• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 764
  • يکشنبه 1385/6/12
  • تاريخ :

7 دلیل برای پربیننده بودن نرگس

  

سریال نرگس این روزها پربیننده ترین سریال تلویزیون است و توانسته 76 درصد مخاطب و 96 درصد رضایت بیننده داشته باشد. نود شب پیاپی چهل دقیقه، پنجاه میلیون نفر بیننده، رویایی است كه برای خیل بسیاری از برنامه سازان تا آخر عمر هم دست یافتنی نخواهد بود.

این جذب مخاطب بالا چنان حسرت و آرزویی در كارگردان ها ایجاد می كند كه خارج از تصور است. اخیرا یكی از دوستانم در مورد عزیزی كه بعد از عمری كار هنری، یكی از كارهایش گرفته و عنان اختیار از دست داده می گفت دلیل اش دیده شدن كار است. یعنی تا جایی كه كارهای آن كارگردان دیده نمی شد، همه چیز خوب بود و تا مخاطب آمد، اخلاق از پنجره رخت بربست.

حكایت برنامه سازی كه بگوید مخاطب مهم نیست حكایت قمارباز شكست خورده است كه اگر نگوید بی خیال چه بگوید. نمی شود نرگس را كه برآورد دقیقه ای آن تقریبا نصف سریال های هفتگی است و باید روزی تقریبا دو برابر متوسط سریال هفتگی می گرفته، با نتیجه كار چنان سریالی مقایسه كرد. اینها دو طبقه و دو كلاس متفاوت اند و باید نرگس را در كلاس و چارچوب خودش نقد كرد. مواردی كه در زیر می آید تحلیلی است بر نرگس با دو پیش فرض گفته شده:

1

 - راحت الحلقوم

بگذارید نظری به پربیننده ترین فیلم های سینمایی پس از انقلاب از جهت تماشاگر بكنیم.

كلاه قرمزی، عقاب ها و مرد عوضی، اجاره نشین ها، شهر موش ها، عروس، قرمز، گل های داوودی، خواهران غریب.

اگر از یكی دو فیلم این لیست بگذریم باقی كارها كارهای متوسط و میان مایه است. همین ماه ها و یك سال اخیر هم پرفروش ترین فیلم آتش بس بود نه چهارشنبه سوری كه تمام منتقدین و روزنامه نگاران و روشنفكران در حمایتش سینه زدند و گل سرسبد جشنواره فجر بود.

از چیدن این فیلم ها كنار هم چنان كه برمی آید كه جامعه و مخاطب فیلم هایی را می پسندد كه سرراست تعریف شود و بیننده برای درك و هضم آن نیاز نداشته باشد، انرژی صرف كند.

راحت الحلقوم.

مخاطب آدم خوب های داستان را بداند، آدم بدها را بداند، قصه را بتواند در یك خط تعریف كند و فقط در انتظار بنشیند كه خب آخرش چه می شود گاهی وقت ها آخرش را مثل همین نرگس می تواند حدس بزند كه این دو خانواده در نهایت آشتی می كنند و این زوج به ساحل نجات می رسند و آدم خوب ها پیروز می شوند و آدم بدها شكست می خورند، فقط می نشیند تا حدس قریب به یقین صحیح خود را ببیند و در نهایت به شعور بالای خود احسنت بگوید و گله كند كه بد تمام شد. و چرا تكراری و آخرش همه چیز به خوبی تمام شد. حالا اگر آنچه مخاطب می گوید، برنامه سازی گول بخورد و انجام دهد از همان ابتدا باید به مخاطب بالا از جمله همان گوینده خداحافظی كند. پارادوكس جالبی است، نه؟

2

 - استفاده از كلیشه های همیشه پاسخ داده شده

عشق دختر فقیر( نسرین)، پسر پولدار (بهروز) و مخالفت خانواده پولدار.

خانواده پولدار پدر بهروز شخصیت منفی، تازه به دوران رسیده، مادی گرا، بی اخلاق و در عین حال بی فرهنگ است و در عوض خانواده فقیر خانواده نسرین خانواده ای خوب، معصوم، چشم و دل سیر كه چشم شان به پول خانواده پسر نیست و در عین حال ثروتمند و غنی از جهت فرهنگی و پیام های اخلاقی كلیشه ای كه پول خوشبختی نیست.

واقعیت این است، در پس زمینه همه اینها سنت رایج فرهنگی ما نفی نه نقد سرمایه و به نوعی نگاه سوسیالیستی حاكم است. تقابل فقیر مظلوم و انسان دوست با ثروتمند ظالم و غیراخلاقی. همدردی عوامل تولید با خانواده فقیر تا به حدی می رسد كه برای آنكه خانه ای درست و درمان برای آنها دست و پا كنیم به ساده ترین بهانه ها اكتفا می كنیم كه آن خانه مجلل چند هزار متری كه آنها در آن نشسته اند، مال عموی ثروتمندشان است اما از آنجا كه باید آنها فقیر باشند، امرارمعاش آنها با خیاطی مادر با چرخی قدیمی صورت می گیرد و بیننده زحمت نمی دهد از خود بپرسد :

« اگر عمو همین خانه چند هزار متری را اجاره می داد، با اجاره بهای آن این خانواده فقیر دیگر وضع مالی خیلی مناسبی داشت و یك خانه مناسب هم اجاره می كرد ».!

مهم این است كه آنها فقیر هستند و همه چیز باید به نفع شان باشد حتی كارگردان و نویسنده آنها باید فقیر باشند تا دل مخاطب برایشان بسوزد اما از طرفی همین آدم های خوب فقیر چی شان از خانواده بهروز كمتر است كه در خانه ای بزرگ زندگی نكنند برای همین كارگردان حامی مظلومین با تمهیدی ساده كه به فكر هیچ كس نمی رسد، این مشكل را حل می كند و بیننده هم نفس راحتی می كشد .

آلن آرمر معتقد است همیشه دو دسته آدم همذات پنداری و همدردی قطعی بیننده را به خود جلب می كنند، یكی عاشق، دیگری مظلوم.

9 فیلم هیچكاك قصه متهم به قتلی است كه مرتكب قتل نشده است. یعنی مظلوم. در اینجا ما هم عشق داریم و هم خانواده مظلومی كه متهم شده، چشم اش پی پول خانواده ثروتمند است. همه اینها به جذب مخاطب و همراهی او با شخصیت ها بسیار كمك می كند.

3 - زنانه بودن داستان:

نرگس، نسرین، مادر نرگس، مادر بهروز، زهره، پری قهرمان های زن داستان هستند و در مقابل فقط دو قهرمان مرد داریم. پدر بهروز و بهروز. دامادهای خانواده كه در حد آكسسوار صحنه هستند.

همه چیز به نفع زن ها است. تقابل مرد ظالم پدر بهروز زن بی پناه و البته مستقل خانواده نرگس. بهروز هم كه خیلی قهرمان با ویژگی های مردانه نیست. بالاخص با انتخاب بازیگر مهدی سلوكی و جزئیات رفتاری او كه كمی زنانه می زند به این حس كمك شده.

نگاه كنید به قهرمان مرد جوان فیلم های بیست، سی سال پیش تا متوجه تفاوت ها بشوید. فرق بهروز وثوقی با بهروز نرگس. از غروری مردانه و مردی قابل اتكا تبدیل شده به مردی متكی به زن. دیگر آن عناصر و وجوه مردانه خیلی واضح و روشن دیده نمی شود. جمله ای از ساموئل خاچیكیان نقل شده كه: « اگر زن های خانواده را پای فیلم ات كشاندی، همه را پای فیلم ات نشانده ای ».

4

 - هرشبه بودن پخش:

هیچ كدام از برنامه های هرشبه كمتر از پنجاه درصد بیننده نداشته، هرشبی بودن باعث می شود بیننده بعد از چند روز به دیدن عادت كند بالاخص ریسكی كه شده و به جای طنزهای نود شبی به سراغ ملودرام رفته اند. این ریسك هوشمندانه توانسته درصدی از بینندگان را كه علاقه مند به نوآوری و كار تازه است، جذب كند. به نظر می رسد با نرگس فصل جدیدی از برنامه های هر شبی و نود قسمتی باز شده باشد.

5

 - ژانر ملودرام و موضوع جوانان:

در صدر پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینما، ملودرام پرتعدادترین ژانر در میان باقی ژانرها است. از طرفی تمام سریال هایی كه در این سال ها جواب داده با محور جوانان بوده است. نرگس از هر دو پارامتر سود جسته است.

6 - واقعی بودن و رئال بودن ماجرا:

مخاطب ایرانی با این ماجرا و قصه ها چه در زندگی خود چه در زندگی اطرافیان خود آشنایی كامل دارد. بالاخص اینكه رابطه نسرین و بهروز بویی از نویی در تلویزیون دارد. اولین بار است كه بحث و اسم دوست دختر با این وضوح در تلویزیون مطرح می شود و به جای اینكه بحث نشده، رد شود به نقد و بررسی و تحلیل بنشینند.

7 - مرگ پوپك گلدره:

مرگ گلدره مدت ها اسم این سریال را بر سر زبان ها انداخت و به جذب مخاطب كمك كرد. شخصیت پردازی نرگس از او دختری كاملا تك بعدی ساخته و او را از چندوجهی بودن درآورده. اگر گلدره در قید حیات بود، به نظر می رسد انتقادات به این شخصیت كم نبود. نبود تداوم حس در بازی ها در مجموعه زیاد است و جز عاطفه نوری، همه با این مشكل مواجه هستند. عاطفه نوری نشان داد می تواند آینده خیلی خوبی داشته باشد.

منبع: روزنامه شرق

عباس نعمتی

لینک :

 دلیل استقبال مردم از نرگس و خاطرات شون کانری 

 «پوپک گلدره» - وقتی دقیق‌تر می‌بینیم ... 

 پا به پای سكانس‌های «نرگس» اشك می‌ریزم 

 مجموعه تلویزیونی "نرگس" در تلویزیون 

 وداع تلخ پوپک گلدره با نرگس 

 نقد یک روانشناس بر سریال «نرگس» 

 گفتگو با عاطفه نوری بازیگر نقش نسرین 

 گفت و گو با ستاره‌ اسكندری‌، «نرگس‌» جدید 

 "نرگس" پربیننده‌ترین مجموعه تلویزیونی است 

UserName