• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1237
  • سه شنبه 1391/2/19
  • تاريخ :

چگونگی طبقه بندی سور قرآن(6)

سوره واقعه

1.القارعة: «این سوره از آغاز تا انجام از حادثه‎ی قیامت سخن می‎گوید و شداید و احوال آن روز و سرنوشت نهایی انسان را بیان می‎كند.»

کلمه «القارعة» این كلمه پنج بار در قرآن كریم آمده كه سه بار از آن میان در همین سوره بوده است: «الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ»؛ «كوبنده. چیست كوبنده؟ و توچه می‎دانی كه كوبنده چیست؟»

2. التكاثر: كلید واژه‎ای است از آیه‎ی نخست كه در جایگاه كلمه‎ی ردیف برنشسته، و رشته (سِلْك) وار آیه‎های پسین ـ دُردانه‎ها ـ را، در گرد خود، به یكدیگر پیوند داده است: «أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ»؛ «تفاخر به بیشتر داشتن، شما را غافل داشت.»

مصدر «تكاثر» یك بار در این سوره و یك بار در سورة حدید آمده و به معنای «هم چشمی كردن و مسابقه گذاشتن در فزونی مال و قدرت و فرزند» است.

3. العصر: تنها سوگند سوره به همین كلمه است در سرتاسر قرآن كریم فقط یك بار در همین سوره آمده است.

4. الهُمزة: كلید واژه‎ای است از آیه‎ی نخست كه با كلید واژه‎ی دیگر «لُمَزَة»، رشته وار آیه‎های پس از خود ـ دُر دانه‎ها ـ را هم می‎پیوندند. «وَیْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»؛ «وای بر هر بدگوی عیبجویی.»

این وصف ـ واژه در قرآن كریم یكبار و در همین سوره مذكور افتاده و به معنای «شخصی است كه در صدد خوار و بدنام و معیوب نمایاندن دیگران باشد».

5. الفیل: نامْ واژه‎ای است از آیه‎ی نخست كه در موضع كلمه‎ی ردیف بر نشسته و به جهت یكتا بودن در قرآن كریم، كلید واژه و شناسه‎ی ممتازی برای شناسایی، تمییز و تشخیص سوره است و بامضافش «اصحاب» چونان رشته‎ای واژگان سوره ـ دُر دانه‎ها ـ را بر گِرد خود، به یكدیگر پیوند می‎دهد: «أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِیلِ»؛ «مگر ندیدی پروردگارت با پیل داران چه كرد؟» در این سوره یكسره به ماجرای تاریخی «اصحاب فیل» پرداخته شده است.

6. قریش: مانند مورد پیشین. با این قید كه «قریش» قرین (مضاف)ندارد و تك افتاده است. این سوره «درباره‎ی همبستگی قریش نازل شده و یك سوره‎ی به هم پیوسته است و از آغاز تا پایان درباره‎ی قریش سخن گفته شده است و نعمت‎های خدا را نسبت به قریش و وظایف آنان را در برابر این نعمت‎های الهی بیان می‎كند.» واژه‎ی قریش در قرآن كریم، فقط یك بار در همین سوره ذكر شده است.

النصر، نامْ واژه‎ای از آیه‎ی نخست آن است كه ضمن آن، خبر مهم غیبی فتح مكّه با پیروزی بزرگ و غلبه‎ی نهایی اسلام پیش گویی شده است. بنابراین، كلمه‎ی «النصر» با واژه‎ی «الفتح» دو كلید واژه‎ی سوره‎اند .

7. الماعون: نامْ واژه‎ای است كه در موضع «كلمه‎ی ردیف»، آخرین واژه در آخرین آیه‎ی سوره، برنشسته و در تمام قرآن، یكتاست و در نتیجه، با مجموعه‎ای از ویژگی‎ها، شناسه‎ی ممتازی برای شناسایی، تمییز و تشخیص سوره گشته است. معنای اصلی آن (ماعون) مطلق منابع فیاض طبیعت است و سپس به آلات و وسایل عمومی تولید و زندگی كه برای همه فراهم نمی‎شود و باید در دست‎رس همه باشد نیز اطلاق شده است. آنها كه نماز گزارند و از روح نماز دور و غافلند، ریا می‎كنند و خود را ظاهر الصلاح نشان می‎دهند و مانع ماعون می‎گردند وای بر آنان. (نك: آیه‎ی 4 ـ 7).

8. الكوثر:  با این قید كه «كوثر» تك افتاده است و قرین «مضاف» ندارد. در قرآن كریم، فقط یك بار در همین سوره آمده و به معنای «خیر فراوان» و «جویی در بهشت» است و به لطف سرشار الهی به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اشاره دارد:«إِنَّا أَعْطَیْناكَ الْكَوْثَرَ» (آیه‎ی 1).

9. الكافرون: جمعْ واژه‎ای است كه در موضع كلمه‎ی ردیف بر نشسته است؛ وصف واژه‎ای است كه از كثرت استعمال، چونان نام به نظر می‎رسد و گاه به همین عنوان به كار می‎رود و به صُور گوناگون، فراوان در قرآن به چشم می‎خورد و در این سوره، یك بار آمده و سوره با خطاب به آنان (كافران) آغاز می‎شود و از عدم سازش، التقاط و آمیختگی میان آیین توحید و شرك و بت‎پرستی سخن می‎گوید.

10. النصر: نامْ واژه‎ای از آیه‎ی نخست آن است كه ضمن آن، خبر مهم غیبی فتح مكّه با پیروزی بزرگ و غلبه‎ی نهایی اسلام پیش گویی شده است. بنابراین، كلمه‎ی «النصر» با واژه‎ی «الفتح» دو كلید واژه‎ی سوره‎اند: «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ» واژه‎ی نصر (كمك، امداد و مساعدت)، 22 بار در قرآن كریم ذكر شده كه یك بار آن از میان در همین سوره بوده است.

11. المسّد: واژه‎ی «مَسَد» به معنای «رشته‎ها و الیاف بافته و تافته‎ی خرما»، تعریضی همراه با توبیخ و تحقیر به زن ابو لهب است كه حمالة الحطب (حمال هیزم) بود با اشاره به اینكه او و شویش كاركرد مشتركی داشته‎اند وسرنوشت مشتركی هم خواهند داشت.

12. الأخلاص: نامْ واژه‎ای (مصدری) است كه از ظاهرش در سوره نشانی نیست، امّا لُبّ لبابِ سوره، چیزی جز آن نیست و حافظ شیرین سخن به نام این سوره تصریح نموده در آن جا كه فرموده است:

 

                        بس كه ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم

                                       وز پِیَش سوره‎ی اخلاص دمیدیم و برفت[ شمس الدین محمد حافظ شیرازی: پیشین، ص 35]

 

 

13. الفلق: فلق نامْ واژه‎ای كه در سراسر قرآن، یگانه است كه در موضع كلمه‎ی ردیف برنشسته است. در نتیجه، شناسه‎ی ممتازی برای شناسایی، تمییز و تشخیص سوره است: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» (آیه‎ی 1)؛ «بگو به پروردگار سپیده‎دم پناه می‎برم».

بخش قرآن تبیان


منبع :

قرآن در آینة پژوهش ـ عبدالمهدی جلالی

طبقه‌بندی اسامی سوره‌های قرآن

طبقه‌بندی اسامی سوره‌های قرآن

این نام‌گذاری سور خود دارای پیام‌های حكیمانه‌ای برای مخاطبان است. قرآن كریم دارای 114 سوره است كه هریك به نام ویژه‌ای نام‌دار است. برخی از سوره‌ها علاوه بر نام اصلی، به چند نام فرعی دیگر نیز شناخته می‌شوند.
طبقه‌بندی اسامی سور قرآن(5)

طبقه‌بندی اسامی سور قرآن(5)

مصدر فعلی در آیه‎ی نخست آن «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ»؛ «آنگاه كه خورشید به هم در پیچد و رنگ بازد و تیره شود.» كه مفهوماً, عضوی از پیكره‎ای محسوب می‎شود كه سوره, دست كم, در نیمی از آیه‎هایش, آشكارا به آن پرداخته است (هنگامه‎ی رستاخیز). بنابراین, این عنوان
چگونگی طبقه‌بندی اسامی سور قرآن (4)

چگونگی طبقه‌بندی اسامی سور قرآن (4)

النبأ: كلید واژه‎ای است كه ازآیه‎ی دوم «عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ» كه به معنای «اتفاق, جریان و خبر عظیم رستاخیز» است, یك بار در این سوره ذكر شده و چتر خود را بر بیش‎ترین مضامین مطرح در سوره, گسترده است.
UserName
عضویت در خبرنامه