• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2357
  • سه شنبه 1381/5/1
  • تاريخ :

قطره و دریا

 
مکه

طواف بر گرد خانه خدا ، رمز توحید و محوریت الله در تلاشهاست باید قطره ای از این سیل شد و بدون هیچ تشخص و تمایزی هفت بار ، گرد بیت الله چرخید ، آغاز از حجرالاسود و ختم کردن به آن زن و مرد و پیر و جوان و باسواد و عوام و دانشمندان و شخصیتها و افراد عادی ، همه با هم و هضم شده در چرخش عظیم این گرداب موج خیز انسانی ، می  چرخند چه شانه ها که از گریه نمی لرزد و چه دستها که به تضرع در پیشگاه خدای کعبه بلند نمی شود طواف نشان می دهد که حرکت ، محور می خواهد و حجرالاسود هم دست خداست که با آن بیعت می کنیم روح طواف ، توصیف  دنی نیست این از خود بیخود شدن را باید در جمع طائفان بود و حس کرد دو رکعت نماز طواف ، پشت مقام ابراهیم ، آنکه این خانه را به فرمان خدا پایه نهاد و پاک کرد سپس ، سعی میان صفا و مروه ، یاد کردی از هاجر و ذبیح خدا که آن مادر ، در پی آب برای اسماعیلش ، هفت بار فاصله میان این دو کوه را رفت و برگشت و در پایان به اعجاز خدا چشمه از زیر  پای اسماعیل جوشید آب کم جو ، تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست فاصله میان صفا و مروه ، به رودخانه ای می ماند که سیلی از انسانها در دو سمت ، در آن در رفت و آمد است و یک جریان معنوی فاصله مبدأ و مقصد را انباشته است حرکتی که مبدأیی دارد و مقصدی ، رمزی از هدف و آغاز داشتن تلاش زندگی هفت بار ، شاید رمزی از هفتاد سال زندگی باشد که پیوسته در سعی است ، سعی و تلاشی که از یک مبدأ والا( صفا ) آغاز می شود ، در بستری پیش می رود ، هدف و مقصد هم رو به بالاست ، مروه و اگر سعی به بلندی منتهی نشود ، ناقص و بی ثمر است هفت بار پیمودن این مسیر ، کمترین کاری است که می توان در احیاء خاطره هاجر و اسماعیل کرد خود مسعی هم کمتر از مطاف نیست و سعی هم به همان عمق طواف است راه هم که می روی نام خدا بر لب داری و دعا می خوانی ، که نشانه حرکت زندگی در بستری از نام و یاد و توجه به خداست در مروه مراد، شود کامیاب دل هر کس که عاشقانه رود در صفای دوست با تقصیر ، از احرام درآمدن ، ادای مرحله ای از مناسک است تمرینی است که برای احرام به سوی عرفات و منا و حج تمتع آماده شویم ، که همه اعمالش بیشتر است و هم دشوارتر و هم معنی دارتر در اینجا و در این چند روز ، انسان احساس آزادی می کند ، آزادی از بند شهوت ، ستمگریها ، تحقیرها ، تبعیضها در اینجا همگان یکنواختند ، توانگران آنچه را که مایه تفاخر و ناز است ، دور ریخته اند تا عدالت را لمس کنند انسان در اینجا نه تنها دندان آز به حقوق دیگران تیز نمی کند ، حتی آزارش به موری هم نمی رسد و آشیان هیچ پرنده ای را در هم نمی ریزد اینجا حرم است زادگاه رسول الله ، مکه ، اینجاست جایگاه نزول وحی و قرآن و غار حرا اینجاست تبعیدگاه رسول گرامی و یاران  وفادارش ، شعب ابی طالب اینجاست و سنگریزه های داغ و سوزان که یادآور شکنجه های دردناک یاران پیامبر است و خاطرات فریادهای توحید را در دل زنده می کند و ناگاه شور و حماسه در زائر خانه خدا زنده می شود و درمی یابد که لازمه توحید ، مبارزه با همه مظاهر شرک است حج ، نمایشی معنوی است و زبان نمایش ، حرکت است و شخصیتهای اصلی : ابراهیم ، هاجر و ابلیس و صحنه ها: حرم ، مسجدالحرام ، سعی ، عرفات ، مشعر ، منا و سمبلها: کعبه ، زمزم ، صفا ، مروه ، روز ، شب ، غروب ، طلوع ، بت ، قربانی و جامه و آرایش : احرام ، حلق و تقصیر و نمایشگران : فقطیک تن زائر به حج آمده چه سناریوی شگفت و عظیمی در این حج است و هر یک از ما در گوشه ای از آن به اجرای نقش مشغولیم !

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
شب قدر در ادبیات و عرفان فارسی

شب قدر در ادبیات و عرفان فارسی

شب قدر در ادبیات و عرفان فارسی
منازل سلوك عرفانى در آیینه حج (1)

منازل سلوك عرفانى در آیینه حج (1)

منازل سلوك عرفانى در آیینه حج (1)
منازل سلوك عرفانى در آیینه حج (2)

منازل سلوك عرفانى در آیینه حج (2)

منازل سلوك عرفانى در آیینه حج (2)
بیایید تا نفس اماره را در مسلخ ایمان ذبح کنیم!!

بیایید تا نفس اماره را در مسلخ ایمان ذبح...

بیایید تا نفس اماره را در مسلخ ایمان ذبح کنیم!!
UserName
عضویت در خبرنامه