• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4780
  • پنج شنبه 1382/6/27
  • تاريخ :

د

داخلی

اشارهای در سناریو، در شروع شرح صحنه،‌كه داخلی است یا خارجی. « داخلی » یا «خارجی»و « شب ‌» یا « روز » بودن صحنه دو خصیصه اصلی شرح صحنه درسناریوست.

Interior

دالی(ارابه)

سكوئیچرخدار برای حركت دادن دوربین فیلمبرداری كه معمولاً به خاطر دقت و بی صدایی، با دستحركت داده می شود.

Dolly
دانه

یك نوع كیفیت « غشاء‌حساس » Emulsion  فیلم خام.

Grain

درام احساساتی

(‌اپرای صابونی)

اصطلاح آمریكایی، درام بسیار احساساتی و سوزناك درباره ی مسائل خانوادگی كه ابتدادر رادیو و بعد در تلویزیون به طور سریال ارائه می شد.

Soap Opera
درجه تیرگی

میزان و شدت تیرگییا روشنی ( نور دیدن یا ندیدن ) تصویر فیلم.

Density
دستگاه نمایش فیلم

(همان كه به فارسیاصطلاحاً آپارات می گویند.)

Projector
دكوپاژ

طرح و شكل فنی فیلم به ترتیب و نظام «نما»ها، حركت دوربین و سایر خصوصیات فنی در سناریو نویسی ...

دکوپاژکردن سناریو یعنی بعد از نوشتن شرح صحنه وگفتگوها،اضافه کردن نکات فنی مربوط به فیلمبرداری، مثل نوع «نما»(نزدیک ، دور  و غیره)

Decoupage
دوبلاژ (دوبله)

این اصطلاح معمولاًبه برگرداندن صدای فیلم از زبان اصلی به زبان دیگر اطلاق می شود. اما صدا گذاشتنروی فیلم ( در مورد فیلم هایی كه صدا توأم با فیلمبرداری ضبط نمی شود ) را نیزدوبله می گویند.

Dub
دوپلكیتنگاتیو

كپیه ی نسخه ی منفی(نگاتیو ) فیلم كه از روی یك نسخه ی مثبت كشیده می شود تا در صورت صدمه رسیدن بهنسخه ی منفی اصلی، یك نسخه ی منفی دیگر در دست باشد.

Dupe Negative
دوربین ذهنی

«نما»یی كه ظاهراًاز دریچه چشم قهرمان داستان یا كسی كه تماشاگر صحنه است نشان داده میشود.

Subjective Camera
دوربین صدابردار

دوربین ( یادستگاه ) برای ضبط « صدای اپتیك » روی نوار فیلم به صورت خطوط زیگزاگ و مناطقتاریك - روشن.

Sound Camera
دوربین –قلم

«دوربین به منزلهقلم » اصطلاحی كه فیلمساز و منتقد فرانسوی « الكساندر آستروك»A.Astruc  در سال 1948 درمقاله ای به همین عنوان به كار برد، و منظورش این بود كه زبان سینما در رسا بودن،قابلیت انعطاف و بیان نهفته ها ( معنویات )، می تواند مشابه زبان ادبیاتباشد.

Camera - Stylo
دیافراگم

دریچه ای كه دردوربین فیلمبرداری (و عكاسی) پشت عدسی (و جلوی فیلم خام)  قرار می گیرد و مدتزمان و میزان رسیدن نور به فیلم را كنترل می كند.

Diaphragm

دیسالو

(تداخل تصاویر)

محو تدریجی یك تصویر و ظهور تدریجی تصویری دیگر بر آن.

Dissolve
دیفوزر

ورقه ای از جنسپارچه ظریف و یا گاز ( شبكه ی ریز بافت ) جلوی منبع نور صحنه قرار داده می شود كهنوری كه موقع فیمبرداری بر صحنه می تابد پخش شود تا سایه روشن ها به اصطلاح نرمشوند.

Diffuser
UserName