• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 749
  • دوشنبه 1391/2/18
  • تاريخ :

مُهر قبولى

امام زمان (عج)

در عالم خلقت بنا بر این است که آنچه آسمانى است و اهل نور، راه به وادى سعادت دارد و آنچه خاکى است و اهل تاریکى، سر به گرداب هلاکت مى گذارد. رسم بر این است که اگر بال پرواز به آسمان ایمان داشته باشى، به آسمان سعادت هم پر مى گشایى و اگر پا در زنجیر پر زرق و برق دنیا در کشى، در گودال غفلت و تباهى خواهى ماند.

آسمان عرصه ى عشق است و امام آسمانى ترین، آبى ترین، شفاف ترین و حقیقى ترین راه سعادت، و دوستى او محکم ترین ریسمان صعود است. اگر نمازت رایحه ى آبى آسمان بدهد، به آسمان راهت مى دهند و اگر بى ولایت او سر به مهر برى، چونان است که نماز را بى وضو پایان دهى. این گونه بگویم که ولایت او مهر آسمانى بودن اعمال است و عمل بدون این مهر، به آسمان بال نمى گشاید.

و ولایت، یعنى دوست داشتن او، اطاعت محض از او و باور تصرف او در همه چیز، حتى در وجود انسان ها و زندگى انسان ها؛ و به مهر ولایت است که اعمال پذیرفته مى شود و افعال پاک مى گردد؛(1) حسنات دو چندان، و(2) سیه کارى ها محو مى شود.(3) مهر ولایت است که فطرتمان را پاکیزه مى کند، جانمان را طراوت مى بخشد، از صافى تزکیه ما را مى گذراند و کفاره ى گناهانمان مى شود.(4) ولایت رنگ آسمانى به اعمالمان مى زند و آسمان، تنها آسمانى ها را مى پذیرد. ولایت رنگ الهى به عمل مى زند و خدا هر چه را که الهى باشد مى پذیرد. ولایت مهر الهى بودن اعمال است. آن که با ولایت اعمالش را الهى کند، عملش پذیرفته مى شود و گفتارش تصدیق مى گردد.(5)

و آن سوى رسم خلقت هم هست که هر کس، از الهى بودن، آسمانى بودن و از ولایت سر پیچد و ولایت را نفهمد و نخواهد که بفهمد و مهرى غیر مهر ولایت بر عملش زند، خداى قهار او را به آتش افکند، عملى از او نپذیرد و میزانى برایش بنا نکند.(6) مگر نه این که خدا، ولایت را میزان قرار داد و صراط مستقیم خواند(7) و مهرش را در دل ها افکند؟ پس اطاعت از خدا در اطاعت از ولى امر اوست و اطاعت از ولى امر، اطاعت از خداست؛(8) چنان که دشمنى با او دشمنى با خداست(9) و این زیباترین رسم خلقت است که هر چیز بوى عشق و دوستى او بدهد، پذیرفته شود و آنچه از دوستى او بهره ندارد، بى بها ماند.

ولایت، یعنى دوست داشتن او، اطاعت محض از او وباور تصرف او در همه چیز، حتى در وجود انسان ها وزندگى انسان ها؛ وبه مهر ولایت است که اعمال پذیرفته مى شود وافعال پاک مى گردد؛حسنات دو چندان، وسیه کارى ها محو مى شود. مهر ولایت است که فطرتمان را پاکیزه مى کند، جانمان را طراوت مى بخشد، از صافى تزکیه ما را مى گذراند وکفاره ى گناهانمان مى شود. ولایت رنگ آسمانى به اعمالمان مى زند وآسمان، تنها آسمانى ها را مى پذیرد

این جاست که مى بینى دوستى او چگونه در جزء جزء زندگى ات جارى است و مى بینى که چه قدر دلت براى آسمان تنگ شده است. آسمان ابرى را تصور کن که چه قدر مایه ى دلتنگى است. آسمان کجا و یار بهارى ما کجا؟ آسمان کجا و روشن ترین پهنه ى زیبایى خلقت کجا؟! خدایا! به مهر فزونت آن طلعت زیبا را به ما بنمایان(10) و دریچه ى چشمانمان را بر آسمان نگاهش بگشا! آمین.

 

پی نوشت:

1- ر. ک: ص 32، پاورقى 6.

2-  مفاتیح الجنان.

3- مفاتیح الجنان.

4-  همان، ص 903: (وما خصنا به من ولایتکم طیبا لخلقنا وطهارة لأنفسنا وتزکیة لنا وکفارة لذنوبنا)

5- همان، ص 869: (فمن جاء بولایتک واعترف بامامتک قبلت أعماله وصدقت أقواله)

6-  همان، ص 869: (ومن عدل عن ولایتک وجهل معرفتک واستبدل بک غیرک کبه الله على منخره فى النار ولم یقبل الله له عملا ولم یقم له یوم القیامة وزنا)

7-  ر.ک:ص 33، پاورقى 7.

8-  ر.ک: ص 33، پاورقى 5.

9-  ر.ک: ص 33، پاورقی6.

10- مفاتیح الجنان، ص 891، (اللهم أرنى الطلعة الرشیدة)

بخش مهدویت تبیان


منبع: کتاب روح بهار

نویسنده: منیره زارعان

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
ماه پرى‏چهره

ماه پرى‏چهره

اى هستى من! عمریست در انتظارم و بى‏قرار. گاهى چون منصور در اندیشه دارم و گاه چون پروانه در سر سوداى آتشم. از عشق تو چون لاله داغدارم و دل خون. تنها بهانه رویش من، تابش آفتاب جمال توست. اما از آن ترسم كه بهار عمر رو به خزان نهد و وصال دست ندهد.
اگر روزي او را ببينم...

اگر روزي او را ببينم...

هر جمعه دوباره سلام، دوباره ندبه، دوباره حسرت و آه، انتظار، غروب، ‌غريبي. دوباره زخم كهنه جدائيم عود مي‌كند. امانم را بريده است. خصمان دروني و بيروني، روحم را در زنجير غفلت به بند كشيده‌اند. براي درمان دردم راه را به خطا رفته‌ام مرا درياب يا صاحب الزمان.
چه با شکوه است آن روز که تو می آیی

چه با شکوه است آن روز که تو می آیی

پس اي مهدي فاطمه(س) اي عزيزترين عزيزان در نزد خداوند،‌ هر صبح جمعه با طلوع خورشيد از شرق در دلم نوري مي تابد؛ نوري كه حاصل عشق به توست،‌شاد مي شوم، اوج مي گيرم و رو به سوي خورشيد به ظاهر عالمتاب مي گويم: «بالاخره در آن روز بزرگ خورشيد واقعي و ماندگار طلوع
UserName
عضویت در خبرنامه