• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3611
  • شنبه 1385/3/13
  • تاريخ :

مدیریت حال گرا (الگوهای مدیریت خانواده (2))


نسل جوان آموخته است و تمایل دارد كه روند زندگی خویش را بسیار مشابه نسل پدران و مادران خویش كند و با تغییرات و مسائل به نوعی برخورد می شود تا وضع مطلوب یا همان وضعیت معینی از گذشته برقرار شود.

ایراد اول این گروه آن است كه آنها در جهت خلاصی از وضعیتی نامطلوب تلاش می كنند. متأسفانه وقتی انسان از دست چیزی خلاص می شود، آنچه را كه برایش مطلوب است به دست نمی آورد. انسان اغلب آنچه را كه می خواهد به دست نمی آورد. بلكه چیزی كمتر از مطلوبش نصیبش می شود . در این خانواده كه بسیار شاهد بودیم به دلیل نوع مدیریت سالارانه پیر خانواده و اطاعت بی چون و چرای اعضا، در صورت بروز یك مسئله سعی در نفی و ممنوعیت آن دارند. مثلاً بسیاری از جوانان این خانواده با ورود به جامعه دانشگاه یا اداره، حالت نیمه مستقلی به خود می گیرند و اولین بروز آن استقلال در انتخاب شریك زندگی است و چون هنگام طرح آن در خانواده مورد سرزنش و منع واقع می شوند و این كار از دید خانواده نفی می شود. لذا شاهد طغیان گری در رفتار این جوانان و ازدواج های پنهانی و جدایی مطلق از خانواده هستیم. چون این حركت نیز یك واكنش آنی و سریع است، معضلات و مشكلات عدیده ای برای هر دو خانواده جوان و خانواده سالار و به تبع كودكان آتی آنها به همراه خواهد داشت.

سازمان های گذشته گرا، اطلاعات خوبی نسبت به این كه كجا بوده اند دارند، اما در مورد این كه به كجا دارند می روند چیزی نمی دانند. حالتی شبیه خانواده های گذشته گرا یا پدرسالار كه اغلب در نشست های خانوادگی، پیر خانواده دائم از شخصیت های بزرگ فامیل كه احتمالاً در حال حاضر در قید حیات نیستند و از آثار و تجربیات آنها با آب و تاب و افتخار بسیار سخن می گوید، حال آنكه در نظر آنها، آینده خیلی شفاف نیست و اطلاع زیادی از وضعیت خود در آینده ندارند و آینده خود را نیز تصویری از همین گذشته می دانند و از تغییرات اجتماعی به وجود آمده در حال و آینده ناراضی هستند و اطرافیان را توصیه به پایبندی به اصول گذشته می كنند.

مدیریت حال گرا

برخلاف مدیران گذشته گرا، مدیران حال گرا از وضع موجود راضی اند، می گویند وضع موجود بهترین نیست، اما به اندازه كافی خوب است، نظری كه اكثر خانواده های حال گرا به آن معتقد هستند و اكثراً به جوانان خود توصیه می كنند «كاری به كارش نداشته باش»، «بگذار طبیعت كار خودش را بكند»، «سری را كه درد نمی كند دستمال نبند»، هدف حال گرایان، پیشگیری از تغییرات است.

پدر خانواده حال گرایی لایب نیتز فیلسوف آلمانی گفته است: چون خدا بنا به تعریف كامل است، جهان هم كه مخلوق اوست نمی تواند كامل نباشد.

حال گرایان معتقدند كه اگر دست به تركیب چیزی بزنی، اتفاقی هم نخواهد افتاد و همین خوب است، درست مانند بسیاری از مردان یا شوهران حال گرا كه با كوچكترین تغییری كه از جانب همسر یا فرزندان مطرح می شود مخالفت می كنند و معتقدند برای بهتر شدن كارها نباید دست به كاری زد مگر این كه ثبات و بقای خانواده یا سازمان مورد تهدید واقع شود.

آنها معتقدند، متأسفانه خیلی ها سعی می كنند اوضاع را بهتر كنند، اما تقریباً همیشه اوضاع را خرابش كرده اند. البته در صورت بروز بحران با انجام حداقل كارهای ممكن از خود واكنش نشان می دهند تا بحران را برطرف كنند. برخلاف مدیران گذشته گرا كه می كوشند علت های وقوع مسئله را از میان بردارند، مدیران حال گرا روی نشانه های بحران متمركز می شوند. اینان مدیریت بحران را پیش می گیرند و از این بابت رفتاری ضد برنامه بروز می دهند.

مثلاًً در این خانواده ها چنانچه برای جوانان یا كودك خانواده مشكلی پیش بیاید با حل مشكل به شدت مخالفت می شود، مثلاً در صورت بروز نشانه های بیماری، از رفتن به پزشك ممانعت نموده تا مبادا وضع بدتر شود. یا چنانچه درس یا شغل جوان خانواده مسئله دار می شود، آنقدر از آن چشم پوشی و اغماض می شود تا به یك بحران برسند و به قول جان فاستر والس «صبر كنید تا لبه پرتگاه قرار گیرید، آن وقت به عقب بپرید»، مشكلات خانوادگی این خانواده ها به شدت نفی و مسكوت نگه داشته باشد و از ترس بروز بحران یا این كه وضع خرابتر شود، حاضر به بحث و گفتگو در خصوص مسائل خود نیستند و هر یك واكنش فرار از قضیه را در پیش می گیرند، تا روزی كه آن مسئله به یك بحران برسد. البته در این حالت نیز واكنش آنها تنها انجام حداقل كار ممكن برای این است كه جلوی تغییرات پیش آمده را بگیرند و بحران را از بین ببرند.

علی رغم این كه انسان های حال گرا با تغییرات مخالف هستند، اما به شدت مشغول هستند، حتی اگر بحرانی در میان نباشد و كوشش برای تغییر اوضاع در كار نباشد. چون مردم به طور عموم یا كاركنان دستگاه ها، بویژه دوست ندارند كه بنشینند و هیچ كاری نكنند. بنابراین حال گرایان باید راهی پیدا كنند تا انسان ها را سرگرم هیچ كنند. خوشبختانه برای آنها الگوهایی از سازمان هست كه این كار را برایشان آسان می كند و آن بوروكراسی یا به نوعی كاغذبازی است.

در خانواده ها نیز بسیاری از خانم های خانه دار حال گرا را می بینیم كه از صبح تا شب به شدت خودشان را مشغول كرده و فعال نشان می دهند، بدون این كه هیچ كار مؤثر و مفیدی را انجام دهند. از تلفن های مكرر و پی در پی به بهانه احوالپرسی، پیگیری یك امر خانوادگی، با خبر شدن از حال دوست، همسایه، خاله یا عمه اش تا مراقبت های افراط گونه از كودكان و جوانان و یا حتی شوهر خانواده كه مثلاً داروی خود را سر وقت خورده اید. پرسش یا اعلام این كه از تك تك اعضای خانواده آیا مسواك زده اید یا فلان مراقبت بهداشتی را انجام داده اید و حتی نه تنها بیشتر اوقات خود را برای دیگران سركار می گذارند، بلكه این عادت و الگو را در خانواده رواج می دهند. این خانواده تا وقتی كه بچه ها كودك و جوان هستند با این روش سركاری قابل زندگی هستند اما همین كه جوانان خانواده به مراحل انتخاب و یا كنكور می رسند و باید وارد جامعه ای با قانون رقابت شوند، مادر یا پدر خانواده دچار بحران شده و می بایست سبك مدیریت و فعالیت های

خود را به گونه ای بنیادین دگرگون سازند.

منبع :بازآفرینی سازمان، نویسنده راسل. ال. ای كاف برگردان، تقی ناصر شریعتی، دكتر اسماعیل مردانی گیوی، دكتر سیاوش مریدی،

لینک ها

 نهاد خانواده 

 امام (ره) و خانواده 

 انسان، خانواده ، تربیت 

 نظام حیات خانواده در اسلام 

مسائل و مشكلات قانونی در خانواده

 مدیریت خانواده ، برنامه ای مدون برای زندگی 

 زندگی و رسوم خانواده های اروپایی در قرون گذشته 

نقش خانواده در بهداشت روانی ( قسمت اول )، ( قسمت دوم )، ( قسمت سوم) ، ( قسمت چهارم) 

نقش ها و وظایف همسران در به وجود آوردن خانواده ای شاد و سالم ( قسمت اول  )، ( قسمت دوم ) ، ( قسمت سوم ) ، ( قسمت چهارم )، ( قسمت پنجم )

کتاب های « روان شناسی » ، « خانواده » و « متفرقه » در فروشگاه اینترنتی تبیان

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName