• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1586
  • چهارشنبه 1385/5/11
  • تاريخ :

فرامرز قریبیان : رئیس ، گوزنهای این دوره خواهد بود

فرامرز قریبیان سال1320 در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان ترقی گذراند و سپس دوره دبیرستان را در مدرسه بدر طی كرد. قریبیان بزرگ شده خیابان آبشار و بازارچه نواب و كوچه دردار است. از سال های نوجوانی با مسعود كیمیایی و اسفندیار منفرد زاده دوست بود،‌ هر سه نفرشان به سینما علاقه داشتند . وقتی كیمیایی برادران اخوان را راضی كرد تا برای ساختن فیلم بیگانه بیا 1347? سرمایه گذاری كنند، اخوان ها از او خواستند تا به طور آزمایشی سكانسی را كارگردانی كند. بازیگران آن سكانس فرامرز قریبیان و احمدرضا احمدی بودند . برادران اخوان كار كیمیایی را پسندیدند؛ اما سرمایه خود را به شرطی در اختیار كیمیایی قرار دادند كه به جای قریبیان و احمدی از بهروز وثوقی و فرخ ساجدی، كه بازیگران صاحب نامی بودند، استفاده كند. قریبیان در بیگانه بیا، دستیار كارگردان شد و در صحنه كوتاهی از فیلم بازی كرد . كیمیایی بعدها از آن صحنه های آزمایشی در عنوان بندی فیلم «تجارت» 1373 استفاده كرد.

قریبیان، كه بازی خود را در آن سكانس آزمایشی و صحنه كوتاه «بیگانه بیا» را نپسندیده بود، ترجیح داد برای تحصیل بازیگری به آمریكا برود. در مدرسه «ویژوال آرت» ثبت نام و تحصیل كرد. در این فاصله، كیمیایی فیلم های قیصر 1384، رضا موتوری 1349، داش آكل 1350 و بلوچ 1351 را با بهروز وثوقی ساخته و كارگردان صاحب نامی شده بود و ساختن فیلم دیگری به نام «زخمی ها» را تدارك می دید. مسعود كیمیایی نامه ای به قریبیان نوشت تا در صورتی كه تمایل دارد برای بازی در فیلمش به او ملحق شود. قریبیان تحصیلاتش را نیمه تمام رها كرد و به ایران بازگشت. ساختن زخمی ها? امكان پذیر نشد و كیمیایی فیلم خاك را در سال 1352شروع كرد و فرامرز قریبیان در كنار بهروز وثوقی در آن به ایفای نقش پرداخت.

قریبیان با این استدلال كه بازیگری استعدادی ذاتی است و بازیگر سرصحنه فیلمبرداری بایستی آن چه كارگردان می خواهد اجرا كند ، در فیلم خاك مسعود كیمیایی ، 1353 و سپس صلات ظهر سعید مطلبی، 1353 چشم انتظار فریدون ژورك، 1354، گوزن ها مسعود كیمیایی، 1354 و غزل مسعود كیمیایی، 1355 به ایفای نقش پرداخت.

بازی قریبیان در نقش چریك شهری در فیلم «گوزن ها» و سپس آموزگاری انقلابی در فیلم های جنگ اطهر محمد علی نجفی، 1357 و سایه های بلند باد بهمن فرمان آرا، 1357 موجب شد تا بلافاصله در روزهای بعد از انقلاب، كه بسیاری از بازیگران مطرح سینما ممنوع الكار شده بودند، در مقام بازیگری فعال به كارش ادامه دهد. به این ترتیب، قریبیان در سال های بعد از انقلاب، كماكان،‌ در همان مسیری گام برداشت كه در قبل از انقلاب می رفت. هم در فیلم های نه چندان مطرح مثل بازرس ویژه ?منصور تهرانی، 1362 سمندر ?محمود كوشان،‌ 1364، گمشده مهدی صباغ زاده، 1364، مرگ پلنگ ?فریبرز صالح، 1368، تبعیدی ها جهانگیر جهانگیری، 1370، گریز? ناصر مهدی پور، 1371، آخرین خون ?منوچهر مصیری، 1373، مروارید سیاه ?حبیب الله بهمنی و شفیع آقامحمدیان، 1373،‌ دشمن ?عباس بابویهی، 1374 و ارابه مرگ ?رضا قهرمانی، 1375 بازی كرد و هم در تعدادی فیلم مهم ?قابل تأمل و تحمل تر مثل سفیر ?فریبرز صالح، 1361و ردپای گرگ? مسعود كیمیایی، 1371 به ایفای نقش پرداخت.

قریبیان با این استدلال كه «گاهی فكر می كنم بهتر از بعضی از فیلمسازانی كه برایشان بازی كرده ام فیلم ساختن را بلدم»، فیلم های جدال در تاسوكی 1365، قانون 1374و چشمهایش 1378 را هم كارگردانی كردكه از میان آن ها «چشم هایش» فیلم خوش ساختی بوده است.

این بازیگر مطرح سینمای ایران در طول دوران بازیگری اش موفق شده است از جشنواره ششم فیلم فجر جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در فیلم «ترن» دریافت كند. اما وی مزد بازی خوبش در فیلم «بندر مه آلود» را از جشنواره یازدهم فیلم فجر دریافت كرد.فرامرز قریبیان سومین سیمرغ بلورینش را در جشنواره هجدهم فیلم فجر برای بازی در ملودرام «مرد بارانی» بدست آورد.

فرامرز قریبیان نزدیك به چهار دهه است كه در عرصه سینما حضوری چشمگیر و موثر دارد? وی در بیش از 60 فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته است .بازی خوب و روانش در فیلم «گوزنها» نام او را بر سر زبانها انداخت و دو بازی آخر وی «رقص درغبار و شهر زیبا» از ماندگارترین نقش آفرینی های كارنامه هنری او محسوب می شود.

فیلم «رویای خیس» به كارگردانی پوران درخشنده با نقش آفرینی وی در نوبت اكران قرار دارد? همچنین فیلم «گزارش مریم» ساخته اسماعیل براری با بازی وی بزودی آماده نمایش خواهد شد.

درباره او گفته‌اند: «او نمایانگر قهرمان زخمى است. قهرمانى تلخ، به بن بست رسیده و درعین حال عاشق كه دیگر در روزگار نامردمى ها جایى ندارد و خود نمى خواهد یا نمى تواند این را باور كند».

فرامرز قریبیان پس از سالها سكوت، در گفتگویی تفصیلی با گروه فرهنگی خبرگزاری ایرانیوز صمیمانه لب به سخن گشود . مردی كه وقتی اومد نفهمیدیم كی اومده ، وقتی رفت، فهمیدیم كی رفته ! . هنرمندی كه به جرات می‌توان او را الگویی بی‌نقص از هنرمندانی دانست كه سینمای ملی به آنان نیاز دارد . هنرمندی كه توانایی، دانش ، فیزیك ، نجابت و اخلاق را توامان با هم دارد . هنرمندی با ویژگی‌ها و خصایل پهلوانی كه از جایگاه منحصر به فرد در سینما و فرهنگ و هنر این مرز و بوم برخوردار است.

بعد از گذشت چهار دهه فعالیت در عرصه بازیگری این عرصه را در سینمای ایران چگونه ارزیابی می كنید؟

از سال 1350 به طور حرفه‌ای فعالیت ام را در عرصه سینما آغاز كردم.این حرفه ما پیش از این بیشتر بدون برنامه‌ریزی بوده است و به همین دلیل برخی از بازیگران ما قبول می‌كنند كه همزمان در چنداثر سینمایی به ایفای نقش بپردازند? اما من سعی كرده ام با تمام مشكلاتی اقتصادی و اجتماعی كه بر سر راهم قرار داشته است، به این شكل كار نكنم. همیشه بازی در یك فیلم را به اتمام می رساندم و بعد پیشنهاد كار دیگری را قبول كردم به همین دلیل بارها 6 ماه تا 8 ماه بیكار شده ام.و به دفعات شده است كه پیشنهاد بازی در دو فیلم با هم به من داده شده است و حالا باید یكی از آن دو را انتخاب كنم.

مشكل دیگری كه در این عرصه بوده این است كه در فیلمی قرارداد می‌بندیم، قرار است كار شروع بشود و بعد به یك بن‌بستی برمی‌خورد و متوقف می‌شود و باز باید چند ماه انتظار بكشیم تا كار بعدی آغاز شود.

فعالیت در عرصه كارگردانی را براساس چه معیاری و با چه رویكردی آغاز كردید؟

در عرصه كارگردانی نیز مشكلات بیشتری وجود دارد به خصوص برای افرادی مثل من با روحیه من كه اصلاً روحیه اداری نیست و سازگاری با كار اداری را ندارد زیرا ما فیلمسازان باید دایماً با وزارت ارشاد در تماس و ارتباط باشیم و برویم و بیاییم تا بتوانیم پروانه ساخت یك فیلم را دریافت كنیم.

اولین فیلم «جدال در تاسوكی» را به این دلیل ساختم كه به نوعی وارد حیطه كارگردانی بشوم و با همه مشكلات آن زمان این فیلم ساخته شد.مسؤولان ارشاد آن زمان مخالفت كردند با اینكه من خودم در فیلم بازی كنم. در صورتی كه نقش اصلی فیلم برای خود من نوشته شده بود و آنها معتقد بودند كه بنده نباید همزمان چند كار را انجام بدهم . گفتم همیشه در فیلم‌های دیگران بازی كرده‌ام و همه آن آثار سینمایی سودآور هم بوده است.به هر حال عدم حضور من در فیلم خودم باعث شد كه این فیلم زیاد سودآور نباشد.

فیلم دوم «قانون» را هم با این امید كه بتوانم كارگردانی و بازی را همزمان انجام دهم، با ژانری پلیسی ساختم . در واقع دو فیلم اولی كه ساختم، مورد علاقه ام نبودند.

در فیلم سوم «چشمهایش» خوشبختانه حق انتخاب داشتم ?فیلمنامه این فیلم را آقای مسعود جعفری جوزانی نوشته بودند و با توجه به فیلمنامه خوبی كه در اختیار داشتم، سعی كردم در حد توان خودم فیلم خوبی ساخته شود و اولین جایزه بین‌المللی خودم را برای فیلم «چشمهایش» را نیز از فستیوال فیلم زیمبابوه دریافت كردم و البته این فیلم در زمان اكران به خاطر كم لطفی مسؤولان خوب نفروخت.

قصد ندارید چهارمین فیلم خود را بسازید؟

چرا قصد دارم چهارمین فیلم بلند سینمایی‌ام را كلید بزنم. هم اكنون بر روی فیلمنامه ای كار می‌كنم و احتمالاً پاییز سال جاری این فیلم را كلید خواهم زد.

این فیلم ژانری شبیه به فیلم «چشمهایش» خواهد داشت زیرا من این فیلم و آدمهایش را خیلی دوست دارم.تلاش خواهم كرد فیلمی كه می‌سازم، بتواند علاوه بر ارزش و ساختار خوبی كه خواهد داشت، سودآور هم باشد و در غیر اینصورت باید 8 سال دیگر صبر كنیم.

در این فیلم بازی هم خواهید كرد؟

الان دیگر اصرار ندارم در فیلم خودم حتما بازی كنم ولی دوستانی كه با من همراه هستند، تأكید دارند كه خود من هم باید حضور داشته باشم و معتقدند اگر این فیلم با این قصه را فیلمساز دیگری هم بسازد، نقش اصلی را باید خود من بازی كنم.

ساخت فیلم چهارم شما برای فتح گیشه ها خواهد بود و یا حضور در جشنواره های جهانی؟

دوست دارم فیلمی كه می‌سازم، ابتدا مردم خودمان را جذب كند و بعد به فستیوال‌ها راه یابد.

خیلی از آثار ایرانی مانند فیلم «رقص در غبار» كه سه جایزه برای من به ارمغان آورد و در فستیوال‌های خارجی هم حضور یافت، در داخل كشور نتوانست مخاطبان زیادی را جذب كند و این موضوع واقعاً تأسف‌آور است.امیدوارم با بها دادن به فیلمهای ارزشی و فرهنگی دیدگاه مردم نیز نسبت به اینگونه فیلمها تغییر كند.

به نظر می‌رسد آرامشی در عرصه سینما به وجود آمده است و به همین دلیل فیلمسازانی چون واروژ كریم مسیحی و بهرام بیضایی پس از گذشت چند سال مجدداً به عرصه فیلمسازی روی آورده‌اند...

خیلی به این وضعیت امیدوارم . وقتی كه این خبر را شنیدم، بسیار خوشحال شدم. البته من تعجب می‌كنم چرا فیلمسازان مطرحی چون بهرام بیضایی نباید هر یك سال و دو سال یك فیلم بسازند و معتقدم حتی باید امكاناتی بیشتر و بهتری برای این دوستان فراهم شود تا در این عرصه ماندگار شوند.

شما هم از سال 78 تاكنون هیچ فیلمی نساخته‌اید و این موضوع می‌تواند برای شما هم مهم بوده باشد؟

بله سال 78 فیلم«چشمهایش» را ساختم و این فیلم سال 80 اكران شد یعنی حتی دو سال اكران این فیلم به تأخیر افتاد. همیشه به فكر ساختن فیلم بوده و هستم و شاید به دلیل همان روحیه‌ای كه دارم شرایط ساخت فیلم را در این دوره بهتر می بینم.

در سینمای ایران اغلب مسؤولان ارشاد به فیلمسازانی اجازه كار می‌دادند كه آثار قبلی آنها به هر شكل ممكن سودآور بوده باشد و هیچ وقت به سینمای فرهنگی - مردمی و فیلمسازانی چون خسرو سینایی، بهرام بیضایی و غیره كه خیلی برای سینمای ایران ارزشمند هستند پیشنهاد كار داده نمی شد و یا از آنها حمایت لازم نمی شد.

همكاری مجدد شما با مسعود كیمیایی پس از گذشت چندین سال می‌تواند برای علاقمندان به سینمای ایران جذاب باشد به خصوص اینكه شایعاتی بوده است كه رابطه شما با آقای كیمیایی قطع شده است.

همیشه با آقای كیمیایی دوست بوده و همكاری داشته‌ام اما در یك دوره‌ای فیلم‌هایی كه آقای كیمیایی می‌ساخت، نقش اصلی‌اش جوانها بودند. بعد از فیلم «تجارت» فیلم «ضیافت» ساخته شد كه بازیگرانش همه جوان بودند و طبیعتاً آن نقش‌ها به سن من نمی خورد و فیلم‌های بعدی هم تا به امروز به همین صورت بوده است ولی در فیلم «رئیس» با مسعود كیمیایی مجددا همكاری می‌كنم،هیچ اختلافی هم میان من و آقای كیمیایی وجود نداشته است و فكر می‌كنم سن و سال من و مسعود از این حرفها و اختلافات گذشته باشد.

من از 9 سالگی با مسعود كیمیایی رفیق بودم، هم محل بودیم و خانه‌هایمان بغل هم بوده است. در كوچه با هم بازی می‌كردیم و علت اصلی دوری من از مسعودكیمیایی همان بحث انتخاب نقش‌ها بوده است. دیگر اینكه من اصولاً نقش‌های كوتاه را بازی نمی‌كنم. شاید در فیلم‌هایی كه آقای كیمیایی ساخته، نقش‌هایی هم بوده باشد ولی مناسب من نبوده است.

جالب است كه این فیلم حكایت دو رفیق هم سن و سال خود ما است كه بعد از سالها مجدداً به هم می‌رسند و ... به هر حال فیلمنامه این فیلم خیلی زیبا است و فكر می‌كنم فیلم «رئیس» یك فیلم همچون فیلم «گوزنها» در این دوره باشد.

به نظر می‌رسد تنها فیلمی كه شما نقش كوتاهی در آن ایفا كرده اید، فیلم «شهر زیبا» بوده است؟

دلیل حضور كوتاه من در فیلم«شهرزیبا» این بوده است كه این نقش كوتاه است ولی نقش حساس و اصلی بوده است و نمی‌شود یك سكانس از آن را حذف كرد.

با توجه به اینكه در مقام بازیگر و كارگردان در آثار ارزشمند بسیاری حضور داشته‌اید، همكاری با كارگردان جوانی چون اصغر فرهادی را چگونه دیده‌اید؟

من همیشه طرفدار جوانها بوده‌ام و معتقدم سینمای ایران احتیاج زیادی به نیروی جوان دارد. البته جوانهای با استعداد و به همین دلیل هم از افرادی كه فیلم اول خود را می‌خواهند بسازند، استقبال می‌كنم و البته نه هر فیلمسازی كه می‌خواهد فیلم بسازد بلكه با شناختی كه از سابقه كاری آن فیلمساز دارم و همچنین فیلمنامه‌ای كه در اختیارم گذاشته می‌شود، انتخاب خواهم كرد.

آقای فرهادی از آن نوع فیلمسازانی است كه آینده خوبی در انتظارش است و به همین دلیل از همكاری با وی خیلی راضی هستم. از این به بعد هم حاضرم هر نوع همكاری را با اصغر فرهادی داشته باشم. البته خیلی دوست داشتم فیلم «چهارشنبه سوری» را هم ببینم كه متأسفانه تاكنون میسر نشده است.

گفتید فیلم «چهارشنبه سوری» را ندیده اید، چرا به سینما نمی‌روید؟

مهمترین دلیلش این است كه مردم به هر حال من را می‌شناسند و به خاطر كاراكتری كه دارم، معمولاً در مكانهای عمومی ظاهر نمی‌شوم. مردم همه به من لطف دارند و دوست ندارم در فضای شلوغی مثل سینما ظاهر شوم. زیرا نمی توانم با همه دمخور شوم و شرمنده آنان می‌شوم و همچنین تمركز فیلم دیدن را هم از دست می دهم. به همین دلیل حتی به مهمانی‌ها هم سعی می‌كنم نروم و فضای آرام و ساكت را ترجیح می دهم.

ارزیابی شما از حضور آثار ایرانی در بازارهای جهانی و بین‌المللی چیست؟

معتقدم از جمله كشورهایی هستیم كه توانسته در منطقه و قاره آسیا جایگاه بالایی در عرصه هنر داشته باشد و طبیعتا اگر فیلم خوب ساخته شود ، در هر جای دنیا مخاطب خودش را خواهد داشت و در فستیوال‌های جهانی هم حضور خواهد یافت? اما در نهایت سالن نمایش در اختیار آثار ایرانی گذاشته نمی‌شود.

محمد سام چه كار می‌كند؟

پسرم بعد از بازی در فیلم «ترانزیت» كه كارگردانش خودم بودم،نشان داد كه خیلی به سینما علاقه دارد و البته با استعداد هم بود. پسرم به عنوان مجری برنامه هم فعالیت كرد ولی چون به حرفه سینما علاقمند بود، خودش تصمیم گرفت برود در آمریكا ادامه تحصیل بدهد. 6 سال است كه در آن كشور درس می‌خواند و تا چند ماه دیگر در رشته سینما فارغ التحصیل خواهد شد.

آیا نسل جدید سینمای ایران می تواند چهره‌هایی ماندگاری نظیر عزت‌الله انتظامی، فرامرز قریبیان و ... را به خود ببیند؟

سینما به جوانها نیاز دارد و انواع و اقسام چهره‌ها را نیز در خود می بیند? اما در میان تمام این جوانها و چهره ها آنهایی كه با استعداد هستند جای خودشان را بازی می‌كنند و ماندگار خواهند شد.

سینما به رقابت احتیاج دارد? اما همانطور كه در كشوری دیگر هم شاهد هستیم قد و قواره و چهره خیلی مطرح نیست بلكه نوع نقش آفرینی بازیگر مهم خواهد بود. چهره‌های سینمایی درهر دوره‌ای ماندگار هستند و بعد به فراموش سپرده می‌شوند اما ستاره‌هایی مثل آقای استاد انتظامی همیشه ماندگار هستند.

بعد از 4 دهه فعالیت در عرصه سینما هنوز هم جایگاه بالایی در میان مخاطبان دارید چگونه به این مهم دست یافته اید؟

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی طبیعتا به هیچ وجه نمی‌دانستم كه قرار است انقلابی بشود،اما بازهم تمایل نداشتم در هیچ فیلم مبتذلی بازی كنم و كارنامه بازیگری من هم این موضوع را ثابت می كند.به هر حال سالم كار كردن در این عرصه هم سخت و هم جذاب می تواند باشد.

این روزها بحث رسیدن به سینمای ملی و تولید آثار فاخر و ارزشمند مطرح است شما این روند را در سینمای ایران چگونه ارزیابی می‌كنید؟

اگر واقعا جلوی ساخت فیلم‌های بی‌ارزش گرفته شود، می‌توانیم به آینده سینمای ایران امیدوار باشیم . من معتقدیم كه این اتفاق باید سالهای پیش می‌افتاد ولی باز هم خوشحالم كه به این مهم دارد توجه می شود زیرا در نهایت منجر به ساخت فیلم‌های ارزشی و فرهنگی بیشتری خواهد شد.

بابك شریف موسوی

لینک :

 فرامرز قریبیان بهترین بازیگر جشنواره مسكو شد 

 مراسم بزرگداشت« مسعود كیمیایی» 

UserName