• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 874
  • سه شنبه 1385/5/31
  • تاريخ :

به نام پدر - گم شده در احساسات

  

عوامل فیلم

نویسنده، تهیه کننده وکارگردان: ابراهیم حاتمی کیا- مدیر فیلمبرداری: حسن کریمی – تدوین: سهراب خسروی – مجری طرح: محمد پیرهادی – بازیگران: پرویز پرستویی، مهتاب نصیرپور، گلشیفته فراهانی، کامبیز دیرباز

خلاصه داستان:

حبیبه دختر ناصر، دانشجوی رشته باستان شناسی است. روزی که به همراه دوستانش مشغول حفاری هستند، روی تپه باستانی پایش روی مین می رود. دکترها معتقدند باید پا را قطع کرد. به ناصر خبر می دهند. او که از رزمندگان قدیمی بوده در کار کشف معدن است و عده ای قصد دارند نقشه های او را تصاحب کنند و ناصر دائم از دست آنان فرار می کند. در تعقیب و گریز خود را به حبیبه می رساند و متوجه می شود گروه خنثی کردن مین ها کار خود را درست انجام نداده اند. ناصر به تپه می رود و متوجه می شود تپه باستانی امروز، تپه شاهد دیروز بوده و تمام این مین ها را روزی خود در این زمین کاشته است. در همین اثنا راحله، همسر ناصر از تهران به آنها می پیوندد. قرار می شود حبیبه را به تهران منتقل کنند. ناصر توسط شاکیانش بازداشت می شود. در نهایت هم پای حبیبه قطع می شود. هواپیماهای جنگی از بالای سرش می گذرند. ناصر نگران جنگی دیگر به آسمان می نگرد.

ابراهیم حاتمی کیا در سینمای جنگ ایران حائز اهمیت ویژه ای است. او خیلی زود اوایل دهه هفتاد مسیر خود را شناخت و چونان سایر هم اندیشانش چندان در پرداختن به مسائل حماسی جنگ تاکید نکرد.

حاتمی کیا خیلی زود سینمای ملودرام را شناخت. ژانری که با توجه به اهداف او می توانست بسیار در سینمایش راهگشا باشد. تعامل ها و تقابل ها عاطفی بستری را فراهم آورد که شخصیت ها یی آرمانگرا را پدید می آورد که در برابر نابسامانی های شرایط قد علم می کردند. اما حاتمی کیا بعد از اواسط دهه هفتاد چندان با زمانه متناسب و همراه نبود. بعد از فیلم موج مرده تیزهوشی این فیلمساز جای خود را به اعتراض های بیهوده داد. در آثاری همچون موج مرده و همین به نام پدر شخصیت های حاتمی کیا دیگر از روی آرمان گرایی اعتراض نمی کنند بلکه دائم خود را توضیح می دهند. همین مسئله سبب می شود آثار اخیر او عصبی به نظر می رسند. از دقت ها و ظرافت ها در تصویر پردازی نیز اثری در میان نیست. نمونه بارزش همین فیلم به نام پدر. گویا حاتمی کیا تمام فیلم را ساخته تا حبیبه و ناصر با هم در یک اتاق تنها باشد تا یکی به عنوان نسل جدید، نسل قدیم را مورد مواخذه قرار دهد. گویا حاتمی کیا فراموش کرده رسانه ای را که در اختیار دارد سینماست و جنس مخاطبش نیز نسبت به دهه هفتاد بسیار متفاوت شده است. دیگر لازم نیست فیلمساز واو به واو آنچه را در ذهن دارد به دیالوگ درآورد. فیلم می تواند با پرده پوشی های هنرمندانه در لفافه همه چیز را با مخاطب در میان بگذارد. چرا حاتمی کیا فکر می کند وقتی دختری نوجوان روی مین هایی می رود که پدرش کاشته؟ نمی تواند به اندازه کافی گویای مسائل و مصادیق ضد جنگ مورد نظر او باشد؟ چرا دائم حاتمی کیا همه چیز را تکرار می کند؟ تا آنجا که می تواند مسائل را درون دهان حبیبه قرار می دهد و آنجایی که حس می کند ظرفیت عوام به او اجازه نمی دهند، این مسائل را به شخصیت هایی دیگر همچون میثم پاس می دهد. پس قصه کی قرار است جلو برود. تکلیف داستانک هایی همچون تعقیب و گریز ناصر به دست ایادی شرکت خیریه به کجا می رسد؟ حاتمی کیایی که مدت ها زمان به تمرین سر صحنه می گذراند و حاصل می شد فیلمی چون آژانس شیشه ای و روبان قرمز؟ چرا به یکباره در فیلمی که ساختاری کلاسیک را دنبال می کند از ساده ترین مسائل یعنی روابط علی و معلولی بین شخصیت ها و داستان چشم می پوشد. خلاصه با تمام این اوصاف فیلم به نام پدر اثری است عصبی، پرگو و شعار گونه.

جالب که تمامی این شعارها وقتی از قالب دیالوگ های فیلم به اجرا می رسند نه تنها تعدیل نمی شوند که شکلی اغراق آمیز شده تر پیدا می کنند. حاتمی کیا که خود از پرویز پرستویی حاج کاظم ساخته است؟ بار دیگر او را در همین پرسونا به بازی می گیرد. عصبانیت های پرستویی، سوال های گلشیفته فراهانی نه تنها همدلی مخاطب را بر نمی انگیزد بلکه گهگاه موجبات فاصله هایی را نیز پدید می آورد. اصولاً فراهانی که از ابتدا هیچ تحرک و حضور خاصی در فیلم ندارد به همین دلیل توسط فیلمساز انتخاب شده که بتواند احساسات رقیقه تماشاگر را به بازی بگیرد.

یکی دیگر از نکات حاشیه ای که می تواند در این فیلم مهم باشد تهیه کننده ای است که حاتمی کیا آن را انتخاب کرده. شرکت سامسونگ سرمایه گذاری این فیلم را بر عهده داشته است. پس تماشاگران نباید تعجب کنند که گاه و بیگاه تصاویر موبایل های گوناگون سامسونگ را در اندازه اکستریم کلوزآپ روی پرده می بینند.

به نام پدر هیچ خاطره ای را از حاتمی کیای اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد در ذهن زنده نمی کند. شخصیت آرمان خواه و معترض گذشته حالا تنها به تکرار نشسته است. تکراری که برای تکامل خود احساسات تماشاگر را به بازی می گیرد. احساساتی که شیوه برانگیختنش به مجموعه های تلویزیونی می ماند.

شاید به همین دلیل باشد وقتی ناصر روی تپه بر سر خدا فریاد می کشد ما را یاد فریاد های سعید کنار رود راین نمی اندازد.

لینک :

 گزارش تصویری فیلم سینمایی" به نام پدر" 

 اجازه ندهید "به نام پدر" اكران شود 

 گزارش تصویری نشست مطبوعاتی به نام پدر 

 گزارش تصویری از مراسم تقدیر از فیلم به نام پدر با حضور سید محمد خاتمی 

 بنام پدر: به رنگ خانواده 

UserName