• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 326
  • دوشنبه 1385/5/9
  • تاريخ :

ادبیات در ایران جورکش همه هنرهای دیگر است

جامعه ایرانی به طور سنتی روایت پرداز است و ادبیات در ایران جورکش همه هنرهای دیگر بوده و روایت با فرهنگ ادبی ما تنیده شده است .

یکصد و شصت و دومین نشست هفته کانون ادبیات ایران با سخنرانی بهزاد برکت درباره روایت شناسی برگزار شد .

وی با اشاره تاریخی به روایت شناسی و بررسی دیدگاه های یک نظریه پرداز ادبی به نام والتر فیش و پارادایم روایی او، گفت : به نظر می رسد آدمی در همه عصر ها ترجیح می داده اطلاعاتش را به صورت داستان ارائه کند. البته داستان در اینجا به معنای عام آن واستناد به امر خیالی برای بیان امور است.

برکت افزود : برخورد واقعی با امور واقع شاید ما را از پرده های پنهان امور غافل می کند و داستان روایتی غیر معمول از زندگی است و توسل به داستان پردازی برای رمز گشایی از اسرار زندگی است.

استاد نقد ادبی دانشگاه با اشاره به وجه عقلایی زبان و بیان واقعیت های زندگی و دغدغه رمز گشایی از اسراسر هستی گفت: در روایت پرادازی داستانی همه جا به 3 وجه توجه داشته اند، داستان، زبان و فراداستان. ما به ازای این سهوجه در روایت شناسی امروز هم هست. البته باید به این توجه داشت که نگاه سنتی نگاهی تحلیل گر و عقلایی نیست بلکه نگاهی کل نگر است و به جزییات و استدلال کاری ندارد و تمامیت را ارائه می کند. کالبد شکافی متن خاص دوران مدرن و علم گرایی و سیطره علم حتی در ادبیات است.

برکت در ادامه بحثش، از نظر ساخت گراها در روایت و داستان سخن گفت و به ساختار منسجم تفکر و اندیشه اشاره کرد و افزود: در نگاه ساخت گرایی، عناصر یک پدیده در ارتباط سازمند با یکدیگرند. ساخت گراها اولین داعیه شان این است که می خواهند ساخت یک اثر را تحلیل کنند. ساخت گرایی ریشه اش در فرمالیسم اشت و بنیاد نگاه سختگرایی در حقیقت فرمالیست است. ساخت گراها روایت را اینگونه تعریف می کنند که روایت توالی وقایع داستانی است آنها با ایت تعریف داستان را از گونه های دیگر ادبی جدا می کنند.

وی با اشاره به روایت شناسی امروز و 3 وجه؛ واقعه، نمایش کلامی و فرآیند گفتن که عناصر روایت را شکل می دهد افزود: داستان ناظر به وقایع تعریف شده است و متن گفتمان شفاهی و یا مکتوبی است که بیان داستان را به عهده دارد وکنش یا فرایند تولید را شکل می دهد.

برکت در پایان گفت: روایت امروز ادراک و فهم ابعاد مختلف هستی بشری و تلاش برای انعکاس آن در داستان است. روایت شناسی در مرحله ای است که با هستی شناسی متن سر و کار دارد و نمی توان به جامعه شناسی و فلسفه نپرداخت و دست به روایت زد.

در ادامه این نشست علی اصغر عزتی پاک نویسنده مجموعه داستانی می مانم پشت در، داستان پرده قرمز را از این مجموعه خواند.

محمدرضا گودرزی- نویسنده و منتقد- درباره کلیت این مجموعه گفت: موضوعات و طرح های بیدع و ساختار معما گونه و پایان های غافلگیر کننده از ویژگی های این مجموعه داستان است. انتخاب راوی مناسب و غیر از دانای کل نشان از نگاه مدرن نویسنده به راوی دارد.

گودرزی با بیان اینکه در فضای داستان امروز عموما نویسنده ها به حوزه خصوصی بیش از حوزه عمومی توجه دارند گفت: مسایل فرا فردی و اجتماعی و سیاسی در داستان ها رنگ باخته و نویسندگان به مسایل فردی و حسی وخانوادگی روی آورده اند و این نشان از تغییر دیدگاه جامعه شناسانه به دیدگاه روان شناسی است.

مسعود نور محمدیان -منتقد ادبی- در ادامه به نقد داستان پرده قرمز پرداخت و گفت: نام داستان نشان از یک محدوده دارد. مانند خط قرمز و یا چراغ قرمز. این اسم ویژگی های یک نام خوب برای داستان را دارد، یعنی کشف و چند وجهی بودن و در انتها به ارزش نام داستان پی می بریم.

نور محمدیان با اشاره به خردورزی ونسبی اندیشی حاکم بر جهان امروز گفت: از پس تجربه های زیادی جهان اندیشه به این نقطه رسیده و نوعی از هنر را در داستان به وجود آورده که جزیی نگر است و براساس دریافت ها و احساسات و تجربیات شخصی نویسنده شکل می گیرد.

او داستان پرده قرمز را واجد این جزیی نگری دانست و گفت: در این داستان توجه به اشیا و توصیفات هشیارانه از آنها که شاخص ترین آن نام داستان است، می بینیم. برخلاف این جزیی نگری با داستان روبه رو هستیم که امکان مداخله مخاطب را به خودش نمی دهد و ما با یک جور قاطعیت مواجهیم و ساختمان ذهنی نویسنده مشخصا غیر نسبی است .

گودرزی البته با این بخش از نقد نور محمدیان مخالف بود و داستان پرده قرمز را کاملا نسبی گرا دانست و آن را داستانی یا عدم قطعیت خواند.

این نشست روز دوشنبه دوم مرداد در محل کانون ادبیات برگزار شد.

لینک :

 ادبیات 

UserName