• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 1942
  • پنج شنبه 25/12/1390
  • تاريخ :

مروری بر قیام تَوّابین

توابین

چند ماهی پس از واقعه کربلا در محرم 61، گروهی از شیعیان کوفه که از یاری نرساندن به امام حسین علیه السلام سخت اظهار پشیمانی می‌کردند، در خانه سلیمان بن صُرَد خُزاعی گرد آمدند. در این جمع که شمار آنان را حدود 100 تن برآورد کرده‌اند، از همه مشهورتر سلیمان بن صرد، صحابی کهن‌سال پیامبر صلی الله علیه وآله  بود که پیش از آن در پیکار صفین در صف لشکریان امام علی علیه السلام حضور داشت و خود از کسانی بود که امام حسین علیه السلام را با نامه، به کوفه دعوت کرده بود.

پس از او مُسَیِّب بن نَجبَه فَزاری از اصحاب امام علی علیه السلام و عبدالله بن سعد بن نُفَیل اَزدی و عبدالله ابن وال تَیمی و رِفاعَة بن شَدّاد بَجَلی ــ که همگی از بزرگان شیعه در کوفه شمرده می‌شدند ــ قابل ذکرند. با آنکه در باب مقدمات این گردهمایی، در مآخذ موجود چیزی نیامده است، می‌توان حدس زد که این 5 نفر ــ و شاید از همه بیشتر سلیمان ــ با توجه به نفوذ آنان، در گردآوردن شیعیان شهر سهم عمده داشته‌اند.

محور خطابه‌ها در این گردهمایی، اظهار توبه از رها کردن امام حسین علیه السلام و نیز تصمیم به انتقام از قاتلان و مسببان شهادت آن حضرت بود و سرانجام حاضران به توصیه دیگر بزرگان جمع با سلیمان بن صرد به عنوان رهبر قیام بیعت کردند سلیمان در نامه‌ای به شیعیان مداین و بصره، ضمن تأکید بر اهداف قیام، ربیع‌الآخر 65 را موعد گـرد آمدن هواداران قیـام در نُخیلـه کوفـه ــ که ظاهراً لشکرگاه بـود ــ تعیین کرد و پیشنهاد او از سوی شیعیان این دو شهر مورداستقبال قرار گرفت. تعیین این مدت در واقع برای جذب هواداران بیشتر و گردآوری سلاح بود، البته در همان گردهمایی نخستین، کسانی از بزرگان شیعه اموال خود را وقف مخارج قیام کردند.

مرگ یزید در ربیع الاول 64 و آشفتگیهای ناشی از آن، فرصت مناسبی برای توابین پدید آورد؛ به ویژه که کوفیان در غیبت عامل یزید، عبیدالله بن زیاد، جانشین او را از شهر اخراج کردند و اندکی بعد عبدالله بن یزید خطمی از سوی عبدالله بن زبیر به امارت کوفه منصوب شد. این تحولات شماری از یاران سلیمان را بر آن داشت تا به وی پیشنهاد کنند که عامل کوفه را اخراج، و دعوت به خون‌خواهی را علنی کند؛ اما به نظر سلیمان، چنان‌که خود به تصریح گفت، با وجود اشراف کوفه ــ و در واقع عاملان اصلی واقعه کربلا ــ امکان پیروزی بسی اندک بود و او یاران را به خویشتن‌داری و فرستادن داعیان به شهرهای گوناگون برای گسترش دعوت فراخواند.

سرانجام زمان موعود فرا رسید و سلیمان در آغاز ربیع‌الآخر 65 در نخیله کوفه اردو زد و کسانی را به شهر فرستاد تا با شعار «یا لثارات الحسین» هواداران را گرد آورند

البته نباید فراموش کرد که مختار بن ابی عبید ثقفی نیز اندک زمانی پس از ورود حاکم زبیری کوفه به شهر وارد شده، و با شعار خون‌خواهی امام حسین علیه السلام درصدد گردآوری هوادار بود. مختار که سلیمان را در سیاست و جنگاوری صاحب بصیرت نمی‌دانست، گرچه توانست شماری از هواداران جنبش توابین را جذب کند، اما اکثریت همچنان با سلیمان بود.

چون حاکم زبیری کوفه از تحرکات شیعه آگاهی یافت، در خطابه‌ای ضمن نفرین بر عوامل فاجعه کربلا، با جنبش خون‌خواهی امام حسین علیه السلام موافقت نشان داد و توابین را به جنگ با سپاهیان شام به سرکردگی ابن زیاد که از جانب مروان ابن حکم و فرزندش عبدالملک، رو به سوی عراق داشت، تشویق کرد. عبدالله بن یزید بعدها نیز موضوع اتحاد برای مقابله با ابن زیاد را بار دیگر پیش کشید، اما سلیمان که جهاد تحت لوای عبدالله بن زبیر را گمراهی می‌شمرد، پیشنهاد او را نپذیرفت. البته سلیمان، ابن زیاد را مقصر اصلی واقعه کربلا می‌شمرد و خود در اندیشه پیکار با او بود و به همین سبب حتیٰ پیشنهاد یار خود عبدالله بن سعد، مبنی بر انتقام از دیگر عوامل حاضر در کوفه، مانند عمر بن سعد را نیز رد کرد. با این همه، حضور حمید بن مسلم ــ که در واقعه کربلا جزو سپاهیان اموی بود و گفته‌اند همو بود که همراه خولی اصبحی سر امام حسین علیه السلام را به کوفه آورد و بعدها حتیٰ مختـار نیز درصـدد انتقام از او برآمد ــ در صف توابین مایه شگفتی است. به هر حال، موافقت حاکم کوفه با توابین موجب شد تا آنان آشکارا به تجهیز و گردآوری نیرو بپردازند.سرانجام زمان موعود فرا رسید و سلیمان در آغاز ربیع‌الآخر 65 در نخیله کوفه اردو زد و کسانی را به شهر فرستاد تا با شعار «یا لثارات الحسین» هواداران را گرد آورند. با آنکه گفته‌اند بیش از 15 هزار نفر در «دیوان» یا دفتر جنگجویان ثبت‌نام کرده بودند، اما بر اثر فعالیتهای مختار ثقفی، تنها حدود 4 یا 5 هزار نفر در نخیله حاضر شدند و بعدها از این شمار باز هم کاسته شد تا جایی که سلیمان را به اظهار شگفتی و گلایه واداشت.

با این همه، روایتهای جالبی نیز از میزان محبوبیت شعارها و اهداف توابین در دست است. سلیمان بن صرد در نخیله ضمن خطابه‌ای، بار دیگر تأکید کرد که این قیام تنها برای رسیدن به «رضوان» خداست و نه اموال و اهداف دنیوی.

توابین چون به ناحیه کربلا و مضجع امام حسین علیه السلام رسیدند، شیون و زاری از ایشان برخاست و بار دیگر بر توبه از گناه یاری نرساندن به آن حضرت و انتقام از قاتلان ایشان پای فشردند. در قَرقیسیا (بر کنار نهر خابور در جزیره)، زُفَر بن حارث کلابی، از توابین پذیرایی کرد و به پیشنهاد او، توابین به سوی عین‌الورده در شمال جزیره (اکنون در شمال سوریه و کنار مرز با ترکیه)، روی نهادند که سپاه انبوه عبیدالله بن زیاد از آن حوالی قصد نفوذ در خاک عراق را داشت.

توابین چون به ناحیه کربلا و مضجع امام حسین علیه السلام رسیدند، شیون و زاری از ایشان برخاست و بار دیگر بر توبه از گناه یاری نرساندن به آن حضرت و انتقام از قاتلان ایشان پای فشردند

سلیمان پس از استقرار در عین‌الورده، نخست گروهی از سپاهیان خویش را به فرماندهی مسیب بن نجبه، به سوی مقدمه سپاهیان شام فرستاد و در جنگ سختی که درگرفت، شامیان شکست خوردند. ابن زیاد، حصین بن نمیر را با سپاهی انبوه بر سر توابین گسیل داشت و سلیمان هم از اردوگاه خویش پیش آمد. ظاهراً حصین بن نمیر چندان مایل به جنگ نبود، اما سلیمان پای بر جنگ فشرد و با آنکه اکثریت با شامیان بود، به سبب پایداری توابین، جنگ به روز بعد نیز کشیده شد. ابن زیاد بار دیگر سپاه انبوهی به یاری شامیان گسیل داشت، اما توابین پایداری بسیار نشان دادند؛ چندان‌که گفته‌اند سلیمان و شماری دیگر از سپاه توابین نیام شمشیر‌های خویش شکستند. سرانجام حصین بن نمیر به تیرباران متوسل شد که بر اثر آن سلیمان بن صرد به خاک افتاد و درفش توابین چنانکه سلیمان پیش از آغاز جنگ گفته بود، به مسیب بن نجبه رسید و پس از کشته شدن او عبدالله بن سعد بن نفیل، و سپس عبدالله بن وال آن را به دست گرفتند. با قتل او، رفاعة بن شداد لشکریان را به بازگشت فراخواند، اما کسانی تا پاسی از شب همچنان به جنگ ادامه دادند. سرانجام رفاعه همراه بازمانده سپاه، شبانه از عین‌الورده رخت برکشید.

چنان‌که پیش‌تر آمد، قرار بود کسانی از شیعیان مداین و بصره به توابین کوفه بپیوندند، اما به سببی که روشن نیست، چنین نشد و سعد بن حذیفة بن یمان هم که با گروهی از شیعه مداین به قصد یاری توابین بیرون آمد، در میانه راه از سرنوشت توابین آگاهی یافت و بازگشت. مختار ثقفی پس از بازگشت توابین به کوفه، در نامه‌ای به رفاعه، ضمن ستایش از سلیمان و توابین، او و یارانش را دعوت کرد تا به وی بپیوندند و آنها پذیرفتند.قیام توابین از معدود حرکتها در سده نخست هجری است که مضامین دینی در آن به نحو آشکارتری جلوه یافته است.

 

مآخذ نوشتار:

ابن سعد، الطبقات الکبریٰ، بیروت، دارصادر؛

ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، 1380ق/1960م؛

ابن ندیم، الفهرست؛

بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج 5، به کوشش گویتین، بیت‌المقدس، 1938م؛

بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج 3، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، 1397ق/1977م؛

طوسی، محمد، الرجال، نجف، 1380ق/1961م؛

 طبری، تاریخ؛

یاقوت، بلدان.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی).

UserName