• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6527
  • دوشنبه 1385/5/23
  • تاريخ :

گفتگو با یك معتاد در حال ترك (قسمت اول)


تصور بسیاری از مردم بر مفهوم بهبودی در روند درمان اعتیاد، بر صرف مصرف نكردن مواد است . باید به اعتیاد با یك دید واقع بینانه نگاه كرد و به خاطر داشت كه اگر درارتباط با یك فرد معتاد در زندگی خود هستید، لازمه كمك به وی هدایت او به سمت كسانی است كه در این مسیر می توانند زمینه های بهبودی او را تقویت كنند. اگر او به عنوان یك عضو مورد قبول خانواده و جامعه قرار گیرد، بدون شك، حركت او به سوی بهبودی روانی و روحی در چرخه بهتری شكل می گیرد. گرچه در شروع، پذیرش و گام نهادن در این راه دشوار به نظر می رسد، اما باید به خاطر داشته باشیم كه یك فرد بیمار وابسته به مواد مخدر یك روزه معتاد نشده است كه با شتاب و از سر بی حوصلگی آن را كنار بگذارد. این مصاحبه ای است با یك بیمار در حال بهبودی كه در گام دوم بهبودی خود، از ترس هایش می گوید و از نیروی برتری كه با اتكا به آن توانسته خودش را بیشتر بشناسد.

سلامت عقل به چه معناست؟

- من قبل از قطع مصرف «عقل» داشتم اما سلامت عقل نه! وقتی برای اولین بار مواد مخدر را جلوی من مصرف كردند، برای بار دوم، خودم این كار را كردم. وقتی برای اولین بار جلوی من تزریق كردند، برای بار دوم، خودم این كار را كردم! خیلی از افراد دوره تزریقات می بینند اما، من با یكبار دیدن، نحوه سرنگ زدن را یاد گرفتم و این نشان می دهد كه من دارای عقل بودم، اما چون به درستی به كار نمی بردم، از سلامت آن برخوردار نبودم.

نشانه های نداشتن سلامت عقل چیست؟

- مثال زنده آن زمانی بود كه وقتی نامزدم برایم از اختلافات خانوادگی خود با خانواده اش می گفت اولین چیزی كه به ذهنم می رسید درگیر شدن با آنها بود و این درحالی بود كه اصلاً به من ربطی نداشت.

در واقع شما شناختی از حد و مرزهای خود نداشتید؟

- ببینید، شما به یك آدم چاقو می دهید كه با آن گوشت یا سبزی خرد كند، اما اگر همین شخص از سلامت عقل برخوردار نباشد ممكن است از این وسیله برای آسیب رساندن به كسی استفاده كند! من هم درست همین وضعیت را داشتم، من از سرنگ برای تزریق استفاده كردم و آسیب به خودم . نه یك بار، بلكه چندین بار.

این عمل ، یعنی كوركورانه رفتار كردن و بدون فكر عمل كردن. در اینجا به یاد مثالی افتادم كه بد نمی دانم آن را بیان كنم. در روستایی عده ای می خواستند اسبی را به زور از اصطبل بیرون بیاورند و آن حیوان هنگام این عمل بدنش زخمی شد، روز بعد اسب حاضر نشد از اصطبل خارج شود، اما من به عنوان یك انسان بارها و بارها خودم را با عمل سرنگ و تزریق زخمی كردم و باز ادامه دادم.

و حالا پس از قطع مصرف به سلامت عقل دست یافتید؟

- در انجمن دوازده قدم (NA) ، پس از گذراندن مراحل قدم اول وقتی گام دوم بهبودی را برداشتم، این قدم به من گفت كه اگر در گذشته یك اشتباه را تكرار كردی نباید انتظار نتیجه متفاوت را داشته باشی، مثل اینكه شما دستت را توی كندوی عسل ببری و زنبورها دست شما را نیش بزنند ولی دوباره بگویی كه این بار اگر دستم را توی كندو بكنم نیشم نمی زنند، اما، آنها دوباره شما را نیش می زنند، قدم دوم به من می گوید، قبل از هر عمل، باید مشورت كنم، فكر كنم تا اشتباه نكنم و یا كمتر اشتباه كنم.

مشورت با چه كسی؟

- از كسانی كه بهبود یافته اند یا حتی مشاورانی كه تجربه درمان با معتادان را دارند و می توانند به فردی مثل من اطلاعات درستی در خصوص تجربه های درمانی بدهند. درست مثل این كه شما بخواهید خودرویی را بخرید، بدون شك سراغ كسی می روید كه تجربه خرید ماشین را دارد.

امروز چه احساسی دارید؛ فكر می كنید چقدر به خودتان نزدیك شدید؟!

- به نكته خوبی اشاره كردید من پس از دوره سم زدایی، وقتی روی قدم هایم كار كردم، آن هم با كمك گرفتن از كسانی كه به آنها اشاره كردم به تدریج حس نزدیك شدن به خود كردم!

… و این كه فهمیدم یك نیروی برتر كه همانا خداوند متعال است امروز به من توجه دارد، چون در گذشته من این ارتباط قوی را با خداوند مهربان نداشتم. امروز یقین دارم كه تنها خداوند بزرگ مرا به سمت این گروه هدایت كرد و من شاهد معجزه هایی درخصوص ترك كردنم بودم... چرا كه اختیار زندگی ام را از دست داده بودم و به لطف او این اختیار را به دست آوردم.

مفهوم از دست دادن اختیار زندگی چیست؟

هیچ كنترلی روی زندگی ام نداشتم، حتی اختیار داشته های خودم . مثل جایی كه زندگی می كردم . اسمش این بود كه در كنار خانواده ام زندگی می كنم اما، به هنگام شادی، غم و... حتی غذا خوردن در كنار آنها نبودم. تمام این اختیارم در دست مواد مخدر بود.

و امروز این اختیار را به دست آوردی؟

- اگر نخواهم كه مصرف مواد مخدر را توجیه كنم: بله- به مرور این اختیار به دست آمده است. امروز غذا خوردنم دست خودم است! وقتی نئشه بودم، كم غذا می خوردم كه نئشگی ام نپرد! امروز وقتی خانواده ام می خواهند كاری انجام بدهند، با آنها همكاری می كنم، نظرم را می پرسند

اگر دیروز مصرف می كردم كه زندگی كنم، امروز مصرف نمی كنم چون یاد گرفتم چگونه زندگی كنم.

من تصور می كنم، اختیارات به مهارت های زندگی شما برمی گردد شاید قبلا نمی توانستید" نه " بگویید؟

- بله- با شما موافقم. امروز من كنترل نه گفتن را به راحتی پیدا كردم. دیگر با كسی رودربایستی نمی كنم و تشخیص" نه" یا" بله" گفتن را یاد گرفته ام.

همشهری

لینک ها

کتاب های «روان شناسی» و «متفرقه» در فروشگاه اینترنتی تبیان

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName