• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1869
  • دوشنبه 1385/2/25
  • تاريخ :

 نگاهی به زندگی 

علامه میرزا مهدی الهی قمشه‌ای(2)

 خواب دیدن شهید مدرس و مهاجرت به تهران 

 دستگیری توسط رضاخان 

 استاد دانشگاه و اخذ درجه دكترا 

  تالیفات و آثار علمی 

  قناعت در زندگی 

 خواب دیدن شهید مدرس و مهاجرت به تهران 

در همان ایام تحصیل در مشهد مقدس و در سنین جوانی شبی به خواب دید كه از مشهد به طرف تهران می‌رود و مرحوم شهید سیدحسن مدرس كه او نیز اهل قمشه بود را دستگیر كرده‌اند و به طرف مشهد می‌برند. در راه به یكدیگر برخورد می‌كنند و مرحوم مدرس كتابی در دست داشتند كه آن را به ایشان داده و می‌گویند ما را تبعید كرده‌اند شما این را بگیرید و بروید جای من درس بدهید. هنگامی كه از خواب بیدار می‌شوند و می‌گویند اگر خواب پریشان است همین است. ما كجا و شخصیتی مبارز و عالم، چون مدرس كجا. تا این كه زمانه ایشان را به تهران كشاند.

مرحوم آیت الله الهی قمشه‌ای پس از سال‌ها تحصیل در كنار بارگاه آستان قدس رضوی در آرزوی دیدار محضر اساتید قم و عراق و نجف قصد مهاجرت كرد لذا ابتدا به طهران وارد شد.

 زمانه وانگهی زد خیمه گاهم

به طهران پایتخت و تاج كشور

از آن جنت پس از ورود تحصیل

مرا مسكن به طهران شد مقدر

به طهران آمدم تا كز ری و قم

شتابم زی عراق و كوفه یك سر

عرفت الله من فسخ العزائم

به ملك ری مرا انداخت لنگر

  

در طهران به مدرسه سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری فعلی) وارد شد و در آنجا به تعلیم و تعلم پرداخت. روزی در مسجد سپهسالار در محفلی شركت داشت كه ایشان را به شهید سیدحسن مدرس معرفی می‌كنند. شهید مدرس می‌گوید: «لازم نیست كه او را معرفی كنید چون پدربزرگ این شخص، مرحوم حاج ملك باعث شد كه من مدرس شوم. من در یك مغازه‌ای كار می‌كردم كه پدر بزرگ ایشان به آنجا آمد و گفت حیف است كه این بچه كار كند، از سیمای او آثار هوش و درایت مشهود است و بگذارید درس بخواند. پدرم گفت: ‌ما استطاعت مادی نداریم تا او را برای تحصیل عازم كنیم.

پدربزرگ همین شخص امكانات مادی مرا فراهم آورد و معاش مرا تامین نمود. و برای تعلیم و تعلم از قمشه به اصفهان فرستاد.»

به هر حال مرحوم آیت الله الهی قمشه‌ای موانستی قریب با شهید مدرس پیدا نمود و ایشان وی را در طهران نگهداشت و بدین ترتیب امكان مهاجرت به قم و عراق میسر نشد.

مرحوم آیت الله الهی قمشه‌ای در تفسیر و ترجمه قرآن كریم در عصر ما، شخصیتی شاخص و ممتاز است. درباره ترجمه قرآن ایشان باید گفت ایشان اولین كسی است كه ـ بر خلاف عادت قدما كه قرآن را ترجمه تحت اللفظی می‌كردند ـ روش جدیدی در ترجمه و تفسیر قرآن به كار بردند و برای اولین بار قرآن را به زبان فارسی روان و سلیس ترجمه كردند؛ بدون آن كه دخل و تصرفی در اصل معنا شود تفسیر خویش را با بیان ساده و قابل فهمی ارائه دادند.

 دستگیری توسط رضاخان 

بعد از ماندگاری ایشان در تهران و دوستی قریبشان با شهید مدرس،‌ روزی حكومت غاصب رضاخان، شهید مدرس را دستگیر و تبعید نمود. در اثر دستگیری ایشان عده‌ای از نزدیكان و دوستان شهید مدرس دستگیرشدندو به زندان افتادند كه از آن جمله مرحوم آیت الله الهی قمشه‌ای بود. قریب یك ماه در زندان بهسر برد و چون در امور سیاسی دخالتی نداشت به سفارش ذكاء الملك فروغی نخست وزیر وقت آزاد شد.

پس از آزادی ایشان، طلاب مدرسه سپهسالار گرد وی را گرفته و كتابی را به ایشان دادند و گفتند تا این زمان مدرس این كتاب را برای ما تدریس می‌كرد و اینك شما تنها كسی هستید كه ما می‌توانیم از محضرش استفاده كنیم.

مرحوم آیت الله الهی قمشه‌ای بعد از این واقعه به یاد خواب خویش كه چندین سال پیش دیده بود افتاد و تعبیر آن را همین دانست.

 استاد دانشگاه و اخذ درجه دكترا 

آیت الله الهی قمشه‌ای پس از مهاجرت به تهران در مدرسه سپهسالار به تدریس ادب و فقه و حكمت و دیگر معارف الهی پرداخت.

پس از تاسیس دانشگاه در كشور، مدرسه سپهسالار كه محفل ادبا و مجلس حكما بود، ‌مبدل به دانشكده معقول و منقول گردید. استاد الهی قمشه‌ای ضمن تدریس منطق و حكمت و ادبیات در آن دانشكده به عنوان یكی از برجسته‌ترین اساتید دانشگاه شناخته شد. وی با نوشتن كتاب « توحید هوشمندان» به درجه دكترا از آن دانشكده نائل آمد.

ایشان پس از سی و پنج سال تدریس فلسفه و حكمت در دانشكده الهیات و دروس منقول و معقول، بازنشسته شد و از آن پس، بیت شریفش كانون ادبا و حكما گردید.

مرحوم استاد الهی قمشه‌ای با آن كه می‌توانست زندگی مرفهی فراهم آورد، لیكن همواره سعی داشت از ظواهر دنیوی چشم بپوشد. یكی از شاگردانش در این باره گفته است: «به ظواهر دنیا بسیار بی‌علاقه بود؛ مثلا علاقه‌ای نداشت در منزلش تلویزیون یا رادیو باشد تا مبادا وقت فرزندش هدر رود. كلاً یك روحیه بی‌نیازی و استغنا و دوری از تعلقات مادی در ایشان وجود داشت كه انسان هر وقت به منزلش وارد می‌شد تمام تعلقات دنیوی را فراموش می‌كرد.»

  تالیفات و آثار علمی 

مرحوم آیت الله الهی قمشه‌ای طی عمر گرانقدر خود خدمات شایانی به فرهنگ و ادب نمود و عمر خود را در احیای معارف حقه گذراند به طوری كه در آخرین دقایق حیات نیز به تدریس و تالیف اشتغال داشت.

از وی آثار ارزنده‌ای به جای مانده از قبیل: كتاب حكمت الهی (2 جلد) در شرح فصوص الحكم فارابی و توحید هوشمندان و ترجمه قرآن و تصحیح و تحشیه تفسیر ابوالفتوح رازی و ترجمه صحیفه سجادیه و ترجمه مفاتیح‌الجنان كه همگی حاكی از سعی بلیغ ایشان در احیای معارف الهی می‌باشد.

مرحوم آیت الله الهی قمشه‌ای در تفسیر و ترجمه قرآن كریم در عصر ما، شخصیتی شاخص و ممتاز است. درباره ترجمه قرآن ایشان باید گفت ایشان اولین كسی است كه ـ بر خلاف عادت قدما كهقرآن راترجمه تحت اللفظی می‌كردند ـ روش جدیدی در ترجمه و تفسیر قرآن به كار بردند و برای اولین بار قرآن را به زبان فارسی روان و سلیس ترجمه كردند، بدون آن كه دخل و تصرفی در اصل معنا شود تفسیر خویش را با بیان ساده و قابل فهمی ارائه دادند.

به طوری كه نقل شده است مرحوم آیت الله العظمی بروجردی كه در تفسیر قرآن تبحر خاصی داشتند ترجمه و تفسیر قرآن مرحوم آیت الله الهی قمشه‌ای را بسیار پسندیده و احترام می‌گذاشتند و در مقام مقایسه با دیگر تفاسیر قرآن چنین فرموده بودند: «اصلا هیچ ترجمه‌ای را با ترجمه آقای الهی قمشه‌ای مقایسه نكنید. كاری كه ایشان كردند بسیار فوق العاده است.»

از مرحوم آیت الله الهی قمشه‌ای كتاب ارزنده‌ای كه تاكنون به طبع نرسیده باقی مانده است. این كتاب را با خط خود نوشته و به امضاء و مهر خویش ممهور كرده است. نام كتاب: «مشاهدات العارفین فی احول السالكین الی الله» می‌باشد.

اشعار مرحوم الهی كه از سنین 15 سالگی تا آخر عمر سروده شده در دیوانی به نام «دیوان حكیم الهی» گرد آمده است و شامل قصائد و غزلیات عرفانی و فلسفی بسیاری است. همچنین مشتمل بر «نغمه الهی»، «شرح خطبه متقین در نهج البلاغه»، «نغمه حسینی» و «نغمه عشاق» می‌با‌شد.

  قناعت در زندگی 

مرحوم استاد آیت الله الهی قمشه‌ای در حالی كه یكی از افراد شاخص در علم و فرهنگ و ادب بودند مع ذلك زندگی ساده و بی آلایشی داشتند. مرحوم استاد الهی با آن كه می‌توانست زندگی مرفهی‌ فراهم آورد، لیكن همواره سعی داشت از ظواهر دنیوی چشم بپوشد. یكی از شاگردانش در این باره گفته است: «به ظواهر دنیا بسیار بی‌علاقه بود؛ مثلا علاقه‌ای نداشت در منزلش تلویزیون یا رادیو باشد تا مبادا وقت فرزندش هدر رود. كلاً یك روحیه بی‌نیازی و استغنا و دوری از تعلقات مادی در ایشان وجود داشت كه انسان هر وقت به منزلش وارد می‌شد تمام تعلقات دنیوی را فراموش می‌كرد.»

لینك مقاله مرتبط:

 نگاهی به زندگی علامه میرزا مهدی الهی قمشه‌ای(1) 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
پاسدار ولایت

پاسدار ولایت

پاسدار ولایت
مردى از فردا

مردى از فردا

مردى از فردا
گذری بر زندگی شیخ بهایی

گذری بر زندگی شیخ بهایی

گذری بر زندگی شیخ بهایی
فیض كاشانی

فیض كاشانی

فیض كاشانی
UserName
عضویت در خبرنامه