• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    سوره : الزمر آیه : 2
متن عربی آیه : إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ
شان نزول آیه


ترجمه به زبانهای مختلف
  • ما اين کتاب را به ، راستی بر تو نازل کرديم پس خدا را بپرست و دين خود برای او خالص گردان

  • ترجمه فولادوند
    ما [اين‏] كتاب را به حقّ به سوى تو فرود آورديم، پس خدا را- در حالى كه اعتقاد [خود] را براى او خالص‏كننده‏اى- عبادت كن.

  • ترجمه مجتبوی
    همانا ما اين كتاب را براستى و درستى به تو فرو فرستاديم، پس خداى را بپرست در حالى كه دين را ويژه او كرده باشى.

  • ترجمه مشکینی
    همانا اين كتاب را به سوى تو به حق (و بر وفق غرضى برتر و عقلايى) فرو فرستاديم، پس خدا را در حالى كه اعتقاد و طاعت را براى او خالص كرده باشى پرستش كن

  • ترجمه بهرام پور
    به راستى ما [اين‏] كتاب را به حق به سوى تو نازل كرديم، پس خدا را بندگى كن در حالى كه دين را براى او خالص كرده‏اى
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ
  • 2. Surely We have revealed to you the Book with the truth, therefore serve Allah, being sincere to Him in obedience.
  • Traduction 1
    Nous t'avons fait descendre le Livre en toute vérité. Adore donc Allah en Lui vouant un culte exclusif.

  • Traduction 2
    Nous t'avons fait descendre le Livre en toute vérité. Adore donc Dieu en Lui vouant un culte exclusif.

  • Traduction 3
    Nous t'avons fait descendre le Livre en toute vérité. Adore donc Dieu en Lui vouant un culte exclusif.

  • Traduction 4
    Nous t'avons fait descendre le Livre en toute vérité. Adore donc Allah en Lui vouant un culte exclusif.
  • Wir haben die Schrift mit der Wahrheit zu dir hinabgesandt. Diene nun (dem einen) Gott und stell dich in deinem Glauben ganz auf ihn ein!
  • Te hemos revelado la Escritura con la verdad. ¡Sirve, pues, a Alá, rindiéndole culto sincero!
  • ‍üphe yok ki biz, o kitabı gerçek olarak indirdik sana, artık sen de, onun dininde bütün özünü ona bağla da ona kulluk et yalnız.

  • Abdülbaki Gölpınarlı Meali
    Emin ol, biz sana kitabı hakkıyla indirdik. Onun için dini yalnız kendisine halis kılarak Allah'a ibadet ve kulluk et.

  • Süleyman Ateş Meali
    Biz bu Kitabı sana hak ile indirdik; sen dini yalnız Allâh'a halis kılarak O'na kulluk et.

  • Muhammed Esed Meali
    Şüphe yok ki biz, o kitabı gerçek olarak indirdik sana, artık sen de, onun dininde bütün özünü ona bağla da ona kulluk et yalnız.

  • Ali Bulaç Meali
    Şüphesiz, sana bu Kitabı hak ile indirdik; öyleyse dini yalnızca O'na halis kılarak Allah'a ibadet et.

  • Elmalılı Hamdi Yazır Meali
    hakikati ortaya koyan bu vahyi sana indiren Biziz: öyleyse içten bir inançla Allah'a bağlanarak yalnız O'na kulluk et!
  • Sesungguhnya kami turunkan Kitab kepada engkau dengan sebenarnya, maka sembahlah Allah, serta mengikhlaskan agama bagiNya [jangan dipersekutukan dengan lainNya].
  • Mi smo ti bojavili Knjigu istinu. P obožavaj Boga iskreno u vjerovanju.
  • ہم نے آپ کی طرف یہ کتاب برحق نازل کی ہے لہٰذا آپ دین کو اسی کے لیے خالص کر کے صرف اللہ کی عبادت کریں 
  • Османов
    2.  Воистину, Мы ниспослали тебе Писание (т. е. Коран) в истине. Посему поклоняйся Аллаху, будучи искренним в вере.

  • Кулиев
    2.   Мы ниспослали тебе Писание во истине. Поклоняйся же Аллаху, очищая перед Ним веру.

  • Крачковский
    2.   (2). Мы ниспослали тебе писание во истине; поклоняйся же Аллаху, очищая пред Ним веру!



تفاسیر مختلف قرآن
تفسیر مجمع البيان
آشنايى با اين سوره‏

سوره مباركه «زُمر» سى و نهمين سوره از سلسله سوره‏هاى قرآن شريف است. بجاست كه پيش از ورود به ترجمه و تفسير آيات انسان‏ساز آن به منظور آشنايى با مفاهيم بلند و معارف درس‏آموزش به نكاتى در اين مورد بنگريم:
1- نام آن‏
اين سوره داراى دو نام است و هر دو نام آن از خود آياتش برگرفته شده است.
نام نخستين اين سوره «زُمر» به مفهوم گروه‏ها و دسته‏هاست، و اين نام از آيات هفتاد تا پايان سوره برگرفته شده است؛ چرا كه در اين آيات روشنگرى مى‏كند كه در روز رستاخيز كه روز پاداش و كيفر رعايت‏كنندگان حقوق مردم و پايمال كنندگان آن است، مردم به صورت گروه گروه، به سوى سرنوشت محتوم يا جايگاه هماره خويش - بهشت يا دوزخ - سوق داده مى‏شوند. و سيق الذين اتقوا ربّهم الى الجنة زمراً...(126)
و نام ديگر آن «غُرف» به معناى «غرفه‏ها» است و اين نام نيز از آيه ديگرى از اين سوره كه از جايگاه پرواپيشگان در بهشت پرطراوت زيبا و «غرفه‏ها» و طبقه‏هاى فوقانى و زيباى بهشت سخن دارد برگرفته شده است. لكنّ‏الذين اتقوا ربّهم لهم غرف من فوقها غرف...(127)
2- فرودگاه آن‏
به باور گروهى از جمله «مجاهد» و... همه آيات اين سوره در مكّه و در كنار خانه خدا بر قلب پاك پيامبر مهر و رحمت فرود آمده است، امّا پاره‏اى بر اين باورند كه سه آيه آن، كه عبارت از آيه‏هاى 55- 53 و در مورد «وحشى» قاتل «حمزه» مى‏باشد، در مدينه، و ديگر آيات آن در مكّه فرود آمده است.
3- شماره آيات و واژه‏هاى آن‏
در شمارش آيات آن نيز اندك تفاوت به چشم مى‏خورد، چرا كه «شاميان» اين سوره را هفتاد و پنج آيه، «كوفيان» هفتاد و سه آيه و ديگر مسران و دانشوران هفتاد و دو آيه شمرده‏اند.
گفتنى است كه اين سوره از 1172 واژه و 4708 حرف ساخته شده است.
4- پاداش تلاوت آن‏
در روايات رسيده براى تلاوت شايسته و بايسته اين سوره پاداش بسيارى وعده داده شده است، براى نمونه:
1- از پيامبر گرامى آورده‏اند كه فرمود:
من قراء سروة الزّمر لم يقطع الله رجاه، و اعطاه تواب الخائفين الذين خاقوا الله تعالى.(128)
كسى كه سوره زمر را تلاوت كند خداى پرمهر اميدش را از مهر و رحمت حق به نااميدى تبديل نمى‏سازد، و پاداش پرشكوه كسانى را به او ارزانى مى‏دارد كه در زندگى از خدا حساب مى‏برند و گناه نمى‏كنند.
2- و از ششمين امام نور آورده‏اند كه فرمود:
من قراء سورةالزّمر اعطاهُ‏الله شرف الدّنيا والاخرة، واعزّه بلامال و لا عشيره حتى يهابه من يراه، و حرم جسده على النّار.(129)
كسى كه سوره زمر را تلاوت كند خداى فرزانه شرافت اين جهان و آن جهان را به او روزى مى‏سازد، و به او بدون ثروت بسيار و بستگان و ياران فراوان عزّت و اقتدار مى‏بخشد كه بدانيشان از او حساب مى‏برند، و سرانجام هم بدنش را بر آتش دوزخ حرام مى‏سازد.
نياز به يادآورى ندارد كه اين پاداش‏هاى پرشكوه نه براى تلاوت و ياآموزش و يا حفظ اين آيات و اين سوره، بلكه براى تلاوتى است كه مقدمه شناخت و عمل به قرآن باشد.
5- دورنمايى از مفاهيم و معارف آن‏
از آغاز بعثت پيامبر نور و فرود نخستين آيه قرآن بر آن حضرت تا هجرت به مدينه، سال‏هايى است كه پيامبر بيش از هر چيز در انديشه ايجاد تحول مطلوب در انديشه، فرهنگ، عقيده و يا بينش‏ها و گرايش‏هاست، چرا كه خُلق و خرد گفتار و كردار انسان‏ها از اين پايه‏ها و مايه‏هاى فكرى و عقيدتى سرچشمه مى‏گيرد. آرى، دوران مكّه دوران سازندگى فكرى و عقيدتى است، دوران برازندگى پايه‏ها و مايه‏ها و اساس شخصيت تك تك ايمان آورندگان به خدا و قرآن است و در اين راستا و روند سلاح و سرمايه پيروزى بخش و دگرگونساز پيامبر قرآن و خلق و خوى شايسته و بايسته و پرجاذبه آن حضرت است كه درست بسان قرآن بود. درست از اين زاويه است كه در سوره‏هايى كه در مكّه فرود آمده است بيش از همه چيز سخن در همين قلمرو فكرى و فرهنگى و عقيدتى است و سوره «زمر» نيز يكى از همين سوره‏هاست.
به هرحال در اين سوره مباركه از جمله با اين مفاهيم و معارف بلند روبرو مى‏گرديم:
توحيد و توحيدگرايى در بُعد خالقيت و آفريدگارى،
در بُعد ربوبيت و پرورش موجودات،
در بُعد سپاس و شكرگذارى،
در بُعد عبادت و پرستش،
در بُعد اخلاص و دورى از شرك در انديشه و عمل،
در بُعد تدبير و گردانندگى هستى و امور آن،
در بُعد محبّت و عشق به حق،
در بُعد روزى‏دهى و ارزانى‏داشتن رزق،
و ديگر ابعاد و شاخه‏هاى يكتاگرايى و يكتاپرستى و توحيد ناب و به دور از هرگونه شرك و كفر و ريا.
موضوع فرا رسيدن روز رستاخيز، و مسايلى چون: بازخواست و حسابرسى از عملكردها و انديشه‏ها و گفتارها، واقعيت پاداش و كيفر، ترس و هراس آن روز بزرگ، پديدار و هويدا شدن ثمره كارها در چهره‏ها، رويارويى با پرونده‏هاى زندگى دنيا، قرار گرفتن در آستانه بهشت پرطراوت و زيبا و يا ورود به دوزخ و آتش شعله‏ور آن و...
شكوه و عظمت قرآن و اثرگذارى عميق و دگرگون‏ساز آن در دلها و جانهاى آماده و حق‏پذير.
فرازهايى از زندگى جامعه‏ها و برخى اقوام پيشين و سرنوشت عبرت‏انگيز آنان.
موضوع توبه و بازگشت به شاهراه توحيد و تقوا و وانهادن بيراهه گناه و زشتى و بيداد و جبران اشتباهات.
اصل انسان‏پرور آزادى و آزادگى به ويژه آزادى انديشه، عقيده، بيان و قلم، اصل مقايسه و گزينش بهترين‏ها و زيباترين‏ها،
معيارهاى شخصيت و برترى،
اصل برابرى انسان‏ها در بعد انسانيت و...
مسئله مرگ يا به سوى جهان ابدى،
دنياى اسرارآميز خواب،
موضوع حبط عمل... و ده‏ها عنوان ريز و درشتى كه خواهد آمد.
. فرو فرستادن اين كتاب [زندگى‏ساز] از سوى خداوند شكست‏ناپذير و فرزانه است.
2. به يقين ما اين كتاب را به حق به سوى تو [اى پيامبر! ]فرو فرستاديم از اين رو خدا را در حالى كه دين [و آيين خويشتن ]را براى او خالص گردانيده‏اى عبادت كنى.
3. به هوش باشيد كه دين ناب [و پاك‏] تنها از آنِ خداست؛ و آن كسانى كه جز [ذات پاك و بى‏همتاى‏] او سرپرستانى برگرفته‏اند [بر اين پندارند كه: ]ما آنها را جز براى اينكه ما را به گونه‏اى به خدا نزديك سازند، نمى‏پرستيم؛ بى‏گمان [در روز رستاخيز ]خدا ميان آنان در آنچه بر سرش كشمكش دارند، داورى خواهد كرد. به يقين خدا كسى را كه دروغ‏پرداز و بسيار ناسپاس است راه نمى‏نمايد.
4. اگر خدا مى‏خواست فرزندى برگيرد، از ميان آنچه مى‏آفريند، چيزى را كه مى‏خواست [براى خود] برمى‏گزيد؛ او [از اين پندارهاى پوچ شما پاك و ]منزّه است، اوست خداوند يكتاى قهّار.
5. آسمانها و زمين را به حق پديد آورد. شب را بر روز مى‏پيچاند و روز را به شب درمى‏پيچد، و خورشيد و ماه را رام ساخت. هركدام [از آنها] تا سرآمدى معيّن [در مدار خود] حركت مى‏كنند؛ آگاه باشيد كه اوست آن پيروزمند بسيار آمرزنده.
نگرشى بر واژه‏ها
«يكّور»: اين واژه از ريشه «تكوير» به مفهوم افكندن بخشى از چيزى بر روى بخش ديگر آن، و يا در هم پيچيدن آن آمده است.
«تنزيل»: به فرو فرستادن تدريجى گفته مى‏شود و در برابر آن واژه «انزال» قرار دارد كه به مفهوم فرو فرستادن يكباره است. اين واژه را در آغاز آيه مى‏توان مبتدا گرفت و «من‏الله» را خبر آن شمرد كه در ترجمه انتخاب شده است، و مى‏توان خبر براى «هذا» كه مبتداى محذوف است به حساب آورد.
«غفّار»: از واژه‏هايى است كه دربردارنده مفهوم مبالغه است؛ از ريشه «غفران» برگرفته شده و به مفهوم بسيار آمرزنده و آمرزشگر آمده است.
تفسير تنها خداى يكتا را بپرستيد!
خداى فرزانه سوره پيش را با يادآورى شكوه و عظمت قرآن به پايان برد، اينك اين سوره را هم با گراميداشت قرآن آغاز مى‏كند و مردم را به بزرگداشت آن و برپا داشتن مفاهيم و معارف و هدفهاى قرآن و به كار بستن فرمانها و هشدارپذيرى از هشدارهايش تشويق مى‏كند و مى‏فرمايد:
تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنْ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ‏
فرو فرستادن اين كتاب انسان‏پرور از جانب خداوند شكست‏ناپذير و فرزانه است؛ خدايى كه بى‏همتا و برتر از هر نظير و همانندى است كه براى او تصور گردد و در گفتار و كردار فرزانه و حكيم است.
در اين آيه خداى فرزانه ذات پاك و بى‏همتاى خود را به دو ويژگى شكست‏ناپذيرى و پيروزمندى و نيز فرزانگى مى‏ستايد، تا بدين وسيله از سويى همگان را از مخالفت كتاب خود هشدار دهد و از دگر سو اعلان كند كه او كتاب خويش را از دست‏برد خيانت و تغيير و تحريف پاس مى‏دارد تا همان‏گونه كه فرود آمده است به دست بندگانش برسد.
* * *
آن گاه روى سخن را به پيامبر نموده و در اشاره به راه و رسم و هدفهاى قرآن مى‏افزايد:
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِ‏
هان اى پيامبر! به يقين ما اين كتاب پرشكوه را به حق و راستى به سوى تو فرو فرستاديم.
به باور پاره‏اى منظور اين است كه: ما اين كتاب را براساس هدفى درست و بى‏آنكه بيهوده‏كارى و بازيچه‏اى در كار باشد، بر تو فرو فرستاديم.
امّا به باور پاره‏اى ديگر پيام آيه اين است كه: ما اين كتاب را به خاطر بيان دينى و آيين درست براى بندگان بر تو فرو فرستاديم.
فَاعْبُدْ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ‏
بنابراين خداى يكتا و بى‏همتا را در حالى كه دين خود را براى او خالص ساخته و از شريك گردانيدن بتهاى رنگارنگ به ذات پاك او سخت دورى مى‏جوييد، بپرستيد.
واژه «اخلاص» به مفهوم خالص و پاك گردانيدن نيت و عمل براى ذات پاك خداست به گونه‏اى كه هيچ گونه ريا و غرض و هدف مادّى و دنيوى و غيرخدايى در آن نباشد.
* * *
سپس «اخلاص» در عمل و پرستش خدا را به بيان ديگر به تابلو مى‏برد و مى‏فرمايد:
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ‏
بهوش كه دين خالص از شرك و بيداد از آن خداست.
در تفسير اين فراز ديدگاه‏ها يكسان نيست:
1- «دين خالص» به مفهوم دين‏باورى و ديندارى و پرستشى است كه از شرك و ريا و ديگر عرض‏هاى مادى و دنيوى پاك و پاكيزه و تنها براى خدا باشد، و به باور «حسن» منظور از آن در آيه شريفه «اسلام» است.
2- امّا به باور «قتاده» منظور گواهى راستين بر يكتايى خدا در انديشه و عقيده و گفتار و عملكرد است.
3- برخى برآنند كه «دين خالص» عبارت است از باورداشتن يكتايى خدا، عدل او، ايمان به وحى و رسالت و برنامه‏ها و مقررات خدا و اقرار خالصانه به آنها و عمل به آنچه خدا واجب ساخته و دورى گزيدن از چيزى كه جز دين خدا باشد.
4- و به باور برخى ديگر منظور آيه اين است كه اطاعت و فرمانبردارى در قلمرو عبادت و پرستشى كه به خاطر آن انسان در خور پاداش مى‏گردد از آن خداست؛ از اين رو بايد تنها او را پرستيد و او را فرمانبردارى كرد و نه ديگرى را، چرا كه پرستش غير او و يا عبادت و اطاعت خدا به خاطر ديگرى روا نيست.
وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى‏
در آيه حذفى صورت گرفته كه سبك و شيوه سخن نشانگر آن است و مفهوم آيه با توجه به آن اين‏گونه است: و آن كسانى كه جز ذات پاك و بى‏همتاى خدا سرپرستانى گرفته‏اند، مى‏گويند: ما آنها را جز براى اينكه ما را به گونه‏اى به خدا نزديك سازند و در بارگاه او ما را شفاعت كنند نمى‏پرستيم.
واژه «زلفى» اسمى است كه به جاى مصدر قرار گرفته و به مفهوم نزديكى است.
إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ‏
بى‏گمان خدا در روز رستاخيز ميان آنان در آنچه از مفاهيم و مقررات دينى كه بر سرش كشمكش مى‏كنند داورى نموده و هركدام به اندازه‏اى كه در آن پاداش و يا كيفر باشند به جزاى خود خواهند رسيد.
إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ
به يقين خدا كسى را كه دروغ‏پرداز و بسيار ناسپاس است به راه بهشت راه نمى‏نمايد و به هدايت او به سوى حق فرمان نخواهد داد.
منظور از دروغگو و دروغ‏پرداز آن كسى است كه به خدا و پيامبرش دروغ بندد و ناسپاس نيز كسى است كه نعمت‏هاى گران خدا را انكار و اخلاص در عبادت و پرستش براى او را لازم نمى‏شمارد و بسان قوم «عاد» و «ثمود» بر گمراهى خود پافشارى مى‏كند و نمى‏خواهد كه خدا او را به سرچشمه زلال توحيد و تقوا راه نمايد.
نفى پندار شرك‏گرايان اصلاح‏ناپذير
در آيات پيش پندار شرك‏گرايان در مورد بتها نفى شد، اينك در نفى پندار خرافى ديگر آنان كه براى خدا شريك و فرزند مى‏پنداشتند مى‏فرمايد:
لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا لَاصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ
اگر خدا مى‏خواست فرزند برگيرد، از ميان آنچه مى‏آفريند، چيزى را كه مى‏خواست براى خود برمى‏گزيد.
اين فراز از آيه در حقيقت پاسخ شرك‏گرايان است، و روشنگرى مى‏كند كه: نه آن‏گونه كه شرك‏گرايان مى‏پندارند فرشتگان دختران خدا هستند و نه آن سان كه يهود و نصارا ادعا مى‏كنند «مسيح» و يا «عزيز» پسر اويند؛ چرا كه فرزند گرفتن خدا، به پندار و دلخواه اينان نيست تا هركه را خواستند، دختر و يا پسر او قرار دهند؛ او نه شريك و همتايى دارد و نه دختر و پسرى و تازه اگر بخواهد كسى را هم به منظور گراميداشت به اين عنوان برگزيند و به خود نسبت دهد هركدام از بندگانش را بخواهد، خود به اين مقام برمى‏گزيند و نه شما!
آيه مورد بحث بسان اين آيه است كه مى‏فرمايد: لواردنا ان نتخذ لهواً لا تخذناه مى‏لدنا» اگر مى‏خواستيم بازيچه‏اى بگيريم، بى‏گمان آن را از پيش خود اختيار مى‏كرديم، و چون چنين گزينشى صورت نگرفته روشن مى‏شود كه چنين هدفى هم نبوده است به همين دليل هم در ادامه آيه مورد بحث مى‏افزايد:
سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ
او از اين بافته‏هاى شرك‏آلود پاك و منزه است، و اوست خداى يكتاى چيره بر تمامى پديده‏ها خدايى كه نه شريك و نظير و همتايى دارد و نه فرزندى؛ و اوست كه هماره زنده و پاينده است و مرگ را به همه پديده‏ها و موجوداتى كه خود آنها را زندگى بخشيد، مقرر مى‏دارد.
* * *
در آخرين آيه مورد بحث در اشاره به قدرت بى‏كران و وصف‏ناپذير او مى‏فرمايد:
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِ‏
خدا آسمانها و زمين را به حق و براساس هدف و هدفدارى و حكمت آفريد و در آفرينش آنها بى‏هدفى و بازيچه‏اى وجود ندارد.
يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ‏
در تفسير اين فراز دو نظر آمده است:
1- به باور گروهى از جمله «حسن» منظور اين است كه: او شب را به روز وارد مى‏سازد و روز را به شب؛ آنچه از شب و يا روز كاسته شود بر ديگرى افزون مى‏گردد و آنچه در يكى افزون گردد از ديگرى كاسته مى‏گردد.
2- امّا به باور برخى منظور اين است كه: او شب را به روز مى‏پوشاند و روز را بر شب.
وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى‏
و خورشيد و ماه را رام گردانيد كه هركدام از آنها تا سرآمدى مُعيّن در مدار و مسير خود به روشى خاصّ حركت مى‏كنند.
از ديدگاه پاره‏اى منظور از «سرآمد مقرر» در آيه، روز رستاخيز است. امّا از ديدگاه پاره‏اى ديگر منظور هنگامه طلوع و غروب مقرّر هركدام از آن دو در زمستان و تابستان است.
أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ
به هوش باشيد كه اوست آن شكست‏ناپذير و بسيار آمرزنده.
آرى آن خدايى كه بر آفرينش آسمانها و زمين، رام كردن خورشيد و ماه، وارد كردن شب بر روز و روز بر شب تواناست، چنين آفريدگار توانايى از بر گرفتن شريك و همتا و يا فرزند براى خود پاك و منزّه است، چرا كه اين كارها از اوصاف نيازمندان و ناتوانان است، نه آن ذات بى‏همتا و توانا و بى‏نيازى كه سرچشمه هستى است.
پاورقی :