• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2258
  • دوشنبه 1385/2/25
  • تاريخ :

فقط امروز، روز ساختن فرداست!(3)


از جمله‌ راه‌هایی‌ كه‌ انسان‌ می ‌آموزد، یادگیری‌ از طریق‌ مشاهده‌ و گفتگوست. گفتگو در خانواده‌ از راه‌هایی‌ است‌ كه‌ می ‌تواند والدین‌ و فرزندان‌ را در مسائل‌ خانواده‌ دخالت‌ داده‌ و یادگیری‌ را افزایش‌ دهد.

تبادل‌ نظر بین‌ افراد خانواده‌ می ‌تواند زمینه‌ خلاقیت‌ را فراهم‌ سازد. متأسفانه‌ امروزه‌ در خانواده‌ها این‌ تبادل‌ افكار بیشتر با تلویزیون‌ صورت‌ می‌ گیرد؛ تبادلی‌ یك ‌طرفه‌ كه‌ تولید خلاقیت‌ نمی ‌كند. تبادل‌ یك ‌طرفه‌ با صفحه‌ تلویزیون، انسان‌هایی‌ منفعل‌ در ارتباطات‌ می‌ سازد؛ انسان‌هایی‌ كه‌ می‌ پذیرند، بدون‌ این‌ كه‌ فكر كنند.

خانواده‌ها باید بپذیرند كه‌ آینده‌ همین‌ نزدیكی‌هاست‌ و فقط‌ امروز روز ساختن‌ فرداست!

بنابراین‌ وقتی‌ صحبت‌ از رشد فكری‌ و ذهنی‌ در خانواده‌ است، راه‌ آن‌ تماشای‌ تلویزیون‌ به‌ صورت‌ افراطی‌ نیست. راهش‌ گفتگوهای‌ جهت دار و از پیش‌ تعیین ‌شده‌ است. از جمله‌ راه‌هایی‌ كه‌ می ‌توان‌ به‌ این‌ مهم‌ دست‌ یافت‌ نام گذاری‌ روزها در خانواده‌ و بعد بحث‌ و گفتگو كردن‌ پیرامون‌ آن‌ موضوع‌ هاست؛ روز مباحث‌ اجتماعی، روز ایده‌های‌ نو، روز حل‌ مسائل‌ خانواده، روز مباحث‌ علمی، روز مشورت‌ كردن‌ درباره‌ مسائل‌ فردی، روز مباحث‌ سیاسی‌ و...

در اقتصاد می‌ خوانیم‌ ثروت‌ هرگونه‌ منبعی‌ است‌ كه‌ منجر به‌ درآمد شود و اگر بزرگترین‌ منابعِ در اختیار پدر و مادر، یعنی‌ فرزندان، به‌ درآمدزایی‌ به‌ مفهوم‌ تولید خلاقیت، تولید فكر و اندیشه‌ و حتی‌ درآمدزایی‌ به‌ مفهوم‌ اقتصادی‌ آن‌ نمی ‌رسند، علت‌ آن‌ توقف‌ اندیشه ‌ورزی‌ و مشاركت‌ در تعلیم‌ و تربیت‌ است. گفته‌ می ‌شود كه‌ انسان‌ منابع‌ طبیعی‌ را با مصرف‌ كردن‌ آنها تمام‌ می‌ كند و منابع‌ انسانی‌ را با مصرف‌ نكردنشان. در خانواده‌ای‌ كه‌ افراد فرصت‌ گفتگو ندارند، كم ‌كم‌ بارهای‌ اضافه‌ ذهن‌ جریانی‌ رو به‌ افزایش‌ می ‌گذارد و نشانه‌هایی‌ از تندخویی، انزوا، پرخاشگری، افسردگی ‌ و خستگی‌ در افراد ظاهر می ‌شود؛ و این‌ شاید شروعی‌ برای‌ تنوع‌ طلبی‌ و راحت‌ طلبی‌هایی‌ از جمله‌ كشیدن‌ سیگار ، پناه‌ بردن‌ به‌ مواد مخدر ، فرار از مدرسه‌ و ولگردی‌ باشد.

از فرزندان‌ هم‌ بیاموزیم‌

راهی‌ برای‌ نزدیك‌ شدن‌ به‌ فرزندان‌ آموختن‌ از آنهاست. یكی‌ از مواردی‌ كه‌ می ‌تواند باعث‌ كسب‌ هویت‌ در افراد شود این‌ است‌ كه‌ آنها تصور كنند یا بهتر بگوییم‌ مطمئن‌ باشند كه‌ مورد قبول‌ واقع‌ شده‌اند. والدین‌ با سؤال‌ كردن‌ در مورد مسائلی‌ كه‌ می‌ دانند فرزندشان‌ اطلاعات‌ كافی‌ یا مهارت‌ كافی‌ در آن‌ زمینه‌ دارد، در واقع‌ غیرمستقیم‌ به‌ او می‌ فهمانند كه‌ در آن‌ رشته‌ (مثلاً‌ فوتبال ، كامپیوتر یا فیزیك) او را قبول‌ دارند و برایش‌ اعتبار قائلند.

متخصصان‌ تعلیم‌ و تربیت‌ می گویند گاهی‌ از فرزندانتان‌ مشورت‌ بخواهید و طبق‌ نظر آنها كارهای‌ خانواده‌ را سامان‌ دهید؛ كارهایی‌ نظیر چیدمان‌ دكور منزل ، انتخاب‌ اتومبیل‌ و تعیین‌ مكان‌ تفریحی‌ برای‌ اوقات‌ فراغت‌ خانواده.

والدین‌ گاهی‌ می ‌پرسند كجای‌ كار اشتباه‌ كردیم؛ پاسخ‌ آنها این‌ است: زمانی‌ كه‌ تصور كردید تنها شما مسئول‌ تعلیم‌ و تربیت‌ پیكره‌ خانواده‌ هستید و فرزندان‌ را از دایره‌ مسئولیت‌ بیرون‌ گذاشتید.

كلام‌ آخر

پدیده‌ شناخت‌ در همه‌ انسان‌ها در اثر تجربه‌های‌ صحیح‌ یا غلط‌ شكل‌ می‌ گیرد (شناخت‌ از خود، جامعه، انسان، زندگی، كار و...). اگر اجازه‌ و فرصت‌ تجربه ‌اندوزی‌ را به‌ فرزندان‌ ندهیم‌ و بخواهیم‌ آنها را فقط‌ كنترل‌ كنیم، بدون‌ این‌ كه‌ بسترهای‌ لازم‌ برای‌ رشد را فراهم‌ و آنها را هدایت‌ كرده‌ باشیم، مطمئناً در آنها شناخت‌ صحیح‌ به‌ وجود نخواهد آمد.

رفتارهای‌ ناپخته، حرف‌های‌ نسنجیده‌ و ارتباط‌های‌ میان ‌فردی‌ و میان ‌گروهی‌ غیر مؤثر كه‌ در برخی‌ افراد دیده‌ می ‌شود، همه‌ از فقدان‌ شناخت‌ صحیح‌ در فرد حكایت‌ دارد.

بدیهی‌ است‌ كه‌ پایه‌های‌ شناخت‌ در خانواده‌ گذاشته‌ می ‌شود و هر چه‌ شناخت‌ صحیح‌ از خود و دیگران‌ به‌ تعویق‌ بیفتد رشد اجتماعی‌ و موفقیت‌ به‌ مفهوم‌ واقعی‌ كلمه‌ به‌ تعویق‌ خواهد افتاد. در سال‌های‌ نه‌ چندان‌ دور پدران، پسرانشان‌ را در سه‌ ماه‌ تعطیلی‌ مدارس‌ در مغازه‌ای‌ به‌ كار وا می‌داشتند. از جمله‌ نتایج‌ مثبت‌ این‌ كار، آشنا شدن‌ فرزند با اجتماع‌ و مردم، عرضه‌ و تقاضا، تولید، تلاش‌ برای‌ معیشت‌ و درآمد و تحمل‌ سختی‌ بود.

نگارنده‌ این‌ مطالب‌ اعتقاد دارد كه‌ یكی‌ از علل‌ بالا رفتن‌ آمار طلاق ‌ در بین‌ جوانان‌ در سال‌های‌ اخیر، این‌ است‌ كه‌ جوانان‌ به‌ شناخت‌ صحیح‌ از خود، مردم، مسائل‌ اجتماعی‌ و اقتصادی، مناسبات‌ جدید كاری‌ و تعریف‌ فرد در خانواده‌ و جامعه‌ پی‌ نبرده‌اند و به‌ عبارتی، فرزندان‌ ما فرایند اجتماعی ‌شدن‌ را در هیچ‌ جا نیاموخته‌ اند؛ و به‌ این‌ شكل‌ است‌ كه‌ با كمی‌ فشار اقتصادی، اجتماعی‌ و خانوادگی، تنها راه‌حل‌ را در طلاق‌ می‌ یابند.

برخی‌ از جوانانِ امروز اولین‌ موجِ پدیده‌ فرزند سالاری‌ از یك‌ طرف‌ و پدیده‌ كنترل‌ مطلق‌ و افراطی‌ (بدون‌ اجازه‌ تجربه‌ كردن) از سوی‌ دیگر هستند؛ نسلی‌ كه‌ برخورد صحیح‌ با مسائلش‌ را نمی‌ داند.كوتاه‌ سخن‌ این‌ كه: خانواده‌ها باید بپذیرند كه‌ آینده‌ همین‌ نزدیكی‌هاست‌ و فقط‌ امروز روز ساختن‌ فرداست!

منبع : مأموریت‌ ممكن- نوشتهِ كن‌ بلانچارد، ترجمهِ محمود طلوع

لینک ها

 بحران و نابسامانی در خانوداه امروزی 

 مدیریت خانواده؛ برنامه ای مدون برای زندگی 

 مهمترین عوامل تهدید کننده پایداری خانواده 

 خانواده از خداوند اعتبار می گیرد 

 رازهای یك خانواده خوشبخت! 

 10 قانون طلایی ازدواج موفق 

کتاب های « روان شناسی »، « خانواده »، « زنان » و « متفرقه » در فروشگاه اینترنتی تبیان

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName