22ـ سخنرانى در دیدار با دانشجویان حزب جمهورى اسلامى 1/2/ 1363

23ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان 15/3/ 1364

24ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان 4/9/ 1361

25ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان 15/3/ 1364

26 و 27 و 28ـ بیانات در دیدار با اعضاى انجمن اسلامى دانشگاه الزهرا (س) 14/5/ 1364

29ـ بیانات در دیدار با گروهى از اساتید دانشگاهها 23/10/ 1362

30ـ سخنرانى در جمع تشكلهاى دانشجویى قم 18/9/ 1374

31 و 32ـ بیانات در دیدار با گروهى از اساتید دانشگاهها 23/10/ 1362

33ـ سخنرانى در دانشگاه تهران، به مناسبت آغاز سال تحصیلى 66ـ 7 65/7/ 1365

34ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان 15/3/ 1364

35 و 36ـ سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهاى اسلامى دانشجویان دانشگاه تهران 31/2/ 1375

37 و 38 و 39 و 40ـ بیانات در دیدار با جمعى از تشكلهاى دانشجویى كشور 15/9/ 1375

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
نامه های امام زمان(عج) به شیخ مفید

نامه های امام زمان(عج) به شیخ مفید

نامه های امام زمان(عج) به شیخ مفید
زندگینامه شیخ صدوق

زندگینامه شیخ صدوق

زندگینامه شیخ صدوق
ماخذشناسى آثار مكتوب پيرامون زندگى، شخصيت، آراء

ماخذشناسى آثار مكتوب پيرامون زندگى،...

ماخذشناسى آثار مكتوب پيرامون زندگى، شخصيت، آراء
ترور و نفاق از دیدگاه جامعه شناسی

ترور و نفاق از دیدگاه جامعه شناسی

ترور و نفاق از دیدگاه جامعه شناسی
UserName
عضویت در خبرنامه