• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2266
  • دوشنبه 1385/5/9
  • تاريخ :

اسناد مــظلــومــیــت ملت ایران در گمنامی

قربانیان بمباران شیمیایی روستای «زرده» كرمانشاه 18 سال در انتظار

31 تیر 1367 ساعت شش صبح روز عید قربان؛ روستای زرده ازتوابع شهرستان اسلام آباد غرب: پنج هواپیما در ارتفاعات دالاهو مشاهده شد و دقایقی بعد اصابت سه بمب که پس از انفجار آنها، دودهای رنگی آسمان روستا را در بر گرفت.

خیل مردم حاضر در این روستا که در عید قربان آن سال و در زیارتگاه منطقه جمع شده بودند، مانند پرندگان و همه جانداران موجود به زمین ریخته شدند و مردم بی‌آلایش و ساده زیست این روستا که برای انجام مراسم مذهبی و خاکسپاری یکی از بزرگان منطقه گرد هم آمده بودند، بدون اطلاع از نوع بمباران صورت گرفته و به لحاظ سوزندگی بوی ناشی از مواد شیمیایی پخش شده در فضای منطقه به سوی رودخانه جاری در دره این روستا هجوم بردند، بی خبر از آنکه شستن صورت برای کاهش حجم سوزش با آب نه تنها تاثیری در برطرف کردن ناراحتی آنها نخواهد داشت، بلکه به دلیل مسمومیت آب باعث تشدید جراحات در آنها خواهد شد.

مردان، زنان، کودکان و سالخوردگان این روستا یکی پس از دیگری به زمین افتاده و تنها معدود افرادی که یا با تاخیر در این مراسم حاضر و یا به دلیل اندک شناخت خود از نوع فاجعه به ارتفاعات پناه بردند بازگشتند و همه چیز را بی جان یافتند.

عده‌ای از افراد با اندک وسایل نقلیه موجود به شهرستان اسلام آباد و کرمانشاه انتقال و افرادی نیز در منطقه ماندند، زیرا چاره‌ای جز به خاکسپاری عزیزان خود نداشتند.

در زرده قبرستان و محل دفن شهدا در یک محل خاص نیست، چرا که به دلیل بمباران شیمیایی و پراکنده بودن اجساد، در آن روز هر کسی عزیز خود را در همان نقطه‌ای که افتاده بود، خاک کرده است و جای جای این روستا نشانی از شهیدان این اقدام جنایت کارانه صدام و ایادی سرسپرده او را دارد.

در جریان این اقدام وقیحانه، 250 نفر از اهالی روستای زرده در همان روز شهید شدند که بیشتر آنها را زنان و کودکان تشکیل می‌دادند، جدای از آن افرادی که مجبور به حضور در روستا به دلیل حضور منافقین در منطقه و مسدود شدن راه ارتباطی به اسلام آباد غرب و کرمانشاه بودند، به دلیل عدم آگاهی از عواقب حضور در یک منطقه شیمیایی و استفاده از آب و خوراک شیمیایی شده هم اکنون شدیدا دچار عارضه هایی مختلف پوستی، تنفسی، چشمی و روانی هستند.

علاوه بر آن تمام محیط زیست این بخش از منطقه زیبای ریجاب به واسطه این بمباران کاملا از بین رفته و تبدیل به یک زمین سوخته شده است.

البته در همین روز روستای «نسار دیره» و «شاه مار» از توابع شهرستان گیلان‌غرب و روستای باباجانی از توابع شهرستان دالاهو نیز مورد حمله شیمیایی قرار گرفتند که عمق فاجعه در آنها به زرده نمی‌رسید.

امروز زرده بعد از گذشته هجده سال از آن واقعه

مردم این منطقه از استان کرمانشاه به مانند دیگر نقاط آن به واسطه شهره بودن در پایمردی و ایستادگی به ویژه در هشت سال دفاع مقدس همچنان در این منطقه سکونت داشته و مشغول گذران زندگی‌اند.

خبرنگار ایسنا ، به مناسبت هجدهین سالروز این اقدام ناجوانمردانه که در حق مردم بی گناه و غیرنظامی این خطه از میهن اسلامی انجام گرفت با حضور در این روستا از نزدیک مشکلات آنها را مورد بررسی قرار داده است .

دفن شهدا سه روز طول کشید

سیدفریدون حسینی پیرمرد 54 ساله‌ است که پدر، پنج برادر و پسر خود را در بمباران زرده از دست داده و می‌گوید که تنها با خواهر خود همه آنها را به خاک سپرده است.

او از آن روز به عنوان «روزی سیاه» یاد می‌کند و در ادامه می گوید: سه روز دفن شهدا طول کشید و خود ما نیز به واسطه مصدوم شدن از نا و رمق کافی برای جابه جایی و دفن جنازه‌ها نداشتیم.

حسینی می‌افزاید: جمعیت زرده در آن روزگار چیزی حدود هزار نفر بود که در آن روز به واسطه عید قربان و فوت یکی از بزرگان منطقه مردم زیادی به زرده آمده بودند که آن اتفاق افتاد و در ابتدا پرندگان و احشام و بلافاصله مردم حاضر به دلیل سرازیر شدن در دره برای استفاده از آب جاری یکی پس از دیگری به زمین می‌افتادند.

او علیرغم سرفه‌های شدید می‌گوید: تاکنون درصدی جانبازی به او تعلق نگرفته است. آن روز تنها تعدادی موفق شدند که با وسیله نقلیه از معرکه رهایی جسته و برای درمان به کرند، اسلام آباد و کرمانشاه برسند و عده‌ای به واسطه وجود عزیزانشان ماندند و امروز با هزار و یک درد گریبان گیرند.

این مصدوم شیمیایی از مشکلات زیاد خود و خانواده‌اش سخن به میان آورده و می‌افزاید: متاسفانه علیرغم وجود انواع مشکلات جسمی و روحی ما تحت هیچ حمایتی قرار نداریم و با تلاش‌های فراوانی که با وجود مشکلات مالی متحمل شده‌ایم، کسی به داد ما نرسیده است.

حسینی می‌گوید:همه چیز روستا سوخته و کشاورزی در آن امکانپذیر نیست و مردم برای تامین مایحتاج اولیه خود نیز با مشکل روبرو هستند.

خارش بدن، سرفه مداوم، کم سویی چشم و بی خوابی از مشکلاتی است که این پیرمرد روستایی به عنوان دردهای خود به آنها اشاره می‌کند و می‌افزاید: هر ماه حداقل یک نفر از اهالی روستا به دلیل وخامت حالش رخت از دنیا می‌بندد و ما نیز چون در آن روز نتوانستیم خود را به مراکز درمانی برسانیم، الان به گفته مسئولان به دلیل نبود پرونده پزشکی جانباز به حساب نیامده و از هیچگونه مزایایی برخوردار نیستیم.حسینی در خاتمه عاجزانه می‌خواهد که صدای مظلومیت او را به گوش مسئولان برسانیم.

به داد ما برسید ما در مقابله با دشمن با این وضعیت مواجه شده‌ایم

فاضل خدایاری بیماری خود را سرطان خون معرفی کرده و با اشاره به انجام 12 بار شیمی درمانی می‌گوید: در طی این مراحل کوچکترین کمکی را دریافت نکرده‌ام، ولی دیگر نمی‌توانم.

این مرد 47 ساله با بیان این که با توجه به داشتن سه فرزند توانایی انجام هیچگونه کاری را ندارد، اظهار می‌دارد: چهار سال است که تحت پوشش بنیاد جانبازان قرار گرفته‌ام و 15 درصد از جانبازی من تایید شده ولی هیچ حمایت مالی و درمانی در طول این مدت از من به عمل نیامده است.

خدایاری می‌گوید: سه فرزندم در ادامه تحصیل با مشکل روبرو شده و بنا به اظهار پزشکان با وجود سنین پایین از ناراحتی اعصاب رنج می برند. به گوش مسئولان برسانید که ما در این کشور و در مقابله با دشمنان این مرز و بوم با این وضعیت مواجه شده‌ایم، پس به داد ما برسید.

دخترم مجبور به ترک تحصیل است

خانم صورت نظری پیرزن 58 ساله سرپرست خانواده که 10 درصد جانباز نیز است، می‌گوید: زمانی که زرده بمباران شد، هدیه (دختر او) سه سال داشت و امروز علی رغم گذراندن مراحل درس تا دیپلم و قبول شدن در دانشگاه، به دلیل مشکلات شدید تنفسی مجبور به ترک تحصیل است.

او میگوید : دخترم که در کرمانشاه درس می خواند دفعتا با تنگی نفس مواجه شده و مجبور به استفاده از اکسیژن و ماسک است که به دلیل همین مشکل ترم گذشته به ناچار به دانشگاه نرفت و تنها با موافقت رئیس دانشگاه برای امتحانات در کرمانشاه حاضر شد که در این مورد نیز با مشکلاتی مواجه بود.

وی گفت: مشکل تنفسی هدیه گاها به حدی شدید است که به بی‌هوشی او منجر می‌شود و نمی‌توانیم او را در بیمارستان بستری کنیم.

جوانی 29 ساله با عصایی در دست و چشمانی بسته

صدراله عظمی، كسی كه علاوه بر مشهود بودن عوارض پوستی از نعمت بینایی نیز محروم شده، می گوید: در آن روز  در حال صبحانه خوردن بودیم که صدای هواپیما ما را به داخل حیات خانه کشاند و بعد از صدای انفجار، رنگین کمانی بر روی همه فضای روستا سایه انداخت، رنگها گوناگون بودند که با بوهای مختلف همراه شده بود.

او می‌گوید: با دیدن این وضعیت به داخل خانه برگشتیم و بعد از مدتی به داخل روستا رفته و با اجساد نیمه جان بسیاری از هم آبادیهای خود مواجه شدیم و چون پدر، خواهر و برادر من زودتر به محل حادثه نزدیک شده بودند، آنها هم شدیدا مصدوم شده و از وضعیت مناسبی برخوردار نبودند که به وسیله یکی از اقوام آنها را به شهر بردند و من تنها با داشتن 11 سال در کلاس پنجم دبستان سرپرست خانواده شدم.

عظمی که چندی پیش برای ارائه شهادت برعلیه آندراد (یکی از فروشندگان مواد شیمیایی عراق) به کشور هلند سفر کرده بود، در ادامه می‌افزاید: ما به لحاظ عدم آگاهی از عوارض بعدی مواد پخش شده شیمیایی در روستای خود و نبود اطلاع رسانی در این مورد از همان آب و آذوقه موجود مصرف و امروز دچار عوارض بسیاری شده‌ایم که رهایی از آنها امکان‌پذیر نیست.

علی رغم تمایل زیاد به درس و تحصیل به دلیل کم سویی چشم و اندک اندک نابینایی کامل از ادامه آن بازماندم و امروز از عوارض زیادی در رنجم که مهمترین آنها نابینایی، عوارض پوستی همراه با سوزش و خارش زیاد و عوارض تنفسی است.

عظمی اظهارمی‌دارد: تا کنون هیچگونه حمایتی از او به عمل نیامده و درصد جانبازی برای او در نظر گرفته نشده است.

عظمی خواستار مجازات شدید مسببان ایجاد این مشکلات در حق او و دوستانش است و می‌گوید: در دادگاه لاهه خواستار مجازات صدام و همه حامیان او در تجهیز به سلاحهای شیمیایی شدیم، اما مسئولین نیز باید این مسئله را پیگیری کنند.

این مصدوم شیمیایی اظهارمی دارد که بدون داشتن همراه توان خارج شدن از خانه را ندارد و بی خوابی، سوزش شدید ریه در هنگام تنفس، بی‌حوصلگی، خارش دائم بدن و ... را از دیگر مشکلات خود عنوان می‌کند.

قارچهای صورت عزیز آقا علی پناه

او مردی 53 ساله نیز از اهالی روستای زرده است که در جریان بمباران، پسر، دختر و همسر خود را از دست داده است.

 میگوید : در آن روز زمین و آسمان برای مردم زرده سیاه شد و عزیزان و همه چیز خود را از دست دادیم، البته همه چیز به این مسئله ختم نشد، چرا که امروز تمام زندگی ما تحت تاثیر این مسئله قرار دارد. امروز کودکانی که امروز در این روستا متولد می‌شوند یا نارس هستند و یا از عوارض شدیدی رنج می‌برند،علاوه بر این که این موضوع منحصر به انسانها نیست و دربین احشام نیز قابل مشاهده است، در ضمن زمین های این روستا نیز سوخته است.

علی پناه با اشاره به مشکلات دائم خود به لحاظ اثرات شیمیایی، می‌گوید: مسئولان به مصدومان شیمیایی روستای زرده توجه لازم را ندارند. ما باید مشکلاتمان را به چه کسی بگوییم؟

خانه بهداشت روستا ویزیت بیماران چهارشنبه ها آن هم تنها به مدت دو ساعت

به محض ورود به خانه بهداشت روستا علاوه بر شلوغی بسیار زیاد این مرکز به دلیل حضور پزشک عمومی با خانمی مواجه می‌شویم که خود را بهورز این مرکز معرفی می‌کند، او فرانک عزیزی نام دارد.

از او در مورد بیماری‌های اصلی مردم روستا که با آن گریبانگیر هستند، می‌پرسیم که پاسخ می‌دهد: عوارض پوستی، ناراحتی تنفسی، مشکلات بینایی و ناراحتی عصبی از بیماریهایی است که به نوعی همه مردم زرده با آن مواجه هستند.

وی با بیان این که بسیاری از مردم روستا از حضور در نزد پزشک و بیان مشکلات خود امتناع می کنند عنوان می‌دارد: افرادی در روستا وجود دارند که علی‌رغم ناراحتی‌های فراوان به پزشک مراجعه نکرده و هر روز بر حجم ضایعات و بیماری آنها افزوده می‌شود.

عزیزی می‌گوید: تنها کاری که ما برای مصدومان شیمیایی این روستا انجام می دهیم، تجویز داروهای ابتدایی برای تسکین درد آنهاست و بیشتر بیماران را به مرکز درمانی ریجاب و یا به شهرهای اسلام آبادغرب یا کرمانشاه معرفی می‌کنیم.

وی با اشاره به ناراحتی های شدید عصبی در نزد مردم این روستا می‌افزاید: معمولا کودکان متولد شده در زرده نیز از وجود مشکلاتی در رنج هستند، در روستای زرده 10 نفر در حال حاضر از سرطان رنج می برند و تا کنون 20 نفر نیز در اثر ابتلا به این بیماری فوت کرده اند.

موارد قابل تامل در مورد این روستا

نبود یک کلینیک ابتدایی برای رسیدگی به بیماران مصدوم شیمیایی در این روستا از مسائل قابل تامل است، جدای اینکه این خانه بهداشت از داشتن یک داروخانه نیز محروم است.

سوال اینجاست که چرا روستایی که در 31 تیر 67 بنا به اسناد موجود دارای 1146 نفر جمعیت بوده و تا کنون نیز بالغ بر 400 نفر از مردم آن براثر عوارض شیمیایی شهید شده‌اند، باید از داشتن یک درمانگاه تخصصی شیمیایی، یک پزشک متخصص و حتی یک داروخانه ابتدایی محروم باشد؟

در این گزارش سعی کردیم موضوع را به نتیجه‌ای برسانیم، اما زمانی که متوجه شدیم مسئولان ذیربط نسبت به تامین هزینه آزمایش قریب به 1400 نفر مصدوم شیمیایی ثبت نام کرده در سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان برای دریافت درصد جانبازی، محلی را سراغ ندارند، خستگی به تن مان ماند.

حال با این سئوال درد دل مردم این خطه را به پایان می‌رسانیم که آیا با وجود مستندات موجود در خصوص بمباران شیمیایی این منطقه و شهادت نزدیك به 400 نفر از مردم این روستا، آیا صرفا به خاطر نداشتن صورت سانحه از سوی مردم شیمیایی شده این روستا نباید به وضعیت آنها رسیدگی کرد؟

و آخر آنکه چرا باید اسناد مظلومیت ملت ایران در گمنامی محض قرار گیرند؟

توضیحات مراد کوشکی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمانشاه

« با وجود هزینه‌های بالای برخی آزمایشات و عدم تمکن مالی بیشتر افراد مدعی مصدومیت شیمیایی، بنیاد شهید و امور ایثارگران محلی برای پرداخت این هزینه ها قبل از تایید جانبازی آنها ندارد ».

مراد کوشکی در گفت‌وگو با ایسنا ، تایید فرمانداری محل مبنی بر حضور افراد مدعی مصدومیت شیمیایی در مکانهای مورد تهاجم و انجام معاینات تکمیلی و تخصصی توسط پزشکان متخصص را از راه‌های موجود جهت تحت پوشش قرار گرفتن این افراد دانست.

کوشکی تصریح کرد: فرمانداری‌های مناطق طی نامه‌ای مبنی بر حضور این افراد در محل در هنگام حملات شیمیایی آنها را به بنیاد شهید و امور ایثارگران معرفی کرده و بنیاد نیز پس از تشکیل پرونده و اقدامات تکمیلی افراد را جهت معاینات تخصصی به مراجع ذیربط معرفی می‌کند.

وی در پاسخ به پرسش مطرح شده در خصوص هزینه این آزمایشات تخصصی گفت: بر اساس ضوابط قانونی، بنیاد شهید و امور ایثارگران تنها هزینه آزمایشات و معالجات ایثارگران را می‌پردازد.

كوشكی با اشاره به مکاتبه با مرکز و استعلام در خصوص هزینه آزمایشات افرادی که هنوز تحت پوشش سازمان نیستند افزود: با توجه به عدم تمکن مالی بیشتر این افراد و هزینه بالای آزمایشات تخصصی، مکاتباتی با مرکز انجام شد که در نتیجه اعلام شد که طبق قانون و ضوابط قانونی هیچ اعتباری جهت افرادی که جانباز شناخته نشده‌اند در نظر گرفته نشده است.

وی خاطرنشان کرد: در صورت ثابت شدن جانبازی این افراد بعد از انجام آزمایشات تخصصی و شرکت در کمیسیون مربوطه و اثبات مصدومیت، تمام هزینه‌های صرف شده، از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران به آنها پرداخت خواهد شد، اما در غیر این صورت هیچ تعهدی در خصوص پرداخته هزینه‌ها نداریم.

کوشکی در نظر گرفتن تمهیداتی برای ایاب و ذهاب افراد برخی شهرستان‌ها و روستاها جهت انجام معاینات در کرمانشاه و در راستای کاهش هزینه ها را از اقدامات بنیاد شهید وامور ایثارگران استان ذکر کرد که مورد استقبال این افراد قرار نگرفته است.

ایجاد مراکز درمانی مناسب ضروری‌ترین نیاز مصدومان شیمیایی روستاهای شیمیایی شده استان کرمانشاه است

دکتر شهریار خاطری در گفت‌وگو با ایسنا ، ضمن بیان این مطلب افزود : سلاحهای شیمایی عوارض دیررسی از نظر جسمی و روحی بر مصدومان تحمیل می‌کنند و به طور کلی نه تنها مصدومان شیمیایی استان کرمانشاه، بلکه همه آسیب‌دیدگان از این سلاح‌ها به بیمارستانها و مراکز نسبتا مناسب و تخصصی نیاز دارند.

وی با گرامیداشت سالروز شهادت جمعی از افراد غیر نظامی روستای زرده بر اثر بمباران شیمیایی سال 67، از وضعیت مرکز درمانی این روستای شیمیایی شده در دوران جنگ انتقاد و تصریح کرد: با وجود یک خانه بهداشت و یک بهورز به طور حتم امکان انجام اقدامات درمانی برای مصدومان ممکن نیست و آسیب‌دیدگان با هر شرایط و وضعی باید به مرکز استان منتقل شوند.

دكترخاطری در خصوص برخی ادعای مطرح شده که بروز سرطان درمیان برخی مصدومان شیمیایی را از عوارض این سلاحها می‌دانند گفت: هنوز رابطه ای میان مصدومیت با سلاحهای شیمیایی و بروز سرطان به صورت قطعی ثابت نشده است، اما بروز بیماریهای ریوی، چشمی و پوستی جزء عوارض ثابت شده این سلاحهای مرگبار هستند.

وی در ادامه اظهار داشت: شناسایی مصدومان و تحت پوشش قراردادن آنها و همچنین وجود یک مرکز مجهز درمانی نیاز اصلی مصدومان سلاحهای شیمیایی استان است.

دكتر خاطری در رابطه با مشکلات پیش روی مصدومان شیمیایی که تحت پوشش بنیاد شهید و امور ایثارگران نیستند افزود: معضل هزینه آزمایشهای اولیه یکی از اساسی ترین مشکلات پیش روی این افراد است که امیدواریم با رایزنی ها میان نمایندگان استان و بنیاد شهید و امور ایثارگران در اسرع وقت حل شود.

وی تصریح کرد:حملات شیمیایی به برخی مناطق استان کرمانشاه در زمان اوج تهاجمات آواخر جنگ تحمیلی صورت گرفت و به علت وضعیت ایجاد شده در آن زمان، اسناد و مدارک دقیقی در این رابطه و در خصوص نوع سلاحهای به کار رفته ثبت نشده است.

دكتر خاطری گفت: بر اساس نوع مصدومیت افراد و تعدد شهیدان، به احتمال زیاد انواع بمبهای به کار گرفته شده در استان کرمانشاه ترکیبی از دو عامل گاز اعصاب و گاز خردل بوده است.

عوارض بمباران شیمیایی از زبان یک فوق تخصص بیماریهای ریوی

دکترعلی معینی فوق تخصص بیماری‌های ریوی در خصوص عوارض ناشی از بمباران‌های شیمیایی بر روی مصدومان، با بیان اینکه گاز خردل و گاز پسژن دو ترکیبی هستند که در جنگ تحمیلی، عراق بیشتر از آنها استفاده می‌كرد، گفت: این گازها عمدتاً عوارض تنفسی ایجاد می‌کنند.

وی در گفت‌وگو با ایسنا افزود: خاصیت گاز خردل این است که وقتی فرد آن را استنشاق کرد، سلول‌های پوشش دهنده دستگاه تنفسی وی را از بین می برد، البته بر روی چشم و پوست وی نیز عوارضی ایجاد می‌كند.

معینی، قرمزی، خارش و تاول‌های پوستی را از عوارض تماس با گاز خردل بر روی پوست عنوان کرد.

وی در خصوص عوارض چشمی آن نیز گفت: ورم در ناحیه چشم، التهاب در عنبیه که در نهایت می‌تواند به کدورت قرنیه و کوری منجر شود، از عوارض چشمی این گاز به شمار می‌رود.

معینی عنوان کرد: عوارض تنفسی گاز خردل نیز معمولا ابتدا به صورت برونشیت است و سپس به سمت فیبروز و در نهایت نارسایی تنفسی می‌رود.

وی اختلاف روانی را نیز از عوارض درازمدت گازخردل دانست و گفت: این مواد همچنین سیستم ایمنی بدن را تحت تاثیر قرار می دهد و فرد را مستعد ابتلا به سرطان می کند.

معینی اظهار داشت: میزان مصدومیت به اینکه فرد با چه حجمی از گازها در تماس بوده و فاصله وی با این عوامل شیمیایی بستگی دارد و چنانچه فرد به محل آلودگی نزدیک و حجم زیادی از این گازها را استنشاق کرده باشد، مصدومیت بالایی پیدا می‌کند.

وی در خصوص اینکه آیا این عوارض قابل انتقال به نسلهای بعدی نیز است، گفت: مطالعه دقیقی در این زمینه انجام نشده، ولی چون روی عوامل ژنتیکی تاثیرگذار است احتمال اینکه در نسل بعدی نیز آسیب بر جای بگذارد، وجود دارد.

لینک :

 با مجروحان شیمیایی 

 گاهشمار حملات شیمیایی عراق 

UserName