• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
    سوره : سبأ آیه : 52
متن عربی آیه : وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَكَانٍ بَعِيدٍ
شان نزول آیه


ترجمه به زبانهای مختلف
  • گويند : اينک به رسول ايمان آورديم اما از آن جای دور چسان به آن دست يابند ?

  • ترجمه فولادوند
    و مى‏گويند: «به او ايمان آورديم.» و چگونه از جايى [چنين‏] دور، دست يافتن [به ايمان‏] براى آنان ميسّر است؟

  • ترجمه مجتبوی
    و گويند: [اينك‏] به آن

  • ترجمه مشکینی
    و آنها (در قبر يا قيامت) گويند: ما به آن (قرآن) ايمان آورديم، اما چگونه ميسر است براى آنها دسترسى به آن از راه دور؟! (از دنيا به آن جهان نزديك، و از آنجا به دنيا دور است)

  • ترجمه بهرام پور
    و گويند: [اينك‏] به آن [قرآن‏] ايمان آورديم، ولى چگونه از مكانى دور دستيابى [به ايمان‏] براى آنها ميسر است
وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَكَانٍ بَعِيدٍ
  • 52. And they shall say: We believe in it. And how shall the attaining (of faith) be possible to them from a distant place?
  • Traduction 1
    Ils diront alors: "Nous croyons en lui". - Mais comment atteindront-ils la foi de si loin?

  • Traduction 2
    Ils diront alors : "Nous croyons en lui", - Mais comment atteindront-ils la foi de si loin ?

  • Traduction 3
    Ils diront alors : «Nous croyons en lui », - Mais comment atteindront-ils la foi de si loin ?

  • Traduction 4
    Ils diront alors: «Nous croyons en lui». - Mais comment atteindront-ils la foi de si loin?
  • Sie sagen:,Wir glauben (jetzt) daran (d. h. an den Inhalt der koranischen Offenbarung, oder: an ihn, d. h. an Gott?). Aber was soll ihnen der (verspätete) Versuch, aus der Ferne in greifbare Nähe (des Heils) zu kommen?
  • Dirán: «¡Creemos en Él!» Pero ¿cómo podrán alcanzar estando tan lejos,
  • Ve diyecekler ki: İnandık ona, fakat bu uzak bir yerde nerden îmana kavuşacaklar, ondan faydalanacaklar?

  • Abdülbaki Gölpınarlı Meali
    Ve: "O'na iman ettik" demektedirler. Fakat onlar için (âhiret gibi) uzak bir yerden (imana) el sunmak (ulaşabilmek) nerede?

  • Süleyman Ateş Meali
    "Ona inandık" demektedirler, ama uzak yerden (tâ dünyâdan imanı) nasıl alabilsinler?-------------------------370 İnanmak, artık dünyâda kalmıştır. Burası inanma yeri değildir. Çünkü herşey gözlerinin önündedir. Görülene inanılmaz. Dünyâ da artık pek ge

  • Muhammed Esed Meali
    Ve diyecekler ki: İnandık ona, fakat bu uzak bir yerde nereden îmana kavuşacaklar, ondan faydalanacaklar?

  • Ali Bulaç Meali
    'Biz O'na iman ettik' derler; ancak onlara uzak bir yerden (ahiretten imana) el uzatmak nerede?

  • Elmalılı Hamdi Yazır Meali
    ve (görsen, nasıl) "Biz (şimdi) ona inandık!" diye yalvarırlar!" Fakat nasıl bu kadar uzaktan (kurtuluşa) ere(ceklerini ümit ede)bilirler?
  • Mereka berkata: Kami [sekarang] beriman kepadanya [Muhammad]. Bagaimana mereka akan mencapai [keimanan] dari tempat yang jauh?
  • i reknu: Mi vjerujemo. A odakle da on prihvate iz daleka mjesta.
  • کہدیجئے: میں تمہیں ایک بات کی نصیحت کرتا ہوں کہ تم اللہ کے لیے اٹھ کھڑے ہو ایک ایک اور دو دو کر کے پھر سوچو کہ تمہارے ساتھی میں جنون کی کوئی بات نہیں ہے، وہ تو تمہیں ایک شدید عذاب سے پہلے خبردار کرنے والا ہے 
  • Османов
    52.  Они воскликнут: "Мы уверовали в это!" Но достижение [покаяния и веры] окажется далеким!

  • Кулиев
    52.   Они скажут: «Мы уверовали в это!» Но как им обрести веру или заслужить прощение в таком далеком месте!

  • Крачковский
    51.   (52). Они скажут: "Мы уверовали в Него!" Но как им добраться из далекого места?



تفاسیر مختلف قرآن
تفسیر مجمع البيان
. و اگر [تو اى پيامبر شرك‏گرايان و ظالمان را ]آن گاه كه هراسان و [وحشت‏زده‏] مى‏گردند، بنگرى، [از حال و روز آنان غرق در بهت و حيرت خواهى گرديد]؛ آن گاه [است كه ]هيچ [راه ]گريزى [برايشان‏] نيست، و از جايى نزديك [كه هرگز به فكرشان نمى‏رسد] گرفتار مى‏گردند.
52. و [در آنجاست كه‏] مى‏گويند: ما اينك به اين [قرآنِ پرشكوه ]ايمان آورديم! و چگونه از جايى دور، دست يافتن به آن براى آنان ممكن خواهد شد؟!
53. با اينكه بيشتر به آن كفر ورزيدند، و از جايى دور [تير تهمت را ]به [نقطه‏اى ناديده و] ناپيدا مى‏افكندند [و بى‏هيچ آگاهى و دانشى درباره جهان نامحسوس و ناپيدا داورى مى‏كردند].
54. و [سرانجام با فرارسيدن مرگ،] ميان آنان و آنچه [آن را ]مى‏خواستند - درست همان گونه كه بر هم مسلكانشان رفت - جدايى افكنده شد؛ چرا كه آنان در ترديدى سخت بودند.
تفسير آن گاه كه براى بيدادگران راه گريزى نخواهد بود
در آيات پيش سخن از حق‏ستيزى و گمراهگرى شرك‏گرايان و ظالمان بود، اينك در اشاره به فرجام تيره و تار آنان مى‏فرمايد:
وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ
و اگر تو اى پيامبر! شرك‏گرايان و ظالمان را - آن گاه كه در آستانه رستاخيز و از بازخواست، غرق در وحشت و هراس مى‏گردند - بنگرى، از حال و روز آنان غرق در بهت و حيرت خواهى گرديد! درست آن گاه است كه هيچ راه فرارى نخواهند داشت؛ نه هيچ يك از آنان از كيفر عادلانه ما مى‏توانند بگريزند، و نه مى‏توانند خود را به گونه‏اى رها سازند.
وَأُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ‏
و از جايى نزديك كه هرگز فكرش را نكرده‏اند گرفتار مى‏گرداند.
به باور مفسران منظور اين است كه: اينان از گورهاى خويش و يا هركجا كه باشند بازداشت مى‏گردند؛ چرا در هر كجاى اين دنياى پهناور باشند، از قلمرو قدرت آفريدگار هستى خارج نشده و براى او نزديك هستند، و به همين دليل هم كيفر و بازخواست آنان قطعى است و از آن نمى‏توانند رها گردند.
گفتنى است كه در آيه شريفه جواب «لو» محذوف است كه در ترجمه و تفسير آيه آمده است.
در اين مورد كه اين ترس و هراس، كجا و چه زمانى خواهد بود؟ ديدگاه‏ها متفاوت است:
1- به باور «قتاده» اين هراس و وحشت مربوط به اين جهان و آن هنگامى است كه با چشم خود، فرشتگان مرگ را مى‏نگرند و درمى‏يابند كه آنان از سوى خدا براى ستاندن جانشان آمده‏اند.
2- امّا به باور «ضحاك» و «سدى»، اين ترس و هراس شرك‏گرايان مربوط به پيكار «بدر» و آن روزى است كه نه راه گريزى داشتند و نه توبه و بازگشت، و گردنهايشان به كيفر كفر و بيدادشان زده شد.
3- از ديدگاه برخى روايات رسيده، اين ترس و هراس مربوط به حق‏ستيزانى است كه در آستانه قيام و ظهور امام مهدى(ع) دچار كيفر كردارشان مى‏گردند؛ براى نمونه:
الف - «ابوحمزه ثمالى» در اين مورد از چهارمين امام نور، و نيز از يكى از فرزندان ارجمند حضرت مجتبى(ع) - كه «حسن» نام داشت - آورده است كه در اين مورد فرمودند: منظور از اين گروه تجاوزكارى كه گرفتار عذاب مى‏گردند، سپاه سركش و حق‏ستيز سفيانى است كه به هنگام حركت به سوى «مدينه» و پيكار بر ضد حق و عدالت، با شكافته شدن زمين در آن دشت و صحرا، به كام آن فرو مى‏روند و نابود مى‏گردند.
ب - و نيز آورده‏اند كه پيامبر گرامى مى‏فرمود: پناه‏برنده و پناهنده‏اى به خانه پرشكوه خدا پناه مى‏برد، آن گاه خدا سپاهى گران به سوى او برمى‏انگيزد و اين سپاه هنگامى كه به بيابان «مدينه» مى‏رسد، در زمين فرو مى‏رود. يعود عائذ بالبيت فيبعث الله جيتنا حتى اذا كانوا بالبيداء... خف بهم(250)
ج - و نيز «حذيفه» از پيشواى گرانقدر توحيد آورده است كه در پيشگويى از آينده امت و روند تاريخ از جنگ و فتنه‏اى سهمگين كه ميان مردم خاور و باختر روى خواهد داد، ياد كرد و فرمود: درست در همان شرايطى كه آنان با هم در حال پيكار هستند، سپاه تجاوزكار سفيانى با نيرو و امكاناتى بسيار از صحراى خشك و سوزان بر آنان مى‏تازد و در دمشق فرود مى‏آيد؛ از آنجا دو لشكر بى‏شمار، يكى به سوى خاور و ديگرى را به سوى مدينه گسيل مى‏دارد.
لشكر نخست در راه خويش بر سرزمين بابل مى‏رسد، و به شهر نفرين‏شده «بغداد» مى‏تازد و در چشم به هم زدنى افزون بر سه هزار تن از مردم آنجا را قتل‏عام، و به زنان بسيارى تجاوز مى‏كند، و صدها تن از سردمداران رژيم عباسى را مى‏كشد.
از آنجا به سوى كوفه روى مى‏آورد و در مسير خويش، به ويژه نزديك كوفه، همه چيز را نابود مى‏سازد و از آنجا به سوى شام حركت مى‏كند.
درست در اين گيرودار است كه پرچم آزاديخواهى و مقاومت و هدايت از كوفه به اهتزاز درمى‏آيد و پرچمداران و سپاهيان آن با خيل تجاوزكاران، سخت درگير مى‏گردند و پس از پيكارى سخت همه سپاه سفيانى را كشته و تارومار مى‏سازند؛ به گونه‏اى كه گزارش‏گرى نيز از آنان زنده نمى‏ماند و غنايم بسيار سلاح‏هاى فراوان و اسيران بى‏شمار آنان نيز به دست اين نيروى هدايت و مقاومت مى‏افتد و بدين سان يكى از دو سپاه سفيانى در آنجا نابود مى‏گردد.
اما لشگر دوم سپاه بى‏شمار سفيانى به سوى «مدينه» يورش مى‏برند و پس از سه شبانه‏روز غارتگرى و كشتار به سوى «مكه» حركت مى‏كنند و در راه خويش به سرزمين «بيداد» مى‏رسند؛ درست در آنجاست كه خدا جبرئيل را به سوى آن تجاوزكاران برمى‏انگيزد و آن فرشته توانمند و پراقتدار خدا به فرمان او به گونه‏اى بر زمين مى‏كوبد كه زمين مى‏شكافد و به خواست آفريدگارش همه سپاه سفيانى جز دو تن از آنان را - كه گزارشگر نابودى لشگر خويش باشند - كسى از آنان را باقى نمى‏گذارد؛ و آيه مورد بحث به اين رويداد سهمگين اشاره دارد.
گفتنى است كه «ثعلبى» اين روايت را در تفسيرش آورده و دانشوران و دانشمندان مذهب اهل بيت نيز در روايات مربوط به امام مهدى(ع)، از حضرت باقر و صادق - كه درود خدا بر آنان باد - رواياتى نظير اين روايت آورده‏اند.
در دومين آيه مورد بحث در اشاره به حال و روز آنان به هنگامه گرفتار آمدن به كيفر كردارشان مى‏فرمايد:
وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ
و آنان به هنگام فرا رسيدن رستاخيز، يا به هنگامه ديدن عذاب خدا، و يا زمان فرو رفتن در زمين - كه در روايات به آن اشاره رفت - مى‏گويند: ما به اين قرآن پرشكوه و پرمعنويت ايمان آورديم، و رسالت آورنده آن را هم گواهى مى‏كنيم.
وَأَنَّى لَهُمْ التَّنَاوُشُ مِنْ مَكَانٍ بَعِيد
امّا چگونه آنان مى‏توانند از راهى دور، و با ايمان و باورى كه بدان ناگزير شده‏اند، سود برند و در پرتو آن نجات يابند؟
و بدين سان خداى فرزانه از اين حقيقت پرده برمى‏دارد كه ايمان وتو به هنگام فرا رسيدن مرگ و يا عذاب و يا در آستانه رستاخيز به حال كفرگرايان و ظالمان سود نمى‏بخشد همان گونه كه در مورد پيشينيان نيز سودى نبخشيد و به كيفر كردارشان گرفتار شدند.
به باور پاره‏اى، آنان تقاضاى بازگشت به دنيا مى‏كنند تا گناهان و زشتى‏ها را جبران و كارهاى شايسته انجام دهند، كه در اين صورت مفهوم آيه اين است كه: آنان از جايى دور چيزى را مى‏خواهند كه به آن دسترسى ندارند و هرگز بدان نمى‏رسند.
* * *
در سومين آيه موردبحث مى‏افزايد:
وَقَدْ كَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ
آنان چگونه مى‏توانند پس از پايان يافتن همه چيز و پس از دست دادن همه فرصت‏ها، اشتباهات گذشته را جبران كنند و ايمان آورند در حالى كه پيش از آن به آن كفر ورزيدند.
به بيان ديگر اينكه، چگونه توبه آنان پذيرفته مى‏شود و يا به دنيا برمى‏گردند در حالى كه پيش از آن به خدا و پيام آسمانى و پيامبرش كفر ورزيدند؟
وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكَانٍ بَعِيد
به باور «قتاده» منظور اين است كه: آنان نه تنها كفر ورزيدند، بلكه براساس پندار پوچ و باطل خويش سخن پراكنده و مى‏گفتند: نه بهشت و نعمتى در كار خواهد بود، و نه عذاب و كيفرى و نه رستاخيز و بازخواستى؛ و اين دورترين گمانها و زشت‏ترين پندارها و حرف‏هايى بود كه در زندگى داشتند.
و به باور برخى ديگر منظور اين است كه: آنان بدون آگاهى و يقين و تنها براساس گمان و پندار پوچ و بى‏اساس خويش به پيامبر خدا تهمت افسونگرى و جنون زدند، و آن وجود گرانمايه را سراينده و قافيه‏پرداز نام نهادند و سخنان باطل بر زبان راندند و خدا بافته‏هاى نارواى آنان را تيرافكندن در تاريكى و قذف خواند.
و از ديدگاه پاره‏اى نيز منظور آن است كه: آنان موضوع رستاخيز و آمدن آن را بسيار دور مى‏پنداشتند و براى فريب مردم مى‏گفتند: آنچه را به شما وعده مى‏دهند بسيار دور است؛ دور و باورنكردنى؛ و خداى فرزانه اين پندار پوچ سردمداران شرك و بيداد را تير افكندن از دور و در تاريكى عنوان مى‏دهد.
* * *
در آخرين آيه مورد بحث كه آخرين آيه سوره سبأ مى‏باشد، مى‏فرمايد:
وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِمْ مِنْ قَبْلُ
و سرانجام ميان آنان و خواسته‏هايشان به وسيله مرگى كه گريبانشان را مى‏گيرد، جدايى افكنده مى‏شود؛ درست همان گونه كه بر هممسلكان آنان نيز چنين رفت.
به باور «ابومسلم» منظور اين است كه: و ميان آنان و آنچه مى‏خواستند، به وسيله مرگى كه به سراغشان آمد، جدايى افكنده شد؛ درست همان گونه كه امثال آنان چنين رفتار شد.
امّا به باور پاره‏اى منظور اين است كه: و ميان آنان و خواسته‏هايشان كه توبه و جبران اشتباهات و بازگشت به دنياست جدايى افكنده مى‏شود.
و به باور «جبايى» خواسته آنان رسيدن به نعمت‏هاى بهشت است كه از آن محروم مى‏گردند.
و برخى برآنند كه: آنان به كيفر كردارشان از هر آنچه بخواهند، با ايجاد نفرت و انگيزش بى‏ميلى از جانب خدا، از آن محروم مى‏گردند؛ به گونه‏اى كه از همه چيز و همه نعمتى زده مى‏شوند؛ و اين شيوه و سنت خداست كه با كفرگرايان و بيدادگران پيشين نيز همين گونه عمل شد.
به باور پاره‏اى مفهوم جمله آخر اين است كه: با جامعه‏ها و امت‏هاى گذشته‏اى كه بسان اين كفرگرايان و ظالمان بودند، و در راه و رسم و مسلك و مرام خود با اينان هماهنگ و هم‏عقيده بودند، بدين صورت رفتار گرديد كه با ديدن عذاب و كيفر، ديگر توبه آنان پذيرفته نشد.
و «ضحاك» بر آن است كه آيه شريفه اشاره به پيل‏سوارانى دارد كه براى ويران ساختن كعبه آمده بودند و خدا آنان را نابود ساخت.
إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُرِيب‏
چرا كه آنان در مورد رستاخيز و كيفر و پاداش خدا، سخت در ترديد بودند.
به باور پاره‏اى آنان در رسيدن عذاب در ترديد بودند.
واژه «مريب» به مفهوم ترديدكننده است، و به كار رفتن آن پس از واژه «شك» بسان اين است كه گفته مى‏شود: راستى كه اين داستان عجيب است؛ عجيب و شگفت‏انگيز!
پرتوى از سوره مباركه‏
ترجمه و تفسير آيات پنجاه و چند گانه اين سوره مباركه نيز به يارى خدا و لطف او از نظر گذشت و در اين همراهى و همدلى با مفاهيم انسان‏ساز و معارف بلند و درس‏هاى روح‏بخش و شخصيت‏پرورى آشنا شديم.
اگر بخواهيم در پايان اين سفر علمى و تفسيرى، موضوعات متنوع و مفاهيم گوناگون و ارجدار اين سوره را به صورت چكيده و گويا در تابلويى بنگريم، با اين درس‏هاى ارزنده و زندگى‏ساز روبه‏رو مى‏گرديم:
1- آفريدگارى و تدبير خدا و دانش بى‏كران او،
2- پندار شرك‏گرايان در باره معاد و روشنگرى قرآن،
3- ارزش دانش و موقعيت دانشوران حقگرا،
4- سرگذشت درس‏آموز داود و نعمت‏هاى گران خدا بر او،
5- سرگذشت تفكرانگيز سليمان،
6- مرگ عبرت‏انگيز پرشكوه‏ترين فرمانرواى گيتى،
7- راز درگذشت او به صورت ايستاده،
8- سرچشمه نعمت‏ها و عزّتها،
9- بهترين شيوه سپاسگزارى،
10- هشدار از آسيب‏پذيرى انسان،
11- سرگذشت عبرت‏انگيز جامعه و تمدن «سبأ»
12- انسان نه محكوم شيطان درون است و نه مقهور شيطانهاى برون،
13- آن داور دانا و آگاه،
14- رسالت جهانى پيامبر،
15- اين رستاخيز كى خواهد آمد؟
16- صحنه‏هايى دردناك از رستاخيز بيدادگران،
17- آيا فزونى ثروت و فرزند، راز برترى است؟
18- معيار و ملاك برترى،
19- آيا بخشش مايه فزونى ثروت مى‏گردد؟
20- چگونه دارايى خويشتن را بيمه كنيم؟
21- سرچشمه هر دگرگونى مطلوب و نامطلوب!
22- آن گاه كه براى بيدادگران راه گريزى نخواهد بود...

پاورقی :