• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1269
  • دوشنبه 1382/6/3
  • تاريخ :

نقدی بر فیلم سینمایی «فرش باد» ساخته کمال تبریزی

«فرش باد»، با نام نمادین خود، گویای این حقیقت است که فیلمساز یک مفهوم مقدس والا به نام همدلی بشریت را – که در آفرینش ، نقطه های مشترک فراوانی داشته و به قول سعدی، از یک گوهرند – مفهومی آنچنان والا می داند که می تواند فراتر از خط کشی های معمول مربوط به مرزهای جغرافیایی، زبان، لهجه، رنگ پوست، نژاد و باورهای دینی و گرایش های سیاسی آنان، برای همگان قابل درک باشد.

در بهمن ماه سال 81، در جریان برگزاری بیست و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر،  فیلم «فرش باد» تازه ترین ساخته ی کمال تبریزی – با استقبال گسترده تماشاگران و سینما دوستان حاضر در جشنواره مواجه شد.

این استقبال به حدی بود که این فیلم با رقمی حدود 5/83 درصد آرای موافق، در صدر جدول ارزیابی فیلم ها از سوی تماشاگران جای گرفت. اگر چه فیلم ، ظاهری شبیه فیلم های مستند- داستانی دارد، اما با این حال برای تماشاگران عادی و غیر حرفه ای سینما نیز کاری جذاب و تماشایی از کار درآمده است. شاید همین موفقیت نسبی فیلم در جشنواره فیلم فجر را بتوان ناشی از این واقعیت دانست که کمال تبریزی از جمله فیلم سازانی است که به مخاطبان فیلمهایش بسیار اهمیت می دهد. او از معدود کارگردانانی است که برای تماشای واکنش بینندگان فیلم خود به تالار نمایش می رود تا به طور مستقیم از این واکنش ها، ارزیابی مستندی داشته باشد. این وسواس او به اندازه ای است که گذشته از حضور در سینماهای نمایش دهنده فیلم «فرش باد» در بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر، تبریزی، حتی در سینمای نمایش دهنده فیلم در ژاپن نیز به تماشای همین واکنش های طبیعی تماشاگران علاقه نشان داده است.

موضوع فیلم، بسیار به فیلم های مستند نزدیک است.

درونمایه اصلی فیلمنامه، به خوبی نشان می دهد که گاه با مضمون های به ظاهر ساده و معمولی نیز می توان کار مناسبی ارائه داد. فیلم یک مضمون ساده را پی می گیرد؛ یک فرش با طرح و نقش ایرانی به بافنده ای در اصفهان سفارش داده می شود تا در یک مراسم آیینی در ژاپن به نمایش گذاشته شود.

در جریان بافته شدن تدریجی این فرش که البته با تأخیر و تعلل هایی همراه می شود، ماکاتو- مردی که پیگیر بافته شدن فرش است- با حوادث ریز و درشتی رو به رو می شود که مجموعه رویدادهای اصلی و فرعی فیلم نیز در همین حال و هوا شکل می گیرد.

ساختار سینمایی اثر، بسیار شبیه بافته شدن تدریجی همان فرش سفارشی است. وقتی دار قالی برپا می شود، گویی چارچوب اصلی فکر کارگردان یا بهتر است بگوییم، طرح اصلی فکر نویسنده فیلمنامه ( محمد سیلمانی) شکل می گیرد. از این پس، هر چه بافته می شود، رج به رج، بافته های ظریفی است که گویی با عشق، تار و پود یک فرش خوش نقش و نگار را با ظرافت هر چه تمام تر به هم پیوند می زند و شکل بدیع پدید می آورد.

بسیار کسان، پیش از تماشای فیلم «فرش باد»، بر این باور بودند که این فیلم نیز شبیه بسیاری از فیلم های دیگر که به شکل یک محصول مشترک یا کار سفارشی، ساخته و پرداخته می شود، ناگزیر در فضایی شکل گرفته است که در آن کمتر می توان از فضاهای دلخواه کارگردان نشانه ای یافت. در حالی که «فرش باد» به خوبی نشان داده است که در این فیلم، نه تنها کارگردان، فیلم دلخواه خودش را ساخته، سفارش دهنده موضوع نیز از موضوع دلخواه خود دور نشده است. به عبارت ساده، فیلم در فضایی از تفاهم و همدلی سازندگان آن (به عنوان یک محصول مشترک) ساخته شده است و از این رو می توان انگاره ای مناسب و موفق در زمینه ی تولید مشترک با سایر کشورها به حساب آید.

تبریزی در گفتگویی دوستانه اظهار می داشت که جریان این تولید مشترک، برای من، دوستان و همکاران من - که در بخش های مربوط به کار در ژاپن همراه من بودند - بسیار آموزنده و مثبت بود. تبریزی به نکته های ظریفی از وقت شناسی ، نظم و ترتیب و مدیریت زمان(Time management) در همین تولید مشترک اشاره داشت که به نظر می رسد در صورت ثبت و مستند سازی همین تجربه ها و آموخته ها می تواند برای فیلمساز و سینماگران ما بسیار آموزنده و ثمربخش باشد.

فیلم «فرش باد» در تدوین نهایی خود، از حدود 15 درصد از تصاویر فیلمبرداری شده در فضاها و موقعیت های مکانی ژاپن به شیوه (HD) به عنوان پدیده ای جدید و روزآمد در فیلمبرداری، استفاده کرده است. همین که محصول نهایی کار به گونه ای با هم ترکیب شده است که نتیجه کار، بسیار یکدست و مثل یک فرش زیبا، بافته های همگون با بافت یکسان دارد، خود نشان از هوشمندی کارگردانی است.

گفتنی است که حسن پویا - در مقام مدیر فیلمبرداری فیلم -  در بخش های مربوط به ژاپن نیز کار نظارت فیلمبردار ژاپنی و گروه فیلمبرداری را به عهده داشته و به همین دلیل، نتیجه کار به صورتی آشکار، یکدست و همگون از آب در آمده است.)

تبریزی، با توجه به پیشینه فیلمهایی که از او دیده ایم، نشان داده است که حتی در کارهای بسیار جدی، تلخ و ملودرام های اشک بر انگیز نیز – در کارهایی مثل مهر مادری (1376) و شیدا (1377) – از زبان طنز رویگردان نیست .

در «فرش باد» نیز از بیان و لحن طنز به خوبی در جای جای اثرش می توان نشان یافت. از شوخی ها و متلک های زبان رضا (رضا کیانیان) تا باباکرم یاد دادن به ماکاتو یا نشاندن او بر سرسفره ی  ایرانی و دیزی خوردن او و تکرار عبارت «حل اِست» با لهجه شیرین اصفهانی، دلیل روشنی است بر این ادعا که تبریزی به بیان طنز و کاربردی های مؤثر آن عنایت ویژه ای دارد. لحن طنزآلود فیلم موجب شده است خشکی طبیعی یک موضوع بسیار معمولی و مضمون ساده آن، باعث دلزدگی و خستگی تماشاگران فیلم نشود.

از دیدگاه مضمون شناسی، درونمایه فیلم به مفهوم بسیار پراهمیتی که در چند سال اخیر در کشورمان به عنوان یک پیشنهاد به جامعه جهانی مطرح بوده است، یعنی بحث گفتگوی تمدن ها نیز اشاراتی آشکار دارد. جالب این است که طرح چنین مفهومی با تفاهم و همدلی سرمایه گذاران مشترک در فیلم، چنان مطرح می شود که هرگز رنگ و بوی یک تصمیم مشترک سیاسی و رسمی به خود نمی گیرد و راز دلنشینی چنین اندیشه ای نیز در همین نکته نهفته است. فرش ایرانی، که از گذشته های  دور، یک دستاورد هنری پر تقدس به شمار می آمده است، از سوی ژاپنی ها در مراسم دینی و آیینی آنان، شبیه پرده های شمایل پرنقش و نگار و مقدس در آرایه های مربوط به مراسم مورد نظر به کار گرفته می شود ،  و نه در زیر پا؛ بلکه چون تابلویی زیبا و هنرمندانه در پیشانی این گونه مجالس بر دیوارها نقش می بندد . «فرش باد»، با نام نمادین خود، گویای این حقیقت است که فیلمساز یک مفهوم مقدس والا به نام همدلی بشریت را – که در آفرینش نقطه های مشترک فراوانی داشته و به قول سعدی، از یک گوهراند – مفهومی آنچنان والا می داند که می تواند فراتر از خط کشی های معمول مربوط به مرزهای جغرافیایی، زبان، لهجه، رنگ پوست، نژاد و باورهای دینی و گرایش های سیاسی آنان، برای همگان قابل درک باشد. به نظر می رسد که در این راه، کودکان (که «روزبه» ایرانی و «ساکورا»ی ژاپنی نمایندگان این نسل جهانی اند) بسیار زودتر و آسان تر می توانند به مفهوم این همدلی و همزبانی پی ببرند!

فیلم، به دلیل بافت بسیار مناسبِ تصویری و تدوین پویای خود، تحرک خاصی دارد. زیبایی های کار به ویژه به لحاظ بصری، چشمگیر است. شاید تنها نکته قابل ذکر در جریان شکل گیری مضمونی فیلمنامه و ماجرای فیلم، در این باشد که ساختار و محتوای کار، به موازات یکدیگر، هم سنگ پیش نمی رود. یعنی، همواره شکل و شمایل کار بر درونمایه می چربد و چه بسا اگر مفاهیم عمیق همدلی انسان ها و همگونی ازلی و دیرینه جامعه بشریت به داد فیلم نمی رسید، چنین اثری از این بابت، بیشتر آسیب می دید.

شخصیت پردازی اثر، به دلیل رویکرد فیلم نامه نویس و کارگردان اثر در خلق آدم هایی که باورپذیر و واقعی به نظر برسند، خوب از کار در آمده است. رضا (با بازی بسیار استثنایی رضا کیانیان) شخصیتی است که هم، رگه هایی از جوانمردی را در خود دارد و هم گاه       نشانه هایی از ناجوانمردی را می توان در وجود او یافت.

به نظر می رسد که موفقیت فیلم هایی مثل «فرش باد» می تواند، گام بلندی در مسیر رشد و تعالی سینمای ایران به حساب آید.

UserName