• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
    سوره : الفرقان آیه : 71
متن عربی آیه : وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا
شان نزول آیه


ترجمه به زبانهای مختلف
  • و هر که توبه کند و کار شايسته کند ، به شايستگی نزد خدا بازگردد

  • ترجمه فولادوند
    و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد، در حقيقت به سوى خدا بازمى‏گردد.

  • ترجمه مجتبوی
    و هر كه توبه كند و كار شايسته كند، همانا او به خدا باز مى‏گردد بازگشتى بسزا.

  • ترجمه مشکینی
    و هر كه توبه كند و عمل شايسته انجام دهد پس او به نحوى نيكو و رضايت‏بخش به سوى خدا باز مى‏گردد (پس تبديل گناه به ثواب عجيب نيست)

  • ترجمه بهرام پور
    و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد، به طور نيكو به سوى خدا باز مى‏گردد
وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا
  • 71. And whoever repents and does good, he surely turns to Allah a (goodly) turning.
  • Traduction 1
    Et quiconque se repent et accomplit une bonne œuvre c'est vers Allah qu'aboutira son retour.

  • Traduction 2
    Et quiconque se repent et accomplit une bonne oeuvre c'est vers Dieu qu'aboutira son retour.

  • Traduction 3
    Et quiconque se repent et accomplit une bonne oeuvre c'est vers Dieu qu'aboutira son retour.

  • Traduction 4
    et quiconque se repent et accomplit une bonne œuvre c'est vers Allah qu'aboutira son retour.
  • Wenn einer umkehrt und rechtschaffen handelt, wendet er sich buكfertig Gott wieder zu.
  • Quien se arrepienta y obre bien dará muestras de un arrepentimiento sincero.
  • Kim tövbe eder ve iyi işlerde bulunursa şüphe yok ki o, Allah'a, tövbesi kabûl edilmiş olarak döner.

  • Abdülbaki Gölpınarlı Meali
    Ve her kim tevbe edip iyi davranış gösterirse, şüphesiz o, tevbesi kabul edilmiş olarak Allah'a döner.

  • Süleyman Ateş Meali
    Kim tevbe eder ve faydalı iş yaparsa o, makbul bir kimse olarak Allah'a döner.

  • Muhammed Esed Meali
    Kim tövbe eder ve iyi işlerde bulunursa şüphe yok ki o, Allah'a, tövbesi kabûl edilmiş olarak döner.

  • Ali Bulaç Meali
    Kim tevbe eder ve salih amellerde bulunursa, gerçekten o, tevbesi (ve kendisi) kabul edilmiş olarak Allah'a döner.

  • Elmalılı Hamdi Yazır Meali
    Zaten kim ki tevbe eder ve (sonra da) dürüstçe, erdemlice davranırsa, gereği üzere Allah'a yönelen işte odur.
  • Barang siapa yang taubat dan ber@amal salih, maka sesungguhnya ia bertaubat kepada Allah sebenar-benarnya taubat.
  • A onaj koji se pokaje i radi dobro potun se predaje Bogu.
  • اور جو توبہ کرتا ہے اور نیک عمل انجام دیتا ہے تو وہ اللہ کی طرف حقیقی طور پر رجوع کرتا ہے 
  • Османов
    71.  Тот, кто раскаялся пред Аллахом и совершил доброе дело, воистину, он раскаялся искренне.

  • Кулиев
    71.   Кто раскаивается и поступает праведно, тот действительно возвращается к Аллаху.

  • Крачковский
    71.   (71). А кто обратился и творил благое, то, поистине, он обращается к Аллаху с верным обращением.



تفاسیر مختلف قرآن
تفسیر مجمع البيان
71 - و هر آن كس توبه كند و كار شايسته‏اى انجام دهد، بى‏ترديد با بازگشتى [پسنديده‏] به سوى پروردگارش باز مى‏گردد.
72 - و آنان [كسانى هستند] كه به دروغ [و نا روا] گواهى نمى‏دهند، و چون بر بيهوده بگذرند بزرگوانه [بر آن‏] مى‏گذرند.
73 - و آنانند كه چون به آيات پروردگار خود اندرز داده شوند، [با گوش شنوا و چشم بينا به آنها روى مى‏آورند و] كر و كور بر روى آنها نمى‏افتند.
74 - و آنان هستند كه [نيايشگرانه‏] مى‏گويند: پروردگارا، از ميان همسران و فرزندان‏مان [مايه‏] چشم روشنى‏هايى به ما ارزانى‏دار، و ما را پيشواى پروا پيشگان قرار ده!
75 - آنان هستند كه به پاس آنكه شكيبايى ورزيدند، غرفه [هاى پر شكوه بهشتى‏] به آنان پاداش داده مى‏شود، و در آنجا با درود و سلامى [گرم‏] روبه‏رو خواهند شد.
76 - در آنجا جاودانه خواهند بود [راستى كه چه نيكو قرارگاه و [چه خوش‏] جايگاهى است [كه آنان دارند] .
77 - [هان اى پيامبر! به شرك گرايان‏] بگو: اگر پروردگارم [براى اتمام حجّت‏] شما را [به فرمانبردارى خويش‏] فرا نخوانده بود، [هرگز] به شما بهايى نمى‏داد، چرا كه [شما آيات او را] دروغ انگاشتيد [و بر انكار خود پا فشارى كرديد] ، از اين‏رو [اين حق‏ستيزى و عملكرد ناپسند] هماره با شما خواهد بود [و كيفرش دامانتان را خواهد گرفت‏].

نگرشى بر واژه‏ها
«زور»: اين واژه در اصل به مفهوم انحراف از حق و عدالت است، و به همين مناسبت به دروغ - كه انحراف از راه راست و گفتار درست است - «زور» گفته مى‏شود.
«لغو»: به هر كارى كه از ديدگاه خرد، هدف و ره‏آورد شايسته‏اى ندارد، گفته مى‏شود.
«قرة عين»: مايه چشم روشنى، چرا كه واژه «قرّة» به مفهوم آرامش و قرار و خنكى چشم به هنگام شادى و شادمانى آمده است.

تفسير
چند نشان ديگر بندگان خاص خدا
در آيات پيش از توبه و بازگشت به سوى خدا سخن رفت، اينك در نخستين آيه مورد بحث در بيان چگونگى توبه راستين و مورد پسند مى‏فرمايد:
وَمَنْ تابَ وَعَمِلَ صالِحاً فَاِنَّهُ يَتُوْبُ اِلَى اللَّهِ مَتاباً.
و هر كس از گناه و نافرمانى خدا دورى جويد و با بازگشت به سوى او و پشيمانى از گناه كار شايسته انجام دهد، بى‏گمان با بازگشتى پسنديده به سوى پروردگارش باز مى‏گردد.
«على بن عيسى» در تفسير آيه شريفه ميان بازگشت از گناه و زشتى، و بازگشت به سوى خدا فرق گذاشته و بر آن است كه بازگشت به سوى خدا كارى است كه در خور پاداش است، امّا بازگشت از زشتى و گناه به خودى خود اين خاصيت را ندارد.
بنابراين منظور آيه اين است كه: هركس از گناهان خويش بازگشت، بايد به سوى خدا باز گردد و هدفش از توبه به دست آوردن پاداش و خشنودى او باشد.
و به باور پاره‏اى ديگر، منظور از توبه و انجام كارهاى شايسته كه در آيه آمده، گسستن و بريدن از همه چيز و همه كس و پيوستن به خداست.
يك انسان هنگامى كه تن به خدمت يكى از فرمانروايان گيتى مى‏سپارد، در برابر اين تصميم و عملكردش گرامى مى‏گردد، حال بايد ديد كه اگر كسى از همه چيز و همه كس بگسلد و به خدا روى آورد و به راستى فرمان او را گردن گزارد و هشدارهايش ر ا به جان بپذيرد، چگونه عزّت يافته و در پرتو لطف آفريدگار و فرمانرواى واقعى دنيا و آخرت به اوج سرفرارى و عظمت پر مى‏كشد.

در دوّمين آيه مورد بحث، در ترسيم نهمين ويژگى بندگان خاصّ خدا مى‏فرمايد:
وَالَّذِيْنَ لايَشْهَدُوْنَ الزُّوْرَ
و بندگان خاصّ خدا آن كسانى هستند كه در مجالس باطل و بيهوده حضور نمى‏يابند. مجالس باطل، شامل مجالس غنا و بيهوده‏گويى و فحش نيز مى‏گردد.
به باور پاره‏اى واژه «زور» به مفهوم شرك است.
امّا به باور پاره‏اى ديگر به معناى دروغ است، و مى‏دانيم كه دروغى زشت‏تر از شرك وجود ندارد.
و از ديدگاه برخى منظور از «زور» اعياد يهود و مسيحيان است.
«مجاهد» مى‏گويد: «زور» به مفهوم غناست؛ و از حضرت باقر و صادق - كه درود خدا بر آنان باد - نيز اين ديدگاه روايت شده است.
و برخى بر آنند كه «زور» به معناى گواهى دروغ مى‏باشد. با اين بيان منظور آيه شريفه اين است كه: و بندگان خاص خدا كسانى هستند كه گواهى دروغ نمى‏دهند.
در اين مورد آورده‏اند كه: «عمر» گواهى دهنده دروغ را چهل تازيانه مى‏زد و چهره‏اش را سياه مى‏كرد و او را در بازار مى‏گرداند.
يادآورى مى‏گردد كه «زور» به مفهوم تزوير و جلوه دادن باطل و بيداد به صورت حق و عدالت است.
وَاِذا مَرُّوْا بِالْلَغْوِ مَرُّوْا كِراماً.
و هنگامى كه بر كار بيهوده‏اى عبورشان افتد و از گناهان و زشتى‏ها بگذرند، بزرگوارانه مى‏گذرند و به روشنى نشان مى‏دهند كه از اين كارها خشنود نيستند؛ چرا كه آنان خود را برتر از اين مى‏دانند كه در اين كارها وارد شوند و يا با مردمى كه به اين كارها دست مى‏زنند معاشرت نماييد.
روشن است كه بزرگوارى و بزرگ‏منشى اين بندگان شايسته خدا، به آنان اجازه نمى‏دهد كه مقررات و شئون دينى و انسانى خود را زير پا گذارند و با هر كس و نا كس نشست و برخاست كنند.
به باور پاره‏اى منظور از برخورد بزگوارانه و بزرگ‏منشانه اين است كه وقتى به كسانى مى‏رسند كه به آنان زشت و ناروا مى‏گويند، چشم پوشى مى‏كنند و هنگامى كه به كسانى مى‏رسند كه از آنان يارى مى‏خواهند، آنان را يارى مى‏نمايند.
از حضرت باقر عليه السلام آورده‏اند كه، منظور آيه شريفه اين است كه: آنان نام اعضا و اندام‏هاى جنسى را به اشاره و كنايه ياد مى‏كنند و بطور تحريك‏آميز سخن نمى‏گويند.
به باور ما «لغو» در اصل به كارهاى بيهوده و بى‏فايده گفته مى‏شود خواه باطل و ناپسند باشند يا نه، به همين جهت به كار آدم غافل و فراموشكار نيز كار لغو و بيهوده گفته مى‏شود در حالى كه كار چنين انسانى نه پسنديده است و نه ناپسند ، مگر اينكه زيان آن به ديگرى برسد كه در آن صورت مورد بحث است كه آيا پسنديده است و يا ناپسند؟

و نيز در ترسيم دهمين وصف و ويژگى بندگان خاصّ خدا مى‏فرمايد:
وَالَّذِيْنَ اِذا ذُكِّرُوْا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُماًّ وَعَمْياناً.
و بندگان خاص خدا آن كسانى هستند كه چون به آيات و دليل‏هاى يكتايى پروردگار خويش پند و اندرز داده شوند، كر و كور بر روى آنها نمى‏افتند، بلكه با چشم بينا و گوش شنوا و دل حق‏پذير به سوى آنها روى مى‏آورند و بهره معنوى مى‏برند و راه مى‏يابند.
«حسن» در اين مورد مى‏گويد: چه بسيار كسانى كه قرآن را مى‏خوانند، امّا در آن نمى‏انديشند و كور و كر مى‏مانند.
و مى‏افزايد:
وَالَّذِيْنَ يَقُوْلُوْنَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ اَزْواجِنا وَذُرِّياتِنَا قُرَّةَ اَعْيُنٍ‏
يازدهمين وصف ويژگى اين بندگان شايسته كردار خدا اين است كه با احساس مسئوليت در برابر خانه و خانواده و نسل و تبار خويش، افزون بر انجام وظايف، به بارگاه خدا روى مى‏آورند كه: پروردگارا، از همسران و فرزندان ما، مايه روشنى ديدگانى به ما ارزانى دار كه با پرستش شايسته و بايسته تو و انجام كارهاى شايسته در اين سرا ما را دل خوش و شادمان سازند و در سراى آخرت نيز به بهشت پرطراوت و زيبا در آيند.
وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِيْنَ اِمَاماً.
و ما را پيشواى پرواپيشگان قرار ده تا آنان به ما اقتدا نمايند و ما را الگو و سرمشق خويش قرار دهند.

پاداش پرشكوه بندگان خاص خدا
اينك پس از ترسيم ويژگى‏هاى بندگان خاص خدا، در اشاره به پاداش پرشكوه آنان مى‏فرمايد:
اُولئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا
آنان هستند كه با اين ويژگى‏هاى و اوصاف و به پاس آنكه در زندگى خويش در فرمانبردارى از خدا و پيامبر و فراز و نشيب‏هاى زندگى شكيبايى ورزيدند، غرفه‏هاى پرشكوه بهشت برين به آنان پاداش داده مى‏شود.
اصل واژه «غرفه» به مفهوم ساختمان است كه بر فراز ساختمان ديگرى بنياد مى‏گردد، امّا به باور برخى نام برترين منزلگاه‏هاى پرطراوت و زيباست، درست همان‏گونه كه در اين جهان نيز به طبقات فوقانى منازل و اطاق‏هاى بالا غرفه مى‏گويند.
وَيُلَقَّوْنَ فيها تَحِيَّةَ وَسَلاماً.
و در بهشت و غرفه‏هاى پرشكوه آن، فرشتگان آنان را با درود و سلام و سخنان شادى‏بخش و نويد و مژده به پاداش وصف ناپذير خدا ديدار مى‏كنند.

و مى‏افزايد:
خالِدِيْنَ فيْها حَسُنَتْ مُسْتَقَراًّ وَمُقاماً.
در آن بهشت پرطراوت و زيبا و در ميان غرفه‏ها و بوستان‏هاى پرنعمت آن، هماره پاينده و جاودانه خواهند ماند؛ و راستى كه چه جايگاه پرشكوه و خوبى، و چه اقامت‏گاه زيبا و دل‏انگيزى!!

در آخرين آيه مورد بحث كه آخرين آيه اين سوره نيز مى‏باشد روى سخن را به پيامبر گرامى مى‏كند و مى‏فرمايد:
قُلْ ما يَعْبْاُ بِكُمْ رَبِّى لَوْلا دُعاءُكُمْ‏
هان اى پيامبر! بر شرك‏گرايان بگو: اگر پروردگارم از روى حكمت و مصلحت شما را به فرمان‏بردارى خويش فرا نخوانده بود، هرگز بها و ارزشى به شما نمى‏داد.
منظور اين است كه به شرك‏گرايان خاطر نشان گردد كه نيكوكارى و يا بدرفتارى شما براى خدا سود و زيانى ندارد تا خدا به خاطر سود و زيان خويش شما را به دين‏باورى و ديندارى فرا خواند و از گناه و بيداد هشدار دهد، بلكه اين حكمت و فرزانگى ا وست كه بندگانش را به وسيله پيامبران و كتاب‏هاى آسمانى به راه راست فرا مى‏خواند و از كجروى و بدانديشى و شرك و بيداد برحذر مى‏دارد.
به باور پاره‏اى منظور اين است كه: اگر يكتاپرستى و ايمان و كارهاى شايسته شما انسان‏ها نبود، هرگز پروردگارم بهايى به شما نمى‏داد.
با اين بيان واژه «دعا» در اينجا به مفهوم عبادت و پرستش است و آيه شريفه نشانگر اين حقيقت است كه هركس خدا را نشناسد و او را خالصانه نپرستد و مقررات او را رعايت ننمايد در بارگاه او ارزشى نخواهد داشت.
و به باور پاره‏اى ديگر منظور اين است كه: اگر نه اين بود كه شما به هنگام روى آوردن گرفتارى‏ها و مشكلات در فراز و نشيب‏هاى زندگى با همه وجود به سوى او روى مى‏آوريد و دعا مى‏كنيد خدا به شما بهايى نمى‏داد و در بارگاه او قدر و منزلتى نداشتيد.
در تأييد اين ديدگاه از پنجمين امام نور آورده‏اند كه فردى از آن حضرت پرسيد:
كثرة القرائة افضل ام كثرة الدّعاء افضل؟
هان اى پسر پيامبر! آيا تلاوت بسيار قرآن شريف از ديدگاه شما برتر و ارجمندتر است يا راز و نياز و نيايش فراوانتر؟
آن حضرت در پاسخ فرمود:
كثرة الدعاء افضل و قرأ هذه الآية...(32)
بسيارى دعا و نيايش خالصانه با خدا برتر از بسيارى تلاوت قرآن است، و آن‏گاه به تلاوت آيه مورد بحث پرداخت كه:
قل ما يعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم...
هان اى پيامبر، بگو: اگر دعا و نيايش خالصانه شما نباشد پروردگارم به شما بهايى نمى‏دهد.
فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزامَا
چرا كه شما كفرگرايان دعوت خدا و پيامبرش را دروغ شمرديد و ديرى نخواهد پاييد كه كيفر كارتان دامانتان را خواهد گرفت.
به باور پاره‏اى منظور اين است كه: اين حق‏ستيزى و حق‏گريزى و مخالفت شما با دعوت خدا و پيامبر، دامانگيرتان شده و راه توبه و بازگشت به سوى خدا را بر روى شما مى‏بندد و كيفر مى‏شويد.
امّا به باور پاره‏اى ديگر منظور اين است كه: شما به كيفر اين حق‏ستيزى و تكذيب آيات، در اين سرا كيفر خواهيد شد و در جنگ «بدر» طعم تلخ مرگ ذلّت‏بار را خواهيد چشيد.
از ديدگاه برخى در سراى آخرت كيفر خواهيد شد.
و از ديدگاه برخى ديگر، هم در اين سرا كيفر كفر و بيدادتان گريبانتان را مى‏گيرد و هم در سراى آخرت.

پرتوى از آيات‏
در آياتى كه گذشت يكى چند نكته ديگر در خور تعمّق و تدبر است كه به طور فشرده طرح مى‏گردد:

1 - ويژگى‏هاى دوازده‏گانه بندگان خاص خدا
در آياتى كه ترجمه و تفسير آنها گذشت، قرآن شريف صفات و ويژگى‏هاى بندگان شايسته و بايسته و برجسته خدا يا «عباد الرحمان» را به تابلو مى‏برد تا به كسانى كه مدّعى بندگى خدا و ايمان راستين و فرمان‏بردارى از او هستند نشان دهد كه بايد اين‏گونه باشند، و خود را از نظر انديشه و عقيده، ايمان و باور قلبى، اخلاق و آراستگى به ارزش‏هاى انسانى، رفتار و عملكرد فردى، خانوادگى، اجتماعى، اقتصادى و سياسى اين‏گونه آراسته سازند، اين‏ويژگى‏هاى دوازده‏گانه عبارتند از:
1 - فروتنى و تواضع در زندگى،(33)
2 - بردبارى در برابر ناآگاهان،(34)
3 - پرستش و عبادت عاشقانه و خالصانه،(35)
4 - بيم و ترس از كيفر خدا و چاره‏انديشى براى نجات و رستگارى،(36)
5 - اعتدال و ميانه‏روى و پرهيز از افراط و تفريط در زندگى،(37)
6 - توحيدگرايى خالص و ناب و دورى از شرك و آفت‏هاى آن،(38)
7 - رعايت حق حيات و زندگى انسان‏ها و دست نيالودن به خون بى‏گناهان،(39)
8 - پاكدامنى و عفت ورزيدن،(40)
9 - رعايت حقوق ديگران و پرهيز از زورمدارى،(41)
10 - هدفدارى در زندگى و دورى از بيهوده‏كارى و بيهوده‏گويى،(42)
11 - حق‏جويى و حق‏پويى و حق‏طلبى و دورى از تعصّب كور و حق‏ستيزى،(43)
12 - احساس مسئوليت در نظام خانواده و در انديشه نسل بودن،(44)
13 - داشتن همت بلند و آرمان والا و جهاد در اين راه.
آرى، اين زنجيره و فهرستى از صفات برجسته و نشانه‏هاى غرور آفرين و ويژگى‏هاى درس‏آموز و الهام بخش «عباد الرحمن» يا بندگان خاص خداست، كه آراستگى به اين نشانه‏ها انديشه‏اى بلند و همتى والا و اخلاص و ايمانى عميق مى‏طلبد.

2 - پاداش پرشكوه آنان‏
پاداش پرشكوه آنان افزون بر سرفرازى و سر بلندى اين سرا، و افزون بر زندگى سرشار از آرامش و آسايش روحى و وجدانى و افزون بر احساس خوشبختى راستين، به گونه‏اى كه در اين آيات آمده است عبارتند از:
1 - بهشت پرطراوت و پر نعمت خدا،
2 - برترين و بهترين قرارگاه‏هاى بهشت،
3 - رويارويى با احترام و گراميداشت خدا و فرشتگان او و همه شايستگان عصرها و نسل‏ها.
4 - زندگى پر افتخار و جاودانه در بهشت،
5 - و ديگر خشنودى خدا از آنان.

3 - و ديگر نقش دعا در زندگى انسان‏ها
آخرين آيه مورد بحث نيز نشانگر نقش سرنوشت‏ساز دعا و نيايش و راز و نياز با خدا در خودسازى و خودشناسى و يكتاپرستى و شايسته‏كردارى، در زندگى انسان‏هاست و نشان مى‏دهد كه به راستى اگر دعا و نيايش انسان‏ها نباشد خدا به آنان بهايى نمى‏دهد، چر ا كه دعاست كه انسان را با سرچشمه هستى پيوند مى‏دهد و او را با خدا آشنا مى‏سازد.
با ياد اوست كه زنگارهاى دل را شستشو مى‏دهد و آن را صيقل و جلا مى‏بخشد.
براى رسيدن به خواسته خويش از بارگاه اوست كه انديشه و عملكرد را مى‏تواند خدا پسندانه سازد.
و در راه پذيرفته شدن دعاست، كه همه تلاش و كوشش خويش را به كار مى‏گيرد و آن‏گاه در بن‏بست‏ها با اميد و پرنشاط دست به دعا بر مى‏دارد.
آرى، به راستى كه دعا به انسان بها و ارج و قدر و منزلت مى‏دهد...
پيامبر گرامى فرمود:
الدّعاء سلاح المؤمن، و عمود الدّين و نور السّموات و الأرض.(45)
دعا سلاح انسان توحيدگرا و با ايمان، پايه دين و مايه روشنايى آسمان‏ها و زمين است.
امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
الدعاء مفاتيح النجاح، و مقاليد الفلاح و خير الدّعا ما صدر عن صدر نقىّ و قلب تقىّ.(46)
دعا كليد پيروزى و سرفرازى، و راز رستگارى و شكوه است، و بهترين دعا نيز آن دعايى است كه از سينه پاك و قلب پروا پيشه بر خيزد.
بار خدايا، ما را از بندگان خاصّ و شايسته كردارت قرار ده! آمين يا اللّه.
پاورقی :