• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1342
  • چهارشنبه 1381/8/1
  • تاريخ :

من و تویی  

آورده اند که گرگ و شتری هم منزل شدند و قرار گذاشتند که از آن پس جدایی از میان برداشته شود و دو خانواده یکی بشمار آمده و ما بین کودکان آنها، تفاوتی نباشد. روزی شتر برای تلاش معاش به صحرا رفت و گرگ یکی از بچه های او را خورد و در گوشه ای خزید . چون سر و کله شتر از دور پیدا شد گرگ پیش دوید و گفت :

ای برادر بیا که یکی از فرزندانمان نیست. شتر بیچاره نگران شد و پرسید : یکی از بچه های من یا تو ؟

گرگ گفت :

رفیق ، باز هم که من و تویی کردی ؟ یکی از آن پا پهن ها دیگر !

گنجینه لطایف

UserName