• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1257
  • يکشنبه 1385/2/31
  • تاريخ :

ساخت «سارا» برایم یك كار گستاخانه بود


تالار ناصری خانه‌ی هنرمندان ایران، شب بیست‌و یکم اردیبهشت ماه 85، مملو از افراد كنجكاوی بود كه آمده بودند داستان یك زن شورشی را از زبان خالق‌اش بشنوند. این كنجكاوی از مختصات چگونگی تبدیل نمایشنامه به قالب سینمایی تا شخصیت منبعث «سارا» و وجوه انقلابی‌‌اش را در بر می گرفت. «داریوش مهرجویی» كارگردان فیلم سارا در هفته‌ی بزرگداشت « هنریك ایبسن» در خانه‌ی هنرمندان ایران حضور یافت تا پس از پخش این فیلم، مراحل گذار از نمایشنامه‌ی «خانه‌ی عروسك» به فیلمنامه‌‌ی «سارا» را، تشریح كند.

در ابتدای این مراسم، «اردشیر صالح پور» `سال 2006 را از سوی مركز ایبسن شناسی نروژ، سال بزرگداشت هنریك ایبسن اعلام كرد و پس از آن مستقیماً از نمایشنامه خانه‌ی عروسك و روند تبدیل آن به فیلمنامه‌ی سارا توسط مهرجویی سخن گفت. صالح پور برای تشریح بیشتر نمایشنامه‌ی خانه‌ی عروسك، از «همایون علی آبادی» منتقد سینما خواست تا به روی صحنه بیاید.

علی آبادی در ابتدا از مظاهر نمایشنامه‌های ایبسن و تجربه‌ی كاری مهرجویی صحبت كرد. وی در این خصوص گفت: تجربه‌ی تبدیل نمایشنامه به فیلمنامه ی سینمایی در آثار دیگر مهرجویی مانند پستچی (برگرفته از ویتسك) وجود دارد و این به آن معناست كه وی توانایی تبدیل چنین آثاری را دارد. اما درباره‌ی ایبسن؛ آثار ایبسن، به آثاری خوش ساخت شهرت دارند. به این معنا كه به محض كنار رفتن پرده و هویدا شدن تصویر، اتفاقات رخ میدهد و پیچشی در كار وجود ندارد. در آثار او ما شاهد اتفاقاتی هستیم كه صورت گرفته است. نمایش ایبسن دارای بافت سینوسی – هلنی و یا حتی ارسطویی است. كارهای او با تئاتر یونان هم سرایی می كند و از آن وام می گیرد. مضامین نمایشنامه‌های او نو و با طراوت است و همواره حرف تازه‌ای برای گفتن دارد. چنانکه وی در اواخر سده 19 و اوایل سده‌ی 20 از تاریخ مرد مَسلكِ اروپا سخن به میان می آورد، به احترام یك زن در مقابل تاریخ می ایستد و خانه‌ی عروسك و شخصیت «نورا» را در آن شكل می دهد. خانه ی عروسك شاعرانه‌ترین و زیباترین اثری است كه تا آن زمان وجود داشته است.

علی آبادی سپس از مهرجویی كه درگیر شرایط بحرانی اثر تازه‌اش است قدردانی كرد و از او خواست تا انگیزه‌ی ساخت سارا را شرح دهد.

مهرجویی نیز مختصات ساخت سارا را اینگونه شرح داد:

بعد از شكست «بانو» و عدم اكران آن برای دو سال تصمیم گرفتم روی قضیه‌ی زن كار كنم من روی كارهای ایبسن مطالعه داشتم و می دانستم نمایشنامه‌ی خانه‌ی عروسك و شخصیت نورا در آن، بیش از هر چیز به آنچه من می خواهم نزدیك است. اما از طرفی می دانستم كه باید از این نمایشنامه برداشت آزاد داشته باشم. برداشتی كه با زبان موثر خود و با فضای زمانی ما منطبق باشد. ساخت سارا برای من یك كار گستاخانه بود. سارا تصویر یك زن شورشی بود كه دیگر نمی توانست در ساحت جامعه‌ی مرد سالار تنفس كند. حتماً ویژگی‌های جامعه را در سال71 به خاطر دارید! یك جامعه‌ی سنتی با فضای ایدئولوژیك ثابت كه زن قدرت انجام هیچ كاری را نداشت. البته در این برداشت آزاد بر مسائلی تكیه كردم كه در نمایشنامه وجود نداشت. مسائلی از قبیل بیماری شوهر كه در نمایشنامه دیده نمی شد.

در ادامه علی آبادی از معیارهای تبدیل نمایشنامه به فیلمنامه سینمایی پرسید، اینكه مهرجویی با چه نگاهی به سراغ ساخت یك اثر می رود؟ و مهرجویی چنین پاسخ گفت:

من مولیر، شكسپیر، و سوفوكل را می شناختم یعنی می خواهم بگویم كه بر روی آثار نمایشی كار كرده‌ام. اما نوع نگاه من به آثارم، یك نگاه فلسفی بود و این نگاه همواره مرا جذب كرده است. در سینما قبل از اینكه تصویر به وجود بیاید تفكر شكل می گیرد و در قالب كلام بیان می شود. نوع تفكر فلسفی من در ساخت آثارم بسیار موثر بوده است.

اردشیر صالح پور باری دیگر تریبون را بر دست گرفت و از موقعیت سارا سخن گفت: اینكه سارا ضمن بهره بری از مدیوم‌های سینمایی، از فضای فراتئاتر سود می جوید.

(اشاره به سكانس عروسی كه سارا در یك كلوزآپ دیده می شود در حالیكه یك قطره اشك از چشمانش جاریست).

به نظر صالح پور، سارا نمونه‌ی یك زن شرقی است. یك زن شرقی كه برحسب شرایط‌ اش از همه چیز می گذرد. صالح پور در این باره در قالب یك تست اجتماعی، نظر زنان حاضر در جلسه را جویا شد و اكثریت آنها به نفع سارا رأی دادند.

در ادامه‌ی این بحث علی آبادی خطاب به مهرجویی گفت: در اصل متن رابطه‌ی پیچیده‌ی دراماتیكی وجود دارد كه شما با برداشت آزاد خود به صورت بسیار زیبایی به آن خیانت كردید. این رابطه را چگونه توجیه می كنید؟

مهرجویی در جواب آورد: آنچه كه باعث وجه تمایز سارا می شود وجود نیروی مدرنیته در اوست، كه من خواستم از این نیرو در چالش كشیدن زمانه استفاده كنم. امروز سارا بودن دیگر پدیده ی عجیبی نیست. اما من موضوع خانه‌ی عروسك را با فرهنگ ایرانی تلفیق كردم و به نظر نمی رسد كه به آن خیانت كرده باشم. در این باره بی هیچ ادعایی ابراز كردم كه فیلمنانه‌ی سارا نسبت به نمایشنامه‌ی خانه‌ی عروسك شقه هایی دارد كه بر معضلات اجتماعی روز تكیه می كند.

كارگردان فیلم هامون در این لحظه از منتقدین خواست تا تریبون را به دست حضار شركت كننده، بالاخص زنان بدهند تا سوالات خود را بپرسند و حضار نیز جویای سوالاتی شدند.

سپس مهرجویی در پاسخ به پرسش حاضرین جلسه توضیحاتی پیرامون شگرد استفاده ‌از رنگ در آثارش، نقش سفره های رنگین، انتخاب نام شخصیت‌ها، وفاداری به ادعای ایبسن مبنی بر فمنیست نبودنش، نقش اسطوره شناسی داد.

مهرجویی شگرد استفاده از رنگ‌های مختلف را در آثارش یك تكنیك سینمایی دانست كه توسط آن از فصلی به فصل دیگر می رود و بار عاطفی صحنه را بیان می كند.

نقش سفره های رنگین را بحث مهمی در فرهنگ ایرانی تلقی كرد و استفاده از این مدیوم را باعث رونق درام‌های خانوادگی دانست.

انتخاب نام شخصیت‌های فیلمنامه را بر حمل بار معنایی منوط كرد. اینكه نام شخصیت، بار معنایی آنرا حمل كند.

از ادعای ایبسن مبنی بر فمنیست نبودنش اظهار بی اطلاعی كرد و گفت تنها خواستم با یك حركت جهت دار در جامعه‌ی سنتی و مذهبی، نقش زن را نشان دهم.

وی همچنین نقش المان‌های اسطوره‌ها را در آثارش نفی كرد و افرود فیلم من تا این درجه به عمق قضیه نمی رود.

مهرجویی پس از پاسخگویی به تمام سوالات و در انتهای مراسم، لوح تقدیر مركز ایبسن شناسی نروژ را از دستان همایون علی آبادی دریافت كرد و به مراسم خاتمه داد.

UserName