• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 619
  • پنج شنبه 1385/4/29
  • تاريخ :

نگاهی به اقتباس ادبی در سینمای جهان

تهیه‌کنندگان سینما در پی موفقیت آثار ادبی، حقوق ساخت نسخه سینمایی این آثار را از آن خود می‌کنند و تا مدت‌های مدید از فروش فیلم‌ها و نسخه‌های DVD بهره‌مند می‌شوند. آنچه تهیه‌کنندگان را به اقتباس سینمایی از آثار ادبی ترغیب می‌کند، این حقیقت است که کتاب‌ها پیش از فیلم شدن توسط خیل عظیم مخاطبان آزموده شده‌اند و از این رو می‌توان احتمال محبوبیت و موفقیت فیلم‌ها را در گیشه ارزیابی کرد.

بی تردید خرید حقوق ساخت فیلم بر اساس یک کتاب بسیار آسانتر از به خدمت گرفتن فیلمنامه نویسانی است که مدت زمان بسیاری را صرف پرورش یک داستان می کنند و فیلمنامه هایشان بارها و بارها بازنویسی می شود.

آنچه در وادی اقتباس سینمایی ضروری به نظر می رسد اهمیت وارد کردن عناصر خلاقانه توسط فیلمنامه نویس به بدنه فیلمنامه است که بر جذابیت های داستان می افزاید، اما در دنیای معاصر کمتر می توان نمونه ای را مشاهده کرد که فیلمنامه اقتباسی از کتاب جذابتر باشد. نخستین بازخوردی که می توان پس از اکران یک اثر اقتباسی مشاهده کرد اعتراض دوستداران کتاب است، چرا که آنها همیشه بر این باورند که کتاب به مراتب بهتر از نسخه سینمایی بوده و همین امر بیش از پیش فیلمنامه نویسان را با چالش مواجه می کند.

نمایی از فیلم "برباد رفته"

تنها نگاهی به فیلم های به نمایش درآمده در طول تاریخ سینما نشان می دهد که همواره آثار اقتباسی از شانس بیشتری در جذب مخاطبان به سالن های سینما برخوردار بوده اند. از سال 1927 که آکادمی فیلم های برگزیده را با اهدا تندیس اسکار به رسمیت شناخت یک سوم جوایز بهترین فیلم به آثاری تعلق گرفته که بر اساس کتاب های نویسندگان نامی کلید خورده اند. در این میان آثار شکسپیر، سوئیفت، استن، هاتورن، جیمز و گریشام از اقبال بیشتری برخوردار بوده اند.

روایت داستان به مدد پرده وسیع سینما و بکارگیری صدای دالبی باعث می شود جادوی ادبیات در سالن سینما جان بگیرد و در جامعه ای که رفته رفته تصویر دیجیتالی جایگزین هر پنداره ای می شود، دیدن رویدادها بر پرده بسیار ساده تر از ورق زدن کتاب های قطور است. مشکل بازنویسی فیلمنامه های اقتباسی زمانی کمتر شد که تهیه کنندگان تصمیم گرفتند از حضور نویسندگان برای نگارش فیلمنامه استفاده کنند که حاصل امر بی تردید موفقیت آمیزبود.

جان ایروینگ، نویسنده کتاب "قوانین خانه سایدر"، موفق شد تندیس اسکار را به پاس اقتباس فیلمنامه از کتاب خودش به دست آورد. این مساله در مورد نویسندگان دیگری چون ولادیمیر ناباکف، رابرت استون، ای ال داکتروف نیز صدق می کند. تسلط نویسنده به داستانی که به رشته تحریر درآورده معمولاً در خلق مجدد این داستان در قالب فیلمنامه و تنظیم دیالوگ ها بسیار ثمربخش است.

در این میان گروهی از فیلمنامه نویسان نظر مخالفی دارند. آنها معتقدند اقتباس از یک اثر ادبی موجبات شکل گیری فیلمنامه ای را فراهم می کند که می توان آن را اثری متفاوت خواند. از این رو باید به سناریویی که نوشته شده بسان اثر ادبی دیگری نگریست که خلق شده است. آنها بر این باورند که "پدرخوانده" و "برباد رفته" به مراتب بهتر از نسخه های ادبی هستند، چرا که تدوین، صحنه های آهسته، نماهای جداگانه و کلوزآپ ها قادر به خلق لحظه های تصویری هستند که نمی توان آنها را در یک پاراگراف توصیف کرد.

از دیگر ویژگی های سینما در احیاء پنداره های ارائه شده در کتاب می توان به ساخت فیلم های تاریخی و آفرینش صحنه های مبارزه اشاره کرد.تنها نگاهی به لیست برترین فیلم های تاریخ سینما حاکی از این است که بسیاری از این آثار برگرفته از کتاب های محبوب دوران هستند.

ویکتور فلمینگ، کارگردان نامی سینما، فیلم "برباد رفته" را در سال 1939 با اقتباس از کتاب مارگارت میچل روانه سالن های سینما کرد. نمایش جنگ های داخلی آمریکا بر پرده سینما بی تردید روایتی تصویرگونه از تاریخ آمریکا بود که به مدد این فیلم 222 دقیقه ای در برابر چشم مخاطبان زنده شد.

خوانندگانی که مشتاقانه ماجراجویی های شخصیت های مورد علاقه شان را در کتاب دنبال می کردند، با وجود مخالفت هایی که در وهله نخست نسبت به ساخت فیلم سینمایی و وفاداری کارگردان به طرح اصلی داستان نشان می دادند، بیشترین مخاطبان فیلم را تشکیل دادند. چرا که رمزگشایی رویدادها تاریخی بر پرده سینما همواره یکی از جذابیت هایی است که وسوسه اش آنها را رها نکرد.

سینما همواره بهانه ای برای مرور تاریخ و چهره های بزرگ تاریخی بوده و اقتباس سینمایی از کتاب های تاریخی این وجه هنر هفتم را پررنگتر از گذشته کرده است. فیلم های حماسی که در این راستا ساخته می شوند از تاریخ جنگ جهانی، جنگ های داخلی، پایان برده داری، انحلال کمونیسم و تاثیرات آن بر مردم سخن می گویند. از همین رو جای هیچگونه حیرتی نیست که به فروش های بالا دست می یابند.

نمایی از فیلم "ارباب حلقه‌ها"

کتاب هایی چون "بن هور" نوشته لیو والاس، "اسپارتاکوس" نوشته هاوارد فست، "دکتر ژیواگو" اثر بوریس پاسترناک یکی پس از دیگری به فیلم های تاریخی تبدیل شدند و از آنها به عنوان آثار خوش ساختی یاد می شود که بر تارک سینما می درخشند، اما کتاب هایی چون "پرل هاربر" اثر رندل والاس و "تروا" برگرفته از اشعارهومر با وجود صرف هزینه های کلان نتوانستند به آثار ماندگاری در سینما تبدیل شوند.

بسیاری از کارشناسان سینما دلیل این امر را در عملکرد فیلمنامه نویسان می دانند. فیلمنامه نویسانی که تبدیل نسخه های ادبی به سناریو را بر عهده دارند، ناگزیر به حذف برخی شخصیت های فرعی هستند. چرا که پرداختن به تمامی شخصیت ها و رویدادهای یک کتاب تاریخی در قالب سینمایی غیرممکن می نماید. گاهی نیز شرایط به گونه ای پیش می رود که فیلمساز برای کلیدزدن پروژه سینمایی اش ناگزیر به تغییر جغرافیای کتاب می شود.

نمونه این امر را می توان در آثار سینمایی دید که بر اساس کتاب های چارلز دیکنز ساخته شده اند. تا به حال نسخه های سینمایی بسیاری بر اساس "آرزوهای بزرگ" ساخته شده اند، اما آنچه بیش از پیش جلب توجه می کند این حقیقت است که برخی از کارگردان ها حتی پا را از تغییر جغرافیا فراتر گذاشته و داستان را مطابق با رویدادهای معاصر تصویر می کنند.

جمله مشهوری از چخوف وجود دارد که می گوید اگر در صحنه ای اسلحه ای وجود دارد در صحنه دیگر این اسلحه باید شلیک کند، اما این مساله در مورد اقتباس از کتاب های تاریخی و تبدیل آنها به فیلم های حماسی کمتر دیده می شود، چرا که کارگردان ها ترجیح می دهند از همان ابتدا اشاره ای به اسلحه نداشته باشند تا ناگزیر به شلیک کردن گلوله در نمای بعدی نباشند.

لینک :

 ادبیات 

 سینمای جهان 

 سینمای ایران 

 ارباب حلقه ها: برج های دوگانه 

 هرگز تا به امروز براى پول، ساختن فیلمى را نپذیرفته ام 

 بهروز افخمی: سینما كاملا تحت تاثیر ادبیات است 

 هوشنگ مرادی کرمانی: من با این همه محبت چه می توانم بکنم؟ 

 مرادی كرمانی : نویسندگان در آغاز سینماگر هستند 

 ده نویسنده كه دغدغه فیلمساز شدن داشتند 

 اقتباس‌های سینمایی از ادبیات 

 فصل جدیدی در فیلمنامه‌نویسی كشور 

 بهمن فرمان آرا: وظیفه سینما، قصه گفتن است 

UserName