• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1764
  • چهارشنبه 1385/5/4
  • تاريخ :

تحول در روش امامت امام باقرعلیه السلام


امام محمد باقرعلیه السلام در روزگاری پرآشوب و نابسامان به امامت رسیدند و از این جهت تلاش وافری هم از جهت نگاهداری گنجینه معارف اسلامی و هم ترویج و گسترش علوم اسلامی را به انجام رساندند. به گونه‌ای كه مجموع تلاش‌های این امام همام و فرزندش امام جعفر صادق علیه السلام به ذخیره گرانبهایی از معارف شیعی بدل شد و آیندگان را مدد رسان شد.

تنها كودكی سه ساله بود كه حادثه تلخ كربلا را تجربه كرد. همراه پدر و بازماندگان آن حادثه اسفناك به مدینه بازگشت و سال‌های طولانی (34 سال) شاهد انزوای سیاسی پدر بود. در این ایام خونخواهی مختار باعث اندك مایه تشفّی خاطر گردید اما هرگز یاد نینوا و قربانی بزرگ آن را از اذهان پاك نكرد. بنا به احادیث متّفق القول شیعیان، امام زین العابدین علیه السلام قبل از مرگ، محمدباقرعلیه السلام بزرگترین پسرش را به عنوان وصی و جانشین خود معرفی كرد. مادرش فاطمه ام عبدالله دختر امام حسن علیه السلام بود و از هر دو طرف به پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام منسوب می‌شد. به درستی معلوم نیست كه لقب باقر از کی به ایشان اطلاق شد؟ آیا وی را در طول حیاتش بدین لقب می‌شناخته‌اند یا نه؟ در وجه تسمیه آن نیز مورخین به اختلاف سخن گفته‌اند. یعقوبی آن را به خاطر فضل و دانش بی‌كرانش می‌داند: «مردی كه علوم را می‌شكافد و آشكار می‌كند» ولی ابن خلدون این وجه تسمیه را به خاطر جمع آوری دانش بی‌كران و علوم فراوان (تَبَقُّر) می‌داند. از نظر شیعیان باقرالعلوم یك لقب معمولی نیست و امام این لقب را از پیامبر صلی الله علیه و آله دریافت كرده است. بدین صورت كه روزی جابربن عبدالله انصاری صحابی مشهور به دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله می‌رود. در اثناء این دیدار كه امام حسین علیه السلام نیز در حضور آنها مشغول بازی بود. رسول خدا صلی الله علیه و آله به جابر می‌فرماید: «ای جابر تو چندان زندگی خواهی كرد كه فرزند این پسر را ببینی. او محمد باقر نامیده می‌شود خداوند به وی نور و حكمت عطا می‌كند پس چون او را دیدی سلام مرا به او برسان.

از نظر شیعیان باقرالعلوم یك لقب معمولی نیست و امام این لقب را از پیامبر صلی الله علیه و آله دریافت كرده است. بدین صورت كه روزی جابربن عبدالله انصاری صحابی مشهور به دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله می‌رود. در اثناء این دیدار كه امام حسین علیه السلام نیز در حضور آنها مشغول بازی بود. رسول خدا صلی الله علیه و آله به جابر می‌فرماید: «ای جابر تو چندان زندگی خواهی كرد كه فرزند این پسر را ببینی. او محمدالباقر نامیده می‌شود خداوند به وی نور و حكمت عطا می‌كند پس چون او را دیدی سلام مرا به او برسان.

سال‌ها بعد وعده حق پیامبر صلی الله علیه و آله تحقق یافت. جابر سالخورده امام محمد باقرعلیه السلام را كه كودك بود در یكی از مكتب خانه‌های مدینه ملاقات كرد. در این هنگام جابر این سخن را بر زبان جاری كرد كه به خدایی كه جانم در كف قدرت اوست سیما همان سیمای رسول الله است ماجرای ملاقات جابر با امام با اندكی تفاوت در منابع موثقی چون طبری، كلینی، قاضی نعمان و... یاد شد.

جامعه اسلامی در عصر امامت امام محمد باقرعلیه السلام با مرحله حساسی از حیات خود روبرو بود. پس از قیام كربلا پایه‌های مشروعیت بنی امیه سخت متزلزل شده و قیام‌های متعددی در گوشه و كنار سرزمین‌های اسلامی سر برآورده بود. قیام‌هایی كه هر یك به داعیه عدل و داد پای در میدان مبارزه با ستم‌كاری‌ها و زشت كرداری‌های پیدا و پنهان آل ابی سفیان نهاده بودند. سیاه جامگان خراسان با شعار نعمانی؛ الرضا من آل محمد مقدمات چیرگی عباسیان را فراهم می‌كردند. عراق پس از ماجراهای خونین توابین و مختار شاهد جنبش زیدیه بود. زیدبن علی سر كرده این قیام تحت تأثیر دوست و همكار نزدیك خود واصل بن عطاء معتزلی با تأكید بر اصل امر به معروف و نهی از منكر با اعمال زور، قیام به سیف را در پیش گرفت. در این میان مدینه و مكه هنوز خاطره مقاومت‌های ابن زبیر را در این شهر در برابر سپاه اموی در خاطر داشت. بر آنچه كه آمد باید فهرست بلند بالایی از منازعات فكری و كلامی را افزود. مباحثاتی كه میان گروه‌هایی نظیر مُرجئه (كه هماهنگ با نظام اموی گام برمی‌داشت) قدریه، معتزله و... در جریان بود. در این فضای پیچیده و پر آشوب عقیدتی و سیاسی جامعه اسلامی است كه امام محمد باقرعلیه السلام با تعالیم خود درصدد رفع آنها و تبیین هر چه بیشتر نقش و وظایف امام برمی‌آید و به دفاع از حق حاكمیت الهی خویش و اجداد گرامیش می‌پردازد.

بنابر عقیده امام محمد باقرعلیه السلام اسلام بر هفت ركن نهاده شده است: ولایت، طهارت، نماز، زكات، روزه، حج و جهاد. ولایت بهترین این اركان است زیرا از راه ولایت و از طریق كسی كه با او بیعت می‌شود، به علم دیگر اركان می‌توان رسید. در واقع شرط ایمان واقعی بیعت و تبعیت از امام به حق است.

بنابر عقیده امام محمد باقرعلیه السلام اسلام بر هفت ركن نهاده شده است: ولایت، طهارت، نماز، زكات، روزه، حج و جهاد. ولایت بهترین این اركان است زیرا از راه ولایت و از طریق كسی كه با او بیعت می‌شود، به علم دیگر اركان می‌توان رسید. در واقع شرط ایمان واقعی بیعت و تبعیت از امام به حق است. اما امام و مقام امامت در نظرگاه امام محمد باقرعلیه السلام دارای ویژگی‌هایی است كه اختصارا می‌توان در سه اصل بنیادین ذیل بیان كرد:

الف- نص كه خصلت موروثی دارد و از امام علی علیه السلام شروع می‌شود و انحصارا در ذریه امام حسین علیه‌ السلام ادامه می‌یابد و در پایان دوره زندگی هر امامی به جانشین او منتقل می گردد.

ب- علم موثق و انحصاری كه ریشه در علم الهی دارد و به مانند نص موروثی و از امام علی علیه السلام كه توسط پیامبر صلی الله علیه و آله مدینة العلم خوانده شده است شروع می‌شود و در سلاله امامت جاری است.

ج- عصمت كه او را از هرگونه گناه و خطا مصون می‌دارد.

شرایط یاد شده اقتدار سیاسی و شرعی جامعه را منحصراً در اختیار امام قرار می‌دهد. امام باقرعلیه السلام در مراسم حج و در كنار خانه خدا با بیان نظرات یاد شده می‌فرمود: ماییم برگزیدگان خدا بر خلق او، پسندیدگان خدا از بندگان او، خلیفه‌های خدا در زمین. پس سعادتمند كسی است كه پیروی كند و شقی و بدبخت كسی است كه مخالفت كرده و با ما دشمنی كند. هشام كه با روی كار آمدن خود كار را بر شیعیان و امام سخت گرفته بود با شنیدن این سخنان، امام را احضار كرده به قتل آن حضرت دستور داد اما از ترس توجه مردم امام را به مدینه گسیل داشت و از كشتن وی منصرف شد. در این دور امام تقیه پیشه گرفت و آن را بر پیروان خویش نیز فرض كرد. این تقیه حوزه وسیعی از فعالیت‌های او را در برمی‌گرفت و اغلب مورد طعن گروه‌های افراطی چون بتریه(?) قرار می‌گرفت كه چرا امام برای ابقای حقوق خود دست به قیام نمی‌زند.

امام باقرعلیه السلام در مراسم حج و در كنار خانه خدا با بیان نظرات یاد شده می‌فرمود: ماییم برگزیدگان خدا بر خلق او، پسندیدگان خدا از بندگان او، خلیفه‌های خدا در زمین. پس سعادتمند كسی است كه پیروی كند و شقی و بدبخت كسی است كه مخالفت كرده و با ما دشمنی كند.

تقیه با علم امام نیز رابطه نزدیك داشت. حسن بصری از دانشمندان معتزلی معاصر با امام مدعی شده بود كه كسانی كه دانش خود را مخفی می‌دارند، در جهنم مایه آزار مردم می‌شوند. زمانی كه این مدعا در نزد امام مطرح شد امام گفت: اگر این طور بود همه مومنان خاندان فرعون نابود می‌شدند. سپس در حالی كه به سینه‌اش اشاره می‌كرد می‌افزاید: علم از زمانی كه خداوند نوح را مبعوث كرد مخفی و پنهان بوده است پس بگذار حسن در وادی حیرت سرگردان بماند زیرا به خدا قسم علم جز در اینجا یافت نخواهد شد.

امام محمد باقرعلیه السلام در دوره تقیه جامعه را تحت تأثیر دانش بی‌كران خود در مسائل دینی قرار داد و رسالت انسان سازی خود را در این جایگاه تداوم بخشید. امام در محافل غیرشیعی و شیعی به اتفاق، یكی از مراجع معتمد حدیث نبوی معرفی شده است و با عنوان ثقه كه بالاترین درجه اعتماد است یاد شده و در كتب علمای حدیث اهل سنت چون مالك، طبری، ابن حنبل و شافعی نام امام باقرعلیه السلام و پسرش امام جعفر صادق علیه السلام آمده است. بسیاری از علمای هم عصر او در حضور وی احساس حقارت و كوچكی می‌كردند اما با وجود اعتبار شخصیت امام تعداد احادیث مروی از وی چندان قابل توجه نیست. دلیل این امر را می‌توان سانسور شدید و غلیظی دانست كه از طرف حكومت بنی‌امیه و بعدها عباسیان در تدوین مجموعه‌های حدیثی اعمال می‌شد. در فضایی كه علی علیه‌السلام و یارانش در ملاءعام و بر سر منابر لعن و تكفیر می‌شدند آیا می‌توان انتظار داشت كه احادیث پیامبر با اسناد ایشان نقل شود؟ اما در حوزه حدیث شیعی اعم از زیدیه، اسماعیلیه و اثنی عشری احادیث بسیاری از امام نقل شده است. این احادیث در كنار احادیث مروی از امام صادق علیه السلام به حق ستون فقرات فقه و كلام شیعی را تشكیل می‌دهند. كشی با تأكید بر نقش امام باقر در بنیانگذاری فقه شیعی می‌گوید: قبل از امامت محمدباقرعلیه السلام شیعیان علم حلال و حرام را به جز آنچه از دیگر مردم آموخته بودند نمی‌دانستند تا این كه زمان ابوجعفر(امام باقر علیه السلام ) فرارسید و وی امام شد. او دانش [شریعت] را به آنها آموخت و توضیح داد و آنان شروع به تعلیم كسانی کردند كه قبلا از آنها یاد می‌گرفتند.

محصول فعالیت‌های امام در دوره تقیه شمار زیادی از شاگردان و اصحاب بودند كه نه تنها تحت رهبری وی به بسط و تكوین نهضت تشیع به عنوان یك آئین مستقل برآمدند بلكه بعدها در پهنه جهان اسلام به مقامی رفیع دست یافتند. در میان یاران امام زرارة بن اعین چهره‌ای ممتاز داشت. برجسته ترین متكلم و محدث زمان كه محفلی وسیع از مریدان را در كوفه هدایت می‌كرد. حمدان برادر او از یاران به غایت فداكار امام زین العابدین علیه‌السلام بود و بعد از وی به امام باقرعلیه السلام پیوست و امام وعده بهشت به او داد. زراره بعد از امام باقرعلیه السلام زنده ماند و به امام جعفر صادق علیه السلام پیوست و نقش مهمی را در تحول و تكامل اندیشه شیعی ایفا كرد. محمدبن مسلم بن ریاح علاوه بر آشنایی با حدیث و كلام در امر قضا و احكام نیز چیره دست بود. او به خاطر ارائه راه حل‌های سریع و ضربتی مشهور است. ابوبصیر لیث البختری به عنوان فقیه و محدث بزرگ شیعی نام آور شد. از امام صادق علیه السلام روایت شده است كه ابوبصیر، برید، زراره و محمدبن مسلم میخ‌های خیمه عالم‌اند و اگر آنان نبودند احادیث نبوی از بین رفته بود. ابوحمزه ثمالی و كمیت اسدی دو چهره درخشان دیگر از یاران امام باقر هستند. احادیث زیادی از ابوحمزه نقل شده است. و بسیاری از اصحاب و پیروان دیگر كه این مجال را یارای بیان آن نیست.

پی‌نوشت:

?- بتریه: كسانی بودند كه تمایزی بین هیچ یك از مدعیان خاندان علی علیه السلام به خلافت قائل نمی‌شوند و از هر كسی كه از خاندان علی علیه السلام ادعا می‌كرد و قائم به سیف بود پشتیبانی می‌كردند.

مآخذ:

- حسین محمدجعفری، تشیع در مسیر تاریخ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ????.

- ارزینا آر. لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی، فرزان روز ????.

- محمد خواجویان، تاریخ تشیع، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.

- دایرة المعارف تشیع ذیل مدخل امام محمد باقرعلیه السلام .

- عبدالحسین زرین كوب، بامداد اسلام، امیركبیر .

"صادق حجتی"

لینک مقالات مرتبط:

- امام باقر علیه السلام، حافظ دین

- نهضت بزرگ علمی امام باقر (ع)

- امام باقر (ع) و تربیت فرزند

- بكوشیم بهشتی بر زمین بنا نهیم

- دریای علم امام باقر علیه السلام

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName