• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1278
  • يکشنبه 1385/6/12
  • تاريخ :

برپایی كارگاه نقاشی در فضای سبز موزه هنرهای معاصر

  

« نقاشی تا وقتی زنده است كه بر روی آن كار می شود و ما با آویزان كردن تابلو، دارش می زنیم. »

پابلو پیكاسو

آقای پیكاسو با همان سهولت و روانی روی پرده هایش نقاشی می كند كه ما با كنار زدن پرده یك اتاق، نور آن را كم و زیاد می كنیم: او قسمت های خوب كارش را عمدا به زیر لایه ای از رنگ می برد تا از آنها تنها پرهیبی بماند. چیزی شبیه شبح یا به قول خودش روح و روان اثر.

از زمان باروك كه سطح تابلوها همچون مروارید ناسفته از لیسیدگی درآمد تا اكنون كه این مسوده را می خوانید، نقاشی خود را از قید و بند نتیجه رها كرده تا خود را به لذت بردن صرف، از خود «عمل» نقاشی برساند و در این میانه مثال ما از پیكاسو حالتی بینابینی دارد چون نقاشی های وی هم با لذت و سهولت كشیده می شوند و هم به نتیجه ای درخشان می رسند، اما، به مرور زمان برخی از نقاشان به این خودآگاهی رسیدند كه آنها از خود رنگ مالی است كه لذت می برند و نه مفاهیم شبح واری كه در پشت رنگ پنهان است یا معنایی كه در نتیجه اثر پیداست و همه اینها یعنی اكشن پینتینگ ACTION PAINTING كه البته با فرمالیسم فرق دارد كه «چه گفتن» را به نفع «چگونه گفتن» كنار می زند. در اكشن پینتینگ اصلا گفتنی در كار نیست، آنچه هست فقط و فقط عمل است.

برای آنكه در انبوهی اصطلاحات گم نشویم باید گفت كه عبارت اكشن پینتینگ كه نخستین بار توسط هارولد روزنبرگ به سال 1952 ابداع شد هیچ فرقی با تاشیسم و حتی اكسپرسیونیسم انتزاعی ندارد. و به خصوص برای ما ایرانی ها كه دلبسته اكسپرسیونیسم انتزاعی هستیم و این دلبستگی تا به حدی است كه حتی در آثار مفهومی ما می توان رد پای آن را پیدا كرد برداشتن این فاصله صوری بسیار مهم است تا دیگر آثاری كه خود را از قید «شیء» بودن رها كرده اند تا «عمل» باشند را به عنوان یك فرآیند بنگریم و نه یك محصول. با این حساب بیشتر آثاری كه امروزه بر در و دیوار گالری ها آویزان می شوند بیشتر باقی مانده یك اثر هستند تا خود اثر زیرا خود اثر یك بار در زمان خلق شدنش اتفاق افتاده و تمام شده است و این تنها پس مانده اش است كه بر دیوار می بینیم. آنچه كه حائز ارزش می نماید، بیشتر ارزش هایش را در حین شكل گیری، خرج كرده است و نه در شكل نهایی شده اش، در حالی كه نقاش اكسپرسیونیست انتزاعی و گالری دار هر دو سعی دارند به ما بقبولانند كه نقاشی همه این ارزش ها را به صورتی انباشته شده در درون خود حفظ كرده است كه البته ركود كسب و كار نقاشی مدرن نشان می دهد كه مشتری زیر بار نمی رود.

نقاشی در اكشن پینتینگ خود را از یك شعر خاموش به تعبیر داوینچی جدا می كند تا به یك برخوانی زنده برساند. عملی كه مردم بیننده را در لذت نقاشی، با نقاش سهیم می كند. این تغییر جهت رادیكال در مفهوم اثر هنری كه آن را از یك فرم محتوم و تمام و كمال به یك فرآیند در حال جریان و نوشونده و البته ناتمام مبدل می كند تنها در دو دهه بعد از تعریفی كه روزنبرگ از اكشن پینتینگ ارائه داد، توانست خود را در جریان های نوظهور دیگری مانند هپنینگ، فلاكسوس آرت، لند آرت و در واقع كل هنرهای مفهومی تسری دهد .

تغییر جهت رادیكالی كه مثل هر چیز دیگری كه در دوران پست مدرنیسم اتفاق می افتد چندان هم رادیكال نیست اما از خصوصیات جالب این دوران این است كه روایت كبیر از دست هنرمندان مدرنیستی همچون پیكاسو خارج شده و به دست مدیران هنری و CURATORها افتاده است.

اتفاقی كه دیرفهمی آن تا مدت های مدید، تعداد زیادی از نقاشان ما را در رویای پیكاسو شدن نگه داشته بود و شاید هنوز هم چندتایی در این سودا مانده باشند. پست مدرنیسم كه ظاهرا ادعا می كند مانند عصر مدرن اقلیت ها و خرده فرهنگ ها را در قالب یك نسخه كلی نمی پیچد كماكان این نسخه كلی را با یك درجه تخفیف و كمی پنهان تر در درون دستان مدیران و رویدادسازان فرهنگی و هنری قرار داده است با این تفاوت كه این مدیران پست مدرن زودتر از هنرمندان مدرن جایشان را به نفر بعدی می سپارند. هم اكنون نیز باید منتظر ماند و دید كه مدیریت جدید موزه هنرهای معاصر از پس تمامی توده گرایی ها یا حامی گرایی های مدیریت های پیشین، چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت.

آقای دكتر سمیع آذر با اشاعه مفاهیم هنر نو از جمله هپنینگ و كانسپچوال آرت و خود اكشن پینتینگ از یك سو و برپایی اكسپوی هنر از سوی دیگر شاید خاطره انگیزترین این مدیران باشد، منتها برپایی اكسپو در مكانی كه بیشتر فاخر بود تا مردمی، باعث شد فضای مدیریتی وی ناخواسته، به سمت حامی گرایی پیش برود تا یك حامی هنر مردمی و یا مردمی كردن هنر. اما در هفته گذشته، برپایی كارگاه های نقاشی و اكشن پینتینگ در فضای سبز اطراف موزه دلالت بر منش توده گرای این مدیریت جدید دارد. اگرچه این مكان نیز همچنان برای مردم عادی اندكی پس زنی و یا هراس به همراه دارد. یعنی هنوز هم كم است، باید جلوتر بیاید، تا پیاده رو و چرا كه نه تا وسط خیابان.

ایرج اسماعیل پورقوچانی

منبع : روزنامه شرق

لینک :

 مكاتب نقاشی 

 اولین هنرمند نقاش شناخته شده ایرانی 

 پیکر سازی و پیكاسو 

 زندگی و هنر ونسان ون گوگ 

 مرغان بهشتی در نقاشی گل و مرغ 

 گزارش تصویری نمایشگاه گروهی نقاشی 

UserName