• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1922
  • دوشنبه 1391/2/4
  • تاريخ :

به عیادت مادر خوبی ها

حضرت فاطمه

حضرت فاطمه علیهاالسلام در خانه خود در بستر بیمارى قرار گرفت و غم و اندوه دیگرى بر آن خانه سایه افكند. فرزندان صغیر و خردسال او در اطراف بستر مادر مانند پرندگان بال و پر شكسته سر به زیر انداخته، در فكر فرورفته و چهره زرد و نحیف و لطمه خورده او را نظاره مى‏كردند. پرستاران او ام‏سلمه زن ابورافع و اسماء بنت عمیس بودند. خبر بیمارى و بسترى شدن فاطمه علیهاالسلام در میان مردم مدینه و مهاجر و انصار طنین‏انداز شد. زنان مهاجر و انصار تصمیم گرفتند به عیادت حضرت فاطمه علیهاالسلام بروند، گروهى گرد هم آمده و به حضور او رسیدند.

«فقلن كیف اصبحت من علتك یا بنة رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم فحمد اللَّه و صلت على ابیها»، و به او خطاب كرده گفتند شب را چگونه به صبح كردید از بیمارى خود اى دخرت پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم، (فاطمه علیهاالسلام) حمد و ثناى الهى را بجا آورد و به پدر خود درود فرستاد.»

«ثم قالت اصبحت والله عائفة لدنیا كن قالیة لرجالكن، سپس فرمود: به خدا سوگند صبح كردم در حالى كه از دنیاى شما بیزارم و بغض مردان شما در دلم جاى گرفته است.»

«لفظتهم بعد ان عجمتهم و شنأتهم بعد ان سبرتهم، از دهان به دورشان انداختم بعد از آنكه به دهان گرفتمشان و از آنها بدم آمد بعد از آنكه امتحانشان كردم.»

این كلمات كنایه و استعاره است. و به معنى آنست كه مردان شما را امتحان و آزمون نمودم اما آنها بد از امتحان درآمدند و لذا از آنها بیزار مى‏باشم.

«فقبحا لفلول الحد، چه زشت است كندى، آنچه تندى از آن مطلوب مى‏باشد.»

این جمله نیز كنایه است. و به معنى آن است كه همانگونه كه از شمشیر تیزى و تندى انتظار مى‏رود، حال اگر كند باشد زشت و نارواست. از مردان شما هم وفا و معاونت و همكارى انتظار مى‏رفت اما برعكس بى‏وفایى و بى‏اعتنایى دیده شد.

«واللعب بعد الحد، و چه زشت است بازى بعد از جدیت و كوشش.»

یعنى زشت و نارواست براى مردمى كه كار را با اراده و جدیت شروع كردند حال برگردند و بازیگر شوند.

«و قرع الصفاة و صدع القناء و خیل الاراء و زلل الاهواء، و چه زشت است كوبیدن بر سنگ خارا و چه قبیح است شكاف برداشتن سرنیزه‏ها و حیله و نیرنگ در آراء و اندیشه‏ها و لغزش در خواسته‏ها.»

زنان مهاجر و انصار با شنیدن آن بیانات و حقایق، سرافكنده و شرمنده از حضور فاطمه علیهاالسلام خارج شدند و به خانه‏هاى خود برگشتند و گفتار فاطمه علیهاالسلام را براى مردان خود بیان نمودند. عده‏اى از مهاجرین و انصار تصمیم گرفتند از فاطمه علیهاالسلام عیادت كنند و عذر تقصیر بخواهند

یعنى كار اینها مانند مشت بر سنگ كوفتن و بالاخره نیزه به سنگ زدن كه عاقبت سرنیزه شكاف برمى‏دارد و مى‏شكند و فایده نمى‏برد و زشت و قبیح است كه انسان مزورانه فكر كند و در خواسته‏هاى خود راه لغزش و سقوط را دنبال كند.

«و بئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط الله علیهم و فى العذاب هم خالدون، و مردان شما بد چیزى براى خود پیش فرستادند و آن اینكه خشم خدا را براى خود فراهم آوردند و در عذاب جهنم جاودان خواهند بود.»

«لا جرم لقد قلدتهم ربقتها و انما الناس مع الملوك والدنیا الا من عصم الله، به ناچار ریسمان فدك و خلافت را به گردن آنها انداختم و همانا مردم با شاهان و صاحبان قدرت و دنیا مى‏باشند، مگر آن كس را كه خدا حافظ و مراقب او باشد.»

دو جمله و نكته قابل ملاحظه در بیان اخیر است، یكى اینكه حضرت فاطمه علیهاالسلام با دل‏آزردگى تمام و یأس از مهاجر و انصار فرمود: من آمدم از مردان شما استمداد كنم. اما وقتى یاریش نكردند و غاصبین اصرار در غصب داشتند آنها را رها كرد، دیگر آنكه هنگامى كه غاصبینى زمام امور را به دست گرفتند، مردم به بطلان آنها فكر نكردند و بلكه به دنبال آنها رفتند كه گوئیا این رسم مردم است كه پیرو قدرت و همراه آن مى‏باشند!.

«و حملتهم اوقتها و سننت علیهم غاراتها فجدعا و عقرا و بعدا للقوم الظالمین، و سنگین بار آن را بر آنها تحمیل نموده و تمام مظالم و مفاسد تغییر مسیر حكومت را متوجه آنها نمودم، پس هلاكت و نابودى و جراحت و ناسالمى و دورى، از آن قوم ستمگر باد.»

«ویحهم انى زعزعوها عن رواسى الرسالة، واى بر آنها، به كجا حركت و تغییر جهت دادند خلافت را از آن پایگاههاى محكم رسالت.»

«و قواعد النبوة والدلالة و مهبط الروح الامین والطیبین بامور الدنیا والدین، و از پایه‏هاى نبوت و رهبرى و از محل نزول جبرئیل امین و از كسى كه حاذق و آگاه به امور دین و دنیا مى‏باشد، خلافت را منحرف كردند.»

«الا ذلك هو الخسران المبین، آگاه باشید كه این بزرگترین زیانى آشكار است كه آنها مرتكب شدند.»

«و ما الذى نقموا من ابى‏الحسن، و چه عاملى باعث شد كه اینها انتقامجویانه با ابوالحسن )على علیه ‏السلام) برخورد نمایند.»

«نقموا والید منه نكیر سیفه و قلة مبالاته لحتفه، به خدا سوگند از او به خاطر شمشیر باطل برانداز او انتقام گرفتند و به خاطر بى‏باكى و نترسیدن او از مرگ خود بود.»

«و شدة و طأته و نكال وقعته و تنمره فى ذات امه و صلى الله على محمد و آل محمد، و به علت محكمى قدمهاى او بر روى باطل و له كردن آن و به خاطر اینكه گناهكار و جنایتكار را به شدت عقوبت مى‏كرد و به خاطر شجاعت و تسلیم‏ناپذیرى او در راه خدا.»

گفتند: اى دختر پیامبر ! اگر قبل از آنكه ما با ابوبكر بیعت كنیم على علیه ‏السلام از ما خواسته بود كه با او بیعت كنیم دست از او نمى‏كشیدیم. فاطمه علیهاالسلام كه گفتار آنها را مزورانه تلقى نمود با ناراحتى از آنها خواست كه منزل را ترك كنند و فرمود شما هیچ عذرى ندارید و مقصر مى‏باشید.

زنان مهاجر و انصار با شنیدن آن بیانات و حقایق، سرافكنده و شرمنده از حضور فاطمه علیهاالسلام خارج شدند و به خانه‏هاى خود برگشتند و گفتار فاطمه علیهاالسلام را براى مردان خود بیان نمودند. عده‏اى از مهاجرین و انصار تصمیم گرفتند از فاطمه علیهاالسلام عیادت كنند و عذر تقصیر بخواهند، لذا آمدند و وارد شدند و پس از حضور گفتند: اى دختر پیامبر ! اگر قبل از آنكه ما با ابوبكر بیعت كنیم على علیه ‏السلام از ما خواسته بود كه با او بیعت كنیم دست از او نمى‏كشیدیم. فاطمه علیهاالسلام كه گفتار آنها را مزورانه تلقى نمود با ناراحتى از آنها خواست كه منزل را ترك كنند و فرمود شما هیچ عذرى ندارید و مقصر مى‏باشید. (1)

پس از آن موضع مزاجى حضرت فاطمه علیهاالسلام روز به روز بدتر مى‏شد. عباس عموى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم شنید كه فاطمه زمین‏گیر شده و دیگر كسى به حضور نمى‏پذیرد پیغام براى حضرت على علیه ‏السلام فرستاد و گفت: عمویت عباس سلام مى‏رساند و مى‏گوید من وقتى شدت كسالت فاطمه علیهاالسلام را شنیدم غم‏زده و افسرده شدم، چنین مى‏نماید كه او اولین كسى است كه به رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم ملحق مى‏شود، پس اگر قضیه رحلت او حتمى است من مهاجرین و انصار را جمع كنم تا نماز بر او بخوانند و به ثوابى برسند و خود براى دین هم عظمت و زینتى خواهد بود.

عمار یاسر مى‏گوید: من حضور داشتم كه على علیه ‏السلام فرمود: سلام مرا به عمویم برسان و به او بگو خداوند محبت و لطف تو را از ما نگیرد، مشورت و نظر تو را فهمیدم، اما حضرت فاطمه علیهاالسلام پیوسته مورد ستم بوده و او را از حق وى منع نموده و ارث او را به وى ندادند، توصیه و سفارش رسول خدا صلى اللَّه علیه آله و سلم را در حق او رعایت نكردند و از تو مى‏خواهم كه اجازه بدهى كه مطابق وصیت او عمل كنم كه سفارش كرده است مخفیانه دفن شود.

فرستاده عباس جواب على علیه ‏السلام را براى او آورد، عباس گفت: خدا پسر برادرم را رحمت كند كه او آمرزیده است، رأى و نظر او مطاع خواهد بود، از میان فرزندان عبدالمطلب بعد از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم فرزندى پربركت‏تر از على علیه ‏السلام متولد نشده است، على علیه ‏السلام در هر كرامتى با سابقه‏تر و در هر فضیلتى داناتر از همه و در سختیها و ناملایمات شجاع‏تر از همه و در یارى دین حنیف از همه با دشمن مبارزتر و اولین كسى است كه به خدا و رسول ‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم ایمان آورد. (2)

 

پی نوشت:

1ـ بحارالانوار، ج 43، ص 161.

2ـ همان، ص 210.  

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: ریحانة النبی، موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت علیهم السلام.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
معنای «امّ ابیها»

معنای «امّ ابیها»

شاید معنای اینکه پیامبراکرم ایشان را «ام ابیها» می‌خوانند، این باشد که پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» به حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» اشاره می‌کنند که علّت غائیه برای من، تو هستی و خداوند، به خاطر تو، مرا خلق کرده است. با این معنا، خواه ناخواه، حضرت
کوچه پس کوچه‌های غربت

کوچه پس کوچه‌های غربت

او یقین دارد که آیندگان نیز، او را در دل این کوچه‌های تنگ و تاریک، در حالی که همسر ناتوان و فرزندان خردسال خود را همراه دارد، خواهند دید و درخواهند یافت که علی علیه السلام در رسالت گرانبار خود، لحظه‌ای کوتاهی نکرده است.
فدك، محكى بر عیار مسلمانى

فدك، محكى بر عیار مسلمانى

فاطمه علیهاالسلام مى دید آن بنیان مستحكمى كه پدرش سنگ بناى آن را گذاشته بود، به وسیله داعیه داران دروغین جانشینىِ وى در معرض انهدام و ویرانى است. مى دید كه اجتماع عزتمند مسلمانان نه از سوى مشركان، نه از طرف بیگانگان و نه از فراسوى مرزها، بلكه از جانب همان
UserName