• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 3119
  • يکشنبه 16/5/1390
  • تاريخ :

چه موقع دعا کنیم ؟

آیت الله تهرانی
عرض کردم ماه مبارک رمضان، هم ماه نزول و فرود است و هم ماه صعود است؛ و اهل معرفت در هر دو تعبیر به «قرآن» می‎کنند.

بحث دعا - جلسه 2

لطفا مباحث جلسه یک را نیز مطالعه فرمایید.

اعوذ بالله من الشیطان الرّجیم؛ بسم الله الرّحمن الرّحیم؛ و الحمد لله ربّ العالمین

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.

بسم الله الرّحمن الرّحیم؛ اللّهم صَلِّ عَلَی محَمّدٍ وَ آلِ محمَّدٍ و اسمَع نِدائی إذا نادَیتُک و اسمَع دُعائی إذا دَعَوتُک و أقبِل عَلَیَّ إذا ناجَیتُک فَقَد هَرَبتُ إلیکَ وَ وَقَفتُ بَینَ یَدَیک.

مروری بر مباحث گذشته

بحث ما راجع به دعا بود. عرض کردم ماه مبارک رمضان، هم ماه نزول و فرود است و هم ماه صعود است؛ و اهل معرفت در هر دو تعبیر به «قرآن» می‎کنند. از یک طرف ماه نزولِ کلام الهی از مصدر وحی است که به آن «قرآن نازل» می‎گویند و از این طرف سخن عبد نسبت به ربّ است که با پروردگارش دعا و راز و نیاز می‎کند و از این به «قرآن صاعد» تعبیر می‎کنند. هر دو قرآن است؛ در هر دو قرائت هست، امّا یکی قرائتی است که از مصدر وحی نازل می‎شود، یعنی از ناحیه ربّ است و دیگری کلامی است که از ناحیه عبد صادر می‎شود و به جهت عِلوی صعود می‎کند.

در یک تقسیم‎بندی دعا را به «مأثور و غیرمأثور» تقسیم کردم. دعاهای غیر مأثور یعنی آن درخواست‎هایی که عبد از ربّش می‎کند و عبد در قالب‏ریزی آن مختار است؛ یعنی مجاز است درخواستش را در هر قالبی که می‏خواهد، بریزد. امّا قالب‏ریزی دعاهای مأثور در دست عبد نیست؛ بلکه باید از ناحیه معصومین(صلوات‎الله‎علیهم‎اجمعین) در قالب‏ریزی خاصِّ خودش به ما رسیده باشد. لذا انسان باید این قالب را رعایت کند.

دعاهای مأثور را هم یک تقسیم‎بندیِ ابتدایی به «موقّت و غیرموقّت» کردم. موقّت به این معنا است که دعایی در زمان خاصّی وارد شده است و انسان باید آن دعا را در آن زمان خاص بخواند؛ همان‎طور که نسبت به مکان هم چنین چیزی را داریم که وقتی در مکان خاصّی قرار گرفتی، باید دعای خاصّی را بخوانی. قوالبِ این دعا‏ها باید حفظ شود.

تفاوت تأثیر زمان خاص بر دعا با دعای مأثور موقّت

در سال گذشته بحث مفصّل و مستقلی راجع به اثرگذاری زمان و مکان بر روی دعا داشتم؛ مثلاً دعا کردن در روز عرفه یا در لیالی قدر که این زمان خاص بر روی دعاهایی که بنده می‎کند از سه جهت مؤثّر است. مکان‎ها هم همین‎طور هستند؛ مثلاً دعا کردن در مسجدالحرام، در صحرای عرفات یا نزد مزار پیغمبر اکرم، مسجد کوفه، مسجد سهله، حتی قبور ابَوین -‎پدر و مادر- بر روی دعا مؤثر است. سال گذشته به‏طور مفصّل بحث کردم و گفتم زمان و مکان به سه نحو روی دعا اثر می‎گذارد؛ به نحو مقتضی، به نحو فعلیّت و به نحو سرعت در اجابت. زمان‎ها و مکان‎های خاص به یکی از این سه نحو در اجابت بر روی دعا اثر دارند.[1]

بحث سال گذشته بحث مستقلی است و با این موضوع که در زمان یا مکان خاص دعای خاصّی وارد شده، ارتباط ندارد و این دو با هم متفاوتند. در آنجا یک زمان خاص مثل لیالی قدر، چه دعا مأثور باشد و چه غیر مأثور، این زمان بر روی استجابت دعا اثر می‎گذارد؛ چه تو خودت دعا را قالب‎ریزی کنی، چه دعاهایی که از ائمه رسیده را بخوانی، فرقی نمی‎کند. در باب مکان هم همین‎طور است. در مسجدالحرام که هستی، چه آن دعایی که در آنجا وارد شده است را بخوانی و چه خودت برای خودت دعا کنی، این مکان اثرگذار است، امّا بحثی که جلسه گذشته گفتم، این است که در این زمان خاص تو باید این را بگویی، در این مکان خاص تو باید این دعا را بخوانی. این با آن فرق می‎کند. این‏ها مسائل دقیقی است که من می‎گویم. چون دیده‏ام که گاهی این‏ها را با هم خَلط می‎کنند؛ نخیر، این‏ها با هم فرق می‎کنند.

دعاها و نمازهای مخصوص ماه رمضان

بحث من در جلسات امسال، دعا در زمان خاص مأثور و دعا در مکان خاص مأثور است. این بحث هیچ منافاتی ندارد با این‏که دعا در این زمان خاص یا در این مکان خاص روی آن دعا مؤثّر باشد. من به عنوان نمونه دعاهایی که در ماه مبارک رمضان وارد شده را عرض می‎کنم.

مثلاً برای روز اوّل وارد شده است که این دعا را بخوانید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ»؛ خدایا روزه من را «در امروز» از روزه روزه‏داران قرار بده! «فیه» یعنی در امروز. «وَ قِیَامِی فِیهِ قِیَامَ الْقَائِمِینَ وَ نَبِّهْنِی فِیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِینَ وَ هَبْ لِی جُرْمِی یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ».[2] شما از آن دعای اوّل روز ماه رمضان بگیرید تا آن روز سی‎ام؛ در تمام آن‏ها «فیه» دارد، یعنی امروز. معلوم می‎شود این دعا برای این زمان خاص است. البته مضمون‎ها هم مضمون‎های بسیار خوبی است، امّا فعلاً کاری با مضامین نداریم.

بحث ما راجع به دعای موقّت، یعنی مخصوص به زمان خاص است. حتّی اگر سراغ نمازهایی که در شب‎های ماه مبارک رمضان، شب اوّل، دوم، سوم، تا آخر وارد شده است بروید، می‎بینید که این‏ها، هم از نظر عدد رکعات، هم از نظر سوره‎ای که بعد از حمد باید خوانده شود، و هم از نظر عدد سوره‎ها با هم تطبیق دارد. دلیل این زمان خاص و این دعای خاص یا این کار خاص چیست؟

وجود رابطه حقیقی بین زمان و دعا در دعای مأثور موقّت

بعضی از دعاهای مأثور دعاهایی هستند که ما از آن‏ها تعبیر به «موقّت» می‎کنیم؛ یعنی زمان در آن مدخلیّت دارد. همان‎طور که در بعضی‎هایشان مکان مدخلیّت دارد. یک دسته دیگر از دعاهای مأثور غیر موقّت‎ها هستند و مکان خاص و زمان خاص هم در آن‏ها مطرح نیست. این‏ها تقسیم‎بندی‎های متعدّدی دارد که حالا من وارد می‎شوم.

این زمان خاص و مکان خاص و دعای خاص به جهت «تعبّد» است؛ یعنی مولا گفته است امروز این را بگو، امروز این را بخوان، اینجا این را بخوان! تعبّد هم یعنی بگو «چشم»! امّا یک‏وقت اشتباه نشود که این «تعبّد محض» است و رابطه‎ای بین این زمان و این دعا، یا بین این مکان و این دعا در کار نیست. نخیر، رابطه هست، رابطه کامل هم هست، امّا من و تو آن رابطه را نمی‎دانیم و مولا می‎داند.

ما از نظر زمان و مکان ادعیه موقّته داریم و این‏ها تعبّدی است؛ امّا خیال نکنی که بی‏حساب است. نخیر، این‏ها حساب‏شده است. بین این زمان و این دعا رابطه هست، ولی من و تو این رابطه را نمی‎دانیم؛ مولا آن را می‎داند و به من گفته است این کار را در این زمان یا مکان خاص بکن. یک عدّه رفته‏اند سراغ این که این‏ها تعبّد محض است و در آن دخل و تصرّف نکن. نخیر، تعبّد محض نیست، تمام این‏ها دقیقاً حساب‏شده است و همه رابطه دارند، امّا ما روابطش را نمی‎دانیم. آن‏ها که آن رابطه‏ها را می‎دانند، این دعا را به ما ارائه کرده‎اند. این تИّر بسیار خوبی بود که باید عرض می‏کردم.

دعای مأثور غیرموقّت؛ حاجات کلّی و حاجات خاص

امّا ادعیه غیر موقّته مأثوره، یعنی آن‏هایی که از ائمه برای ما رسیده و زمان خاص در آن لحاظ نشده است. بنا بر یک تقسیم‎بندی، این دعاها در ارتباط با حاجات عبد است. خود این‏ دعاها بر دو قسم است؛ یک دسته از این دعاها که از ائمه(علیهم‎السلام) نسبت به حاجت‎ها رسیده، به نحو کلّی است. شما اگر به کتب ادعیه مراجعه کنید، می‏بینید بعضی دعاها هست که می‎گوید «هر حاجتی» داشتی این دعا را بخوان، هر حاجتی داشتی از خدا بخواه. به این‏ها می‎گوییم دعاهای مأثور از ائمه برای «هر حاجتی». این‏ها یک دسته هستند.

دسته دیگر از این دعاها در ارتباط با «حاجت خاص» چه نسبت به امور مادّی و چه نسبت به امور معنوی هستند. مثلاً کسی گرفتاری مالی دارد، دعا هست که فلان دعا را بخوان؛ یا کسی بیماری دارد، دعایی هست که برای شفا فلان دعا را بخوان و امثال این‏ها. دعاهای مأثور از ائمه(علیهم‎السلام) در ارتباط با حاجات دو دسته هستند؛ به نحو کلّی و به نحو جزئی، یعنی حاجت‎های خاص.

دعای معصوم در مورد افراد

اِن‎شاءالله اگر خدا توفیقی عنایت کند، در آینده وارد بحث دعاهایی که معصومین برای افراد کردند هم می‎شوم. این‏ها هم دو دسته هستند؛ یک دسته از دعاهایشان در ارتباط با خواسته‎های آن‏ها است. یعنی افراد خواسته‎شان را به معصومین گفته‏اند، ائمه هم از خدا خواسته‏اند که خواسته‎های آن‏ها را به اجابت برساند. یک دسته هم دعاهایی است که ائمه برای آن‏ها کرده‏اند، آن‏ها تقاضای دعا داشتند، ولی در تقاضای آن‏ها چیزی مطرح نیست. به تعبیر دیگر، مممکن است اصلاً به سبک تقاضا هم نباشد؛ مثلاً حرف‎هایی زده‏‏اند که معلوم می‏کرده این‏ها حاجاتی دارند و امام(علیه‏السلام) هم برای آن‏ها دعا کرد‏هاند. امام حسین(علیه‎السلام) سرآمد این فن است، مخصوصاً در روز عاشورا.

دعای امام حسین(علیه‏السلام) در حقّ غلام خود

حالا می‎خواهم یک نمونه‎اش را نقل کنم. جُون که غلام امام حسین(علیه‎السلام) است، روز عاشورا نزد حضرت آمد؛ دید همه اصحاب شهید شده‏اند، تمام بنی‎هاشم شهید شده‏اند و حسین(علیه‎السلام) تک و تنها مانده است. پیش امام حسین(علیه‎السلام) آمد و عرض کرد که اجازه دهید من به میدان بروم. اوّلین جمله‎ای که حسین(علیه‎السلام) به او فرمود، این بود: «أنتَ فی إذن مِنّی»؛ یعنی من تو را مرخص کردم، برو! تو در راحتی‏ها با ما بودی، حالا خودت را به راهی که ما می‎رویم، مبتلا نکن. چون آخر راه ما شهادت است.

وقتی امام حسین(علیه‎السلام) این جمله را به اوگفت، جُون خیلی ناراحت شد. «فَوَقَعَ جَونُ عَلَی قَدَمَی ابِی‎عَبدِاللهِ(علیه‎السلام) یُقَبِّلُهُما». این غلام سیاه خودش را انداخت روی دو پای امام حسین(علیه‎السلام) و شروع کرد بوسیدن. گفت بله، من در راحتی کاسه لیس شما بودم؛ این را قبول دارم، ولی حالا در گرفتاری شما را بگذارم و بروم؟! اینکه بی‎وفایی است! حالا به این جملات جُون دقت کنید. می‎گوید: «وَ إنَّ حَسَبی لَلَئیم»؛ بله، من از نظر خاندان، از خاندان شریفی نیستم. «وَ لَونِی لَأسوَد»؛ رنگ چهره‎ام هم سیاه است؛ بد بو هم هستم. نگاه کنید! هم حسب و نسبش را می‎گوید، هم رنگ چهره‎اش را می‎گوید، هم بوی عرق بدنش را می‎گوید. بعد می‏گوید حسین جان، بیا یک منّتی بر من بگذار و من را بهشتی کن![3]

اینجا می‎نویسند که یک مرتبه جُون گفت: «وَ اللهِ لَا أُفارِقُکُم»؛ به خدا قسم دست از تو بر نمی‎دارم! «حَتَّی یَختَلِطَ هَذَا الدَّمُ الأسوَدُ مَعَ دِمَائِکُم». تا این خون سیاهم را با خون‏های شما آمیخته کنم. می‎نویسند: «فَأذِنَ لَهُ الحُسَینُ(علیه‎السلام)»؛ حسین(علیه‎السلام) به او اجازه میدان داد، او به میدان رفت، روی زمین افتاد، امّا شاهد عرض من اینجا است؛ امام حسین(علیه‎السلام) بالای سر جُون آمد؛  با او همان کاری را کرد که با جوانش علی اکبر کرد. این‎قدر آقا است! این‎قدر بزرگ است! این‎قدر کریم است! سر جُون را برداشت و در دامن خودش گذاشت.

بعضی نقل کرده‏اند که جون هنوز رمق مختصری داشت، چشم‎هایش را باز کرد، دید سرش در دامان حسین(علیه‎السلام) است. «فَتَبَسَّمَ»؛ شروع کرد به خندیدن. حسین(علیه‎السلام) صورت به صورت غلامش گذاشت؛ چه دعایی کرد؟ «اللَّهُمَّ بَیِّضْ وَجْهَهُ»، خدایا، رویش را سفید کن! «وَ طَیِّبْ رِیحَهُ» خوش‏‎بویش کن! «وَ احْشُرْهُ مَعَ الْأَبْرَارِ».[4] او را با نیکوکاران محشور فرما!...


پی نوشتها :

[1]. من فقط به این‏ها اشاره می‎کنم، سال گذشته مفصّل این‏ها را توضیح دادم و تکرار هم نمی‎کنم.

[2]. بحارالأنوار، ج95، ص4

[3]. حالا من این جمله را که گفتم، همین الآن به ذهنم آمد که بیاییم امشب بگوییم یا حسین، تو هم امشب بر ما منّت بگذار.

[4]. بحارالأنوار، ج45، ص22 و 23

منبع : پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله آقا مجتبی تهرانی

تهیه و تنظیم :گروه حوزه علمیه تبیان

UserName