• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2582
  • شنبه 1385/2/16
  • تاريخ :

قم در عصر امام حسن عسکری علیه السلام (1)


خورشید سامرّا

بعد از شهادت امام هادى علیه‏السلام در سال 254 ق. فرزندش امام حسن عسكرى علیه‏السلام به پیشوایى شیعیان اثنى عشرى منصوب گردید.(1)

آن حضرت در سال 260 ق. به شهادت رسید و بدن مطهّرش در كنار قبر شریف پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد.(2)

خلفاى معاصر آن حضرت، عبارتند از:

1. المعتزّ بالله (252ـ 255ق.)؛

2. المتهدى بالله (255ـ 256ق.)؛

3. المعتمد بالله (256 ـ 276 ق.).

عصر آن حضرت، عرصه خطر و حذر بود. سخنان پیامبر گرامى صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله ‏و سلم و ائمه علیهم‏السلام درباره دوازده(3) امام علیهم‏السلام و حضرت مهدى علیه‏السلام ، هراس را بر حاكمان عباسى مستولى ساخته بود. هرچه گردونه زمان به جلو مى‏رفت، این وحشت بیشتر مى‏شد. سخت‏گیرى خلفاى عباسى و بیم آنان، از زمان منصور دوانیقى ظاهر بود؛ ولى از عصر امام جواد علیه‏السلام به بعد، شتاب و شدت بیشترى گرفت و سبب شد حاكمان بغداد و سامرّا بر تلاش خصمانه خود بیفزایند. مجموع عمر شریف امام جواد، امام هادى و امام عسكرى علیهم‏السلام از 65 سال تجاوز نمى‏كند. زیرا تولد امام جواد علیه‏السلام در سال 195 ق. و شهادت امام حسن عسكرى علیه‏السلام در سال 260 ق. بوده است.

امام حسن عسكرى علیه‏السلام همواره تحت نظر مأموران و جاسوسان دربار بود. بنا به نقل یكى از خدمتگزاران، آن حضرت مجبور بود هر دوشنبه و پنج‏شنبه در دارالخلافه حاضر شود و حضور خویش را در سامرّا به اطلاع حكومت بنى‏عباس برساند.(4)

ستم، بیداد مى‏كرد و شمشیر حاكمان سامرّا، بر سر امام و شیعیان عریان بود. نوید امید بخش میلاد «قائم»، خواب را از چشم دژخیمان ربوده بود. آنان از راه‏هاى مختلف، زندگى امام حسن عسكرى علیه‏السلام را نظارت مى‏كردند و آن حضرت همیشه در حال «تقیّه» به سر مى‏برد.

«على بن جعفر» از «حلبى» نقل مى‏كند:در یكى از روزها كه قرار بود امام علیه‏السلام به دارالخلافه برود، ما در عسكر به انتظار زیارت او جمع شدیم. در این حال، از سوى آن حضرت توقیعى به این مضمون به ما رسید:«كسى بر من سلام نكند و با دست به سوى من اشاره نكند؛ زیرا در امان نیستید.»

عثمان بن سعید عَمْرى ـ از صمیمى‏ترین یاران امام ـ زیر پوشش روغن‏فروشى، وجوه و اموال شیعیان را در ظرف‏ها و مشك‏هاى روغن قرار مى‏داد و به حضور امام عسكرى علیه‏السلام مى‏رساند.(5)

«على بن جعفر» از «حلبى» نقل مى‏كند:

در یكى از روزها كه قرار بود امام علیه‏السلام به دارالخلافه برود، ما در عسكر به انتظار زیارت او جمع شدیم. در این حال، از سوى آن حضرت توقیعى به این مضمون به ما رسید:

«كسى بر من سلام نكند و با دست به سوى من اشاره نكند؛ زیرا در امان نیستید.»(6)

شیعیان براى دیدن امام، با مشكلاتى مواجه مى‏شدند. لذا سعى مى‏كردند امام را در مسیر حركت، به بهانه‏هاى گوناگون مانند طلب كمك مالى، دیدار كنند.(7)

هنگامى كه امام، همراه خلیفه در مسیرى حركت مى‏كرد، شیعیان در طول مسیر، خود را براى دیدن امام آماده مى‏كردند؛(8) چرا كه امكان دیدار مستقیم با آن بزرگوار در خانه‏اش نبود.

قم، بر بلنداى شكوه

در این هنگامه سخت، «قم» پاسدار مكتب امامت بود و جریانى از «نور»، سامرّا و قم را به هم متصل ساخته بود.

كاروان‏هاى قمیّون به سوى سامرّا در حركت بود و محدّثان عالى قدر «مكتب حدیثى قم» قافله سالار این كاروان‏ها بودند.

فرزانگان قم در میان مجموع شاگردان آن حضرت ـ كه بیش از صد نفر بودند(9)ـ بسان ستارگانى پرفروغ مى‏درخشیدند؛ چهره‏هایى مانند:

احمد بن اسحاق اشعرى قمى(10) ، عبدالله بن جعفر حِمْیَرى(11)، احمد بن محمد بن عیسى اشعرى(12)، سعد بن عبدالله (13)، على بن حسین (بابویه)(14)، محمد بن احمد بن جعفر قمى(15)، محمد بن حسن صفّار(16)، محمد بن ریّان بن صَلْت(17)، على بن ریّان (18)، حسین بن اشكیب (خادم قبر)(19)، عروة الوكیل قمى(20)، محمد بن ابى‏الصهبان(21)، یعقوب بن اسحاق(22)، محمد بن على بن عیسى اشعرى(23)، داود بن عامر اشعرى(24)، احمد بن ادریس قمى(25)، سهل بن زیاد آدمى(26)، حسین بن حسن بن ابان.(27)

ستارگان تابناك قم

1. «احمد بن اسحاق قمى» در آن دوران، فروزنده‏ترین آفتاب آن بام بود. «محمد بن جریر طبرى» در شأن او چنین مى‏گوید:

«و كان احمد بن اسحاق القمى الاشعرى، شیخ الصدوق وكیل ابى محمد. فلمّا مضى ابومحمد الى كرامة‏ الله عزّوجل و اقام على وكالته مع مولانا صاحب الزّمان، تخرج الیه توقیعاته... ؛(28) احمد بن اسحاق، استاد شیخ صدوق و نماینده امام عسكرى علیه‏السلام بود. وقتى آن حضرت رحلت كرد، وكالت حضرت صاحب الزّمان را برعهده گرفت. از طرف آن حضرت، نامه‏هایى خطاب به او صادر مى‏شد... .»

دانشمندان علم رجال، او را رابط قمیّون و امام و از اصحاب مخصوص امام عسكرى علیه‏السلام شمرده‏اند.(29)

وى وكیل و نماینده امام عسكرى علیه‏السلام در قم بود. لذا طبق دستور آن حضرت، مسجدى در این شهر بنا كرد كه هم اكنون پابرجا است.

در «خلاصة البلدان» آمده است:

«حضرت امام حسن عسكرى علیه‏السلام وكلایى به جهت «اخذ خراج» تعیین فرموده و به ایشان گفته بود كه از وجوه مقاسمه و خراج قم در آن مسجدى بنا نهند و ایشان صفّه‏اى در مسجد جامع ـ واقع در بیرون قم، به قرب روضه مقدّسه فاطمیه، در كنار رودخانه ـ كه مشهور و معروف است به مسجد حضرت امام حسن عسكرى علیه‏السلام به فرموده آن حضرت از وجوه خراج ساختند كه الحال، آن مسجد كثیرالفیض باقى و نمازگاه شیعیان است.»(30)

در «بحارالانوار» روایتى نقل شده كه از آن استفاده مى‏شود، او نماینده امام علیه‏السلام در موقوفات قم بوده است.(31) بنابراین، مى‏توان وى را از جمله متولیان آستانه مقدّسه حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام نام برد.

نشانه‏هاى آشكارى كه بر وكالت احمد بن اسحاق از ناحیه امام عسكرى علیه‏السلام دلالت مى‏كنند؛ عبارتند از:

الف) در «كمال الدّین» نام او در فهرست وكلایى كه به مقام تشرّف نایل آمده‏اند، ذكر شده است: «و مِنْ قم احمد بن اسحاق».(32)

ب) در خبرى كه «كلینى» نقل مى‏كند، از قول «حسن بن نصر» مى‏گوید:

«فجائنى بعض الوكلاء بثیاب و دنانیر و خلفها عندى... ثم جائنى احمد بن اسحاق بجمیع ما كان معه.»(33)

ج) «طبرى» مى‏گوید:

«و كان احمد بن اسحاق القمى الاشعرى، شیخ الصدوق وكیل ابى محمد. فلما مضى ابومحمد الى كرامة الله عزّوجل و اقام على وكالته مع مولانا صاحب الزّمان تخرج الیه توقیعاته... .»(34)

د) «مجلسى» به نقل از تاریخ قم مى‏نگارد:

«احمد بن اسحاق الاشعرى و كان وكیلاً فى الاوقاف بقم.»(35)

ه) در منابع دیگر نیز آمده است:

«ممّا یؤیّد على أنّه كان وكیلاً للعسكرى بقم ما اشار الیه البحرانى فى مدینة المعاجز قال ما رواه الصدوق بسنده المتصل الى سعد بن عبدالله القمى فى حدیث له مع ابى محمد الحسن بن على العسكرى و احمد بن اسحاق الوكیل.»(36)

از این شواهد استفاده مى‏شود كه احمد بن اسحاق، علاوه بر آن كه وكیل امام عسكرى علیه‏السلام بود، به مقام وكالت امام عصر علیه‏السلام نیز مفتخر گردید.

یكى از جلوه‏هاى بارز محدّثان قمى «امام‏شناسى» آنان بود. از این رو، احمد ـ كه در زمان امام حسن عسكرى علیه‏السلام از بزرگان و مفاخر قم است ـ به حضور امام علیه‏السلام مى‏رسد و از آن حضرت مى‏خواهد تا امام؛ جانشین بعد از خود را معرفى نماید.

در این كه احمد، نماینده سفیر بوده، هیچ جاى تردید نیست؛ ولى این كه مستقلاًّ نماینده امام بوده باشد، محل اختلاف است.(37)

یكى از جلوه‏هاى بارز محدّثان قمى «امام‏شناسى» آنان بود. از این رو، احمد ـ كه در زمان امام حسن عسكرى علیه‏السلام از بزرگان و مفاخر قم است ـ به حضور امام علیه‏السلام مى‏رسد و از آن حضرت مى‏خواهد تا امام؛ جانشین بعد از خود را معرفى نماید. امام عسكرى علیه‏السلام مى‏فرماید:

«اى احمد بن اسحاق! خداوند از آن زمان كه آدم را آفرید تا روز قیامت، هرگز زمین را از حجّت خالى نگذاشته و نمى‏گذارد. خداوند از بركت وجود امام، زمین را از بلا محفوظ مى‏دارد و بارانش را نازل مى‏كند و بركات نهفته در دل زمین را آشكار مى‏سازد.»

احمد بن اسحاق مى‏گوید: عرض كردم: پیشوا و امام بعد از شما كیست؟

حضرت به سرعت برخاست و به اتاق دیگر رفت و طولى نكشید كه بازگشت و پسر بچه‏اى مانند قرص ماه را كه حدود سه سال داشت به دوش گرفته بود. آن‏گاه فرمود:

«یا احمد بن اسحاق لولا كرامتك على الله عزّوجل و على حججه ما عرضتُ علیك ابنى هذا... (38)؛ اى احمد بن اسحاق! اگر نزد خداوند و امامان محترم نبودى، پسرم را به تو نشان نمى‏دادم. او هم‏ نام و هم كنیه رسول خدا است. زمین را پر از عدل و داد مى‏كند؛ آن‏گونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد.»

احمد بن اسحاق، دانشمند و محدّثى آگاه و دور اندیش است. وى مى‏گوید:

به حضور امام حسن عسكرى علیه‏السلام رسیدم و از او در خواست كردم چیزى بنویسد تا اگر نامه‏اى از او رسید، خط آن حضرت را بشناسم (و دشمن نتواند به نام امام، نامه جعل كند) امام علیه‏السلام فرمود: «خط من گاهى با قلم باریك و گاهى با قلم درشت است؛ اگر چنین تفاوتى مشاهده كردى، نگران نباش.»(39)

پى‏نوشت‏ها:

1. اصول كافى، ج 1، ص 497/ مروج الذّهب، ج 1، ص 84/ كشف الغمّة، اربلى، ج 2، ص 384.

2. ارشاد، شیخ مفید، ص 345.

3. تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، ص 54.

4. الغیبة، شیخ طوسى، ص 129.

5. همان، صص 214 و 215.

6. بحارالانوار، مجلسى، ج 50، ص 269، ح 34/ الخرائج والجرائح، ج 1، ص 439/ الصراط المستقیم، ج 1، ص 207.

7. كشف الغمّه، ج 2، ص 413.

8. همان، ص 425/ اصول كافى، ج 1، ص 509/ ارشاد، ص 387/ اعلام الورى، ص 370/ الخرائج والجرائح، ج 1، ص 444/ الصراط المستقیم، ج 2، ص 208.

9. شیخ طوسى تعداد آنان را بیش از صد نفر و بعضى نیز تا 213 نفر معرفى كرده‏اند.(حیاة‏الامام العسكرى(ع)، محمد جواد طبسى، صص 345 ـ 413).

10. رجال طوسى، صص 427 ـ 437 (ضمن اصحاب امام عسكری علیه السلام)/ رجال برقى، ص 60 (اصحاب ابى‏محمد العسكرى(ع))/ رجال نجاشى، ص 91، ش 225.

11. رجال برقى، ص 60/ رجال طوسى، ص 432.

12. رجال نجاشى، ص 81، ش 198.

13. رجال طوسى، ص 431 (عاصره علیه السلام و لم اعلم انّه روى عنه)/ رجال نجاشى، ص 177، ش 467.

14. رجال نجاشى، ص 261، ش 684/ خلاصة‏الاقوال، ص 94، ش 20.

15. رجال طوسى، ص 436، ش 17.

16. همان، ش 16/ رجال نجاشى، ص 354، ش 948.

17. رجال نجاشى، ص 730، ش 1009.

18. رجال طوسى، ص 433، ش 14/ رجال نجاشى، ص 278، ش 731.

19. رجال طوسى، ص 429/ رجال نجاشى، ص 44، ش 88 .

20. رجال طوسى، ص 433، ش 15.

21. رجال برقى، ص61/ رجال‏ طوسى، ص435، ش5.

22. رجال طوسى، ص 437.

23. رجال نجاشى، ص 371، ش 1010/ خلاصة ‏الاقوال، ص 160، ش 141.

24. رجال برقى، ص 61/ رجال طوسى، ص 431.

25. رجال طوسى، ص 428، ش 16/ رجال نجاشى، ص 92، ش 228.

26. رجال برقى، ص 60/ رجال طوسى، ص 431/ رجال نجاشى، ص 185، ش 490.

27. رجال طوسى، ص 430.

28. دلائل الامامة، طبرى، ص 272/ حیاة الامام العسكرى، ص 333.

29. احتجاج، طبرسى، ص 272.

30. خلاصة البلدان، صفى الدّین محمد بن محمد هاشم حسینى قمى، ص 95.

31. بحارالانوار، ج 50، ص 323، ح 17.

32. كمال الدّین، صدوق، ج 2، ص 442، (باب 43، ح 16).

33. اصول كافى، ج 1، ص 517.

34. دلائل الامامة، ص 272.

35. بحارالانوار، ج 50، ص 333.

36. مدینة‏المعاجز، ص 568/ الصراط المستقیم، ج 2، ص 213.

37. الغیبة، طوسى، ص 257.

38. كمال الدّین، ج 2، ص 384، (باب 38، ح 1).

39. مناقب آل ابیطالب(ع)، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 433.

لینک مقالات مرتبط:

- فضایل و سیره فردى امام حسن عسكرى علیه السلام

- سخنانی از نور

- تعقل ، مهم ترین راه رستگاری

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName