• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2444
  • سه شنبه 1381/5/1
  • تاريخ :

آن يکی اعرابيی از عشق مست
حلقه کعبه در آورده به دست
زار مي گفت ای خدای ذوالعلو
کردم آن خويش من ، آن تو کو ؟
گر به حج فرموديم حج کرده شد
آنچه فرمودی به جای آورده شد
ور مرا در عرفه بايد ايستاد
ايستادم دارم از احرام داد
سعی آوردم به قربان آمدم
رمی را حالی به فرمان آمدم
از در خود بی نصيبم می مدار
آن من بگذشت آن خود بيار
خالقا آنچ از من آمد کرده شد
عمر رفت و نيک يا بد کرده شد
ره نمايم باش و ديوانم بشوی
وز دو عالم تخته جانم بشوی
مانده ام از دست خود در صد زحير
دست من ای دستگير من تو گير

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
ادبیات حج (نثر و نظم)

ادبیات حج (نثر و نظم)

ادبیات حج (نثر و نظم)
ادبیات حج (نثر و نظم)

ادبیات حج (نثر و نظم)

ادبیات حج (نثر و نظم)
ادبیات حج (نثر و نظم)

ادبیات حج (نثر و نظم)

ادبیات حج (نثر و نظم)
ادبیات حج (نثر و نظم)

ادبیات حج (نثر و نظم)

ادبیات حج (نثر و نظم)
UserName
عضویت در خبرنامه