• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3586
  • يکشنبه 1385/1/27
  • تاريخ :

ای پدر ما که در آسمان هایی

بسم الله الرحمن الرحیم

باور کنیم ملک خدا را که سرمد است

بـاور کنیم ســکه به نــام محمّـد اسـت

امسال به نام پیامبر بزرگ ما نام گذاری شده است.

به سادگی می شود ما هم مثل خیلی های دیگر که به این نام گذاری ها عادت کرده اند با طرح های کلیشه ای و برنامه های بی تأثیر نسبت به این نامگذاری واکنش نشان بدهیم. یک واکنش طبق معمول. مثلاً برداریم و شعری راجع به پیامبر برای لوگوی سایت انتخاب کنیم و با خط خوش نستعلیق (البته از نوع کامپیوتری اش) آن بالا درج کنیم (که کرده ایم). یا مثلاً هر هفته در صفحه ای اول سایت، یک روایت از پیامبر بنویسم (که احتمالاً خواهیم نوشت) و به همین کارها که هر کدام در جای خودشان خوبند، بسنده کنیم و... تمام.

اما بگذارید این کار را نکنیم. بگذارید کمی، فقط کمی جدی تر به موضوع نگاه کنیم. لازم نیست خیلی به خودمان فشار بیاوریم، کافیست یک خرده به دور و اطرافمان نگاه کنیم...

شاید شنیده باشید که کلیسای رم در تبلیغ و ترویج آیین مسیحیت، تا چه حد بر روی این نکته  تاکید می کند که خداوند پدر آسمانی ماست. جالب است بدانید که این آموزه به رغم خطای فاحشی که از نقطه نظر فلسفی و کلامی بر آن مترتب است، از جذابیت ویژه ای در میان عده ای از مردم برخوردار است. حتی دیده ام بعضی از جوانان خودمان را که گاه تحت تأثیر چنین تبلیغاتی واقع می شوند. می گویند مسیحیان خدا را پدر مسیح و به تبع آن پدر همه انسانها می دانند و در دعاهایشان خدا را «پدر آسمانی» خطاب می کنند. می گویند خدای مسیحی ها از خدای مسلمان ها مهربان تر است، چون آدم ها فرزندان او هستند نه «بنده» های او. می گویند...

اینکه چطور عده ای از آدم ها به خود اجازه می دهند که بدون اندیشیدن به حقیقت یا باطل بودن – و یا دست کم معقول یا نامعقول بودن – سخنی به آن دل ببندند، نکته ای است بسیارمهم که در جای دیگری باید به آن پرداخت. بی شک پدر خواندن خدا اندیشه ای است کودکانه که که به سادگی می توان خطای آن را مبرهن ساخت. اما میل آدمیان به داشتن حمایتی فرزند وار از آسمانیان و ملکوتیان چیزیست که نمی توان به سادگی از کنار آن عبور کرد. شاید یکی از اسرار تاکید قرآن بر «لم یلد و لم یولد» بودن خداوند را بتوان از همین جا سراغ گرفت.

خدا خداست نه انسان؛ و خداوند خدای من است نه پدر من؛ و من بنده ی او هستم نه فرزند او. اما مرا پدری آسمانی است، مهربانتر از هر پدری. پدری که من با وهم کودکانه خود او را به مصدر پدری ننشانده ام. بلکه او خود مرا در مصدر فرزندی خود نشانده است که: انا و علی ابوا هذه الامة، من وعلی پدران این امتیم.

پدر آسمانی من یک انسان است. انسانی که تا انتهای راه انسانیت رفته است و حالا با بلندترین مراتب هستی کمتر از دو کمان فاصله دارد، فکان قاب قوسین او ادنی. پدر مهربان آسمانیِ من، همان کسی است که «مثل برده ها روی زمین می نشست، خر بی پالان سوار می شد و خودش کفش هایش را وصله می زد». همان کسی که زن و عطر و نماز را در دنیا از همه چیز دوست تر می داشت. همان کسی که در عین حال با چند نامه ی ناقابل، بزرگترین امپراطوری های تاریخ را به مبارز ه می طلبید، همان کسی که...

چه می شود گفت؟ نمی شود که سنن النبی و نهج الفصاحه و ... را در یک مطلب کوتاه خلاصه کرد. برویم بخوانیم. شاید با پدر آسمانی مان آشنا شویم و حق فرزندی را به جا بیاوریم.

آه، ای پدر ما که در آسمان هایی! فرزندانت را دریاب.

یا محمّد شب طوریم برآی از پس ابر

چشم راهان ظهوریم برآی از پس ابر

UserName