به خدا حسن ظن داشته باشیم !
توجه به حسن ظن ، در مسیر عبادت و کمال بندگی ، از مسائل مهم و اساسی ، در علم اخلاق است و در اهمیت و ضرورت این حسن ظن ، همین بس که خدای متعال میفرماید : من نزد ظن بنده خودم هستم ، این آدرس خدا است که به ما میگوید : اگر دنبال من هستی ، اگر میخواهی به من برسی ، باید به ظن و گمان خودت مراجعه کنی ، ببین خدا در نزد تو چگونه است . اگر به خدا گمان خوب داری و یا بدگمان هستی ، همان جا و همان گونه مرا پیدا میکنی .
جایگاه خداوند در تصور و درک ما کجاست؟
او خودش زیباترین توصیفها را در حق خود داشته ، آنجا که به پیامبر مکرمش عیسی (علیهالسلام) میفرماید: "انا عند حسن ظن عبدی المومن"(بحار ج67 ص385 / عیون اخبار الرضاج2 ص20 - میزان الحکمه /ح11580) . هر گمانی به خدا داشته باشی خداوند از منظر همان گمان تو را ارزیابی میکند . یعنی اگر انسان مؤمنی خودش برای خودش بگوید ما با این وضعیتمان و این ماه رمضانمان میرویم جهنم ، خدا میگوید خب بیا برو جهنم . اما اگر بگوید نه من هیچی ندارم ، فضل خدا این است که من را میبرد بهشت ، خدا میگوید بنده من به فضلم امید بسته بود ، ناامیدش نمیکنم (سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد) .
آری " کسی که خوش بین است ، باطنش به خالقش گمان خوب دارد و حسن ظن دارد ؛ نباید ببافد . پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود : فاحسنوا بالله الظن (مستدرک الوسایل ج 11 ص 250 ) . به خالق خودتان گمان خوب داشته باشید . حالا وقتی بنده خدا این را بشنود چه میگوید ؟ میگوید قربان این کلامت ! من همیشه احساس روسیاهی میکردم که این نامه ( عملم ) را چه طور بخوانم و شما چه جور بخوانید ! از بس که قلم برده بودم و دروغ نوشته بودم و آن را کم و زیاد کرده بودم .
هر روزی که حالم خوب بود با یک قلم نوشته بودم و هر روزی که حالم خراب بود ، به یک صورت حسابی درست کرده بودم که اگر به خودم هم میگفتی بخوان ، نمیتوانستم ؛ چه رسد به اینکه آن را کسی از ملائک بخواند ! حالا تا فرمودی خودت بخوان 20 ، با خیال راحت ، پرونده را پاره کردم و دور انداختم . حسن ظن این کار را میکند ." (عارف بزرگ مرحوم دولابی – کتاب طوبای محبت 4 – ص 164 و 165)
نگاه بالا به جایگاه خداوند ، بنده را به لطف و محبتش چنان امیدوار میکند که راهش به بهشت برین ختم خواهد کرد که رسول رحمت میفرمایند " من در بهشت هر چه دیدم خوش باورانی بودند (کنز العمال ، ج 14 ، ص 467 ، ح 39283) " که خدای را از دریچه های تفلسف و استدلال نشناخته بودند (مثنوی ، دفتر چهارم، ابیات 1419 ـ 1418 و 1407) و (کتاب شکوه آزادی – ص 85 و 86 ) .
هر روزی که حالم خوب بود با یک قلم نوشته بودم و هر روزی که حالم خراب بود ، به یک صورت حسابی درست کرده بودم که اگر به خودم هم میگفتی بخوان، نمیتوانستم؛ چه رسد به این که آن را کسی از ملائک بخواند! حالا تا فرمودی خودت بخوان 20، با خیال راحت، پرونده را پاره کردم و دور انداختم. حسن ظن این کار را میکند
و " انسان در این حسن ظن است که به اخلاص عمل میرسد و امیدوار به رحمت حق(میزان الحکمه /ح1159)".
هر چند شخص راجی ( امیدوار به رحمت حق ) و خائف ( ترسان از گناهان سابق ) هر دو مزد میگیرند، لکن خائف ممکن است از شدت خوفش از مولای خود دور شود و «راجی » جز قرب و نزدیکی چیزی نمیبیند. چرا که رحمت و عفو حضرت ربوبی بر غضب او مقدم است . (دعای جوشن کبیر، 19) و (دیوان قزوینی ، ص 192)
پس بیائیم جز گمان نیک به او نبریم (کتاب مصباح الهدی ، ص 173 ) و خود را در محضر او نزدیکتر از هر واسطه ای بیابیم که او قبل از ما ، مشتاق حضور در دلهای ماست (سوره بقره – آیه 186).
بقول مرحوم دولابی :
"خداوند از هر چه فکر کنیم به ما نزدیکتر و ما از هر چه فکر کنیم از خداوند دورتریم ."
چگونگی حضور خداوند در هستی
در این مجال اندک به گوشه ای از آموزه های دینی حضرات معصومین (علیهم السلام) ، در رابطه با چگونگی حضور خداوند در نظام هستی اشاره میشود :
1) در روایت است :
روزی حضرت عیسی (علیه السلام) و حضرت یحیی (علیه السلام) با هم مقاوله و گفت وگویشان شد .
حضرت یحیی (علیه السلام) به حضرت عیسی (علیه السلام) گفت : « تو این قدر امیدوار به رحمت خدایی گویا که خود را ایمن از آتش میدانی ؟ »
حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود : « تو هم این قدر از خدا خائف و ترسانی گویا او را آمرزنده و غفار نمیدانی ؟ »
پس این دو پیغمبر منتظر وحی شدند تا جواب آنها معلوم شود . حضرت جبرئیل (علیه السلام) در این اثنا نازل شد . عرض کرد : « هر دو راست میگویید و هر دو دارای کمال هستید ، لکن خدا میفرماید: « انا عند حسن ظن عبدی المؤمن » ، « من نزد حسن ظن بنده مؤمنم میباشم .» 1
2) پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود :
به خالق خودتان گمان خوب داشته باشید . 2
3) امام رضا (علیه السلام) فرمود :
به خداوند خوشبین باش ، زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمان خـوش او همراه است. 3
4) امام صادق (علیه السلام) میفرماید :
« حسن ظنّ به خدا » این است که جز به خدا امید نداشته باشی و جز از گناه خویش نهراسی . 4
5) در حدیث قدسی است که خدای متعال میفرماید :
بندهی مؤمنم را در هیچ موقعیتی قرار نمیدهم و هیچ حادثه ای برایش پیش نمیآورم مگر اینکه خیری در آن حادثه و موقعیت برای او مقدّر کردهام . 5
جز گمان نیک به او نبریم و خود را در محضر او نزدیکتر از هر واسطه ای بیابیم که او قبل از ما ، مشتاق حضور در دلهای ماست
6) منسوب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است که فرمودند:
بزرگترین گناه کبیره ، سوء ظن به خدای متعال و بدبینی نسبت به خدا و مقدّرات الهی است . 6
7) امام رضا (علیه السلام) فرمودند :
گمانت را به خدا نیکو گردان ، که خداوند میفرماید : همانا که من در جایگاه گمان و نگاه بنده مومن به خودم هستم . اگر در من خیر میبیند ( و اعتقاد به جمال من دارد ) ، پس من همان خواهم بود ، و اگر مرا در جایگاه شر و عذاب میبیند و میداند ، پس باز من همان خواهم شد . 7
8) خداوند در حدیث قدسی میفرماید:
همانا که رحمت من بر غضبم پیشی داشته و جلوتر است . 8
9) خداوند میفرمایند :
و رحمت من بر هر چیز و همه چیز وسعت دارد . 9
10) پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند :
خداوند متعال چون کریم است ، حیا میکند که بنده ای را که به او حسن ظن داشته و امید به رحمت او داشته ، ناامید کند و دست خالی برگرداند. 10
11) در حدیث قدسی داریم :
وقتی خداوند بزرگ ، مردم را آفرید ، به دست خود ، برخود نوشت ( واجب کرد ) که رحمت من برغضبم غالب است . 11
پی نوشت ها :
1- بحار ، ج 67 ، ص385 ؛ عیون اخبار الرضا ، ج2 ، ص20
2- مستدرک الوسایل ، ج 11 ،ص 250
3- تحف العقول، ص 449
4- کافی، ج2، ص72 – وسائل الشیعه، ج15، ص230
5- کلینی ، کافی ، ج 2 ، ص 61
6- کنز العمّال ، ج 3 ، ص 135
7- الکافی، ج 2 ،ص 72
8- الکافی، ج 2 ،ص: 274 (باب الذنوب) و کنوز الحقایق، ص89
9- اعراف: 156.
10- وسائل الشیعة، ج 15 ،ص: 230 (باب وجوب حسن الظن بالله و..)
11- سیوطی، جامع الصغیر، ج1، ص72
فرآوری: اجلال
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منابع :
1- مقاله محمد صالحی
2- سایت طیب
3- همراه منتظر
4- سایت عبدالقائم
5- سایت حوزه
6- سایت آفتاب