• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1079
  • شنبه 1390/8/7
  • تاريخ :

بیعت با کعبه

کعبه

با کعبه، بیعت می کنیم که پاسدار حریم دین باشیم، به آرمانهای پیامبر، وفادار بمانیم، در مسیر پاکی و تقوا، گام برداریم، عزت و کرامت امّت اسلام را نگهبان باشیم، بر شکوه و عظمت قبله بیفزاییم، ولایت را، محور همه حرکتهای اجتماعی و سیاسی خویش قرار دهیم، دین مدار و خدا محور باشیم و از دنیامداری و خودمحوری بپرهیزیم.

بیعت با کعبه و حجر الاسود، بیعت با خداست و... بیعت با خدا یعنی میثاق با دین خدا، آن هم نه تنها در زبان و لفظ و نگارش، بلکه در متن عمل فردی و تعهد اجتماعی.

در مسجدی نماز می خوانیم که برترین پرستشگاه روی زمین است.

گِرد کعبه ای طواف می کنیم که مطاف فرشتگان است و هزاران پیامبر و وصیّ و ولیّ خدا بیت الله را دیدار کرده و کنارش عبادت کرده اند.

این زیارت و عبادت، تعهداتی را بر دوش انسان می گذارد. زیارت کردن خانه ای که ابراهیم، بنیادش را بر افراشته است، رسالت دفاع از توحید و مبارزه با شرک را بر عهده ما می نهد. دیدار سرزمینی که مخلصان و پاکان عالم، عاشقانه زیارتش کرده اند، خلوص و طهارت را از زائر، توقع دارد.

کعبه، بوسه گاه هزاران مجنون است که در پی دیدار لیلی، رنج بادیه بر دوش کشیده و بار هجران را تحمّل کرده اند، تا به این مَطاف و مَسعی برسند

فروتنی و خاکساری و کبر زدایی، از درسهای عظیم این سفر و فریضه است. این درس، از همان آغاز پوشیدن جامه احرام، در گوش دل و جان خوانده می شود، تا طواف و سعی و هروله وحضور در عرفات و منا و مشعر و رمی جمرات و حلق موی سر و... . اگر لباسهای عادی نشان تشخّص است، اینجا دو جامه احرام، آن را از انسان می گیرد و همه مثل هم می شوند. اگر خود محوری نشانه تکبّر و خودبزرگ بینی است، اینجا خود را در جمع فانی ساختن و قطره وار به دریا پیوستن و خود را ندیدن و مطرح نکردن در کار است و خاکی بودن و خاکی زیستن. سعی بین صفا و مروه گامی دیگر در این راه است و هروله تکاندن خود از غرورها و کبرهاست.

کعبه

وقتی انسان خود را در دریای خلایق گم می کند و چون قطره ای به این اقیانوس می پیوندد، در این خود فراموشی و خدا جویی است که هویّت بندگی خویش را می یابد. در آمدن از پوسته و قشر زندگی روز مرّه، عمقِ مفهوم حیات را ترسیم می کند. بناست که حاجی همچو ابراهیم خلیل، در اینجا بت شکنی کند و شیطان را رجم و سنگسار کند. امّا بت او، همان نفس است و شیطانش همان خود .

وقتی حجّ حاجی تمام است که توانسته باشد نفسانیّات را در مذبح ایمان ذبح کند و خود رادر قربانگاه منا، زیر پا بنهد و تیغ بر حلق نفس امّاره بگذارد...

راستی... چه تعداد از این انبوه زائران خانه خدا، به عمق معارف حج و درسهای این سفر شگفت، پی برده اند و در عالم روحی آن به سر می برند؟ و چه تعداد، بر خوردی سطحی و نگاههای بی عمق و بی نفوذ دارند و شکل گرایانی هستند، گریزان یا بی خبر از محتوا؟...

ما اکثر الضّجیجَ وَ اقلّ الحَجیج!

دوباره به فکر راز جاذبه کعبه می افتی، و اکسیری که خدا در این بیت نهاده است و انسان را مجذوب می سازد.

اگر مغناطیسی باشد که دلها را جذب کند،

اگر مرکزیّتی باشد که جهت گیریها و حرکتها را محور باشد،

اگر نشانه ای برای وحدتها و آشناییها، رمز و کلید باشد، همین کعبه است.

میلیونها دل شوریده، هر پگاه و شامگاه، به این کانون متوجّه است. در زندگی و مرگ، هنگام خواب و بیداری، در نیایش و نماز، همه جا و همیشه کعبه مرکزیّت این نگاه است.

مکّه، کنعانِ اهل ایمان است و کعبه، یوسفِ این دیار. حجاز، وطن معنوی و اعتقادی هر مسلمان است و مکّه، حرا، کعبه و صفا زادگاه و خاستگاه باورهای مقدّس ماست

اگر جانهای ما کاه باشد، کعبه کهربا ست. اگر دلهای ما رمیده باشد، قبله، عامل اُنس است، حرم ایمان است و صحن عبودیّت و آستانه بندگی و سقف یقین و پنجره ای رو به بهشت و روزنه ای گشوده رو به خدا و سکویی برای پرواز تا به ابدیّت.

اینهاست راز و رمز قداست و جاذبه کعبه، اینهاست سرّ جذبه قبله.

مکّه، کنعانِ اهل ایمان است و کعبه، یوسفِ این دیار. حجاز، وطن معنوی و اعتقادی هر مسلمان است و مکّه، حرا، کعبه و صفا زادگاه و خاستگاه باورهای مقدّس ماست.

کعبه، بوسه گاه هزاران مجنون است که در پی لیلای دیدار، رنج بادیه بر دوش کشیده و بار هجران را تحمّل کرده اند، تا به این مَطاف و مَسعی برسند.

کعبه ، راهی است که گامهای پوینده صفاجویان را به مقصد معرفت وبه وطن عشق می رساند.

کعبه، عرش زمین است و فرش آسمان. کعبه، نگینِ حلقه چشم بصیرت است.

کعبه، مُهر صداقت آیین و سند اعتبار این مکتب است و حجر الأسود بر رکن این کعبه، نشان بیعت خدا با انسان است و بوسیدن و استلام و اشاره ما تجدید بیعت با خدای فطرت آفرین و فطرتِ خداباور.

کعبه، دل و جان ماست، ایمان و باور ماست، کعبه همه چیز ماست، تا هست، آیینمان پا برجاست و تا هستیم، زیارت کعبه فرض الهی بر دوش ماست. 

بخش عترت و سیره تبیان


منبع:

روح حـجّ؛ جـواد محدّثی

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
حج ضيافت است، حاجيان ضيوف الرحمان

حج ضيافت است، حاجيان ضيوف الرحمان

در ضيافت هاي الهي و معنوي، صاحبخانه به ميهمان مي گويد از من چه چيزي را درخواست کن، هر چه بخواهي من مي دهم و ليکن اين ها را بخواه; «زيارت خانه خدا، حرم رسول خدا و مشاهد مشرفه اينها کيفيت ضيافت ماه مبارک رمضان است که زمينه ضيافت حجّ را فراهم مي کند.
حفظ رهاوردهاي معنوي حج

حفظ رهاوردهاي معنوي حج

حاجي شدن، در روز عيد قربان و باذبح قرباني و تراشيدن سر تحقّق مي يابد. ولي حاجي ماندن، جهاد و مراقبتي دائمي مي طلبد! مثل نگهداري از يک قله فتح شده در عمليات نظامي!
نشانه قبولي حج

نشانه قبولي حج

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر کسی خواست بداند حجّ او قبول شده یا نه، ببیند بعد از بازگشت از بیت الله، دست به گناه دراز می کند یا نه، اگر گناه نکرد، بداند که حجّش مورد پذیرش خداوند است و اگر باز گناه انجام می دهد، نشانه آن است که حج او مردود اس
UserName