• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6712
  • يکشنبه 1381/9/3
  • تاريخ :

مصاحبه با دکتر علی اکبر ولایتی

نخبه سیاسی کسی است که صاحب تفکر و ابتکارات سیاسی در فضاهای مختلف جغرافیایی باشد.


اشاره

:دکتر علی اکبر ولایتی، از فعالان سیاسی در عرصه های مختلف انقلاب اسلامی ایران می باشد. وی فارغ التحصیل دوره دکترای فوق تخصصی اطفال از دانشگاه بالتیمور آمریکاست.

دکتر ولایتی حدود 16 سال تصدی وزارت امور خارجه را برعهده داشته است. دوران مسئولیت ایشان در وزارت امور خارجه، همراه با فراز و نشیبهای مختلف از جمله دوران 8 سال دفاع مقدس، همراه بود که حضور مقتدرانه وی در عرصه های گوناگون بین المللی، در جهت حل بسیاری از مشکلات کشورمان تأثیر گزار بوده است. حدود 20 جلد کتاب به قلم دکتر ولایتی به چاپ رسیده است.

وی همکنون مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل است .


جناب آقای دکتر ولایتی، با تشکر فراوان از شما که وقت گرانقدرتان را در اختیار موسسه تبیان قرار دادید، لطفاً در ابتدا مختصری از بیوگرافی خودتان را بفرمائید؟

بنده متولد سال 1324 شهرستان رستم آباد شمیران هستم، تحصیلات دوران ابتدائی را در مدرسه نادر افشار و تحصیلات متوسطه را در دبیرستانهای بهرام و جم قلهک گذراندم، در سال 42 مقطع دیپلم را در رشته طبیعی با موفقیت طی کردم و در سال 43 در کنکور سراسری شرکت نموده، رتبه 49رشته تجربی کنکور سراسری را کسب کرده و در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران ثبت نام نمودم. در سال 1350 فارغ التحصیل شده و بعد از آن، رشته تخصصی اطفال را شروع کردم که تا سال 1353 طول کشید و تا سال 1355 یک دوره کوتاه فوق تخصصی اطفال را به عنوان بورس در دانشگاه بالتیمور آمریکا گذراندم. همچنین از سال 53 در دانشکده پزشکی تهران مشغول به آموزش شدم و در سال 76 به دانشکده علوم پزشکی شهید بهشتی منتقل شده، در مجموع 28 سال سابقه آموزشی دارم و در حال حاضر استاد پایه 18 دانشگاه شهید بهشتی هستم.


بفرمائید که به چه صورت و از چه زمانی وارد فعالیتهای سیاسی درانقلاب شدید؟

در سال 1339 که اجازه انجام فعالیتهایی داده شد، بنده 15 ساله بودم که کارهای مختلفی را در دبیرستان شروع نمودم و تقریباً آن موقع همه باهم همکاری می کردند و این روند تا سال 1341 ادامه پیدا کرد و در همان سال که حرکت امام خمینی (ره) شروع شد، فعالیتهای سیاسی و تشکیلاتی من هم شروع شد، آن زمان تنها سازمانی که به صورت تشکیلات، فعالیت سیاسی فراگیر داشت، جبهه ملی دوم بود، که از سال 1339 شروع شد و در سال 1342 با نهضت امام خمینی (ره) رو به خاموشی رفت، در آن زمان مجموعه دانش آموزی، حوزه فعالیت سیاسی ما بود و ما در دبیرستانهای محل تحصیل که در شمیرانات بود فعالیتهایی در زمینه تشکیل حوزه ها و کمیته های سیاسی داشتیم، در سال 1348 دومین انجمن اسلامی، همان انجمنی بود که دکتر شیبانی عضو آن بود که پس از مدتی فرو پاشید و در آن زمان در پایه گذاری این انجمن اسلامی افراد شاخصی چون شهید دکتر لواسانی، دکتر لبافی نژاد، شهید فیاض بخش، آقای دکتر سید محمد جزایری و سید محمدرضا خادمی همراه ما بودند. از جمله اقدامات انجمن اسلامی پزشکان در آن زمان که خفقان سیاسی حاکم بود می توان به برگزاری جلسات سخنرانی در تالار ابن سینا اشاره کرد که از افراد شاخصی از جمله دکتر شریعتی که نقش موثری در احیای فرهنگ دینی داشت، دعوت به سخنرانی می شد. حدوداً در سال 1350 به انجمن اسلامی مهندسین که مهندس بازرگان موسس آن بود پیوستیم و در جلسات مشترکی که داشتیم از شهید مطهری به عنوان سخنران جلسات مکرراً استفاده می شد و افرادی هم، مانند شهید بهشتی، آیت ا...موسوی اردبیلی و مرحوم دکتر مفتح همراه ما بودند.


حضرتعالی چه خاطرات جالب توجهی از دوران مسئولیتتان در وزارت امورخارجه به یاد دارید؟

ساعتها و روزهای زمان مسئولیتم در وزارت امور خارجه، توأم با خاطرات فراوانی است. از خاطرات شیرین می توان به پذیرش عقب نشینی توسط عراقی ها اشاره کرد که پس از 2 سال مذاکره سخت و نفس گیر و در نهایت نامه نگاری بین رئیس جمهوری عراق و آقای هاشمی رفسنجانی، عراقی ها خاک ایران را در سال 1369 تخلیه کردند، آزادی اسرای ایرانی نیز از دیگر خاطرات شیرین آن دوران است که حقیقتاً ما را در ادامه کارمان بسیار تقویت کرد، موفقیت در اینکه مانع شدیم عراق در طول جنگ بتواند رئیس غیرمتحدها شوند و همچنین مانع شدن در تشکیل اجلاس 7 و 8 سران عدم تعهد در عراق نیز از خاطرات شیرین ما در دوران تصدی وزارت امور خارجه بود و از خاطرات تلخ هم این است که ما بعد از اینکه قطعنامه را پذیرفتیم، برای مذاکره به نیویورک رفتیم که خبر دادند منافقین با حمایت عراقی ها، علیرغم موافقت ایران با آتش بس و قطعنامه، حمله کرده اند و آمده اند اسلام آباد را تصرف نموده اند ، این یکی از تلخ ترین خاطرات آن دوران ما بود.


تعریف شما از مفهوم نخبگان چیست و به نظر شما نخبگان سیاسی چه ویژگیهایی باید داشته باشند؟

نخبه، کسی است که در یک بخش از معارف، دانش ها و استعدادهای بشری یک برجستگی از خود نشان دهد و نخبه سیاسی کسی است که صاحب تفکر و ابتکارات سیاست در فضاهای مختلف باشد، اما خوب است بدانیم کسی که کتاب سیاسی می خواند و بعد از آن مقاله مروری می نویسد و کارهای تکراری انجام می دهد، نخبه نیست. نخبه سیاسی ایران باید با ایران آشنا باشد و استعداد خودش را در جهت حل مشکلات ایران به کار گیرد، هر کشوری نخبه سیاسی خاص کشور خود را می تواند داشته باشد.


ب عضی اوقات برخی از متفکران سیاسی، بین نقش نخبگان در تحولات سیاسی و نقش ملتها در این موضوع مقایسه ای دارند، حضرتعالی تاثیرگذاری کدامیک را برتر می دانید؟

نمی توان فصل ممیزی برای آنها تعریف کرد، شرایط یک جامعه است که نخبگان را در میان خود می پروراند و آنگاه که نخبگان در دامن یک جامعه پرورش پیدا کردند، در هدایت پیشبرد جوامع خود نقش دارند، پس یک نخبه با جامعه اش رابطه علت و معلول، دارد ولی این علت و معلول را به راحتی می توان جایشان را باهم عوض کرد، یعنی زمینه نخبه پروری در جامعه همیشه هست، هم نخبه می تواند علت باشد و معلول حرکت جامعه هم این است، پس به هیچ وجه نمی شود نقش نخبگان را در جامعه منکر شد و انسانهای برجسته در طول تاریخ کشورها، نقش های تعیین کننده ای ایفا نموده اند، مثلاً ژنرال دوگل در نجات فرانسه از اشغال فرانسه توسط آلمان ها، نقش گاندی در نجات مردم هند از استعمار انگلستان و نقش امام خمینی (ره) در نجات مردم ایران از سلطه 200 ساله استثمار می باشد، که این ها همه نشان دهنده نقش تعیین کننده نخبگان در نجات جامعه های مختلف است که با کمک مردم و حمایت آنان به اهداف خود رسیده اند.


ب ه نظر شما عصر زرین تولید فرهنگ و اندیشه اسلامی در تاریخ ایران در کدام یک از ادوار تاریخی، برجسته تر است؟

قرن سوم و چهارم هجری تا زمان حمله مغول و قرن دهم تا قرن دوازدهم هجری و از اوایل قرن چهاردهم تا یکصدسال اخیر، دوره مهمی از اندیشه سیاسی در کشور ماست. در آن اوایل یعنی زمان حمله مغول فردی مثل خواجه نصیرالدین طوسی، نقش بسیار تعیین کننده و سازنده ای در اداره حکومت و پایه گذاری حکومت ایلخانان داشته است. ابونصر فارابی هم در زمان خود یکی از تئوریسین های قوی در امر سیاست بوده است. کسانی هم مثل امام محمد غزالی، خواجه شمس الدین صاحب دیوان، خواجه رشید الدین فضل ا... همدانی، عطا الملک جوینی، خواجه نظام الملک ، خواجه حسنک میمندی در اوایل قرن نقش های مهمی در رابطه با تاریخ اندیشه اسلامی داشته اند.

در عصر میانه یعنی از قرن 10 تا 12 نیز می توان به شیخ بهایی به عنوان پیشتاز این موضوع اشاره کرد و در یکصد سال اخیر هم سید جمال الدین اسدآبادی از برجسته ترین شخصیت ها در رابطه با تاریخ اندیشه سیاسی در ایران بوده است.


بنظر شما علت زوال تفکر و اندیشه سیاسی در جهان اسلام و ایران و همچنین افول کنش سیاسی در حوزه سیاست چه بوده است؟

عوامل داخلی و خارجی در این مسئله، تاثیرگذار بوده است، مثلاً در رابطه با حمله مغول به ایران که یکی از عوامل مهم عقب افتادگی ایران است، گزارشاتی در تاریخ دریافت می شود که مغول ها بی ارتباط با دربار پاپ نبوده اند و آنها توسط صلیبی ها تحریک می شوند، همچنین آزار و اذیت مسلمانان و نخبگان سیاسی هم در داخل و خارج بوده است.

علی ای حال یا به هرحال هیچگاه تاریخ اسلام از حضور نخبگانی که به فکر مردم بوده اند، خالی نبوده است و مواردی چون این عوامل تاثیرگذار در این مورد بوده است.


بعد از تحولات مشروطیت و مبارزات امام خمینی (ره) شاهد یک نوزایی در اندیشه سیاسی در ایران بوده ایم و این نوزایی، اندیشه سیاسی ریشه های سیاسی داشته است، ریشه های تاریخی انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی می کنید؟

ریشه تاریخ انقلاب اسلامی به قدمت اسلام و ایران است، چون هم اسلامی است و هم متعلق به ایران است، در رابطه با ریشه های تاریخی انقلاب اسلامی ایران سه مرحله را می توان به عنوان عوامل موثر در تشکیل انقلاب بیان کرد، قیام تنباکو به فرمان میرزای شیرازی، انقلاب اسلامی ایران به رهبری مقتدرانه امام خمینی (ره) که مثل زنجیر به هم متصلند و اینها به حق ریشه های تاریخی انقلاب ما هستند.


انقلاب اسلامی چه دگرگونی بنیادی در نظام روابط بین الملل از خود برجای گذاشت؟

با تشکیل انقلاب اسلامی، یکی از کارهای مهمی که در صحنه بین المللی انجام شد، بازگرداندن دین به صحنه سیاست بود، انقلاب ما زمانی به وجود آمد که دین در عرصه جهانی به عقب رانده شده بود و هیچکس فکر تشکیل چنین حکومتی را هم نمی کرد، اما شاهد آن بودیم که با رهبری مقتدرانه امام خمینی (ره) انقلاب با تمسک به دین، به استبداد خاتمه داد و بعد از انقلاب هم مشاهده می کنیم در صحنه های جهانی، لبنانی ها با تمسک به دین، اسرائیلی ها را بیرون می کنند؛ افغانیها، نظامیان شوروی را از کشور خود بیرون کردند و حکومت دینی تشکیل دادند و همچنین انتفاضه فلسطین نیز مبتنی بر دین و ایمان مردم است، پس به حق می توان گفت انقلاب اسلامی ایران تحولی بنیادی در نظام روابط بین الملل داشته است.


در پایان تشکر می کنیم از شما که در این گفتگو شرکت کردید، مطلب خاصی دارید، بفرمائید؟

برای شما و تمامی همکارانتان آرزوی سلامتی دارم و توفیق روز افزون شما را از خداوند متعال خواستارم.

nokhbegan@tebyan.net

UserName