• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1381
  • دوشنبه 1391/2/11
  • تاريخ :

7زیان اجتماعی دروغ


از زیان‏هاى اجتماعى دروغ، ذلت و خوارى است. دروغ، دروغ گو را ذلیل مى‏كند و خوار مى‏سازد. درست در نقطه مقابل آن چه دروغ گو مى‏پندارد، دروغ، ثمر مى‏دهد .


دروغ

دروغ گناه کبیره ایست که آثار سوء آن در همه ابعاد نمودار می شود، چه از نظر فردی چه اقتصادی و چه اجتماعی زندگی شخص را تحت تدثیر قرار می دهد که قبلا به برخی از این آثار در زمینه اقتصادی و اجتماعی اشاره کردیم و اینک به برخی دیگر از آثار این رذیله خانمان سوز اشاره خواهیم کرد. 

 

 رسوایى‏

یكى از زیان‏هاى اجتماعى دروغ، رسوایى است. رسوایى همیشه در انتظار دروغ گو مى‏باشد؛ رسواشدن نزد یک نفر یا نزد چند نفر یا نزد جامعه. دروغ، پنهان نخواهد ماند و روزى برملا خواهد شد.

دروغ گو هر چند زیرك باشد، اطراف و جوانب دروغ را بسنجد، محال است كه دروغش كشف نشود. كشف دروغ، رسوایى را در پى دارد، چیزى كه هست، چون دروغ‏ها مختلف است، رسوایى‏ها هم مختلف است: گاه زود مى‏شود، گاه دیر گاه در خانه خود نزد زن و فرزندش رسوا خواهد شد و گاه نزد دوستان و خویشانش و گاه در یك شهر و یا مملكتى رسوا مى‏شود.

 

عَمرو بن مَعدى كَرَب‏

عَمرو بن مَعدى كَرَب از دلاوران مشهور عرب است. این گونه مردم براى آن كه بر شهرت دلیرى خود بیفزایند، گاه و بیگاه داستانهایى دروغین از شجاعت‏هاى خود ذكر مى‏كنند. عمرو روزى در شهر كوفه در حضور جمعى، داد سخن مى‏داد و این حكایت را از قهرمانى‏هاى خود نقل مى‏كرد: وقتى به سوى عشیره بنى نهد به قصد غارت هجوم كردیم، آنان در صدد مقاومت برآمده و دلاور نامى خود، خالد بن صقعب را جلو انداخته و خود در پشت سر او آماده دفاع شدند. هنگامى كه من به خالد رسیدم با یک نیزه سرنگونش كردم و سپس با صمصامه (نام شمشیر عمرو صمصامه بوده) سرش را از تن جدا كردم. از قضا مخاطب عمرو در این موقع خود خالد بن صقعب بود كه عمرو او را نمى‏شناخت. داستان سرایى عمرو كه به پایان رسید گفت: كشته تو مخاطب توست و سخن تو را مى‏شنود!

هر كس به حسب طبع، خوش دارد كه مردم او را شایسته براى نهفتن اسرار خویش بدانند. همان طور كه با صفا با مردم رفتار كردن، جلب محبت مى‏كند، با مردم بى صفایى كردن نیز جلب سوءظن و بدبینى و تنفر مى‏كند. دروغ گو، بهترین مصداق براى بى صفایى است

سلب اعتماد

دیگر از زیان‏هاى اجتماعى دروغ، سلب اعتمادى است كه از ناحیه مردم، نصیب دروغ گو مى‏شود. اعتماد مردم، بهترین راه موفقیت است. بیش‏تر موانعى كه در راه وصول به هدف‏ها پیدا مى‏شود، به وسیله جلب اعتماد مردم، برطرف مى‏گردد.

دروغ گو، خود را از این نعمت پرقیمت، محروم مى‏سازد و با پاى خویش به سوى سیاه بختى مى‏تازد. كسى كه مورد بى‏اعتمادى قرار گرفت، بایستى از جامعه كناره‏گیرى كند و در گوشه‏اى به انتظار مرگ بنشیند، زیرا دیگر نمى‏تواند در آن جامعه موفقیتى به دست آورد. حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: (یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ الْمُسْلِمِ أَنْ یَجْتَنِبَ مُوَاخَاةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ یَكْذِبُ حَتَّى یَجِی‏ءَ بِالصِّدْقِ فَلَا یُصَدَّق 1 كسى كه خود را مسلمان مى‏داند، شایسته است كه از سر و كار داشتن با دروغ بپرهیزد، زیرا دروغ، كارش را به جایى مى‏رساند كه سخن راستش را كسى باور نكند.)

چقدر تلخ است براى مردى كه زنش سخن او را باور نكند، خویشانش سخنانش را باور نكنند و دوستانش نیز سخنانش را باور نكنند (بیگانگان و دشمنان، دیگر حسابشان روشن است). دروغ گو، اگر از بیچارگى خود سخن بگوید كسى نمى‏پذیرد و اگر از بیمارى‏اش سخن بگوید كسى نمى‏پذیرد و اگر از شخصیتش بگوید، كسى نمى‏پذیرد و اگر از دیگران بگوید، كسى نمى‏پذیرد.

 

بدبینى مردم‏

دیگر از زیان‏هاى اجتماعى دروغ، آن است كه دروغ گو، مورد سوءظن و بدبینى مردم قرار مى‏گیرد، بلكه گاه كارش از این هم بالاتر مى‏رود و بر اثر دروغ، مورد تنفر قرار خواهد گرفت.

هر كس به حسب طبع، خوش دارد كه مردم او را شایسته براى نهفتن اسرار خویش بدانند. همان طور كه با صفا با مردم رفتار كردن، جلب محبت مى‏كند، با مردم بى صفایى كردن نیز جلب سوءظن و بدبینى و تنفر مى‏كند. دروغ گو، بهترین مصداق براى بى صفایى است.

مردم، صفا داشتن و راز نهان نكردن را نشانه صمیمیت مى‏دانند و به چنین كسى علاقه‏مند مى‏شوند، ولى بى صفایى و سرنهان كردن را نشانه بى صمیمیتى مى‏دانند. مردم، باصفا را یگانه و یك رنگ مى‏دانند و بى صفا را متقلب و دو رنگ، فرد كامل بى صفایى و دورنگى، دروغ گوست.

دروغ

دروغ گو بر خلاف فطرت مردم قدم بر مى‏دارد، در نتیجه منفور مى‏شود، زیرا مردم به حسب طبع، حس كنجكاوى دارند. كسى كه این حس آن‏ها را سیر كند و غریزه آن‏ها را به مطلوب برساند، دوستش مى‏دارند، بلكه فدایى‏اش مى‏شوند، لیكن آن كه این حس را در گرسنگى نگاه مى‏دارد و این غریزه را از رسیدن به مطلوب مانع شود، دشمن مى‏دارند؛ دروغ‏گو، نزد مردم چنین فردى خواهد بود، چون هیچ گاه حقیقت را نشان نمى‏دهد، بلكه حقیقت را دگرگونه مى‏گوید. بدبخت‏تر از او كسى است كه دروغ زبانى را با نادرستى در رفتار همراه داشته باشد.

 

ذلت و خوارى‏

دیگر از زیان‏هاى اجتماعى دروغ، ذلت و خوارى است. دروغ، دروغ گو را ذلیل مى‏كند و خوار مى‏سازد. درست در نقطه مقابل آن چه دروغ گو مى‏پندارد، دروغ، ثمر مى‏دهد.

هنگامى كه حكومت ساسانى ایران به دست سربازان مسلمان از پاى درآمد، شاهزادگان ساسانى پراكنده شدند و از ناز و نعمتى كه سال‏ها در آن مى‏چریدند و مى‏خوردند و مى‏خرامیدند محروم گردیدند. نیكوكاران به این عزیزانى كه عزت خود را از كف داده بودند، كمك و همراهى مى‏كردند. دروغ گویان، این فرصت را مغتنم شمرده و آن را وسیله دوشیدن خلق قرار دادند و به كشورهاى عربى مى‏رفتند و خود را به دروغ ساسانى معرفى مى‏كردند. این جریان، در حدود صد سال یا بیشتر ادامه داشت. كم‏كم كلمه ساسانى، معناى خود را از دست داد و در لغت عرب به معنى گدا در آمد، به طورى كه گدا را ساسانى مى‏خواندند.

دروغ گویانى كه مى‏پنداشتند به وسیله این اسم، عزیز مى‏شوند، نه تنها خود را ذلیل كردند، بلكه این نام را هم خوار كردند، نامى كه از شاهنشاهى بزرگى در جهان حكایت مى‏كرد.

چقدر تلخ است براى مردى كه زنش سخن او را باور نكند، خویشانش سخنانش را باور نكنند و دوستانش نیز سخنانش را باور نكنند (بیگانگان و دشمنان، دیگر حسابشان روشن است). دروغ گو، اگر از بیچارگى خود سخن بگوید كسى نمى‏پذیرد و اگر از بیمارى‏اش سخن بگوید كسى نمى‏پذیرد و اگر از شخصیتش بگوید، كسى نمى‏پذیرد و اگر از دیگران بگوید، كسى نمى‏پذیرد

سخریه و استهزا

دیگر از زیان‏هاى اجتماعى دروغ، سخریه و استهزاست كه نصیب دروغ گو مى‏شود. دروغ‏گو، همان كه به دروغ گویى شهره شد، مورد استهزاى مردم قرار مى‏گیرد، خواه در حضور و خواه در غیاب، و پرسش‏هاى استهزایى از او مى‏شود و مى‏گویند: اگر حقیقت مطلب را بخواهید، از او بپرسید. لغاتى جعل مى‏كنند و معانى آن را از دروغ گو مى‏پرسند. نام كتابى را جعل مى‏كنند و خصوصیات كتاب و مؤلف را از او مى‏پرسند. دانشمندانى جعل مى‏كنند و شرح حالشان را از او مى‏خواهند. دروغ گوى جعال در موقع سخن گفتن با خنده‏هاى تمسخرآمیز روبه‏رو مى‏شود و اگر این چیزها را بفهمد باید از شرم به زیر زمین برود.

 

عمر، و ابوهریره‏

ابوهریره از قول رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حدیث جعل مى‏كرد! عمر از این كار خوشش نمى‏آمد، كسانى را كه به جعل حدیث شناخته شده بودند، چوب مى‏زد.

عمر، ابوهریره را استهزا مى‏كرد. مأكولى كه به حضورش مى‏آوردند، گاه كه ابوهریره حاضر بود، مى‏پرسید: درباره این خوراكى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) حدیثى نشنیده‏اى؟ گویند: ابوهریره از رو نمى‏رفت و به او جواب مى‏داد و با كمال پر رویى حدیثى جعل مى‏كرد.

 

روسیاهى‏

پیغمبر اسلام مى‏فرمود :(ایّاك و الكذب فانّه یسوّد الوجه؛2 از دروغ بپرهیز كه آدم را روسیاه مى‏كند.) روسیاهى مورد سخط خداى بودن است، نزد خلق منفور شدن است، رسوایى است، بى آبرویى است، ذلت و خوارى است. چقدر بدبخت است روسفیدى كه خود را به دست خود روسیاه كند. دروغ گو، نشاندار است، نشاندار ننگ است، روسیاهى است كه سخن راستش را هم كسى باور نمى‏كند. یكى از بدبختى‏هاى دروغ گو، آن است كه كم‏تر مورد عاطفه قرار مى‏گیرد، خدمت هایش ارزشى ندارد و از طرف دیگران قدردانى نمى‏شود، زیرا دروغ گویى‏هایش قیمت خدمت‏هایش را مى‏برد و دستش را بى نمك مى‏كند، آیا روسیاهى جز این مى‏باشد.

 

پی نوشت ها:

1) الكافى، ج‏2، ص 341، باب الكذب ح 14: در كافى (مواخاة الكذّاب) آمده است.

2) مستدرک الوسائل، ج‏9، ح‏10298.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع : برگرفته از کتاب "دروغ "  تالیف علامه حاج میرزا حسین طبرسى نورى

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
اعتیاد شدید به دروغگویی !

اعتیاد شدید به دروغگویی !

روزی بر روی یک تابلو حدیثی گرانقدر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برخوردم با این مضمون که : بدترین مردم کسی است که به خاطر رضایت دیگران موجب خشم خدا می شود. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم و خیلی سعی کردم دیگر دروغ نگویم اما مگر می شد؟ من به این کار زش
این شخص با جسدش فرقی ندارد!

این شخص با جسدش فرقی ندارد!

در برخي از روايات، دروغگو با مرده يکسان شمرده شده است و در اين باره آمده: (الکذاب و الميت سواءٌ فانّ الفضيلة الحي علي الميت الثقة به، فاذا لم يوثق بکلامه بطلت حياته)4. دروغگو با مرده يکسان است، زيرا فضيلت و برتري زنده بر مرده، به سبب همان اعتمادي است که م
UserName
عضویت در خبرنامه