• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1222
  • پنج شنبه 1391/2/7
  • تاريخ :

فوائد استعاذه


استعاذه با آن که علامت دشمنی شیطان، از آن مفهوم می شود، نشانه دوستی رحمان نیز هست و استعمالِ آن به حسب عادت، در تَنَزّه و تَبرّی از امور نالایق، شایع است.


استعاذه

اول: امتثال (اطاعت) فرمان حق

استعاذه، امتثال فرمان خداست که بندگان را بدان مأمور ساخته و در هر امری اجری عظیم مُتِفرِّع خواهد بود و آن مقدار مبالغه که در میان کلمات قرآنی به جهت تسبیح وارد شده، در باب استعاذه به همان دستور صادر گشته است.

دوم: معرفت پروردگار

استعاذه، سبب معرفت آفریدگار است و توضیح این نکته آن که استعاذه، اقرار است از بنده به عجز انسانی و اعتراف به قدرت کامله رَبّانی و مُتیقِّن شدن (یقین یافتن) که به خود، هیچ کاری نمی توان ساخت و از حق سبحانه، در هیچ حال مُستغنی نمی توان بود.

پس نفسِ خود را به عجز و انکسار (ناتوانی) موسوم دانستن و پروردگار خود را به اقتدار و اختیار موصوف ساختن، نوعی از معرفت است.

تو راست ناز که سلطانِ حُسن و تمکینی؛ مرا هزار نیاز و هزار مسکینی

سوم: انتساب به دوستان

استعاذه، انتساب است به احباب، جهت آن که دوستانِ حق سبحانه و تعالی از اکابرِ انبیا چون نوح و یوسف و موسی علیه السلام و حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم استعاذه فرموده اند، چنانچه کتاب کریم از آن خبر می دهد.

پس تصدی (انجام) این عمل، دلیلِ متابعت و محبَّت ایشان خواهد بود و بی شُبهه، تشبُّه نمودن(شبیه شدن)، بدین زمره بزرگوار، [مقدمه و] رابطه ای برای پیوستن به سِلک احرار و ابرار(آزادگان و نیکان) که گفته اند: کسی که خود را به قومی شبیه سازد، پس او از آنها خواهد بود.

هم چنین داعیه تَشَبُّه بدون مُجانِسَتِ (تشابه) معنوی که سبب جذب می باشد، صورت نمی گیرد و استعاذه اولیا و انبیا با آن که شیطان را بر ایشان دست نیست، جهت کَسرِ نفس (تواضع و فروتنی) و اعِلای کلمه اللّه و تعظیم امرِ الهی و تعلیم دیگران خواهد بود.

چهارم: دعای اجابت شده

استعاذه، دعایی است به اجابت مقرون. آورده اند که: استعاذه از دعاهای مستجابه است و این دعا هرگاه از روی ضراعَت (تضرع) و مسکَنت (بیچارگی در برابر خدا) اتفاق افتد، کَرَم الهی، اقتضای قبولِ آن دارد و چه فایده بهتر از این که بنده به دعایی که بی شُبهه(بدون شک) محلِّ اجابت دارد اشتغال نماید و به مفتاح تَضَرُّع و استکانَت، ابوابِ مقاصد بر روی دلِ محزون بگشاید.

استعاذه، سبب معرفت آفریدگار است و توضیح این نکته آن که استعاذه، اقرار است از بنده به عجز انسانی و اعتراف به قدرت کامله رَبّانی و مُتیقِّن شدن (یقین یافتن) که به خود، هیچ کاری نمی توان ساخت و از حق سبحانه، در هیچ حال مُستغنی نمی توان بود

پنجم: ایمنی از آفت ها

استعاذه، سبب ایمن شدن از آفت هاست به واسطه آن که معنی او پناه گرفتن است به خدای، و صدور این عمل از غایتِ خشوع و نهایتِ خضوع می باشد و به حَسبِ واقع اگر مخلوقی را کسی مُلتَجا سازد و پناه به یکی از اهل ذوجاه (آبرومند) بَرَد، آن کس از رویِ حَمیَّت، (غیرت) او را به حمایت گرفته، ضایع نخواهد گذاشت و حَسبُ المقدور، رعایتِ جانبَش نموده، طریقه رفعِ مکاره از او و رسیدنِ منافع به او، در نظر خواهد داشت، و در حراست و حفاظت او، از دشمن به تقصیر خود راضی نخواهد بود. پس چون بنده از روی نیاز، التجا به آستانه کریمِ بنده نواز آورده، رقعه (برگه) بیچارگی و درماندگی به موقفِ عرض رسانَد و به زبانِ افتقار (نیاز) و انکسار، از روی صدقِ عقیده، صورت حال بدین منوال ادا نماید که:

جز آستانِ توام در جهان پناهی نیست                      سرِ مرا به جز این در حواله گاهی نیست

غالب، آن است که حضرتِ اکرم الاکرمین، او را به ظِلِّ ظلیل(سایه بلند پایه) عنایت درآورده، در امان آبادِ عافیت جای خواهد داد و از مخافات(ترس) اعدا محفوظ و به کرامات اولیا، محظوظ (بهره مند) خواهد ساخت که گفته اند:

محال است اگر سر برین در نَهی                 که باز آیدت دستِ حاجتْ تُهی

 

سبب اول: دشمنی شیطان و دوستی رحمان

اول آنکه حضرت عزَّت جل جلاله، دوستان را از دشمنیِ شیطان تنبیهیِ ارزانی فرموده که «به درستی که شیطان برای شما، دشمن است» و به دشمن داشتنِ او حکم فرموده که لاجَرَم، اَهَمَّ امور، همان توانَد بود که از دامِ هواجس و قید وساوس او که محرّکِ سلسله هوی و مُزَیِّنِ مرتبه هوس است، احتراز نموده، معادات (دشمنی ها) و مخالفتش را مقدمه نتیجه دینداری، بل، طلیعه طلوع انوار پرهیزگاری شناسند و مخفی نمانَد که اظهار عداوتِ شیطان به طریق استعاذه، امری است در غایت وضوح و عیان. چنان شِمّه ای (گوشه ای) از آن گفته شد.

استعاذه با آن که علامت دشمنی شیطان، از آن مفهوم می شود، نشانه دوستی رحمان نیز هست و استعمالِ آن به حسب عادت، در تَنَزّه و تَبرّی از امور نالایق، شایع است.

چه، هرکس را که به فعلی ناشایسته یا قولی نابایسته منسوب سازند، جهت برائتِ ذِمَّت از آن به «مَعاذاللّه» و «نَعوذُ باللّه ِ» و مانند آن تَمَسُّک می جویند. پس این جا، مستعیذ(استعاذه کننده) نیز گویی که شیطان را به وسیله کلمه استعاذه، از خود دور می سازد و بدین عمل که رانده حق را می راند، تَخَلُّق به اخلاق الهی ثابت می کند و به واسطه تَنَفُّر از دشمن، رتبه تقرّب به دوست می یابد.

ایمان

سبب دوم: پاک ساختن دل

سینه آستانه دل است و دلْ مَنظر رحمت، بلکه دارالمُلک حضرت ربوبیّت که فرموده: «قُلُوبُ اَحِبَّائی، دارُ مُلکی» یعنی دل های دوستانِ من، خانه مَنند و این، شیطان است که به حکم«یُوَسْوِسُ فی صُدُورِ النّاسِ» آن آستانه را به خس و خاشاکِ وساوس مکدَّر می سازد و هر آینه چون بنده خواهد که سلطان معرفت در تختگاهِ دل، نزولِ اجلال فرماید، آستانه را از خاک و خاشاک پاک ساختن از لوازم (کارهای لازم) خواهد بود، چه، جلوه جمالِ سلطانی را منظره رحمانی باید، نه مزبله شیطانی.

دل یک مَنظَری است رحمانی خانه دیو را چه دل خوانی و به جز جاروبِ استعاذه از شیطان، حرمِ دل از لوث وسوسه، پاکیزه نگردد و بی مدد عنایت یزدانی، قاذوراتِ (کثافات) مکاید شیطانی از حاشیه بساط دل که محلِ مشاهده است، منتفی نشود.

 

سبب سوم: بدرقه راه از طُرُق حق

شیطان راهزنی است در کمین سالکان طریق عبادت نشسته، تا به وقتِ فرصت با جنود (لشکر) خیالات هجوم نموده، آنچه از متاعِ طاعت یابَد، در رُباید و رها نکند (نگذارد) که بارِ امانت انسان، به سلامت به سر منزل قیامت رسد و در اینجاست که بی مرافقتِ (بدون دوستی) قائدِ حمایت حَقّانی، این راه خطرناک به پایان نتوان بُرد.

پس، استعاذه، طلب بدرقه است از ولیُّ التّوفیق، تا به معاونت (یاری) این رفیق، از کمینگاهِ خطرات شیطان به دارالامانِ نجات تواند رسید.

گر نشود حفظ تو فریادرَس                        بار به منزل نَبَرَد هیچ کس

و چه زیبا گفته است:

راهی است پر از خطر رهِ عشق                      آن جا همه رهزنانِ چالاک

   بی بدرقه عنایت تو                                         نتوان شد از این رهِ خطرناک

استعاذه با آن که علامت دشمنی شیطان، از آن مفهوم می شود، نشانه دوستی رحمان نیز هست و استعمالِ آن به حسب عادت، در تَنَزّه و تَبرّی از امور نالایق، شایع است

سبب چهارم، منشور حمایت حق

شیطان، راهداری است که در این دنیا، از روندگان این راه، باج «لَأُغوِیَنَّهُم اَجمَعین» می ستاند و تا کسی منشورِ حمایتِ «اِنَّ عبادی لَیس لَکَ عَلَیهِم مِن سُلطانٌ» به دست ندارد، از آفتِ این طریق پر مخافت (پر ترس) سالم نمی تواند گذشت. پس استعاذه، آن توقیع (نامه) نجات است که سد تَلبیس (ضریب و خدعه) از راه بردارد تا سالک، ایمن و مطمئن، به حِصنِ (دژ و حصار) عنایتِ ایزدی، مُتِحَصّن تواند شد.

من بیدل و راه بیمناک است                  چون راهبرم تویی چه باک است

در عصمتِ این چنین حصاری                     شیطان رجیم کیست باری

سبب پنجم: پناه به دوست از دشمن

راهیانِ منهاجِ (طریق) ایمان را حضرتِ ربّ العالمین، دوستی است مهربان و ابلیسِ لعین مر ایشان را دشمنی است از دیده نهان؛ پس دشمنِ مخفی را مُندَفع (دفع کردن) باید ساخت تا به خدمتِ دوست توان پرداخت و به تحقیق باید دانست که دفع دشمنِ نهان جز به نصرت و عون (یاری و کمک) یزدانی، تیسیر (امکان)پذیر نیست.

دشمن ار ظاهر بود زو می توان کردن حَذَر ;لیک ایمن بودن از خصم نهانی مشکل است

پس، استعاذه، پناه بردن است به دوستِ غالب از شرِّ دشمنِ غایب.

سبب ششم: یادآوری ماجرای حضرت آدم علیه السلام

ذکر شیطان و راندگی او، تذکُّری است مر فرزندان آدم را از قصه ابوالبشر علیه السلام و حاصلش آن که او که با آدم و حوّا به نیکخواهی و هواداری قسم یاد کرده بود، در حالی که پیش از آن، بر گمراه ساختن و از راه بینداختنْ، سوگند خورده، پس آدمی باید که در این محل، این صورت را متذکّر گردد که آن جا که به یاری و دوستداری سوگند یاد کرده بود، در اخراجِ ایشان چه مقدار سعی به جای آورد، [حال] این جا که اغوا و اضلال را به قَسَم موکَّد گردانیده، پیداست که چه ها خواهد کرد.

و هر آینه، خردمندِ موفق، بعد از تذکّر این حال، به برکت تَعَوُّذ (استعاذه کردن)، در پناه حمایتِ ذوالجلال گریزد و از کشاکش کمندِ حیله و عشوه او، التجا به عروه وُثقای (طناب محکم) استعاذه نماید، تا در امان آباد عافیت، اقامت توانَد کرد.

;از غم دهر، سوی پیر مغان کردم روی ;چه غم اکنون که چنین پشت و پناهی دارم

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


 منبع : سایت حوزه

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
اهميت استعاذه گفتن

اهميت استعاذه گفتن

يكى از چيزهائى كه در «قرآن مجيد» و اخبار «اهلبيت عصمت و طهارت صلوات اللّه عليهم » عنايت زيادى به آن شده موضوع «استعاذه» است، يعنى: پناهنده شدن به خدا، از شر شيطان. «اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم» البتّه بايد حال «استعاذه» يعنى: پناه بردن به حق پيدا شود، ت
موارد پناهجویی به خدا

موارد پناهجویی به خدا

قرآن ابليس را به عنوان دشمن آشكار ياد مي‌كند و ضمن تبيين خطرات پنهان و آشكار او براي انسان يادآور مي‌شود كه براي در امان ماندن از خطرات و دسيسه‌ها و وسوسه‌هاي او مي‌بايست در پناهگاه امنيت بخش الهي درآيد.
از شر شیطان خلاص شوید!(تضمینی)باران حکمت(5)

از شر شیطان خلاص شوید!(تضمینی)باران...

اگر قرآن کریم می‏گوید: هنگام خواندن قرآن استعاذه کن و به خداوند پناه ببر، نه به این معناست که اعوذ بالله بگو، اگر چه گفتن این سخن نیز سنت پیامبر بوده و مستحب است، اما در اینجا منظور آن است که به سوی خداوند حرکت کن و خود را دامن کشان به دامان او برسان.
UserName
عضویت در خبرنامه