• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2072
  • سه شنبه 1385/3/2
  • تاريخ :

هیچ كس نیامد به ما بگوید

بعد از آزادسازی خرمشهر جبران مافات می‌كنیم

رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ضمن شركت در یك گفت‌وگو، به یادمان شهید حسن قریب و شهید اسماعیل عمرانی عكاس و خبرنگار ایسنا كه در حادثه سقوط هواپیمای C-130 به شهادت رسیدند، ادای احترام كرد.

سردار سرتیپ پاسدار میرفیصل باقرزاده، رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در این بازدید همچنین ضمن آشنایی با نحوه كار این خبرگزاری، به سوالات خبرنگاران در زمینه‌های مختلف از جمله عملیات بیت‌المقدس، مسائل مربوط به ادب و هنر پایداری، راویان تاریخ دفاع مقدس، چرایی نامگذاری جنگ تحمیلی به نام دفاع مقدس، اعطای مدال شجاعت به رزمندگان حاضر در دوران دفاع مقدس، چرایی ادامه جنگ تحمیلی بعد از آزادسازی خرمشهر و غیره پاسخ گفت.

مقاومت 35 روزه خرمشهر

مردم خرمشهر در روزهای اول كه جنگ غافلگیرانه تحمیل شد، 35 روز مقاومت كردند،‌اما یك كشوری مثل كویت نتوانست نیم ساعت در مقابل صدام دوام بیاورد و عراقی‌ها در نقاطی كه كاملا اختصاصی بود، از جمله در بندر مینا احمدی كویت و در داخل كاخی كه متعلق به امیر كویت بود، مقر فرماندهی تشكیل دادند، بنابراین با این مقایسه، مشخص می‌شود عظمت كار مردم در روزهای اول جنگ چگونه بوده است.؟ یا مثلا بر اثر فشاری كه در جنگ جهانی دوم به روسها وارد شد، مردم شهر را آتش زدند و با این نگاه كه دشمن با زمین سوخته مواجه شود، در یك حالت انفعال قرار گرفتند؛ مواقعی هم بوده است كه میل به دفاع در همین كشورهای اروپایی از بین رفته است.

از لحظه‌ای كه رزمندگان اسلام خرمشهر را بنا به ضرورت ترك می‌كنند، از همان لحظه در فكر بازپس‌گیری شهر هستند و سرانجام این كار محقق ‌شد. البته شرایط همیشه برای رزمندگان سخت بوده است. در همین عملیات بیت‌المقدس، وقتی رزمندگان اسلام می‌خواهند به جاده آسفالته برسند، در یك مقطعی، فشار یا تك‌های عراقی خیلی سنگین بوده است. یكی از رزمندگان در همان موقع اظهار می‌كرد كه آن قدر فشار زیاد بود كه اگر زمین دهان باز می‌كرد، بچه‌ها حاضر بودند داخل زمین بروند، ولی عقب‌نشینی نكنند.

اگرچه عملیات بیت‌المقدس در مقایسه با عملیات‌های كربلای پنج و والفجر 8 آنچنان پیچیدگی ندارد، ولی اعجاری در ماجرای خرمشهر است كه آن را از سایر عملیاتها ممتاز می‌كند. ابعاد روانی سیاسی و بعضی از ابتكارات در شرایط خاص از جمله این اعجاز است. یكی از جلوه‌های این عملیات، رخنه رزمندگان اسلام از كارون هست، یعنی عبور از كارون و سرپل كه بچه‌ها در منطقه كارون می‌گیرند، كار فوق‌العده‌ای است. دشمن هم در اوائل جنگ و محاصره آبادان از كارون عبور كرده و پل زده بود و در نهایت، سرپل تصرف شده توسط دشمن 150 كیلومترمربع بود اما رزمندگان اسلام در شرایطی كه با آتش سنگین دشمن مواجه بودند هزار و 800 كلومترمربع را آزاد می‌كنند كه مقدمه‌ای برای عملیات‌های بعدی شد.

نكته برجسته دیگر این كه مهمترین ضربه را رزمندگان اسلام در نقطه‌ای به دشمن زدند كه نقطه‌ تجمع و عمده قوای آنها بود و ستون فقرات منطقه علمیاتی محسوب می‌شد، در منطقه ایستگاه حسینیه و جاده خرمشهر فشار زیادی بر دشمن وارد آمد و اینجا جایی بود كه دشمن تصور نمی‌كرد، چون معمولا همه فكر می‌كنند منطقه‌ مركزی امن است، اما این جا برعكس بود و دشمن مجبور به عقب نشینی شد.

در عین حال كه در این عملیات یك شهر مهم و حساسی چون خرمشهر آزاد می‌شود، اما بصره هم تهدید می‌شود و دشمن در آن ایام نه تنها برای بصره، بلكه نگران بغداد می‌شود و در خاطرات صدام هست كه گفته ما زمانی كه خرمشهر را ترك كردیم یك تیپ بیشتر برای دفاع از بغداد نداشتیم. مسئله بعدی و مهم در این عملیات این است كه در مرحله سوم، دشمن با عقب‌نشینی از جفیر مواضع پدافندی جدیدی تشكیل می‌دهد و در روز 19 اردیبهشت سال 61 بچه‌ها تك هماهنگ شده‌ای برای آزادی خرمشهر انجام می دهند، اما موفق نمی‌شوند. فشارهای دشمن عموما به این صورت بوده كه با حمله نیروهای زرهی به پیاده، درصدد تجزیه نیروهای پیاده به گروه‌های كوچك و در نهایت از بین بردن آنها بود، یعنی نبرد تن و تانك روی می‌دهد و در كل ما در عملیات بیت‌المقدس نزدیك به هفت هزار نفر شهید می‌دهیم.

در مرحله سوم عملیات تلاش عراق این بود كه جلوی عملیات بعدی را بگیرد و در این فعل و انفعالات پاسگاه شهابی را تصرف می‌كند. چهار روز تبلیغات گسترده‌ای از سوی رسانه‌ها‌ی غربی و كشورهای عربی صورت می‌گیرد. در اجلاس سران كشور‌های عربی خلیج فارس بررسی می‌كنند كه چه كاری می‌توانند برای صدام انجام دهند تا حركات جدیدی انجام شود. بعد از چهار روز كه مباحث بی‌نتیجه می‌ماند واجلاس به ریاض كشیده می‌شود، با عملیات متقابل از سوی نیروهای اسلام، پاسگاه شهابی آزاد می‌شود و در نهایت در مرحله‌ چهارم عملیات، خرمشهر آزاد می‌شود.

معمولا در فضاهای رسانه‌ای وقتی مباحث را بررسی می‌كنیم می‌بینیم كه این فضاها تاثیرات خود را می‌گذارد مثلا در عملیات بیت‌المقدس قرارگاه كربلا از سوی روزنامه‌های وقت تحت فشار بود كه آیا مثلا فردا خرمشهر‌ آزاد می‌شود یا چند ساعت دیگر خرمشهر آزاد می‌شود یا نه تا ما بتوانیم خبر آن را ا منعكس كنیم. نقش رسانه‌ خیلی مهم است در این كه اخبار را طوری منتقل كنند كه بر مسوولان فشار نیاید و دشمن نیز سوء استفاده نكند.

ادامه دفاع بعد از آزادسازی خرمشهر

این مسئله را می‌توان از چند جهت بررسی كرد اما من به دو بعد نظامی و سیاسی آن اشاره می‌كنم.

در بعد نظامی، اصلی به نام تامین داریم كه می‌گوید شما برای امنیت دادن به یك هدف (شهر ،‌ارتفاع و...) باید آن قدر دشمن را به عقب برانید تا تیرهای مستقیم و منحنی زن نتواند به آن هدف یا شهر صدمه بزند و آنجا را زیر آتش بگیرد. در عملیات بیت‌المقدس خرمشهر آزاد شده بود، اما دشمن در مسافتی آن طرف‌تر موضع گرفته بود.

مطلب دوم مربوط به بعد سیاسی است. در این بحث، هیچ مقام رسمی كه بتواند این تضمین را در آن زمان بدهد، نبوده است و فقط حرفهای رسانه‌ای بوده است، هیچ كس نیامد به ما بگوید بعد از آزادسازی خرمشهر جبران مافات می‌كنیم و اگر سیر فرمایشات حضرت امام (ره) را در طول جنگ تا پذیرش قطعنامه را بررسی كنید، می‌بینید كه دشمن قابل اعتماد نبوده است. حتی بعد از پذیرش قطعنامه با هزار دستگاه تانك تا سه راه حمیدیه رخنه كرده بود. بنابراین جنگ با قطعنامه متوقف نشد بلكه با یك عملیات اساسی رزمندگان در جنوب و انهدام نیروی دشمن متوقف شد، آنها خیال می‌كردند ما در موضع ضعف قرار داریم كه قعطنامه را پذیرفتیم.ردر ماجرای نامه اخیر رییس جمهور هم چه بسا آمریكا‌یی ها چنین احساسی داشته باشند.

وقتی قطعنامه 598 را پذیرفتیم، دشمن دوباره حمله كرد، اما بچه‌ها دشمن را ظرف چند ساعت بیرون كردند و بعد از این ماجرا عراق تیرش به سنگ خورد و آخرین تیرش را هم با حمله منافقین رها كرد و باز هم موفق نشد. بنابراین دشمن نشان داده بود همیشه زبان زور را می‌فهمد و اگر ما از موضع قدرت با آنها برخورد نمی‌كردیم، نمی‌توانستیم او را متوقف كنیم. در ماجرای خرمشهر هم فرصت برای ما استثنایی بود، چون دشمن در موضع ضعف بود.

از نظر نظامی دو اصل دیگری وجود دارد به نام اصل استفاده از موفقیت و اصل تعاقب. اصل تعاقب می‌گوید: دشمن را تا حدی كه ممكن است تعقیب كنید تا میل جنگیدن در او از بین برود و این در حالی است كه مناطقی مانند نفت شهر، ارتفاعات آغ داغ و برخی مناطق مرزی در اختیار آنها بود و اینها مانع بود تا به آنها حسن نیت داشته باشیم، چرا كه نشان می داد دشمن هنوز میل به جنگ دارد.

اصل استفاده از موفقیت نیز می‌گوید: شما وقتی در یك عملیات موفق شدید باید حداكثر استفاده را از موفقیت به دست آمده به عمل آورید تا اراده جنگ در دشمن از بین برود، این در مورد عراق صادق نبوده است. ضمن این كه صدام یك انسان اهل فریب بود و این بارها بعدها به اثبات رسید (مثلادر حمله به كویت). وقتی او به دوست نیز خود رحم نكرد، چطور می‌توانست در برابر ایران صداقت داشته باشد.؟

به طور كلی ارزیابی‌هایی كه امسال داشتم احساس كردم، افراد اقناع شده‌اند، چون ما سوالاتی از قبیل این كه چرا جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر ادامه یافت؟ ندیدم و این نشان می‌هد به اندازه كافی به این سوالات پاسخ داده شده است.

چرا بعد از آزادسازی خرمشهر به بصره حركت نكردیم؟

این طور نبود كه ما در عملیات آسیب ندیده باشیم. آسیب دیده بودیم و باید خودمان را بازسازی می‌كردیم كه با این كار به عملیات رمضان رسیدیم و از سوی دیگر بعد از رسیدن به مرزهای بین‌المللی باید بررسی می‌شد آیا ما باید به خاك عراق وارد شویم یانه؟

اینجا ذكر یك نكته ضروری است و آن جنگ پاك است، چون ما همه جا پاكی را در رزم رزمندگان اسلام می‌بینیم. نگاهی به استفتائات رزمندگان اسلام بعد از ورود به خاك عراق بكنید خیلی جالب است! مثلا سوال می‌كنند آیا نمازی كه بر روی خاك عراق می‌خوانیم صحیح است و خاك آن غصبی تلقی نمی‌شود؟ این نشان می‌دهد كه چقدر این نگاه مقدس و پاك بوده است و باید از نظر جامعه‌شناسی و فهم معارف بازنگری شود. یا رزمنده‌ای كه لباس به غنیمت گرفته سوال می‌كرد با این غنیمت چه باید كرد؟ خیلی از این موارد وجود دارد.

در عملیات بیت‌المقدس توان ما برای دو عملیات متمركز نشده بود، بلكه برای یك عملیات متمركز شده بود و آن هم خودش عملیات سنگینی بود. در تمام مراحل بیت‌المقدس ارتش و سپاه دوشادوش هم عمل كردند و در خیلی از موارد و در طرحها و برنامه‌های تصویب شده، كارشناسان یك نظر را داشتند. شناسایی‌های صورت گرفته مشترك و نگاه واحد بود. حالا ممكن است كه در برخی تاكتیك‌ها اختلاف نظر بوده باشد كه از تجارب و تعالیم افراد ناشی می‌شد. در عملیات بیت‌المقدس در قرارگاه كربلا هیچ منیتی نبود حتی در جزئیات هم شهید صیاد نظر می‌داد.بنده شاهد بودم وقتی خاكریزی دور همین قرارگاه می‌زدند، شهید صیاد كه درآن زمان فرمانده نیروی زمینی ارتش بود. روز اول یا دوم عملیات بود شهید صیاد ایستاده بود و شخصا به راننده می‌گفت، مثلا ارتفاع و عرض خاكریز چقدر باشد، این جزئیات را را یاد‌آوری می‌كرد. با خودم گفتم عجب حوصله‌ای دارد، فرماندهی نیروی زمینی ارتش است، اما چقدر به نكات ریز حساس است كه مبادا خسارتی وارد شود. ‌یعنی با تدبیر،‌دقت و نظم، مسائل بررسی می‌شد و كار، كار جمعی بود، و هیچ كس نمی‌تواند بگوید خرمشهر را من آزاد كردم، همانطوری كه امام فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد كرد.

تا عملیات خیبر بیشتر به این می‌اندیشیدیم كه دشمن كجا را اشغال كرده تا به او حمله كرده و مناطق اشغالی را پس بگیریم.یعنی زمین برای ما تعیین كننده بود، وقتی بخش اعظمی از خاك كشورمان از دست عراق آزاد شد،ه به این نكته توجه كردیم كه دشمن در كجا مستقر است؟.

امام راحل جنگ اسرائیل را كه بعد از بیت‌المقدس به جنوب لبنان حمله كرد و تا بیروت هم آمد، از زاویه دیگری می‌دیدند و آن این كه استكبار می‌خواهد ما را از تنبیه صدام باز بدارد و ما را تجزیه قوا بكند و این اصل از اصول نظامی پذیرفته شده است كه تمركز قوا در صحنه عملیات برای شكست خط دشمن لازم است و با توجه به علایق ما به كشورهای اسلامی، بنا بود ما را از جبهه اصلی خارج كنند كه امام راحل آن جمله معروف را فرمودند و مدتها شعار رزمندگان بود و من معتقدم این شعار از زوایه دیگری امروز معنا دارد و ما باید این شعار را زنده بداریم كه راه قدس از كربلا می‌گذرد.

ادامه دارد...

لینک:

 فیلم عملیات بیت المقدس 

 ارزیابی عملیات بیت‌المقدس از زبان شهید حسن باقری 

 به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر 

 ویژه نامه آزادی خرمشهر 

 عملیات بیت المقدس 

 سردار سرلشكر پاسدار شهید مهدی باكری 

 سردار سرلشكر پاسدار شهید حاج حسین خرازی 

 سردار سرلشكر پاسدار شهید مهدی زین‌الدین 

 عملیات بیت المقدس - 4 

 سردار سرلشكر پاسدار شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری) 

 عملیات بیت المقدس 

 كتاب عملیات بیت المقدس 

UserName