• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    سوره : المؤمنون آیه : 15
متن عربی آیه : ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُونَ
شان نزول آیه
پسندیدم


ترجمه به زبانهای مختلف
  • و بعد از اين همه شما خواهيد مرد

  • ترجمه فولادوند
    بعد از اين [مراحل‏] قطعاً خواهيد مرد.

  • ترجمه مجتبوی
    سپس شما از پس آن هر آينه مردگانيد.

  • ترجمه مشکینی
    سپس شما بعد از آن (كه به دنيا آمديد و زندگى كرديد) حتما محكوم به مرگيد

  • ترجمه بهرام پور
    سپس شما بعد از اين [مراحل‏] قطعا خواهيد مرد
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُونَ
  • 15. Then after that you will most surely die.
  • Traduction 1
    Et puis, après cela vous mourrez.

  • Traduction 2
    Et puis, après cela vous mourrez.

  • Traduction 3
    Et puis, après cela vous mourrez.

  • Traduction 4
    Et puis, après cela vous mourrez.
  • Hierauf, nachdem dies (alles) vor sich gegangen ist (und ihr ins Leben gerufen worden seid), habt ihr zu sterben.
  • Luego, después de esto, habéis de morir.
  • Sonra şüphe yok ki siz öleceksiniz,

  • Abdülbaki Gölpınarlı Meali
    Sonra siz bunun ardından, muhakkak ki öleceksiniz.

  • Süleyman Ateş Meali
    Sonra siz, bunun ardından öleceksiniz.

  • Muhammed Esed Meali
    Sonra şüphe yok ki siz öleceksiniz.

  • Ali Bulaç Meali
    Sonra bunun ardından siz gerçekten ölecek olanlarsınız.

  • Elmalılı Hamdi Yazır Meali
    Ve bütün bunlardan sonra, kaçınılmaz olarak (hepiniz) ölümü tadıyorsunuz;
  • Kemudian sesudah itu kamu mati.
  • Zatim ćete vi iza toga pomrijeti,
  • پھرا س کے بعد تم بلاشبہ مر جاتے ہو 
  • Османов
    15.  Потом, после всего этого, вам предстоит умереть.

  • Кулиев
    15.   После этого вы непременно умрете.

  • Крачковский
    15.   (15). потом вы после этого умираете.



تفاسیر مختلف قرآن
تفسیر نمونه
مراحل تكامل جنين در رحم مادر
ذكر اوصاف مؤ منان راستين و همچنين پاداش بى نظيرى كه خداوند به آنها مى دهد در آيات گذشته ، اين شوق را در دلها زنده مى كند كه بايد به صفوف آنها پيوست ، اما از چه راهى ؟ و از كدام طريق ؟
آيات مورد بحث و قسمتى از آيات آينده ، طرق اساسى تحصيل ايمان و معرفت را نشان مى دهد، نخست دست انسان را گرفته و به كاوش در اسرار درون و
((سير در عالم انفس )) وا مى دارد، و در آياتى كه بعد از آن خواهد آمد او را به جهان برون و موجودات شگرف عالم هستى توجه مى دهد و به ((سير آفاقى )) مى پردازد.
نخست مى گويد: ((ما انسان را از چكيده و خلاصه اى از گل آفريديم )) (و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طين ).
آرى اين گام نخست است كه انسان با آن عظمت ، با آنهمه استعداد و شايستگى ها اين افضل مخلوقات و برترين موجودات جهان از خاكى بى ارزش ‍ است همان خاكى كه در كم ارزش بودن ضرب المثل است ، و اين نهايت قدرتنمائى او است كه از چنين مواد ساده اى چنان موجود بديعى آفريد.
در آيه بعد اضافه مى كند:
((سپس او را نطفه اى قرار داديم در قرارگاه امن و امانى )) (ثم جعلناه نطفة فى قرار مكين ).
در حقيقت نخستين آيه به آغاز وجود همه انسانها اعم از آدم و فرزندان او اشاره مى كند كه همه به خاك باز مى گردند و از گل برخاسته اند، اما در دومين آيه به تداوم نسل آدم از طريق تركيب نطفه نر و ماده و قرار گرفتن در قرارگاه رحم توجه مى دهد.
در حقيقت اين بحث شبيه تعبيرى است كه در آيات 7 و 8 سوره سجده آمده است : و بدء خلق الانسان من طين ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهين ((آغاز آفرينش انسان را از گل قرار داد و نسل او را از چكيده اى از آب بى ارزش )).
تعبير از رحم به ((قرار مكين )) (قرارگاه امن و امان ) اشاره به موقعيت خاص ‍ رحم در بدن انسان است ، در واقع در محفوظترين نقطه بدن كه از هر طرف
كاملا تحت حفاظت است قرار گرفته ، ستون فقرات و دنده ها از يك سو، استخوان نيرومند لگن خاصره از سوى ديگر، پوششهاى متعدد شكم از سوى سوم حفاظتى كه از ناحيه دستها به عمل مى آيد از سوى چهارم ، همگى شواهد اين قرارگاه امن و امان است .
بعد به مراحل شگفت آور و بهت آور سير نطفه در رحم مادر و چهره هاى گوناگون خلقت كه يكى بعد از ديگرى در آن قرارگاه امن و دور از دست بشر ظاهر مى شود اشاره كرده مى فرمايد: ((سپس ما نطفه را به صورت خون بسته اى درآورديم و بعد اين خون بسته را به ((مضغه )) كه شبيه گوشت جويده است تبديل كرديم و بعدا آن را به صورت استخوان در آورديم ، و از آن پس بر استخوانها گوشت پوشانديم )) (ثم خلقنا النطفة علقة فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظاما فكسونا العظام لحما).
اين چهار مرحله متفاوت كه به اضافه مرحله نطفه بودن ، مراحل پنجگانه اى را تشكيل مى دهد هر كدام براى خود عالم عجيبى دارد مملو از شگفتيها كه در علم جنين شناسى امروز دقيقا مورد بررسى قرار گرفته و پيرامون آن كتابها نوشته اند، ولى روزى كه قرآن از اين مراحل مختلف خلقت جنينى انسان و شگفتيهاى آن سخن مى گفت ، اثرى از اين علم و دانش نبود.
و در پايان آيه به آخرين مرحله كه در واقع مهمترين مرحله آفرينش بشر است با يك تعبير سر بسته و پر معنى اشاره كرده مى فرمايد: ((سپس ما او را آفرينش ‍ تازه اى بخشيديم )) (ثم انشاناه خلقا آخر).
((بزرگ و پر بركت است خدائى كه بهترين خلق كنندگان است )) (فتبارك الله احسن الخالقين ).
آفرين بر اين قدرتنمائى بى نظير كه در ظلمتكده رحم اين چنين تصوير
بديعى با اينهمه عجائب و شگفتيها بر قطره آبى نقش مى زند.
آفرين بر آن علم و حكمتى كه اينهمه استعداد و لياقت و شايستگى را در چنين موجود ناچيزى ايجاد مى كند، آفرين بر او و بر خلقت بى نظيرش .
ضمنا بايد توجه داشت كه ((خالق )) از ماده خلق ، و خلق در اصل به معنى اندازه گيرى است ، هنگامى كه يك قطعه چرم را براى بريدن ، اندازه گيرى مى كنند، عرب واژه ((خلق )) در باره آن به كار مى برد، و از آنجا كه در آفرينش ‍ مساءله اندازه گيرى بيش از همه چيز اهميت دارد اين كلمه خلق در باره آن به كار رفته است .
تعبير به ((احسن الخالقين )) (بهترين آفرينندگان ) اين سؤ ال را به وجود مى آورد كه مگر غير از خدا آفريدگار ديگرى وجود دارد؟!
بعضى از مفسران توجيهات گوناگونى براى آيه كرده اند، در حالى كه نيازى به اين توجيهات نيست ، و كلمه خلق به معنى اندازه گيرى و صنعت درباره غير خداوند نيز صادق است ، ولى البته خلق خدا با خلق غير او از جهات گوناگونى متفاوت است :
- خداوند ماده و صورت اشياء را مى آفريند، در حالى كه اگر انسان بخواهد چيزى ايجاد كند تنها مى تواند با استفاده از مواد موجود اين جهان صورت تازه اى به آن ببخشد مثلا از مصالح ساختمانى خانه اى بسازد، يا از آهن و فولاد، اتومبيل يا كارخانه اى اختراع كند.
- از سوئى ديگر خلقت و آفرينش خداوند، نامحدود است و او آفريدگار همه چيز است الله خالق كل شى ء (سوره رعد آيه 16) در حالى انسان موجودات بسيار محدودى را مى تواند ابداع كند، و گاه تواءم با انواع ضعفها و نقصها است كه در جريان عمل بايد آنها را تكميل كند، اما خلق و ابداع پروردگار خالى از هر گونه عيب و نقص است .
- از سوى سوم در آنجا كه انسان توانائى بر اين امر پيدا مى كند، آن نيز به اذن
و فرمان خدا است كه بى اذن او در عالم حتى برگى بر درختى نمى جنبد چنانكه درباره حضرت مسيح (عليه السلام ) در سوره مائده آيه 110 مى خوانيم و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى : ((در آن هنگام كه تو از گل ، صورتى همچون صورت پرنده به اذن من خلق مى كردى )).
آيه بعد از مساءله توحيد و شناخت مبدء به طرز زيبا و ظريفى به مساءله ((معاد)) منتقل مى شود، و مى گويد: اين انسان با همه شگفتيهايش تا ابد زنده نمى ماند، زمانى فرا مى رسد كه اين ساختمان عجيب از هم فرو مى ريزد و شما بعد از اين زندگى همگى مى ميريد (ثم انكم بعد ذلك لميتون ).
ولى براى اينكه اين تصور پيش نيايد كه با مردن انسان همه چيز پايان مى گيريد (پس اين آفرينش با اينهمه شكوه و عظمت براى اين چند روز زندگى امرى بيهوده بوده است ) بلافاصله مى افزايد: ((سپس شما روز قيامت بار ديگر به زندگى باز مى گرديد و برانگيخته مى شويد)) (البته در سطحى عاليتر و در جهانى وسيعتر و گسترده تر) (ثم انكم يوم القيامة تبعثون ).
1 - اثبات مبدء و معاد با يك دليل
جالب اينكه در آيات فوق براى اثبات وجود خدا و قدرت و عظمت او از همان دليلى استفاده شده است كه در سوره حج براى اثبات معاد، و آن مساءله مراحل مختلف خلقت انسان در عالم جنين است و اتفاقا در ذيل همين آيات مورد بحث چنانكه ديديم گريزى به مساءله معاد نيز زده شده است .
آرى از يكسو مى توان عظمت خدا را از عجائب خلقت انسان در مخفيگاه رحم كه هر روز شكل و نقش تازه اى به خود مى گيريد شناخت كه گوئى جمعى نقاش ‍ چيره دست ، گروهى صنعتگر و ابداعگر ماهر در كنار اين قطره آب نشسته اند و شب و روز روى آن كار مى كنند و اين ذره ناچيز را در زمان بسيار كوتاهى با ظرافت فوق العاده از مراحل و گذرگاههاى مختلف حيات مى گذرانند.
اگر مى توانستيم از مراحل رشد و نمو جنين بطور كامل فيلم بردارى كنيم و آنها را از مقابل چشم بگذرانيم آنگاه مى فهميديم چه شگفتيها در اين كار نهفته است ؟
هر چند پيشرفت فوق العاده جنين شناسى در عصر ما و تحقيقات روز افزون دانشمندان و تجربيات و آزمايشهايشان روى اين امر، بسيارى از مسائل را روشن ساخته و هنگامى كه انسان در برابر نتيجه اين تحقيقات قرار مى گيريد بى اختيار جمله فتبارك الله احسن الخالقين را زمزمه مى كند.
و از سوى ديگر اين آفرينشهاى پى در پى كه هر روز چهره تازه اى به خود مى گيريد، و اصولا پيدايش يك انسان كامل از يك قطره كوچك آب ، بيانگر قدرت خداوند بر مساءله معاد و بازگشت انسان به زندگى مجدد است ، و به اين ترتيب با بيان يك دليل دو هدف و با يك كرشمه دو كار، انجام شده است .
2 - آخرين مرحله تكامل انسان در رحم
جالب اينكه در مراحل پنجگانه اى كه براى آفرينش انسان در آيه فوق ذكر شده همه جا تعبير به ((خلق )) شده است ، اما هنگامى كه به آخرين مرحله مى رسد تعبير به ((انشاء)) مى كند.
((انشاء)) همانگونه كه ارباب لغت گفته است به معنى ((ايجاد كردن چيزى
تواءم با تربيت آن )) است ، اين تعبير نشان مى دهد كه مرحله اخير با مراحل قبل (مرحله نطفه و علقه و مضغه و گوشت و استخوان ) كاملا متفاوت است مرحله اى است مهم كه قرآن از آن سر بسته ياد كرده و تنها مى گويد: ((سپس ما به آن آفرينش تازه اى داديم )) و بلافاصله پشت سر آن ((فتبارك الله احسن الخالقين )) مى گويد.
اين چه مرحله اى است كه اين قدر شايان اهميت است ، اين همان مرحله اى است كه جنين وارد مرحله حيات انسانى مى شود، حس و حركت پيدا مى كند، و به جنبش در مى آيد كه در روايات اسلامى از آن تعبير به مرحله ((نفخ روح )) (دميدن روح در كالبد) شده است .
اينجا است كه انسان با يك جهش بزرگ زندگى نباتى و گياهى را پشت سر گذاشته و گام به جهان حيوانات و از آن برتر به جهان انسانها مى گذارد، و فاصله آن با مرحله قبل آنقدر زياد است كه تعبير از آن با جمله ثم خلقنا كافى نبود و لذا ((ثم انشاءنا)) فرمود.
در اينجا است كه انسان ، ساختمان ويژه اى پيدا مى كند كه او را از همه جهان ممتاز مى سازد، به او شايستگى خلافت خدا در زمين مى دهد، و قرعه امانتى را كه كوهها و آسمانها بار آن را نتوانست كشيد، به نام او مى زنند.
در واقع همينجا است كه ((عالم كبير)) با همه شگفتيهايش در اين ((جرم صغير)) منطوى و پيچيده مى شود و به راستى شايسته ((تبارك الله احسن الخالقين )) است .
3 - لباس گوشتين بر اندام استخوانها!
نويسنده تفسير فى ظلال ذيل آيه مورد بحث در اينجا جمله عجيبى نقل مى كند و آن اينكه : جنين بعد از آنكه مرحله علقه و مضغه را پشت سرگذاشت تمام سلولهايش تبديل به سلولهاى استخوانى مى شود و بعد از آن تدريجا عضلات و گوشت روى آن را مى پوشاند، بنابراين جمله كسونا العظام لحما يك معجزه علمى است كه پرده از روى اين مساءله
كه در آن روز براى هيچكس روشن نبود بر مى دارد، زيرا قرآن نمى گويد: ما مضغه را تبديل به استخوان و گوشت كرديم بلكه مى گويد: ما مضغه را تبديل به استخوان كرديم و بر استخوانها لباس گوشت پوشانديم اشاره به اينكه مضغه نخست تبديل به استخوان مى شود و بعد از آن گوشت روى آن را مى پوشاند.
4 - لباس مقاوم براى استخوانها!
اصولا اينكه از عضلات تعبير به لباس مى كند خود گوياى اين واقعيت است كه اگر اين لباس بر استخوانها نبود بسيار اندام انسان زشت و نازيبا بود (درست همانند اسكلتهائى كه همه ما خود آن يا لااقل عكس آن را ديده ايم ).
از اين گذشته لباس حافظ بدن است ، عضلات نيز حافظ استخوانها هستند كه اگر آنها نبودند، ضربه هائى كه بر بدن وارد مى شد استخوانها را مرتبا صدمه مى زد يا مى شكست ، همچنين كارى را كه لباس در حفاظت انسان از گرما و سرما مى كند گوشتها در نگهدارى استخوانها كه ستون اصلى بدن هستند انجام مى دهند اينها همه نشان دهنده دقت قرآن در تعبيرات است .

پاورقی :