• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2710
  • چهارشنبه 22/4/1390
  • تاريخ :

ارث در قانون مدنی و فقه اهل سنت


همانطور که شاید همه بدانید مباحث مربوط به ارث در آیات قران آمده و تقسیمات ارث در اسلام طبق آیات قرآن صورت می گیرد و اختلافاتی در مسائل مربوط به آن در مذاهب اسلامی وجود دارد . که احتمالا مربوط به ابهاماتی که در تفسیر این آیات و احادیث مربوطه و برداشت آنها از این آیات و احادیث و شاید دلایل دیگربه وجود آمده باشد.قانون مدنی ایران نیزدر مباحث مربوط به ارث از فقه امامیه اقتباس نموده است.

تعریف ارث:

حقوق

در قانون مدنی ایران تعریفی از ارث ارائه نشده است. اما قانون مدنی در ماده 140  ارث را چهارمین سبب تملک دانسته:تملک حاصل می شود:1.به احیاء اراضی موات وحیازت اشیاء مباحه.2.به وسیله عقود وتعهدات 3.به وسیله اخذ به شفعه.4.ارث.

در اینجا ارث یک راه تملک دانسته شده پس طبق این ماده میتوان ارث رادر اصطلاح حقوقی این گونه تعریف کرد:انتقال قهری حقوق و دارایی متوفی به ورثه او .منظور از انتقال قهری انتقالی که طرف گیرنده هیچ اراده واختیاری از خود در این انتقال و متملک شدن ندارد . مانند ولایت قهری پدر

در مقابل فرزندان خود از لحاظ لغوی  ارث مصدر ورث است و بر دو معنی اطلاق می‏شود اول: انتقال چیزی از شخصی به دیگری بعد از مرگ. دوم: بقاء ؛ یعنی باقی بودن چیزی در دست مالکش.

در تعریف حقوقی ارث منظور ازانتقال حقوق یا همان حق عبارت است از، تمام آن چیزهایی است که قابلیت نقل و انتقال داشته باشد؛ خواه حقوق مالی (حقوقی که به اموال مرتبط است) باشد مثل حق فسخ یا غیرمالی مثل حق قصاص و نظور از دارایی واموال حقوق مالی متوفی است که در حین فوت دارا بوده است در اینجا متذکر می شویم که دیون متوفی به ورثه منتقل نمی شود و بر ترکه تعلق می گیرد ودر حقیقت ترکه وثیقه دیون آنان است بدون آنکه ورثه شخصا مدیون آن طلبکار باشند دیون وت عهداتی که قائم به شخص متوفی است به فوت او ساقط می شود.

حبوه از مختصات حقوق فقه امامیه می باشد ، این اصطلاحى است در فقه امامى در باب ارث، به معناى قسمتى از ترکه مرد متوفى که به پسر بزرگ او اختصاص می‌یابد. حبوه در لغت به معناى مالى است که بدون منّت و چشمداشتِ عوض بخشیده شود.

و در مورد دیون و تعهدات متوفی  که قائم به شخص او نمی باشند به حقوق عینی تبدیل می گردد و ترکه متوفی ملک ورثه جوابگوی طلبکاران می شود به عبارتی وثیقه طلب آنان می شود.و دیون مؤجل متوفی بنا بر ماده ی «231» قانون امور حسبی :"دیون مؤجل متوفی بعد از فوت حال می شود " بلافاصله به موت حال می شود علت آن هم این است که هرگاه دین مؤجل متوفی بدون آنکه حال شود به ترکه اوتعلق گیرد, مستلزم ان خواهد بود که ورثه نتوانند در ترکه تصرفی کنند     

در دیون متوفی بعضی بر بعض دیگر تقدم دارند که میتوان آنها را به دو دسته طلبکاران عادی و طلبکاران با وثیقه که ارجحیت به طلبکاران  عادی دارند.ودر صورتی که مقدار ترکه بیش از دیون باشد همه ی آنها پرداخت می گردد. ولی هرگاه ترکه کفایت نکند یا باید نسبت به مقدار دینها تقسیم شود وبا کاستن از سهم همه طلبکاران عدالت برقرار شود وپس از ان که بهای کفن ودفن میت از ما ترک پرداخت شد با الویت نسبت به طلبکاران دیون آنها پرداخت می گردد.

 به همه این حقوق واموال ترکه متوفی گفته می شود.یعنی آنچه ازدارایی متوفی به جا مانده باشد.وطبق بیان دکتر کاتوزیان  دارایی حاوی دو بخش مثبت ومنفی میباشد بخش مثبت? اموال وحقوق ومطالباتی است که به وارثان می رسد? وبخش منفی دیون وتعهداتی است که دردارایی می ماند وباید از محل آن پرداخته شود. انحلال این دو بخش زمانی صورت می پذیرد که دیون وتعهدات تصفیه شود ووراث نیز به سهمم تعیینی خود برسند.

حقوق

انواع ترکه:

وراث متوفی علاوه بر مال چیزهای دیگری به ارث می برند که می توان آنه را به ماترکی بطور مساوی به ارث میبرند مثل خیارات, معامله فضولی انواع حق (حق شفعه, حبس, حق قبول موصی به, حق انتفاع به جز عمری, حق ارتفاق, حقآبه و حق قصاص) وبیمه ی عمرکه بطور مساوی به ارث می رسدو فرقی بین دختر وپسرنمی باشد.

وماترکی که اختصاص به وراث خاص دارد می باشند مثل حقوق باز نشستگی که فقط  به افراد واجب نفقه پرداخت می شود.

حقوقی نیز وجود دارد که وراث به ارث نمی برند واختصاص به خود شخص متوفی دارد که عبارتند ازحق تولیت(سرپرستی), حق قیومت, حق حضانت, حق ابوت, حق رجوع در طلاق رجعی, حق وکالت, حق رجوع از هبه میباشد که وراث ارث نمی برند.بسیاری از فقها اهل تسنن ترکه را همانند گفته های بالا در اموال ,منافع,حقوق میدانند. اما اهل تسنن حنفیه با توجه به روایات معتقدند که تنها چیزی که به ارث گذاشته می‏شود مال است. و منافع و حقوق و عقد اجاره را جزء ترکه نمی‏دانند و حق رهن نیز اگر شخص بمیرد و منزلی خریده باشد و قیمت آن را پرداخت نکرده باشد این حق به ارث برده نمی‏شود و حق صاحب خانه است که خانه‏اش را پس بگیرد. و تا زمانی که پول را دریافت نکرده، از معامله رجوع کند.

حبوه:

دراینجا نوع دیگری ازماترک وجود دارد که آن را مزیتی برای پسر بزرگ متوفی میدانند و از آن به عنوان حبوه نامبرده می شود. حبوه از مختصات حقوق فقه امامیه می باشد ، ایناصطلاحى است در فقه امامى در باب ارث، به معناى قسمتى از ترکه مرد متوفى که به پسر بزرگ او اختصاص می‌یابد. حبوه در لغت به معناى مالى است که بدون منّت و چشمداشتِ عوض بخشیده شود. (ابن‌منظور؛ فیروزآبادى؛ طریحى، ذیل «حبو»)

امام خمینی درمساله ارث این چنین بیان می دارد"قران وانگشتر وشمشیر میت ولباسی را که پوشیده یا برای پوشیدن گرفته ودوخته است اگر نپوشیده باشد مال پسر بزرگتر است واگر از این چهار چیزبیشتر از یکی دارد, مثلاً دو قران یا دوانگشتر دارد چنانچه مورد استعمال است یا برای استعمال مهیا شده مال پسر برگتر است"

بخش حقوق تبیان


منبع :حقوقدانان

UserName