• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1449
  • دوشنبه 1385/6/13
  • تاريخ :

بیدار باش تا زنده بمانی

پسرك بازیگوش هالیوود سر به راه شده است. دیگر از تئوری توطئه «جی اف كی»، «نیكسون» یا «سالوادور» خبری نیست و جار و جنجالی هم برپا نمی شود. در فیلم «مركز تجارت جهانی» نه كسی از سیاست چیزی می گوید، نه به دنبال دست های پنهان می گردد، نه حتی به سرنوشت خودش لعنت می فرستد كه جملات غیر مودبانه اش به كسی بر بخورد همه آدم های خوبی هستند كه قصد دارند اعمال قهرمانانه انجام دهند، حتی اگر جر?ت داوطلب شدن برای بالا رفتن از برجی در حال فروریختن را نداشته باشند.

تعجبی ندارد اگر كهنه سرباز جنگ ویتنام گفته های پنج سال پیش خود را فراموش كرده باشد كه هرگاه بخواهد درباره وقایع 11 سپتامبر فیلمی بسازد، «نبرد الجزایر» را الگو قرار می دهد، چه بسا اگر خود فرمانده فیدل هم به جای او بود و با یك بودجه 63 میلیون دلاری در محاصره عوامل سراپا محافظه كار پارامونت قرار می گرفت، رفاقتش با رفیق «چه» را از یاد می برد. استون حتی سبك پر تب و تاب و تصاویر ام تی وی وار «قاتلین بالفطره» و «پیچ تند» را فراموش كرده و در روایتش مسیری كاملا سر راست را در پیش گرفته است كه بی شباهت به آثار گیشه پسند ران هاوارد نیست. اتفاقا همین دور شدن از روال معمول باعث شده كه یكی از بهترین و قابل تحمل ترین آثار سالیان اخیرش را بسازد. «مركز تجارت جهانی» هرچه باشد به بدی «اسكندر مقدونی» نیست كه موجب سرخوردگی تماشاگران عادی و منتقدان حرفه ای شود و جایگاه استون را در هالیوود متزلزل كند. این فیلم كه روز 18 مرداد در آمریكا اكران شده، امید بسیار به استقبال مردم و فروش خوب در گیشه بسته و مضمون مركزی آن نیز «امید» و «اراده برای زنده ماندن» است.

جان مك لافلین نیكلاس كیج گروهبان پلیس اداره بندرداری نیویورك صبح روز یازده سپتامبر 2001 مشغول انجام وظایف روزانه است كه صدای برخورد هواپیما با یكی از دو برج سازمان تجارت جهانی را می شنود. چون 12 سال از 21 سال سابقه كارش را در آن حوالی گذرانده و داخل ساختمان را مثل كف دست می شناسد، برای كمك به عملیات نجات به محل حادثه می شتابد و متوجه می شود كه برای مقابله با اتفاقی غیر منتظره در این مقیاس «هیچ نقشه ای وجود ندارد». با سه پلیس داوطلب دیگر از ساختمان بالا می رود اما بارانی از بتن و فولاد بر سر گروهشان می بارد. مك لافلین و پلیس جوان كلمبیایی تباری به نام ویل جیمنو مایكل پنا در تاریكی و زیر ویرانه هایی به ارتفاع چندین متر زنده می مانند و چون می دانند كه از هوش رفتن به معنی مرگ است، سعی می كنند با آخرین رمقی كه در تنشان مانده، خاطراتشان را یادآوری كنند تا زنده بمانند. مك لافلین به همسرش دونا ماریا بلو می اندیشد و جیمنو كه به یاد همسر باردارش مگی جیلنهال است، تصویری از حضرت مسیح ع در نظرش می آید كه آب به دستش می دهد. در همین زمان دیوید كارنز مایكل شانون، تفنگدار دریایی بازنشسته و مسیحی معتقدی كه در كانكتیكات به كار حسابداری مشغول است، به نظرش می رسد كه خدا او را به محل حادثه فراخوانده است و به سرعت خودش را به آنجا می رساند، از سد نیروهای امنیتی و امدادی می گذرد و جان و ویل را بعد از 24 ساعت از زیر آوار نجات می دهد.

«مركز تجارت جهانی» از معدود فیلم های استون است كه او نه فیلمنامه اش را نوشت و نه تولیدش را آغاز كرد. فیلمنامه را آندره برلوف نوشت براساس خاطرات دو شخصیت واقعی از میان 20 نجات یافته، رخدادی كه جان حدود 3هزار نفر را گرفت و كلید تولید را تهیه كننده ای به نام دبرا هیل زد كه سال گذشته به خاطر ابتلا به سرطان درگذشت. در حالی كه پرداختن به وقایع 11 سپتامبر در سال های اخیر برای هالیوود تابو به شمار می رفت و تصاویر برج های تجارت جهانی از فیلم هایی مانند «مرد عنكبوتی» و «سرندیپیتی» حذف می شد تا خاطر كسی را نیازارد، امسال «یونایتد 93» درباره اتفاقات درون یكی از هواپیماهای ربوده شده 11 سپتامبر با موفقیت بسیار روبه رو شد و «مركز تجارت جهانی» یك ماه پیش از پنجمین سالگرد آن و درست یك روز قبل از كشف نقشه عملیات تروریستی گسترده دیگری برای هواپیماها در انگلستان به نمایش در آمد. به گفته استون «این فیلم برای تمام جهان ساخته شده است برای هر كس كه در هر جا مزه مرگ را می چشد، چه در بمب گذاری مادرید، چه در زلزله یا سونامی».

اولیور استون توانسته است در «مركز تجارت جهانی» با خلق لحظات زیبا و تاثیرگذار درامی با مركزیت انسان های عادی، سكانس هایی با ریتم كند اما پرالتهاب و نفس گیر و كیفیت عالی تصویر و صدا بار دیگر استادی خود را در تكنیك سینما به نمایش بگذارد. بازی نیكلاس كیج برخلاف معمول و مایكل پنا بسیار خوب است و سایر بازیگران ازجمله استفن دورف و فرانك والی نیز حضور موثری دارند. استون ترجیح داده است به جای بدلكار از امدادگران و پلیس های واقعی استفاده كند. او مبنای كار را بر سادگی قرار داده و سعی كرده است با كشاندن تماشاگر به كانون درام، میزان تحمل او را بسنجد.

ساسان گلفر- روزنامه شرق

لینک :

 سینمای جهان 

UserName