• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2141
  • يکشنبه 1385/6/5
  • تاريخ :

آیا می‌دانید رفتار امام سجاد علیه السلام

با غلامان چگونه بود؟


امام سجاد علیه السلام در شدیدترین لحظه خشم كه هیچ كس را یاراى خودداری نبود، خشم خود را فرو مى‏برد و بخشش‏هاى شگفت‏انگیز مى‏نمود. گویند: یكى از غلامان چوبى بر دوش داشت و از پله‏ها بالا مى‏رفت كه پایش لرزید و چوب بر سر یكى از فرزندان امام برخورد نمود و طفل از دنیا رفت. امام‏ علیه‌السلام با اندوه فراوان بر بالین بچه حاضر شد. غلام از ایشان خواست كه به خاطر جدش رسول خدا صلى الله علیه و آله از اشتباه او درگذرد. امام‏ علیه السلام در همان هنگام به خاطر نام پیغمبر صلى الله علیه و آله از گناه او درگذشت و او را در راه خدا آزاد كرد.(1) بى‏شك چنین گذشتى جز از معصوم سر نمى‏زند و حتى تصور آن نیز براى دیگران دشوار مى‏نماید.

در روایت دیگرى آمده است: آن حضرت غلامى داشت كه مستحق عقوبت بود؛ حضرت تصمیم به مجازات او گرفت. وقتى تازیانه به دست گرفت، فرمود:

«قل للذین آمنوا یغفروا للذین لایرجون ایّام الله» كنایه از این كه اگر طلب بخشش نمایى و قول دهى كه دیگر مرتكب عمل ناپسند نشوى، مجازات نخواهى شد! غلام كه دست پرورده آن حضرت بود و گویا درس «توحید افعالى» را از آن بزرگوار به نیكى آموخته بود، گفت: «من فردى نیستم كه از شما طلب بخشش كنم، من فقط امید به رحمت خدا دارم و از او مى‏ترسم!» امام سجاد علیه السلام وقتى دید غلام، معارف را به درستى یاد گرفته و استعداد خدانگرى خود را به خوبى فعلیت داده، بى‏درنگ او را آزاد كرد و پول زیادى نیز به او بخشید.(2)

امام با بردگان بر سر یك سفره مى‏نشست و با آنان غذا مى‏خورد. همه آنان از اخلاق و رفتار ایشان بهره مى‏بردند و اخلاق نیكوى امام را در خود تقویت مى‏كردند و رفتار خویش را با اخلاق زیباى ایشان مى‏آراستند. چنان كه بیشترشان منظور خود را با خواندن آیات قرآن كریم مى‏فهماندند.

نقل شده كه حضرت غلامى را سه بار صدا زد و فقط سومین بار پاسخ شنید، در این حال به غلام فرمود:

مگر صداى مرا نشنیدى؟

غلام گفت: چرا شنیدم!

امام فرمود: پس چرا جواب ندادى؟

پاسخ داد: چون از جانب شما احساس امنیت مى‏نمودم.

امام فرمود: خدایا! تو را سپاس مى‏گویم كه غلام را از من آسوده خاطر قرار داده‏اى.(3)

امام با بردگان بر سر یك سفره مى‏نشست و با آنان غذا مى‏خورد. همه آنان از اخلاق و رفتار ایشان بهره مى‏بردند و اخلاق نیكوى امام را در خود تقویت مى‏كردند و رفتار خویش را با اخلاق زیباى ایشان مى‏آراستند. چنان كه بیشترشان منظور خود را با خواندن آیات قرآن كریم مى‏فهماندند. یك روز كنیزى بر دستان امام ‏علیه السلام آب مى‏ریخت و امام نیز دستان خود را مى‏شست، آفتابه افتاد و پوست دست ایشان را مجروح نمود، كنیز گفت: «والكاظمین الغیظ و العافین عن النّاس» حضرت بلافاصله صله یك سال او را پرداخت و كنیز را در راه خدا آزاد كرد.(4)

پی‌نوشت‌ها:

1. كشف الغمّه، ج 2، ص 292.

2. همان، ص 269.

3. شیخ مفید، الارشاد، ص 500.

4. ابن شهر آشوب، مناقب‏ آل ‏ابیطالب، ج‏3، ص‏154.

لینک مطالب مرتبط :

 - پرتوى از مبارزات امام سجاد علیه السلام 

 - تربیت فرزند از دیدگاه امام سجاد (ع) 

 - اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه 

 - ورع و پارسایی امام سجاد (ع) 

 - حلم امام سجاد (ع) 

 - خداگونه شدن از منظر امام سجاد علیه السلام 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName