• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1932
  • دوشنبه 1391/1/28
  • تاريخ :

 لطیفه
 لطیفه

ارسال کمک

اولی: آقا معلم این قدر برای عید به ما تکلیف داده که گفته شاید یکی رو بفرسته خونه مون!

دومی: برای چی ... که با والدینت صحبت کنه؟

اولی: نه... برای اینکه توی بردن این همه تکلیف به خونه به من کمک کنه!

 

تعریف بی نهایت

معلم: بگو ببینم ... تعریف بی نهایت چیه؟

شاگرد: آقا اجازه مقدار تکالیفی که برای عید به ما دادید!

 

روند انجام تکالیف

معلم بعد از اتمام تعطیلات به شاگرد گفت:فکر کنم همه تکالیف عیدت رو دیشب انجام دادی درسته؟

شاگرد گفت: نه آقا... مقداری از اونا رودیشب انجام دادم...مقداریش رو هم نیمه های دیشب و بقیه اش رو هم امروز صبح!

 

اندازه واقعی

معلم: بگو ببینم... مگه نگفتم نقشه شهرمان را با تمام رودخانه هایی که داره بکش؟

شاگرد: آقا اجازه ... کشیدم... ولی وسط های کار کاغذم تموم شد... چون فکر کردم شما منظورتون اینه که با اندازه های واقعی بکشم!

 

در انتظار باد

نخستین روز مدرسه بعد از تعطیلات یکی از شاگردان دیر به مدرسه رسید. معلم به او گفت:تکالیف کو؟

شاگرد گفت: باد شدیدی اومد و اونا رو برد!

معلم گفت: حالا چرا امروز دیر اومدی؟

شاگرد گفت: برای اینکه خیلی منتظر موندم تا باد شدیدی بیاد!

 

انتظار

معلم: مرد جوان... تو به من گفتی پنجره اتاقت باز بوده، باد اومده و تکالیف رو برده، تکالیف به درون سطل زباله شهرداری ریخته شده، بعد مأموران شهرداری اومدن و اون ظرف رو با خودشون بردن و حالا هم دیگه نمی تونی تکالیف رو پیدا کنی، چون توی محل دفن زباله ذفن شدن... واقعاً انتظار داری من این چیزهایی رو که گفتی باور کنم؟!

شاگرد: نه... ولی شما هم واقعاً انتظار داشتید من اون همه تکلیفی که داده بودین رو انجام داده باشم؟!

 

نوع تکالیف

دانش آموز اولی رو به دوستش کرد و گفت: تکالیف مون طوری است که اگه خودم انجام بدم شبی دو ساعت طول می کشه و اگر پدرم به من کمک کنه شبی سه ساعت!

 

رکورد

معلم: تو از ابتدای سال تحصیلی هیچ تکلیفی رو انجام ندادی... میشه لااقل تکالیف نوروزیت رو انجام بدی؟

شاگرد: آقا اجازه... اون وقت که رکوردم خراب می شه!

 

 

بخش کودک و نوجوان تبیان


منبع:امیرحیدری باطنی

مطالب مرتبط:

فقط بخندید!!!

شاد باشید!

زنگ خنده

خنده‌های قشنگ

بخون و بخند

یه کم بخندیم

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
نمکدانی پر از خنده

نمکدانی پر از خنده

معلم: شیخ مشرف الدین مصلح بن عبدالله سعدی شیرازی که بود؟ دانش آموز: آن سه نفر اول را نمی دانم، ولی سعدی شیرازی شاعر بود!
یک نمکدان پر نمک

یک نمکدان پر نمک

مردی به ساندویچ فروشی رفت و گفت: آقا لطفاً یک ساندویچ مرغ به من بدهید. فقط گوجه فرنگی نگذارید. ساندویچ فروش: گوجه فرنگی تمام شده، می خواهید به جایش خیار شور نگذاریم
یک بغل خنده

یک بغل خنده

معلمی از شاگرد پرسید: اگر من هزار تومان پول داشته باشم و یک چهارم این مبلغ را به تو بدهم، برایم چه باقی می ماند؟ شاگرد گفت: تشکرهای من
UserName