• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1312
  • يکشنبه 1385/6/12
  • تاريخ :

گزارشی از كنسرت های ایرانی در خارج از کشور

  

نوازنده هایی که به اجراهای کنار پیاده رو میگویند کنسرت!

«به خدا خودم نوازنده هایی را هزار بار دیده ام كه از ایران می آیند پاریس. می آیند لندن بعد در خیابان سازشان را می زنند توی مترو ساز می زنند، یا اصلا می روند به یك سالنی كه سی تا از دوست و رفیقا شان نشستند و آن وقت می آیند ایران می گویند رفتیم در فرانسه كنسرت دادیم و خیلی موفق بود... بعدش هم روزنامه ها تكثیر می كنند كه كنسرت موفق فلان خواننده یا بهمان نوازنده در خارج برگزار شد و با استقبال گرم مخاطبان روبه رو شد. ای كار خو اصلا درست نیست... از اون ور هم ما دائم كنسرت می دیم اما یك خبری هم نمی زنن كه چه جاهایی با چه جمعیتی كنسرت برگزار كردیم. انگار كه مردیم. بعد یك خبرگزاری می آید توی ایران خبر دروغ می زنه كه ما قراره تو ژوئن توی پارلمان اروپا پیام صلح و دوستی رو با موسیقی برسونیم. این كارا یعنی چه»

سعید با لهجه گرم جنوبی

هركدام از این جمله ها را مقطع می گوید. از سوئد زنگ زده تا كارهایش را برای كنسرتی در آنجا هماهنگ كند. تازه كنسرت هایش تمام شده و ظاهرا آن طور كه از عكس ها مشخص است، موفق بوده اند. صدایش با آن لهجه گرم جنوبی، بسیار آرام است، اگرچه اوضاع موسیقی ایران آنجا هم قرار و آرامش را گرفته. تماس هی قطع می شود و او دوباره زنگ می زند.

«اوایل ژوئن اولین برنامه ما شروع شد كه در فرانسه بود، در فستیوالی به نام «شرق» در شهری به نام سن فلورانس نزدیك آنژ.

این فستیوال هر سال برگزار می شود و بزرگترین فستیوال موسیقی مشرق زمین است. البته در فرانسه برنامه ریزی دقیقی دارند و همه با سازهای مختلفشان از كشورهای شرق دنیا می آیند. سازهای عجیب و غریب زیادی بود. بعد از میان این گروه ها برخی انتخاب می شوند، گروه هایی هم كه انتخاب می شوند در تالار تئاترشهر كنسرت برگزار می كنند.

این مكانی كه به شما گفته یك روستایی است در سن فلورانس دو هفته این فستیوال برپا می شود. حالا امسال من و محمود مزدك نیا كه دمام و بوگن می زند، پسرم نقیب و عبدالله مقاتلی مطلق خواننده حضور داشتیم. همه قطعات را هم از موسیقی اصیل بوشهر اجرا كردیم. چهاردستان، دمام و... ببینید یعنی یك جور فستیوالی است كه در آن موسیقی به شكل سنتی یا موسیقی مقامی اجرا می شود. من هم تركیب اصلی موسیقی بوشهر را اجرا كردم بدون هیچ چیز اضافه. چون من آهنگساز نیستم و آهنگسازی نمی كنم من در مقابل آهنگ های اصیل بوشهر مسئولیت دارم، من بیشتر راوی هستم. یك نوازنده ام و روایت كننده موسیقی اینكه گاهی موسیقی تلفیقی هم می نوازم، داستانش فرق می كند. از مغولستان، هند، تاجیكستان بودند و خیلی كشورهای دیگر.»

اینجا کنسرتها آب بندی نمیشود

همین طور با شور از كارهای بزرگی كه در آنجا انجام شده تعریف می كند و كنسرت های خوبی كه دیده و به قول خودش كه به جای قابل مقایسه نبودن از «مقایسه نداشتن» استفاده می كند مقایسه ای ندارند. اعتقاد دارد كه در این كنسرت ها «آب بندی» از آن نوعی كه در ایران و كنسرت های ایران انجام می شود، وجود ندارد.

همین طور می گوید و باز یادش می آید كه روزنامه های ایران در آستانه جام جهانی 2006 نوشته بودند كه قرار است او هم برای جام جهانی كنسرت بدهد و عصبانی است:

«20 هزار نفر در روزهای جام جهانی در آلمان كنسرت می دهند، یعنی هر كسی در آلمان كنسرت داد، برای فوتبال است در لیختن اشتاین فستیوال رودلشتات بود كه ما هم در آن شركت كردیم. این فستیوال یكی از معتبرترین فستیوال های WORLD MUSIC در دنیا است كه امسال مصادف شده بود با برگزاری جام جهانی فوتبال. یادم هست كه روزنامه ایران بود كه خبرها را خیلی درست چاپ می كرد كه شنیده ام دیگر نیست چه حیف»

فكر می كنم راست می گوید چه حیف و باز همه آن داستان مشهور حشره كوچك سیاه یادم می آید.

موضوع فستیوال

«ویژه خانواده سازها است و هم خانواده های آنها. مثلا ما كه بودیم نوازنده های نی انبان دور هم جمع می شدند و می نواختند. نام بخش ویژه و موضوع این فستیوال هم نی انبان سحرآمیز MAGIC PIPE بود. من بودم و نقیب كه ضربی می زد. آن وقت نی انبانان اتریش، اسكاتلند، فرانسه، مجارستان، اسلوونی و اسپانیا هم بودند و شبكه MDR آلمان هم حدود یك ساعت و نیم از برنامه را زنده پخش كرد. قبلش هفت روز كار كرده بودیم.

بداهه نوازی كردیم. این طور كه هر كسی یك بخش هایی از موسیقی كشورش را می نواخت و بعد این صداها جمع می شد و تركیب می شد. سه روز كامل فقط فستیوال برگزار می شود و در زمینه WORLD MUSIC این جشنواره بزرگترین فستیوال آلمان است.»

حالا 38سالگی اش هم رد شده. یعنی برای او كه از هفت سالگی دمام نی جفتی و نی انبان می زده، 31 سال كار است. این روزها در كنسرواتوار كتی فرانسه درس می خواند. بورسیه گرفته است و ساكسفون یاد می گیرد. مثل همیشه كه ادعا می كند خجالتی نیست.

آنجا هم در اروپا خجالتش را حسابی كنار گذاشته و در اغلب جشنواره های معتبر شركت می كند و ساز می زند. پسرش را هم به گروه برده و او را آن طور كه بچه های بوشهر بار می آیند بار نیاورده است.

هنوز هم می گوید جز نی انبان و دمام هیچ چیز ندارد و پول بلیت هیچ كدام از مسافرت های خارجی اش را خودش نداده است. روی موسیقی بوشهر آنقدر تعصب دارد كه حاضر است در جشنواره های ایرانی شركت نكند چون معتقد است آنها موسیقی جنوب را تنها به عنوان یك نوع موسیقی برای حركت و البته حركت بازاری معرفی كرده اند.

نمی خواهم تا كسی صدای نی انبان را شنید به رقص بیفتد

پیش از این هم در مصاحبه ای اعلام كرده بود: «من نمی خواهم تا كسی صدای نی انبان را شنید به رقص بیفتد، می خواهم این طرزتفكر را عوض كنم.»

حالا هم سر حرفش ایستاده. در این سال ها با گروه «جازماتیو دوناردیه» هم كنسرت های زیادی را برگزار كرده. سال 80 هم به ایران آمد تا در جشن موسیقی ساز بزند. در فستیوال هایی مثل «دور نزدیك» هم شركت كرده و همیشه موفق بوده است. این را می شود با یك سرچ كوتاه در اینترنت و فراوانی اخبار و نقدها روی كنسرت های او دید.

هدفش همانی است كه وقتی روز اول پایش را از ایران گذاشت بیرون:

«ارائه موسیقی اصیل، طبیعی و مناسب منطقه بومی ام و در كنار آن شناخت دیگر موسیقی های اصیل در دنیای امروز»

و شاید این هدف و این پشتكار 30ساله شانس زندگی در فرانسه كه به نظر او هم مهد فرهنگ و رشته های متعدد هنری است را به او داده است. حالا در شهری زندگی می كند كه مثل تهران نیست. مثل تهران دغدغه بی كنسرتی، مجوز، اسپانسر، نوازنده و... ندارد.

حالا در شهری زندگی می كند كه روزانه در آن بیش از صد كنسرت برگزار می شود. از پنج سال پیش همكاری اش را با گروه OPTIC TOPIC هم شروع كرده و كنسرت های مختلفی را در كشورهای مختلف برگزار كرده است كه در 2003 هم به عنوان یكی از گروه های برتر فرانسه انتخاب شده است، هنوز اجرای این گروه در جشنواره فیلم فریبورگ در ذهن خیلی ها حك شده است.

سال 82 بار دیگر به ایران می آید و در خانه هنرمندان كنسرت می دهد. كنسرتی كه از دید او نسبتا موفق بوده است. 84 هم برای آخرین بار موسیقی اش را به ایران می آورد و بعد از آن فعالیتش به اجرای موسیقی در جشنواره های مختلف محدود می شود و دیگر به ایران نمی آید.

حالا دوباره برمی گردد به آلمان و كنسرت های این روزها و هفته ها:

«همه مان سنتی كار بودیم. در طول این سه روز در لیختن اشتاین شش هزار نفر آمدند و رفتند. حسابی شلوغ بود. اجرای آخری در سن شاخلیه فرانسه بود كه از دو منظر خیلی مهم محسوب می شود. اول اینكه نی انبان زنان معروف سراسر دنیا حضور داشتند و دوم اینكه گردهمایی سازندگان ساز در اروپا هم هست اما من و نقیب فقط اجرا داشتیم. خیلی هم تشویق شدیم. اما خبر به دروغ با عنوان اجرای ما در پارلمان اروپا منتشر می شود. به قرآن قسم رفته بودم بلژیك. یكی از نوازنده های ایرانی در خیابان كنسرت می داد. بعد روزنامه های ایران چیزهای عجیب و غریبی در مورد كنسرتش نوشتند. آدم دلش نمی آید دیگر كاری بكند وقتی در كشور خودش این طور با او برخورد می شود. دلم می خواست همه چیز به عكس بسنده نمی شد... خودتان می بودید، كنسرت را می دیدید و استقبال را.»

سمیه قاضی زاده - شرق

لینک :

 موسیقی 

UserName