• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1565
  • شنبه 1385/1/26
  • تاريخ :

سفرهاى صادق آل محمد علیهم السلام (2)


در تمام موارد احضارهاى امام، مامورى در كنار منصور یا در راهروى قصر آماده بودند تا با دیدن علامت منصور و یا قبل از رسیدن امام به مجلس او، آن حضرت را بكشد. (13) این نقشه هیچگاه‏ پیاده نشد. علت آن را چنین نوشته‏اند:

ربیع خادم و مامور منصور مى‏گوید: روزى منصور مرا مامور آوردن ‏جعفر بن محمد كرد. من نزد آن حضرت رفته، گفتم: اگر وصیتى یا عهدى دارى انجام بده؛ منصور تو را براى قتل طلبیده است. ایشان ‏را به مجلس منصور بردم. جعفر بن محمد قبل از مواجهه با منصور مشغول ذكر گفتن بود. تا منصور ایشان ‏را دید، بلند شد و احترام عجیبى كرد. آن حضرت را كنار خود نشاند و پس از اندكى صحبت، با احترام ایشان را مرخص نمود. در بازگشت از جعفر بن محمد سّر این تحول را پرسیدم او فرمود: دعایى‏ خواندم. از ایشان خواستم كه آن دعا را به من هم بیاموزد. آن‏ حضرت هم یاد داد. (14)

منصور بارها قصد قتل امام را در سر مى‏پرورد، اما هیبت امام مانع‏ مى‏شد. او سرانجام سعى كرد كه مردم را از محضر آن بزرگوار دور كند و مجلس درس او را تعطیل نماید اما باز هم ناموفق بود و به ‏ناچار اجازه تدریس به آن حضرت داد؛ به شرط این كه تدریس وى درپایتخت ‏حكومت نباشد و فقط براى شیعه باشد (نه جمیع فرقه‏ها).

آن حضرت در هر مرتبه احضار، ابتدا به درگاه خداوند متوسل مى‏شد و آن گاه نزد منصور مى‏رفت. این توسل یا در خانه، قبل از حركت ‏به سوى دربار بود و یا در مسیر راه و یا در راهرو قصر. در همین ‏زمینه دعاهاى كوتاه و بلند و متنوعى از آن حضرت در دفع بلایا و شرور رسیده است كه یك نمونه از آن‏ها را كه به فرموده جدش، امام ‏حسین علیه السلام در شدائد خوانده مى‏شود، نقل مى‏كنیم:

یا عدتى عند شدتى و یا غوثى عند كربتى؛ احرسنى بعینك التى ‏لاتنام واكفنى بركنك الذى لایرام. (15) سید بن طاووس در مهج‏الدعوات تمام این دعاها را آورده است.

منصور بارها امام صادق علیه السلام را به قصرش احضار كرد و اتهاماتى به ‏آن حضرت وارد آورد، همانند این ‏كه غائله و فتنه به پا مى‏كند، (16) از مردم براى خود بیعت مى‏گیرد تا خروج كند، (17) علیه منصور توطئه چینى مى‏كند، (18) مدعى است علم غیب مى‏داند و... (19) منصور در موارد متعددى افراد گوناگونى كه مامور سعایت‏ یا خبرچینى بودند، را در ضمن اتهاماتش به عنوان شاهد معرفى مى‏كرد.

بعضى از آن‏ها مامور رسمى خلیفه بودند و برخى نیز براى تقرب به‏ منصور خبرچینى مى‏كردند. امام صادق علیه‌السلام همیشه منكر اتهام‏ها مى‏شدند. امام براى این كه حق را اظهار كرده و باطل را معرفى‏ كرده باشد، در این موارد شیوه‏اى بدیع داشتند. امام به مدعى كه‏ قسم خورده بود مى‏فرمود: این قسم كافى نیست. در قسم خود ابتدا قسم بخور كه بیرون هستى از حول و قوه الهى و متكى هستى به حول ‏و قوه خود، اگر حرفت دروغ باشد.

سعایتگران از قسم خوردن امتناع مى‏كردند اما با تهدید منصور، مجبور به قسم خوردن مى‏شدند. پایان قسم پایان عمر طبیعى آن‏ها بود (خود به خود مى‏مردند) و آغاز ترس و وحشت منصور و عذرخواهى ‏از امام كه او را ببخشد. (20)

در تمام موارد احضار، منصور سرانجام از قتل امام منصرف مى‏شد.

تحول طبیعى شخص منصور، (21) ترس ماموران از كشتن امام و دچار شدن به فرجام شوم و ندیدن امام (22) كه بر اثر ادعیه كارگشاى‏ امام صادق علیه السلام، بود.

منصور پس از شكست ‏شیوه‏هاى فوق به راه دیگر متوسل شد. او یك بار 70 ساحر را از منطقه بابل فراخواند تا از راه سحر حیوانى را تصویر و تصور كنند. سپس امام صادق علیه السلام را دعوت كرد تا او را مسخره و رسوا كند اما امام صادق علیه السلام تمام سحرها را باطل‏ ساخت. (23) منصور یك بار ابوحنیفه، فقیه معروف اهل سنت را دعوت‏ كرد و از او خواست تا سؤال‏هاى مشكلى را از امام صادق علیه السلام بپرسد. ابوحنیفه 40 مسئله مشكل طرح كرده بود، اما در لحظه نخست‏ رویارویى با امام صادق علیه السلام از هیبت امام بر خود لرزید. منصور به ‏امام گفت: اى ابوعبدالله! این مرد ابوحنیفه است. امام گفت: اوگهگاه نزد ما مى‏آید. (بدین گونه منصور و ابوحنیفه رسوا شدند.) منصور به ابوحینفه دستور داد تا سوالات را از امام بپرسد. امام ‏به یكایك آن سؤال‏ها این گونه جواب مى‏داد:

شما (اهل سنت عراق) چنین مى‏گویید: اهل مدینه (اهل سنت‏حجاز) چنین مى‏گویند: و ما چنین مى‏گوییم. آن حضرت در پایان به ‏ابوحنیفه مى‏فرمود: آیا از ما نشنیده‏اى كه داناترین مردم كسى ‏است كه داناترین فرد به اختلاف (اقوال) مردم باشد. (24)

منصور بارها امام صادق علیه السلام را مجبور به سفر طولانى به عراق كرد، به او اتهام زد و اذیت‏ها و اهانت‏ها روا داشت اما هیچ گاه ‏نتوانست نور الهى را خاموش كند.

او بارها قصد قتل امام را در سر مى‏پرورد. اما هیبت امام مانع‏ مى‏شد. او سرانجام سعى كرد كه مردم را از محضر آن بزرگوار دور كند و مجلس درس او را تعطیل نماید اما باز هم ناموفق بود و به ‏ناچار اجازه تدریس به آن حضرت داد؛ به شرط این كه تدریس وى درپایتخت ‏حكومت نباشد و فقط براى شیعه باشد (نه جمیع فرقه‏ها). (25)

داستانی از سفر امام صادق علیه السلام

این سفرهاى امام صادق علیه السلام را با داستانى از آنچه كه در مسیر بازگشت آن حضرت از بغداد به مدینه، در كوفه روى داد به پایان ‏مى‏بریم:

سید حمیرى، از شعرا و مدیحه سرایان اهل‏بیت علیهم السلام اما پیرو فرقه كیسانیه (امامت محمدبن حنفیه) بود. او در بستر بیمارى افتاده زبانش بند آمده، چهره‏اش سیاه، چشمانش بى فروغ ‏و... شده بود. امام صادق علیه السلام تازه وارد كوفه شده بود و خود را براى عزیمت ‏به مدینه آماده مى‏كرد. یكى از اصحاب امام صادق علیه‌السلام شرح حال سید حمیرى را به آن حضرت گفت؛ امام به بالین سید آمد، در حالى كه جماعتى هم آنجا گرد آمده بودند. امام سید حمیرى را صدا زد. سید چشمانش را باز كرد، اما نتوانست حرفى بزند، در حالى كه به شدت سیمایش سیاه شده بود. حمیرى گریه‏اش گرفت. التماس گرایانه به امام صادق علیه السلام نگاه مى‏كرد. امام زیر لب دعائى ‏مى‏خواند. سید حمیرى گفت: خدا مرا فدایتان گرداند. آیا با دوستداران این‏گونه رفتار مى‏نمایند؟ امام فرمود: سید! پیرو حق‏ باش تا خداوند بلا را رفع كند و داخل بهشتى كه به اولیائش وعده ‏داده است، شوى. او اقرار به ولایت امام صادق علیه السلام نمود و همان‏ لحظه از بیمارى شفا یافت. (26)

پی نوشت ها:

13- بحارالانوار، ج‏47، ص 170.

14- الخرائج، ج 2، ص‏763.

15- ارشاد مفید، ج 2، ص 182.

16- ارشاد مفید، ج 2، ص 182.

17- الخرائج، ج 2، ص‏763.

18- كافى، ج 2، ص‏446.

19- امالى طوسى، ص 461.

20- الخرائج، ج 2، ص‏763 / بحارالانوار، ج‏47، ص 201 و 164.

21- بحارالانوار، ج‏47، ص 162.

22- همان، ص‏169.

23- دلائل الامامه، ص‏299 / اختصاص، ص‏246.

24- تهذیب الكمال، المزى، ج 5، ص‏79 / الكامل فى ضعفاء الرجال،ج 2، ص‏556.

25- بحارالانوار، ج‏47، ص 180.

26- همان، ص‏327.

- منبع :

ماهنامه كوثر شماره 40 .

ارسالی کاربر گرامی:

حمیدرضا محمدرضایی

لینک مقالات مرتبط:

- رساله‏ توحید مفضل

- نیم نگاهى به سیره امام صادق علیه السلام

- پیشواى صادق علیه السلام در اندیشه مقام معظم رهبرى

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName