• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1770
  • چهارشنبه 1391/2/13
  • تاريخ :

ما نسبت به خدا بی انصافیم


چرا خود را موظف به حق شناسى و شكرگزارى از خدا ـ كه همانا اجراى دستورات او براى خوشبختى و رستگارى خودمان است ـ نمى دانیم؟


امام علی علیہ السلام

حضرت علی علیه السلام می فرمایند :أَنْصِفِ اللَّهَ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ وَ مِنْ خَاصَّةِ أَهْلِكَ وَ مَنْ لَكَ فِیهِ هَوًى مِنْ رَعِیَّتِكَ فَإِنَّكَ اِلاّ تَفْعَلْ تَظْلِمْ.

با خداوند به انصاف رفتار كن و نسبت به مردم نیز چه از جانب خداوند و چه از جانب افراد خاص خاندان و خویشاوندان نزدیكت و چه از جانب رعایایى كه بدان ها علاقه و گرایش مخصوص دارى، انصاف را رعایت كن. اگر چنین نكنى، ستم خواهى كرد.

 

مفهوم انصاف با خدا

در زندگى عادى و روزمرّه كسانى هستند كه با وجود برخوردارى از سلامت جسم و روح، و نداشتن هر گونه ناراحتى، به ارزش این نعمت بزرگ فكر نمى كنند و قدر این موهبت الهى را نمى دانند. این كه مى گویند: انسان تا وقتى سالم است، قدر سلامت را نمى داند، از همین جا مایه مى گیرد چون به راستى وقتى انسان دندان هاى سالمى دارد و غذاى روزانه اش را به راحتى و بدون كم ترین مشكلى مى خورد، این دندان ها چنان كار خود را طبیعى و ساده انجام مى دهند كه انسان هنگام جویدن لقمه ها اصلاً شاید لحظه اى هم به وجود نعمتى همچون دندان هایى كه در دهان دارد، فكر نكند، یا وقتى پاهاى سالمى دارد و به راحتى از این سو به آن سو مى رود و فعالیت و جنب و جوش دارد، شاید در طول ساعت ها راه پیمایى حتى یک لحظه هم از ذهنش نگذرد كه داشتن پاى سالم چه نعمت عظیمى است. اما همین كه سلامت یكى از دندان هایش به هم خورد و در عصب آن درد و ناراحتى راه یافت، آن گاه گویى دنیا در نظرش سیاه مى شود. دیگر مسأله فقط این نیست كه نمى تواند به آسودگى غذا بخورد، بلكه شدت درد، او را زمین گیر مى كند و در یک گوشه مى نشاند و از انجام هر كارى بازش مى دارد، تا جایى كه بر اثر دندان درد، انسان احساس مى كند گوش هایش هم خوب نمى شنود، چشم هایش هم خوب نمى بیند و اصلاً مغزش هم خوب كار نمى كند.

 فقط از درد به خود مى پیچد و تازه به یاد مى آورد كه چه نعمت شگفتى به نام دندان در دهانش وجود داشته كه قبلاً متوجه آنها بوده و كمتر به ارزش وجودى شان فكر مى كرده است. یا وقتى پاهایش صدمه مى بیند و دیگر قدرت حركت و راه رفتن را از دست مى دهد و ناچار مى شود از جنبوجوش و فعالیت دست بردارد و در یك گوشه بنشیند، آن وقت تازه مى فهمد كه وجود دو پاى سالم چه نعمت ارزنده اى بوده است!

انصاف در رابطه با مردم، یعنى این كه حقّ هر كسى همان گونه كه هست ادا شود و حقوق هر انسانى به طور كامل و به گونه اى مساوى رعایت گردد. حاكم در مقام حكومت، از دو جهت بایستى با مردم با انصاف رفتار كند; نخست در رابطه با خود (چه در مسائل حكومتى و چه در مسائل شخصى) و دیگرى در رابطه با خویشان، دوستان و كسانى كه به وى نزدیک ترند

همین مختصر اشاره را بگیرید و بقیه را پیش خودتان حساب كنید. هر یک از نعمت هایى را كه امروز دارید، در نظر بگیرید و آن گاه روزى را مجسم كنید كه خداى نكرده این نعمت به كلى از بین برود، یا حتى مختصر اختلال و لطمه اى پیدا كند. آن وقت حساب كنید كه در اثر همین امر كوچک، چه مشكلات بزرگ و ویران كننده اى در زندگى شما ـ چه از نظر جسمى و چه از نظر روحى و معنوى ـ پیدا خواهد شد و چطور شما را از ادامه مسیر طبیعى زندگى باز خواهد داشت.

این جاست كه مسأله انصاف كردن با خدا مطرح مى شود. یک قسمت از انصاف كردن با خدا، به جا آوردن شكر نعمت هاى اوست، و براى این كار نیز راه اصلى همانا اجراى دستورات و مقرّرات خداوندى است. آیا انصاف است كه انسان با وجود این همه نعمت ها و مواهب بى شمار كه خداوند به او ارزانى داشته است، باز هم ناسپاسى كند و در برابر مقررات خدا، به تمرّد و سرپیچى دست بزند؟ آن هم مقرراتى كه به صورتى بسیار مختصر و ساده وضع شده و تازه در این مقررات هم سعادت و رستگارى خود همین انسان ها مورد نظر بوده است و گرنه خداوند چه احتیاجى به ما دارد و برایش چه فرقى مى كند كه ما موجودات ضعیف و ناچیز، مقرّرات او را انجام بدهیم یا خیر؟

نكته قابل توجّه این كه گاهى ما انسان ها آن مقدار كه در مقابل سایر افراد انسانى احساس شرم و حیا و حق شناسى و شكرگزارى داریم، در برابر خداوند همان مقدار را هم به جا نمى آوریم مثلاً اگر كسى احسان مختصرى درباره ما روا دارد و در لحظه كوتاهى از زندگى مان كار كوچكى برایمان انجام دهد، در مقابل او احساس قدردانى و حق شناسى مى كنیم تا جایى كه گاه مى گوییم وظیفه اخلاقى ایجاب مى كند كه این احسان را تا پایان عمر فراموش نكنیم و هر جا توانستیم، براى جبران و قدردانى آن تلاش كنیم. امّا چطور است كه در مقابل این همه احسان هایى كه از ناحیه خداوند نسبت به ما ارزانى شده و این همه مواهب و عنایات و الطاف الهى كه سراسر زندگى مان را از هر طرف پوشانده است، وظیفه اخلاقى احساس نمى كنیم؟چرا خود را موظف به حق شناسى و شكرگزارى از خدا ـ كه همانا اجراى دستورات او براى خوشبختى و رستگارى خودمان است ـ نمى دانیم؟ آن هم دستوراتى كه از یك سو بسیار ساده بوده و به آسانى انجام پذیر است، و از سوى دیگر هیچ نفعى براى خداوند ندارد و انجام و عدم انجامش در پیش گاه كبریایى او یكسان است و تازه نفع آنها تمام و كمال به خود ما بر مى گردد و فقط در راه تكامل و تعامل انسانى خودمان نقش دارد.

هر یک از نعمت هایى را كه امروز دارید، در نظر بگیرید و آن گاه روزى را مجسم كنید كه خداى نكرده این نعمت به كلى از بین برود، یا حتى مختصر اختلال و لطمه اى پیدا كند. آن وقت حساب كنید كه در اثر همین امر كوچک، چه مشكلات بزرگ و ویران كننده اى در زندگى شما ـ چه از نظر جسمى و چه از نظر روحى و معنوى ـ پیدا خواهد شد و چطور شما را از ادامه مسیر طبیعى زندگى باز خواهد داشت

از این بیان نتیجه مى گیریم كه هر گونه كفران نعمت در مقابل عنایات و الطاف الهى و هر نوع مخالفت و نافرمانى از دستورات خداوند، نوعى بى انصافى نسبت به ساحت قدس الهى است.

 

مفهوم انصاف با مردم

انصاف در رابطه با مردم، یعنى این كه حقّ هر كسى همان گونه كه هست ادا شود و حقوق هر انسانى به طور كامل و به گونه اى مساوى رعایت گردد. حاكم در مقام حكومت، از دو جهت بایستى با مردم با انصاف رفتار كند; نخست در رابطه با خود (چه در مسائل حكومتى و چه در مسائل شخصى) و دیگرى در رابطه با خویشان، دوستان و كسانى كه به وى نزدیک ترند.

در حكومت اسلامى مثلاً به هنگام تقسیم اموال عمومى، انصاف حاكم به این صورت است كه همه افراد را به طور یكسان نگریسته و اموال و امكانات را به گونه اى مساوى بین مسلمانان تقسیم نماید. در حالات شخصى نیز اگر حاكم، به طور مثال، همسایه یكى از رعایا بود، حق ندارد به مقتضاى همسایگى چیزى را به او تحمیل كند. اگر مى خواهد جنسى را به او بفروشد یا از او خریدارى كند، حقّ تحمیل ندارد و نباید جنس خود را به گران ترین قیمت بدهد و جنس او را با ارزان ترین قیمت بگیرد. در هر دومورد بایدآنچه راكه عدل وحقّ وانصاف حكم مى كند به اجرا درآورد. 

بخش نهج البلاغه تبیان


منبع : کتاب آیین کشور داری ،آیت الله فاض لنکرانی
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تصاویر برخورد پلیس با رانندگان بدحجاب

تصاویر برخورد پلیس با رانندگان بدحجاب

سردار احمدرضا رادان، با بیان این‌كه پلیس با موضوع بدپوششی برخورد می‌كند، گفته بود كه لباس تنگ و چسبان، مانتوی کوتاه و.. ... از مصادیق بدپوششی است
جایگاه خود را در دنیا و آخرت بشناسیم

جایگاه خود را در دنیا و آخرت بشناسیم

آگاه باشید که امروز (دنیا)، روز آمادگى است و فردا (قیامت) روز مسابقه که جایزه پیشى گیرندگان، بهشت و پایان کار عقب ماندگان، جهنّم است
UserName
عضویت در خبرنامه