• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3056
  • چهارشنبه 1385/5/4
  • تاريخ :

بررسی بنیان‌های اخلاقی و سیاسی در

سیره امام محمدباقرعلیه السلام


رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد كس                           گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود                      از گوشه‌ای برون آی ای كوكب هدایت

"لسان الغیب"

مردی از اهل شام در مدینه ساكن بود و به خانه امام باقرعلیه السلام بسیار آمد و رفت داشت و به آن حضرت

می‌گفت: «... در روی زمین بغض و كینه كسی را بیش از تو در دل ندارم و با هیچ كس بیش از تو و خاندانت دشمن نیستم! و عقیده‌ام آن است كه اطاعت خدا و پیامبر و امیرمومنان در دشمنی با توست، اگر می‌بینی به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردی سخنور، ادیب و خوش بیان هستی.» در عین حال امام علیه السلام با او مدارا می‌فرمود و به نرمی سخن می‌گفت. چندی نگذشت كه آن شخص بیمار شد و مرگ را رویاروی خویش دید و از زندگی نومید شد. پس وصیت كرد كه اگر به دارباقی شتافت «امام باقر» بر او نماز بگزارد. در نیمه‌های شب بستگان او، وی را مرده دیدند. صبحگاهان وصی او به مسجد رفت و امام باقر علیه السلام را مشاهده كرد كه نماز صبح را به پایان برده‌اند(1) و به تعقیب مشغول هستند.

«محمدبن منكرر» از صوفیان آن روزگار می‌گوید: در روز بسیار گرمی از مدینه بیرون رفتم، ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین را دیدم از سركشی به مزرعه خویش باز می‌گردد با خود گفتم: مردی از بزرگان قریش در چنین وقتی در پی دنیاست! باید او را پند دهم. نزدیك آمدم و سلام كردم، امام در حالی كه عرق از سر و رویش می‌ریخت با سرعت پاسخم داد. گفتم: خدا تو را به سلامت بدارد آیا شخصیتی چون شما در این هنگام و با این حال در پی دنیا می‌رود! اگر در این حالت مرگ در رسد چه می‌كنی؟ فرمود به خدا سوگند اگر مرگ در رسد در حال اطاعت خداوند خواهم بود زیرا من بدین وسیله خود را از تو و دیگر مردمان بی‌نیاز می‌سازم، از مرگ در آن حالت بیمناكم كه سرگرم گناهی باشم. گفتم: رحمت خدا بر تو باد، می‌پنداشتم كه شما را پند می‌دهم، اما تو مرا پند دادی و آگاه ساختی.

وصی گفت: آن مرد شامی به سرای دیگر شتافته و خود چنین خواسته كه شما بر او نماز گزارید.

حضرت فرمود: او نمرده است... شتاب مكنید تا من بیایم .

سپس حضرت برخاست و تجدید وضو و طهارت به جای آورد، دو ركعت نماز خواند و دست‌ها را به دعا برداشت، آنگاه به سجده رفت و همچنان تا برآمدن آفتاب، در سجده ماند. آنگاه به خانه شامی آمد و بر بالین او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد. شربتی به كام او ریخت و به بستگانش فرمود غذاهای سرد به او بدهند و خود بازگشت. دیری نپایید كه آن شخص شامی شفا یافت و به نزد امام آمد و گفت: «گواهی می‌دهم كه تو حجت خدا بر مردمانی.»(2)

اخلاق و سلوك امام باقر علیه السلام بی‌شباهت به رفتار پیامبر اكرم نیست، زمانی كه حضرت خبردار شدند مردی كه هر روز بر سر ایشان خاكستر می‌ریخت، بیمار شده است نگران حال او می‌شوند و به عیادت وی می‌شتابند.(3)

آیا اینها مواردی نیستند كه خداوند در قرآن می‌فرماید: ای پیامبر اگر خُلق نیك نداشتی، مردم از اطرافت پراكنده می‌شدند. آیا همین روش و منش، پایه‌های قدرت اسلام و مسلمانان نیست؟

در جبهه یزید اهل نمازشب و روزه و به اصطلاح جهاد هم بودند اما چون این شعارهای عبادی در ذیل اسم مظهر اسم الله اعظم كه امام مبین و بر حق عصر است اقامه نمی‌شد ناگزیر شیطان بر آن حكومت می‌كرد.

آیا همین سیره، و همچنین اخلاق و دانش امام محمدباقر علیه السلام نبود كه زمینه ایجاد دانشگاه امام جعفر صادق علیه‌السلام را فراهم كرد؟

امام ابوجعفر، باقرالعلوم، پنجمین پیشوای ما، جمعه نخستین روز ماه رجب سال ?? هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود(4) او را «محمد» نام نهادند، كنیه‌اش «ابوجعفر» و لقب آن حضرت «باقرالعلوم» یعنی شكافنده دانش‌ها است. از ویژگی‌های امام باقر علیه السلام راستگویی، بخشندگی و چهره‌ای جذاب در حد كمال و تمام است.

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به یكی از یاران پارسای خود «جابربن عبدالله انصاری» فرمود: ای جابر! تو زنده می‌مانی و فرزندم «محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب» را كه نامش در تورات «باقر» است در می‌یابی، بدان هنگام سلام مرا به او برسان.

امام محمد باقر علیه السلام به منظور ایجاد انسان اخلاقی، می‌باید او را بی‌نیاز از خلایق و حاكمان جور می‌ساخت، اما الگو چگونه ایجاد می‌شد؟ «محمدبن منكرر» از صوفیان آن روزگار می‌گوید: در روز بسیار گرمی از مدینه بیرون رفتم، ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین را دیدم - همراه با دو تن از غلامانشان یا دو تن از دوستانشان - از سركشی به مزرعه خویش باز می‌گردد با خود گفتم: مردی از بزرگان قریش در چنین وقتی در پی دنیاست! باید او را پند دهم. نزدیك آمدم و سلام كردم، امام در حالی كه عرق از سر و رویش می‌ریخت با سرعت پاسخم داد. گفتم: خدا تو را به سلامت بدارد آیا شخصیتی چون شما در این هنگام و با این حال در پی دنیا می‌رود! اگر در این حالت مرگ در رسد چه می‌كنی؟ فرمود به خدا سوگند اگر مرگ در رسد در حال اطاعت خداوند خواهم بود زیرا من بدین وسیله خود را از تو و دیگر مردمان بی‌نیاز می‌سازم، از مرگ در آن حالت بیمناكم كه سرگرم گناهی باشم. گفتم: رحمت خدا بر تو باد، می‌پنداشتم كه شما را پند می‌دهم، اما تو مرا پند دادی و آگاه ساختی. (5)

روز عاشورا اگر حرّبن یزید ریاحی هزار ركعت هم نماز می‌خواند نمایندگان یزید با او كاری نداشتند اما وقتی خود را به جبهه امام رسانید و بیعت كرد دنیا روی سر یزیدیان خراب شد زیرا با این حركت همه حركات و اعمال حرّ معنی پیدا می‌كرد و تبدیل به حقیقتی می‌شد كه در ذات احكام الله نهفته است.

امام باقر علیه السلام اطاعت خداوند را مترادف با بی‌نیازی خود به وسیله انجام كار بر روی زمین می‌دانست. به عبارت دیگر، ایشان حرفه، شغل و كار را قرب به خداوند و مایه عزت انسان می‌دانند. این از جمله علم و حكمتی است كه از سرچشمه وحی به ائمه علیهم السلام و از جمله امام باقر علیه السلام رسیده است. جابربن عبدالله نزد امام باقر علیه السلام می‌آمد و از آن حضرت دانش فرامی‌گرفت و به آن گرامی عرض می‌كرد: ای شكافنده علوم! گواهی می‌دهم تو در كودكی از دانشی خداداد برخورداری. (6)

«عبدالله بن عطاء مكی» می‌گفت: هرگز دانشمندان را نزد كسی چنان حقیر و كوچك نیافتم كه نزد امام باقر علیه‌السلام.(7) «حكم بن عتیبه» كه در چشم مردم جایگاه علمی والایی داشت در پیشگاه امام باقر چونان كودكی در برابر آموزگار بود. همین قدرت فكری باعث شده بود تا از محضر این امام همام شاگردان برجسته‌ای به شرح زیر ظهور كنند:

1- «ابان بن تغلب»: كه محضر سه امام را دریافته بود. - امام زین العابدین و امام محمدباقر و امام جعفر صادق علیهم السلام- ابان هر وقت به مدینه می‌آمد، حلقه‌های درس می‌شكست و در مسجد جایگاه خطابه پیامبر را برای تدریس او خالی می‌كردند. چون خبر درگذشت ابان را به امام صادق علیه السلام دادند فرمود: به خدا سوگند مرگ ابان قلبم را به درد آورد.(8)

از این منظر است كه به عمق معنا و حقیقت كلام امام باقر علیه السلام پی می‌بریم كه می‌فرماید: مفتاح و كلید تمام مبانی اسلام چون نماز و زكات و حج و روزه، ولایت است. یعنی مادامی كه ولایت استقرار دارد اسلام محكم و پا برجا در مسیر حقیقی خود برقرار خواهد ماند.

2- «زراره»: دانشمندان شیعه میان پروردگان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام ? تن را برتر می‌شمردند و زراره یكی از آنهاست. زراره در دوستی امام چنان استوار بود كه امام صادق علیه السلام ناگزیر شد برای حفظ جان او به عیبجویی و بدگویی او تظاهر كند و در پنهان به او پیام داد اگر از تو بدگویی می‌كنم برای ایمن داشتن توست، زیرا دشمنان، ما را به هر كسی علاقمند ببینند به آزار او می‌كوشند. (9)

3- «كمیت اسدی»: در قالب نغز شعر در دفاع از اهل بیت سخنان پرمغز می‌سرود. كمیت در برخی از اشعار خویش، امامان راستین را در برابر بنی امیه چنین معرفی می‌كند: «آن راهبران دادگر همچون بنی امیه نیستند كه انسان‌ها و حیوان‌ها را یكی بدانند، آنان همچون عبدالملك و ولید و سلیمان و هشام اموی نیستند كه چون بر منبر نشینند سخنانی بگویند كه خود هرگز عمل نمی‌كنند. امویان سخنان پیامبر را می‌گویند اما خود، كارهای زمان جاهلیت را انجام می‌دهند. (10)

4- «محمدبن مسلم»: فقیه اهل بیت و از یاران راستین امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بود. امام صادق علیه‌السلام او را یكی از آن چهار تن به شمار آورده كه آثار پیامبری به وجودشان پا بر جا و باقی است. «عبدالله بن ابی یعفور» می‌گوید به امام صادق علیه السلام عرض كردم گاه از من سئوالاتی می‌شود كه پاسخ آن را نمی‌دانم و به شما نیز دسترسی ندارم، چه كنم؟

امام «محمدبن مسلم» را به من معرفی كرد و فرمود: چرا از او نمی‌پرسی. (11)

حكومت و سیاست در سیره امام باقرعلیه السلام

هرچند پیامبران و ائمه هدی برای قدرت اصالتی قائل نیستند اما همواره امویان به مقام عصمت و حكمت و علم والای امام رشك می‌بردند و به هر وسیله‌ای اعم از ثروت، قدرت و تزویر برای غصب و تصرف حكومت و خلافت متوسل می‌شدند و در این راه از هیچ جنایتی ابا نداشتند. امامت امام باقر علیه السلام در زمان خلافت ولید و سلیمان بن عبدالملك و عمربن عبدالعزیز و یزیدبن عبدالملك و هشام بوده است.

دوران امامت امام محمدباقر علیه السلام مصادف با ادامه فشارهای خلفای بنی امیه و حكام آنها با شیعیان در عراق بود، از این رو امام به شیعیانش توصیه كرد: «مَن بَلی مِن شیعَتِنا بِبَلاءٍ فَصَبَر كَتَبَ اللهُ لَهُ اَجْرَاَلْف شَهیدٍ»؛ «اگر كسی از شیعیان ما به مصیبت گرفتار شود و پایداری نماید، خداوند پاداش هزار شهید را برای او می‌نویسد.» این سخن حاكی از فشارهایی بود كه بر شیعیان وارد می‌شد و امام می‌كوشید به این وسیله آنان را به مقاومت و خویشتنداری هرچه بیشتر فرابخواند و این سختگیری‌ها به دلیل ادعای ولایت و امامت امامان بود. هر چند در این راه امام باقر علیه السلام موضعگیری ملایمی را علیه دستگاه خلافت اموی كه هرگونه مخالفتی را به شدت سركوب می‌كرد، اتخاذ كرده بودند، اما امویان می‌دانستند كه این موضعگیری رمز پایداری و بقای هسته مقاومت است. امویان همچنین دانستند كه نقطه اتكاء امامان معصوم تأكید بر روی ولایت و امامت، به همان معنای زعامت و تصدی امر است و آنان خود را شایسته آن مقام می‌دانستند.(12)

زراره یكی از اصحاب امام باقر علیه السلام حدیثی را از ایشان روایت می‌كند كه امام در تشریح مبانی اسلام فرموده است:

"بُنِی الاسلامُ علی خَمْسَةِ اشیاءَ: عَلی الصلوةِ و الزَّكاةِ و الحَجِّ وَ الصَّومِ وَ الوِلایَةِ" ؛ اسلام بر پنج چیز بنا شده است؛ نماز؛ زكات؛ حج؛ روزه و ولایت و رهبری .

زراره می‌گوید: عرض كردم كدام یك از این مبانی برتر است؟

حضرت فرمود: الوِلایَةُ اَفْضَل؛ لِاَنَّها مِفْتاحُهُنَّ. وَالوالیُ هُوَ الدَّلیلُ عَلَیهِنَّ ؛ ولایت و رهبری برتر است. زیرا كلید و راهگشای مبانی دیگر است و این رهبر؛ راهنمای مبانی دیگر است.(13)

موضع گیری‌های امام باقر علیه السلام علیه حكام ظالم بنی امیه، تا آنجا سخت و پایدار بود كه برای آن كه شیعیان فكر حكومت و مخالفت با بنی امیه را از سر بیرون كنند، امام باقر علیه السلام را با فرزندانش امام صادق علیه‌‌السلام به شام فراخواندند و مورد اهانت و تحقیر قرار دادند.

«از دیدگاه امام باقر رهبری در اسلام نه تنها یك اصل و پایه بلكه كلید مبانی اسلام است و بدون آن اسلام راستین در صحنه جهان تحقق نخواهد یافت. بدون رهبری امام حق؛ نماز؛ زكات؛ حج و روزه نمی‌توانند به فلسفه واقعی خود نایل آیند. بر مبنای ولایت الهی است كه نماز به واقع ذكر خدا می‌شود و آنچه را كه با ذكر خدا در تضاد است نفی می‌كند. كسی كه طوق بردگی طاغوت را به گردن دارد چگونه می‌تواند ادعای بندگی خدا كند و صادقانه بگوید: «اِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ اِیَّاكَ نَسْتَعِین». جامعه‌ای كه گرفتار مفاسد و كژی‌های ناشی از امامت امامان ستمكار است و هیچ تلاشی برای برخورد با این فساد بنیادی نمی‌كند چگونه می‌تواند در گفتن «اِهْدِنَا الصِراطَ المُستَقیم» جدی باشد؟! همچنین بر مبنای ولایت است كه درآمدهای بیت المال در راه صحیح و واقعی صرف می‌گردد و حج به عنوان بزرگترین همایش هر ساله جهان اسلام نقش خود را در ایجاد وحدت میان امام و امت ایفا می‌كند و روزه محیط جان و جامعه انسان را مصفا و پاكیزه می‌گرداند. بنابراین چنان كه امام باقر علیه السلام فرمود « ولایت، كلید مبانی اسلام و والی دلیل و راهنمای آنهاست.»

بدین ترتیب، مفتاح مبانی اسلام طبق روایتی كه از امام محمدباقر علیه السلام نقل گردید مقوله ولایت و در امتداد آن ولایت فقیه است. امام علیه السلام در حدیث فوق بر جدایی ناپذیر بودن دیانت از سیاست تأكید می‌كنند.

اگر قرار است امام حسین علیه السلام، امیرالمؤمنین باشد باید عاشورا را از او گرفت و عباس و قاسم و مسلم و علی اكبر و خلاصه همه ?? تن را از گرد وجود نازنین او دور كرد. اما نمازش را بخواند و به مستحبات، دل خوش دارد اما كاری به كار حكومت و حاكمیت و سرنوشت امت و از این دست معقولات نداشته باشد. فرعون را به سیاستش واگذارد و موسی را به دیانتش!

فضیل ابن یسار از نزدیك‌ترین یاران امام علیه السلام در مراسم حج با آن حضرت همراه است، امام علیه السلام به حاجیانی كه پیرامون مكه می‌گردند، می‌نگرد و می‌گوید: در جاهلیت بدین گونه می‌گردیدند، ولی فرمان آن است كه به سوی ما كوچ كنند و پیوستگی و دوستی خود را به ما بگویند و یاری خود را به ما عرضه كنند.

اگر امر بر این قرار گرفته كه علی علیه السلام وصی پیامبر خدا باشد باید ذوالفقارش را غلاف كند و تازیانه‌اش را در كنجی پنهان نماید و كاری به كار هیچ كس نداشته باشد. احترام اشرافیت تازه پدید آمده امثال طلحه و زبیر را داشته باشد و مته به خشخاش مال اندوزان نگذارد كه از كجا آورده‌اند و این همه مال و منال در اندوخته آنها چه می‌كند؟! علی قول بدهد كه بر سنت شیخین برود و دل به دل‌های سوخته امثال ابوذر و سلمان و عمار ندهد و در صفین و نهروان و نبرد جمل با یارانش حضور به هم نرساند و با خطبه‌های آتشین خود پرده از سیاه‌كاری‌های امثال معاویه و عمروعاص و ابوموسی اشعری برندارد و در مقابل قرائت‌های گوناگون فرصت طلبان و دین به دنیافروشان ایستادگی ننماید و احترام قرآن را ولو بر نیزه‌های تزویر و ریا نگاه دارد و كژاندیشی و كج روی‌های گروه خوارج را به نماز شب و سجده‌های طولانی و صوت جلی آنها ببخشد و این قدر دگم بازی در نیاورد. امام باشد اما متین و محترم در گوشه‌ای بنشیند و این قدر نق نزند كسی با او كاری نخواهد داشت!! هم عمر خودش طولانی می‌شود و همه این كه چند روز زندگی را نه بر خود و نه بر دیگران زهر می‌كند!

مخالفان ولایت نیك می‌دانند كه وقتی ولایت و رهبری جامعه اسلامی از ماهیت و محتوا تهی گردد و حقیقت آن قلب شود بالتبع كلیه مبانی اسلام و احكام الهی نیز از مدار خارج شده و در دور و تسلسلی بی‌حاصل و پوچ تبدیل به لقلقه زبان و اعمالی بی‌هدف خواهد شد. این جریان شوم از لحظه احتضار پیامبرخدا به قیام علیه امامت قامت می‌بندد و در شورای سقیفه بنی ساعده نخستین سنگ انحراف اسلامی از مسیر حقیقی‌اش را با تحریف ولایت و تخطئه و تضعیف امر رهبری بنا می‌گذارد. در اطراف این محور انحرافی است كه احكام خمسه اسلام وسیله و دستاویز حكام جور قرار می‌گیرد.

گروه گروه علمای سوء در مساجد بر منبر رسول خدا می‌نشینند و قرائت خطبه و اقامه نماز و جماعت می‌نمایند اما آبی از این همه دین گرایی برای تعالی امت و اعتلای دیانت گرم نمی‌شود كه هیچ، بلكه نتیجه خلاف و میوه تلخ هم به بار می‌آورد. هیچ بركت و روحانیتی از این همه صلاح اندیشی و حق گویی! پدید نمی‌آید... دعاها مستجاب نمی‌شود و ناگهان درهای آسمان كه تا دیروز امدادهای غیبی آن جان مسلمین را نوازش می‌داد همه بسته می‌شود. چرا؟! چون اتفاقی كه نباید می‌افتاد؛ افتاده است. عمود خیمه اسلام خدشه برداشته است... همه چیز ظاهراً مستقر و برقرار است اما رهبری و ولایت از جایگاه خود خارج شده و تحت اشراف مشتی اشراف مترف درآمده است.

بی‌جهت نیست كه امامان معصوم ما كه هر یك برای بازگرداندن شریعت جدشان قیام می‌كنند در معرض سخت‌ترین آزار و اذیت‌ها قرار گرفته و دشمنان؛ آن‌ها را تا پای شهادت می‌برند. اگر امامت در جایگاهی كه خداوند در نظر گرفته مستقر نگردد دیانت محلی از اعراب نخواهد داشت.

حج ابراهیمی محقق نخواهد شد و جهاد ریشه كفر و بیداد را نخواهد سوزاند. وقتی ساحت دیانت از امامت خالی شود مبانی اسلام خود به خود تحریف و تبدیل به چرخی هرز خواهد شد.

در ظهر عاشورای سال 61 هجری هم در جبهه حسینیان نماز اقامه شده بود و هم در جناح دشمنان خدا عده‌ای قامت به نماز بسته بودند؛ اما نماز 72 تن كجا و نماز لشكریان عمر سعد كجا؟!

در جبهه یزید اهل نمازشب و روزه و به اصطلاح جهاد هم بودند اما چون این شعارهای عبادی در ذیل اسم مظهر اسم الله اعظم كه امام مبین و بر حق عصر است اقامه نمی‌شد ناگزیر شیطان بر آن حكومت می‌كرد.

روز عاشورا اگر حرّبن یزید ریاحی هزار ركعت هم نماز می‌خواند نمایندگان یزید با او كاری نداشتند اما وقتی خود را به جبهه امام رسانید و بیعت كرد دنیا روی سر یزیدیان خراب شد زیرا با این حركت همه حركات و اعمال حرّ معنی پیدا می‌كرد و تبدیل به حقیقتی می‌شد كه در ذات احكام الله نهفته است.

آری، اسلام منهای ولایت توده انباشته‌ای از احكام و فرامین و شعارهایی است كه بلاصاحب رها شده و هر كس می‌رسد آن را وسیله اهداف و آمال خود می‌كند.

دقیقاً از این منظر است كه به عمق معنا و حقیقت كلام امام باقر علیه السلام پی می‌بریم كه می‌فرماید: مفتاح و كلید تمام مبانی اسلام چون نماز و زكات و حج و روزه، ولایت است. یعنی مادامی كه ولایت استقرار دارد اسلام محكم و پا برجا در مسیر حقیقی خود برقرار خواهد ماند.

دشمنان اسلام می‌گویند ما به عقاید شما احترام می‌گذاریم؛ كاری به كار نماز و روزه شما نداریم مشروط به این كه شما هم دست از ولایت و رهبریت اسلامی بردارید. (چون كه صد آمد نود هم پیش ماست).

ساز خشن و مخالف جدایی سیاست از دیانت هم دقیقاً همین را می‌خواهد چون وقتی ولایت نباشد سیاستی هم نخواهد بود و دیانتی هم اگر بماند دیانتی بی مسما است... .

موضع گیری‌های امام باقر علیه السلام علیه حكام ظالم بنی امیه، تا آنجا سخت و پایدار بود كه برای آن كه شیعیان فكر حكومت و مخالفت با بنی امیه را از سر بیرون كنند، امام باقر علیه السلام را با فرزندانش امام صادق علیه‌‌السلام به شام فراخواندند و مورد اهانت و تحقیر قرار دادند.

از این رو برای حفظ نهضت شیعیان تقیه یكی از اصولی‌ترین سپرهایی بود كه شیعه در پناه آن، خود را در دوران‌های سیاه استبداد اموی و عباسی حفظ كرد.

معنای تقیه

امام باقر علیه السلام فرمود: «تقیه از دین من و دین آباء من است، كسی كه تقیه ندارد؛ دین ندارد.»

تقیه به معنی حفظ سِّر، رازداری و امانت داری است. تا كسی سرِّی و رازی نداشته باشد، رازداری در مورد او معنا ندارد. اما این راز در زندگی امامان شیعه چیست؟ و چرا تنها معدود انگشت شماری به لیاقت و صلاحیت تقیه و رازداری نایل می‌شوند؟

آیا این رازداری تنها در امور ماوراء طبیعی است كه نمی‌شود راز امام را در مسایل ماوراء طبیعی خلاصه كرد و در غیب گویی منحصر نمود. چرا امام به یاران خود در فضیلت كتمان چنین چیزی، چندان توصیه كند كه در كتب حدیث شیعه، بابی به عنوان الكتمان پدید آید؟ این راز چیزی باید باشد كه در صورت برملا شدن، جمع شیعه و خود امام را، خطری بزرگ تهدید كند و آن چیز غیر از امور غیبی و ماوراء طبیعی است.

بنابراین چرا نگوییم كه راز، مسایل و مطالبی در پیرامون اسرار تشكیلاتی امام است. آیا این راز استراتژی، تاكتیك‌ها، تكلیف مهره‌های مؤثر، منابع مؤثر مالی و... نیست؟ و این همان رازدان و امانتداران راز است.

از سه عنوان «باب، وكیل و صاحب»؛ كه مصداق هر یك را در چهره‌های مشخص و مبرزی از رجال شیعه می‌توان یافت، طرحی روشن از واقعیت شیعه و روابط آن با امام علیه السلام و مجموعاً تكاپوی تشكیلاتی شیعیان به دست می‌آید. شیعه در این طرح مجموعه‌ای از عناصر هماهنگ و همگام و مصمم است كه گرد محور عظیم و مركزی الهام بخش و مقدس گرد آمده است و از او می‌آموزد و فرمان می‌گیرد. از این رو نمونه‌هایی كه از ارتباطات امام باقر علیه السلام با جمع خود در دسترس است از یك سو نمایشگر صراحتی در زمینه آموزش‌های فكری است و از سوی دیگر نشاندهنده پیوستگی و تشكل محاسبه شده میان آنان و امام. فضیل ابن یسار از نزدیك‌ترین یاران امام علیه السلام در مراسم حج با آن حضرت همراه است، امام علیه السلام به حاجیانی كه پیرامون مكه می‌گردند، می‌نگرد و می‌گوید: در جاهلیت بدین گونه می‌گردیدند، ولی فرمان آن است كه به سوی ما كوچ كنند و پیوستگی و دوستی خود را به ما بگویند و یاری خود را به ما عرضه كنند. به هر روی نارضایتی‌ها و انقلاب‌ها و... مردم موجب شد كه مردم سیل آسا به سوی مدینه به محضر امام باقر علیه السلام سرازیر شوند و امكاناتی در نشر حقایق برای آن حضرت به وجود آید و دعوت‌های شیعی كه بر اثر ستم گری‌های خلفا متوقف مانده بود اكنون در بسیاری از اقطار اسلامی خصوصاً در عراق و حجاز و خراسان، ریشه دوانیده و قشر وسیعی را به خود متوجه ساخته و حتی دردایره محدودتر به صورت یك پیوند فكری و حزبی درآید.

به همین دلیل آن روزی كه امام سجاد علیه السلام فرمود: «در همه عراق دوستان ما به ?? نفر نمی‌رسند» سپری شده بود و اكنون هنگامی كه امام باقر علیه السلام به مسجد پیامبر در مدینه وارد می‌شدند جماعت انبوه از خراسان و دیگر مناطق شیعه نشین مانند مدینه و كوفه،... به استقبال حضرت می‌شتافتند.

"ح. طاهری"

پی‌نوشت‌ها:

1- تعقیب، دعاها و ذكرهایی است كه بدون فاصله پس از نماز می‌خوانند.

2- امالی شیخ طوسی، ص ??? چاپ سنگی با اختصار.

3- فروغ ابدیت (? جلدی).

4- مصباح المتهجد، شیخ طوسی، ص ??? .

5- ارشاد شیخ مفید، ص ???، چاپ آخوندی .

6- علل الشرایع، شیخ صدوق، ج ?، ص ???، چاپ قم .

7- ارشاد شیخ مفید، ص ???، چاپ آخوندی .

8- جامع الرواة، ج ?، ص ?.

9- جامع الرواة، ج ?، ص ??? و ??? .

10- الشیعه و الحاكمون، ص ???.

11- تحفة الاحباب، محدث قمی، ص ???/ جامع الرواة، ج ?، ص ???.

12- كتاب اندیشه حكومت دینی، ج ?، ص ??? تا ??? .

13- كتاب رهبری در اسلام، محمد ری شهری، ص ???.

منبع:

روزنامه همشهری/ ? شهریور ????.

لینک مقالات مرتبط:

- مبارزات سیاسى امام باقر علیه السلام

- اوصاف قیامت

- باقر العلوم علیه السلام

- مناظره امام باقر علیه السلام

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName