• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2189
  • سه شنبه 1385/1/8
  • تاريخ :

برگى از درخت فضیلت

1.تبار پاك

اشاره

2.آیات آسمانى

طلوع مهر

3.روایات نبوى صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله

شكوفه‏هاى سبز

لرزان از خوف خدا

سیماى شكوهمند

كریمانه با مردم

سیرت نیكو

چشمه سار محبت

فضایل خجسته

از منظر نخبگان اهل سنت

اشاره

زندگى افتخارآمیز امام حسن مجتبى علیه‏السلام را مى‏توان به دو بخش كلى تقسیم كرد:

1.از كودكى تا امامت؛

این بخش، خود مى‏تواند داراى سه مرحله باشد:

الف) امام در عهد رسول الله صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله‏ و سلم؛

ب) امام در زمان خلفاء ثلاث؛

ج) امام در عصر خلافت پدر .

2.از شهادت پدر تا شهادت خودش؛

این بخش نیز به دو مرحله قابل تفكیك است:

الف) از بیعت مردم تا زمان صلح؛

ب) از هنگام صلح تا شهادت.

بررسى همه دوره‏هاى حیات آن امام همام، در این نوشتار نمى‏گنجد؛ آنچه مى‏خوانید، نگرشى كوتاه به فضایل ملكوتى، ویژگى‏هاى ظاهرى و مقامات معنوى آن سبط اكبر رسول خدا صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم است.

طلوع مهر

در تاریخ میلاد خجسته امام مجتبى علیه‏السلام اندكى اختلاف وجود دارد. اما طبق قول مشهور، در 15 ماه مبارك رمضان سال سوم هجرى، در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.(1) هفت سال از عمر شریفش مصادف با حیات پر بار خاتم الانبیاء صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم بود. پدر گرامى‏اش امام على بن ابیطالب علیه‏السلام و مادر ارجمندش حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام، دختر پیامبر خداست.

هنگامى كه مژده ولادت امام حسن علیه‏السلام به گوش پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏ و ‏آله ‏و سلم رسید، به خانه دخترش فاطمه آمد و فرمود:

«یا اسماء هاتى ابنى؛ اى اسماء! فرزندم را بیاور».(2)

پیامبر خاتم صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله ‏و سلم و والدین حضرت نه تنها در نامگذارى آن كودك از خداى متعال سبقت نگرفتند كه در انتظار نشستند تا اسم آن مولود مبارك را خداوند بى‏همتا برگزیند. سرانجام وحى الهى نازل شد و به رسولش خبر داد كه: «این نوزاد را حسن بنامید.» آنگاه رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم گوسفندى را قربانى كرد و موى سر آن نورسیده را تراشید و به اندازه وزن آن، نقره صدقه داد و با دستان مباركش نوعى عطر مخلوط، به نام «خَلوق» به سر آن كودك شایسته مالید و آنگاه نافش را برید و... .(3)

تنها كنیه امام مجتبى علیه‏السلام «ابومحمّد» است. ولى در القاب حضرت، تعابیر مختلفى ذكر شده است. مشهورترین القاب حضرتش عبارتند از: تقىّ، زكىّ، سیّد، سبط، ولىّ.(4)

در نقش نگین انگشترى‌اش نیز اختلاف است. سیره‌نگاران، عبارات زیر را نقش نگین حضرت دانسته‏اند:

«العزّة لله وحده»؛ «العزّة لله»؛ «الله اكبر»؛ «به نستعین» و «حسبى‏الله».(5)

امام صادق علیه‏السلام در این مورد مى‏فرماید: «ثمّ كان فى خاتم الحسن و الحسین علیهماالسلام، حسبى‏الله».(6)

از امام رضا علیه‏السلام نیز نقل شده است كه فرمود: «كان نقش خاتم الحسن علیه‏السلام ، العزّة لله.»(7)

و نیز بعضى‏ها عبارت «لا اله الاّ الله الحقّ المبین» را نقش انگشتر امام مجتبى علیه‏السلام دانسته‏اند.(8)

شكوفه‏هاى سبز

از امام مجتبى علیه‏السلام 15 فرزند بر جاى مانده است كه اسامى آنها، با تفكیك مادرانشان، عبارتند از:

ـ زید، امّ‏الحسن و امّ‏الحسین؛ از مادرى به نام «بشیر» بنت ابى‏مسعود.

ـ حسن، (معروف به حسن مثّنى)؛ از مادرى به نام «خولة» بنت منصور.

ـ قاسم، عبدالله و عمر؛ از مادر كنیز.

ـ عبدالرحمن؛ از مادر كنیز.

ـ حسین، فاطمه و طلحه؛ از مادرى به نام «امّ‏اسحاق» بنت طلحة بن عبدالله.

ـ فاطمه، رقیّه و امّ‏سلمه؛ كه مادرانشان متفاوت بوده است.(9)

بر اساس بیان تاریخ نگاران، فقط حسن و زید، صاحب نسل بوده‏اند و از سایر فرزندان امام مجتبى علیه‏السلام نسلى باقى نمانده است.

سیماى شكوهمند

امام مجتبى علیه‏السلام شباهت بسیارى به رسول خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله ‏و سلم داشت. شاید در همان روزهاى آغازین حیات مباركش بود كه پیامبر خاتم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ با نظاره جمال و كمال او فرمود: «أشبهتَ خَلقى و خُلقى(10)؛ تو از لحاظ آفرینش و خوى (صورت و سیرت) مانند من هستى.»

این سخن مى‏تواند بیانگر لیاقت، شایستگى و تربیت صحیح امام مجتبى علیه‏السلام باشد. شخصیت ممتازى كه بعدها مى‏بایست براى احراز منصب الهى «امامت» ـ كه همان وراثت و خلافت پیامبر اكرم و جانشینى وصى او است ـ برگزیده شود.

ابن صبّاغ مالكى در كتاب «الفصول المهمّة» چهره شكوهمند امام مجتبى علیه‏السلام را این گونه به تصویر كشیده است:

«امام ابومحمد الحسن بن على، رنگى سپید آمیخته با سرخى داشت. دیدگانش درشت و سیاه، گونه‌هایش هموار، موى وسط سینه‏اش نازك، موى ریشش انبوه، پشت گوشش پر مُو، بینى‏اش كشیده و برّاق همچون شمشیرى از نقره، مفاصلش درشت و شانه‏هایش از یكدیگر دور، بود.

انسانى متوسّط القامه و ملیح بود. نیكوترین صورت را داشت. با رنگ سیاه خضاب مى‏كرد. مویش پر چین و كوتاه، و قامتش رسا بود.»(11)

سیرت نیكو

روش، منش، رفتار و كردار امام مجتبى علیه‏السلام نمونه روزگار بود. در یك جمع‏بندى كلى، مى‏توان چنین نتیجه گرفت كه تاریخ نویسان مهم‏ترین برجستگى‏هاى اخلاقى آن حضرت را «بخشنده‏ترین، بزرگمنش‏ترین، با سخاوت‏ترین، حلیم‏ترین، زاهدترین، راستگوترین، پارساترین، عابدترین، گرامى‏ترین، پرگذشت‏ترین و داراى گشاده‏ترین سینه در میان مردم» ثبت و ضبط كرده‏اند.

شیخ صدوق در كتاب امالى از امام صادق علیه‏السلام و آن حضرت از پدرانش چنین نقل مى‏كند:

«امام حسن بن على بن ابیطالب علیه‏السلام، در میان مردم زمان خود، عابدترین، پارساترین و گرامى‏ترین افراد بود. چون قصد حج مى‏كرد، پیاده مى‏رفت و گاهى پاى خود را برهنه مى‏نمود. هیچگاه دست به كارى نمى‏زد مگر این كه خدا را یاد مى‏نمود. راستگوترین مردم بود و رساترین بیان را داشت. هر گاه به در ورودى مسجدى مى‏رسید، سر خود را بلند كرده، عرض مى‏نمود: «بارالها! مهمان تو به حضورت رسیده، اى احسانگر! بنده تباهكارت به درگاهت شتافته؛ پس از زشتی‌هایى كه مرتكب شده، به خاطر زیبایی‌هایى كه نزد تو است، در گذر؛ اى كریم!»(12)

زینب بنت ابى‏رافع روایت مى‏كند: فاطمه علیهاالسلام در زمانى كه پدر ارجمندش بر بستر بیمارى مرگ افتاده بود، دست دو فرزندش را گرفت و خدمت پدر بزرگوارش آورد و فرمود: «اى پیامبر خدا! این دو، فرزندانت هستند؛ آیا براى آنان ارثى از خود قرار نمى‏دهى؟»

رسول مكرم اسلام در پاسخ دخترش فرمود: «امّا الحسن فانّ له هیبتى و سؤددى، و امّا الحسین فله جودى و شجاعتى؛ (13) هیبت و آقایى خود را براى "حسن" و بخشش و شجاعتم را براى "حسین" ارث قرار مى‏دهم.»

محمد بن اسحاق مى‏گوید: «پس از رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله هیچ كس در شرف و عزّت به رتبه حسن بن على نرسید.»(14)

و همو روایت مى‏كند: «حسن بن على را در راه حج ملاقات كردم كه از مركب خویش پیاده شد و قدم زنان حركت كرد. در این موقع تمام كسانى كه با او بودند، به او اقتدا نموده و پیاده حركت كردند؛ حتى سعد بن ابى‏وقّاص را دیدم كه فرود آمد و پیاده، گام زد.»(15)

واصل بن عطاء مى‏گوید: «سیماى حسن بن على، چون سیماى پیامبران و هیبت او چون هیبت پادشاهان بود.»(16)

فضایل خجسته

امام مجتبى علیه‏السلام داراى فضایل فراوانى است كه خلاصه آن را تحت سه عنوان زیر بیان مى‏كنیم:

1.تبار پاك

از مهم‏ترین فضایل آن امام وارسته این است كه پدرش على مرتضى، دومین شخصیت برجسته جهان اسلام و مادرش فاطمه زهرا، نخستین بانوى نمونه اسلام و نیاى ارجمندش، آخرین پیام آور خداى یكتا است. جدّه فداكارش اوّلین بانوى مسلمان، حضرت خدیجه بنت خویلد است؛ بانویى كه تا پایان عمر، یار و غمگسار روزهاى غریبى پیامبر بود و با بذل و بخشش اموال خویش، روند و حركت دین نوپاى محمدى را شتاب بیشترى داد.

جعفربن ابیطالب، عموى شایسته و والامقام امام مجتبى و حضرت حمزه سیّدالشّهداء، عمّ پدرش حیدر كرّار است.

امام مجتبى علیه‏السلام میوه شاخسار آن درختى است كه ریشه‏اش استوار، ساقه‏ها، شاخه‏ها و برگ‌هایش بهترین ساقه‏ها، شاخه‏ها و برگ‌هاست.

2.آیات آسمانى

از برجسته‏ترین فضایل امام مجتبى علیه‏السلام این است كه او جزو اصحاب كساء و آل عبا و از اهل‏بیت پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ است؛ اهل بیتى كه آیات فراوانى در شأن ایشان نازل شده است. آیه تطهیر از جمله آن آیات است:

عمر بن ابى‏سلمه (پسر همسر رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) مى‏گوید: پیامبر در خانه امّ‏سلمه حضور داشت كه این آیه نازل شد: «انّما یُریدُ الله لیُذهب عنكم الرّجس اهل‏البیت و یطهّركم تطهیراً»(17)؛ خداوند اراده كرده است كه از شما اهل‏بیت، پلیدى را بزداید و پاكیزگی‌تان بخشد.

در این هنگام حضرت، دخترش فاطمه و پسرانش حسن و حسین را فراخواند و عبائى را بر سر آنها افكند و در حالى كه على پشت سر او ایستاده بود، فرمود: «اللّهمّ هؤُلاء اهلُ بیتى فَاَذْهَبْ عَنهُمُ الرّجسَ و طَهِّرْهُم تَطهیراً؛ پروردگارا! اینان اهل‌بیت من هستند، پس پلیدى را از آنان دور فرما و آنان را پاكیزه گردان.»

امّ‏سلمه از آن حضرت پرسید: آیا من نیز جزو آنان هستم؟ رسول خدا صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله‏ پاسخ داد: «تو در جایگاه خودت هستى، جایگاه تو بسیار نیكو است.»(18)

حضور امام مجتبى علیه‏السلام در جریان «مباهله» نیز نشانه اعتبار و اهمیتى است كه رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم براى ایشان قائل شده است. و نیز حضور آن حضرت در «بیعت رضوان» و بیعت نمودن پیامبر با او، جایگاه رفیع آن امام همام را نشان مى‏دهد.(19)

3.روایات نبوى صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله

با توجه به اصالت خانوادگى و تربیت علوى و فاطمى است كه رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه‏ و ‏آله‏ امام مجتبى علیه‏السلام و برادر بزرگوارش را با چنین جملاتى مى‏ستاید:

«و هما خیر أهل الأرض(20)؛ و آن دو (حسنین) بهترین افراد روى زمین هستند.»

«و هما سیّدا شباب اهل الجنّة(21)؛ و آن دو سرور جوانان اهل بهشتند.»

«و هما من العترة (أهل البیت) التى لا تفترق عن القرآن الى یوم القیامة، و لن تضلّ اُمّةٌ تمسّكت بهما(22)؛ آن دو متعلق به خانواده عترت هستند و تا روز قیامت از قرآن جدا نمى‏شوند؛ در صورتى كه امت به آن دو تمسك جویند، هرگز گمراه نخواهند شد.»

و در مورد امام حسن مجتبى علیه‏السلام فرمود:

«لوكان العقل رجلاً لكان الحسن(23)؛ اگر عقل به شكل مردى مجسم مى‏شد؛ همانا حسن بود.»

لرزان از خوف خدا

امام مجتبى علیه‏السلام بنده خاكسار خدا بود. در هنگام عبادت از قفس تنگ دنیا مى‏رهید و تا شاخساران ملكوت پر مى‏كشید. طعم عبادت، شهد دیگرى در كامش مى‏نشاند و جوهر جانش را قبضه مى‏كرد. همواره در انتظار فرارسیدن ساعات نماز و لحظات عبادت مى‏ماند و چون وقت فرایض نزدیك مى‏شد، روح و روانش متغیر مى‏گشت و رنگ از رخسارش مى‏پرید:

«انّ الحسن بن علىّ علیهماالسلام كان اذا توضّأ اِرتعدت مفاصله، و اصفرّ لونه، فقیل له فی ذلك فقال: حقّ على كلّ من وقف بین یدی ربّ العرش أن یصفرّ لونه و تر تعد مفاصله(24)؛ همانا حسن بن على علیهماالسلام وقتى وضو مى‏ساخت و آماده نماز مى‏شد؛ رنگش دگرگون مى‏گردید و بند بند وجودش مى‏لرزید. از آن حضرت از علت این حال سؤال شد؛ فرمود: سزاوار است كسى كه در پیشگاه خداوند عرش مى‏ایستد، رنگش پریده و بند بند اعضایش بلرزد.»

نشستن در محراب عبادت از خوشایندترین لحظات عمرش به حساب مى‏آمد. به همین جهت بهترین و زیباترین لباس‌هایش را بر تن مى‏كرد. در روایتى بیان شده كه حضرت براى نماز بهترین جامه‏هایش را پوشید؛ پرسیدند: چرا بهترین لباس خودت را پوشیدى؟ فرمود:

«انّ الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال؛ فَاَتَجَمَّلَ لِرَبّى وَ هُوَ یَقُولُ «خذوا زینَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسجِدٍ»(25)؛ خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد. از این رو در هنگام راز و نیاز با خداى خویش، لباس زیبایم را مى‏پوشم. در حالى كه خداوند فرموده است: هنگام مسجد رفتن، زینت خود را برگیرید.»(26)

در حدیثى دیگر آمده است:

«كانَ الحسن بن علىّ علیهماالسلام اذا قامَ الىَ الصلوةِ، لَبِسَ اَجْوَدَ ثِیابَهُ(27)؛ حسن بن على علیهماالسلام هنگام نماز بهترین جامه‏هایش را مى‏پوشید.»

بر این اساس، مستحب است كه در حال نماز نیكوترین لباس‏هاى خود را بپوشیم و ضمن معطر ساختن خویش، با رعایت نظافت و طهارت كامل، به نماز بایستیم و با خداى خویش به راز و نیاز بپردازیم.

به نماز ایستادن امام مجتبى علیه‏السلام شگفت مى‏نماید و مطالعه روایت «لرزیدن مفصل‌هاى بدن آن حضرت در حین عبادت» انسان را متحیر مى‏سازد:

امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید:

«انّ الحسن بن علىٍّ علیهماالسلام كانَ اذا قامَ فى صلاته تَرتَعِدُ فرائصُهُ بینَ یَدَى رَبِّهِ ـ عزّوجلّ ـ و كانَ اذا ذَكَرَ الجَنَّة و النّار اضْطَرَبَ اِضْطِرابَ السَّلیم (28)؛ حسن بن على علیهماالسلام وقتى به نماز مى‏ایستاد، تن مباركش در مقابل پروردگارش مى‏لرزید و هر گاه كه یاد بهشت و جهنم مى‏نمود، چون مارگزیده مضطرب و پریشان مى‏شد و به خود مى‏پیچید.»

با آن كه مركب‌هایى در اختیار داشت، مسافت 450 كیلومترى مدینه تا مكه معظمه را زیر اشعه سوزان آفتاب حجاز و روى سنگریزه‏هاى داغ بیابان، پیاده مى‏پیمود و به این شكل 25 مرتبه پیاده به زیارت كعبه شتافت تا رضایت خداى خویش را بیشتر فراهم آورد.(29)

خشوع امام مجتبى علیه‏السلام در مقابل خداى مهربانش نیز حكایتی شیرین دارد. حضرت چنان در محراب عبادت مدهوشِ جمال و كمال حق مى‏شد كه رنگش دگرگون شده و تنش به لرزه مى‏افتاد:

راوى مى‏گوید: «مهمان امام مجتبى علیه‏السلام بودم... هنگام اداى فریضه نماز شد. امام از اتاق بیرون رفت تا وضو بگیرد؛ من نیز آماده مى‏شدم تا نماز بگزارم. در آستانه در اتاق، حضرت را دیدم كه رنگش تغییر كرده و حالتى خاص پیدا كرده است. پرسیدم: چرا اینطور شده‏اید؟ فرمود: كسى كه مى‏خواهد به پیشگاه الهى وارد شود، مى‏بایست چنین دگرگون شود. و هنگامى كه حضرت را در حال نماز دیدم، از شدت خضوع و خشوعش، موى بر اندامم راست شد. وقتى خوب نگاه كردم، دریافتم كه حضرت در نماز و در پیشگاه خداوند متعال، مى‏لرزد و ذكر مى‏گوید.»(30)

حُسن ختام این بخش، روایتى است كه مفضل از امام جعفر صادق علیه‏السلام، از پدر بزرگوار و او از جدّش نقل نموده است كه فرمود:

«أنّ الحسن بن علی بن أبى‏طالب كان أعبدالناس فی زمانه، و أزهدهم و أفضلهم، و كان إذا حجّ حجّ ماشیاً، و ربّما مشى حافیاً، و كان أذا ذكرالموت بكى، و اذا ذكرالقبر بكى، و اذا ذكر البعث و النشور بكى، و اذا ذكر الممرّ على الصراط بكى، و اذا ذكر العرض على الله ـ تعالى ذكره ـ شهق شهقةً یعشى علیه منها...(31)؛ امام حسن بن‏على بن ابى‏طالب علیهم‏السلام در زمان خود عابدترین، زاهدترین و بهترینِ مردم بود؛ و با پاى پیاده و برهنه حج انجام مى‏داد؛ و هر گاه از مرگ سخن گفته مى‏شد، گریه مى‏كرد و هر گاه ذكرى از قبر به میان مى‏آمد، مى‏گریست. و زمانى كه از قیامت نام برده مى‏شد، اشك مى‏ریخت. و زمانى كه از گذشتن پل صراط سخن به میان مى‏آمد؛ گریه مى‏كرد؛ و هنگامى كه عرضه شدن (اعمال) بر خدا به میان مى‏آمد، از هوش مى‏رفت به نحوى كه همه چیز از ذهن و نظرش پوشیده مى‏شد.»

كریمانه با مردم

امام مجتبى علیه‏السلام از خیل ستارگان پرفروغ است. او به «كریم اهل‏بیت» شهرت دارد. رفتار كریمانه او در سینه تاریخ موج مى‏زند و جهانیان سرگشته درهم و دینار را به تحیر وامى‏دارد. در بین مردمى كه در چاه دنیا خواهى سقوط كرده‏اند و براى دستیابى به دنیا، تن به هرنوع خوارى و ذلت مى‏دهند؛ مطالعه شرح بخشش‌هاى كریمانه امام مجتبى علیه‏السلام خواندنى و شنیدنى است.

ابن شهرآشوب در كتاب مناقب روایت مى‏كند كه: مردى از امام مجتبى علیه‏السلام تقاضاى كمك مالى نمود. حضرت پنجاه هزار درهم و پانصد دینار به او داد. آنگاه فرمود: «برو باربرى بیاور تا این پول‌ها را برایت حمل كند.» مرد، باربرى آورد، حضرت عباى سبز رنگش را به مرد سائل داد و فرمود: «این كرایه باربر است.»(32)

گاهى امام با دیدن انسان‏هاى بى‏پناه، خود به نیّات آنها پى مى‏برد و قبل از این كه چیزى بطلبند، هدایایى تقدیم مى‏كرد و منتظر اظهار نیاز آنها نمى‌نشست. روایت زیر گویاى همین مطلب است:

فردى از چادر نشینان خدمت امام مجتبى علیه‏السلام شرفیاب شد. قبل از آن كه اظهار نیاز كند، حضرت امر فرمود كه هر چه در خزانه هست، به او بدهند. وقتى به سراغ خزانه رفتند، مبلغ بیست هزار درهم یافتند و همه را به سائل نیازمند دادند. مرد سائل كه از رفتار سخاوتمندانه امام به شگفت آمده بود، عرض كرد: آقاى من! چرا به من فرصت ندادید تا نیاز خود را بیان كنم و در مدح شما سخن بگویم؟ امام در پاسخش فرمود:

«ما گروهى هستیم كه بخشش‌هایمان تازه و بى‏درنگ صورت مى‏گیرد.»(33)

امام مجتبى علیه‏السلام در جود و كرم از همگان سبقت گرفته بود؛ آن چنان كه با بذل و بخشش‌هاى خداپسندانه، دست از دارایى‏هاى خویش مى‏كشید و همه را در راه خشنودى خدا تقدیم مى‏كرد. این، در واقع بیانگر بى‏اعتنایى آن حضرت به مظاهر فریبنده دنیا بود. در همین مورد نوشته‏اند:

«امام مجتبى علیه‏السلام در طول عمر خود، دوبار تمامِ اموال و دارایى خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم كرد و نصف آن را براى خود نگهداشت و نصف دیگر را در راه خدا بخشید.»(34)

ابن سعد در كتاب الطبقات الكبرىعلاوه بر روایت فوق مى‏افزاید:

«...حتى اگر دو جفت كفش یا دو جفت پاپوش داشت، یك جفت آن را براى خود برمى‏داشت و جفت دیگر را به نیازمندان مى‏رساند...»(35)

امام مجتبى علیه‏السلام نسبت به فقیرانِ فرهنگى و فریب خوردگان جاهل نیز قلب رئوف و دل مهربان داشت. گر چه آنها بر اثر فریب دشمنان با هتاكى و بى‏حرمتى با امام برخورد مى‏كردند؛ اما امام هیچگاه از سخنان بیهوده آنان غضبناك نمى‏شد و با لطف و مهربانى آنها را نوازش مى‏كرد و به رفع نیازهایشان همت مى‏گماشت. آنان نیز با دیدن برخوردهاى خاضعانه امام به حیرت مى‏افتادند و در اندك مدت از گفته‏هاى خویش ندامت مى‏جستند و اظهار پشیمانى مى‏كردند. نمونه بارز فروتنى امام با فقرزدگان فرهنگى و دین باختگان بى‏هویت، ملاقات با آن مرد شامى است كه جریانش در متون تاریخى بیان شده است.(36)

چشمه سار محبت

اظهار محبت‌هاى پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم به حسنین و علاقه وافر او به آن دو، قابل بیان و بررسى نیست. پیامبر اسلام صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم در روایتى فرمود:

«حسن منّى و انا منهُ، احبَّ اللهُ مَن احبّهُ...(37)؛ حسن از من است و من از حسن؛ كسى را كه من دوست دارم خدا نیز دوست دارد.»

و نیز فرمود:

«احبُّ اهل بیتى الىّ الحسن و الحسین... (38)؛ محبوب‏ترین فرد از خاندانم، حسن و حسین است.»

زید بن ارقم روایت مى‏كند: «در مسجد، نزد رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم نشسته بودم. در این هنگام فاطمه همراه حسن و حسین از خانه‏اش خارج شد و به سوى جایگاه پدر گرامى‏اش شتافت و به دنبال آنان على علیه‏السلام نیز سر رسید. آنگاه پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله‏ رو به جانب من كرده، فرمود: هر كس این چند نفر را دوست بدارد، با من دوستى نموده است و هر كس با آنان دشمنى كند، با من دشمنى ورزیده است.»(39)

از مجموع این روایات، كه تعدادشان هم كم نیست، استفاده مى‏شود كه محبت امام مجتبى علیه‏السلام و برادر گرامى‏اش در قلب شفاف و نورانى پیامبر خاتم صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله ‏و سلم موج مى‏زد. معمولاً رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم علاقه شدید و محبت وافر خود نسبت به آنان را در میان مردم اظهار مى‏نمود. گر چه نحوه ابراز فرق داشت؛ گاهى سخن شیوایى در این مورد بیان مى‏نمود و گاهى از منبر پایین مى‏آمد و آنها را مى‏بوسید و بعد از نوازش آن دو، بار دیگر بالاى منبر قرار مى‏گرفت. افزون بر این، از رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله نقل شده است كه در هنگام اظهار محبت به حسنین علیهماالسلام مى‏فرمود:«شاهدان، این ابراز علاقه را به غائبان برسانند.»( 40)

راستى! هدف رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم از علنى ساختن این اظهار محبت‏ها چه بود؟

آیا هدف پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله جز آماده سازى اذهان عموم، به پذیرش امامت حسنین بعد از ولایت پدر بزرگوارشان بود؟

لازم به ذكر است كه محبت شدید رسول خدا صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم نسبت به حسنین باعث شده بود كه آن حضرت براى حفظ آن دو از كید مكاران و حسد حسودان تعویذ(41) زیر را تلاوت نماید:

«اُعیذُ كُما بِكَلِمات اللهِ التّامّةِ مِنْ كُلِّ شیطانٍ هامّةٍ وَ مِنْ كُلّ عینٍ لامّْةٍ؛(42) شما را از شرّ هر شیطان آزار دهنده و هر چشم شومى به پناه كلمات تامّ خدایى مى‏برم.»

از منظر نخبگان اهل سنت

برجستگان عرصه‏هاى علم و تاریخ، توصیفاتى زیبا در رثاى شخصیت ملكوتى امام مجتبى علیه‏السلام دارند كه ذكر آنها در این نوشتار مختصر نمى‏گنجد ولى شایسته است كه جهت نمونه به دیدگاه‏هاى كوتاه تنى چند از اصحاب سیره و تاریخ اشاره شود:

1.جلال الدین سیوطى:

«كان الحسن رضى الله عنه له مناقب كثیرة: سیّداً، حلیماً، ذا سكینة و وقار و حشمة، جواداً ممدوحاً...(43)؛ حسن بن على علیهماالسلام داراى امتیازات و فضایل انسانى فراوان بود؛ او شخصیتى بزرگوار، بردبار، با وقار، متین، سخى، بخشنده، و مورد ستایش مردم بود.»

و نیز مى‏نویسد:

«سبط رسول الله و ریحانته و آخر الخلفاء بنصّه... و هو خامس أهل الكساء...»(44)

2.ابن عساكر شافعى:

«هو سبط رسول الله و ریحانته و أحد سیّدَى شباب أهل الجنّة... .»(45)

3.سبط ابن جوزى:

«كان من كبار الأجواد، و له الخاطر الوقّاد، و كان رسول الله صلى‏ الله ‏علیه‏ و ‏آله‏ و سلم یحبّه حبّاً شدیداً.»(46)

4.ابن اثیر:

«و هو سیّد شباب أهل الجنّة، و ریحانة النّبى صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم و شبیهه، سمّاه النّبىّ الحسن ... و هو خامس أهل الكساء.»(47)

5.ابونعیم اصفهانى:

«عن الامام حسن المجتبى علیه‏السلام: سیّد الشباب، و المصلح بین الأرقاب و الأحباب، شبه رسول صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم و حبیبه، سلیل الهدى، و حلیف أهل التقى، خامس أهل الكساء، و ابن سیّدة ‏النّساء، الحسن بن على بن ابى‏طالب رضى‏الله عنهما.»(48)

پى‏نوشت‏ها:

1.حیات فكرى و سیاسى امامان شیعه، رسول جعفریان، ص 119.

2.تحلیلى از زندگانى سیاسى امام حسن(ع)، علامه جعفر مرتضى عاملى، ترجمه محمد سپهرى، ص 30.

3.همان، ص 31؛ امام حسن و امام حسین(ع)، سید محسن امین عاملى، ص 29.

4.اعلام الهدایة، مجمع جهانى اهل‏بیت، ج 4، ص 45.

5.امام حسن و امام حسین(ع)، ص 30.

6.اعلام الهدایة، ج 4، ص 45، به نقل از كافى، ج 6، ص 473 و بحارالانوار، ج 43، ص 258.

7.همان.

8.موسوعة كلمات الامام الحسن(ع)، نشر معروف، مؤسسه باقرالعلوم، ص 269 و 270.

9.امام حسن و امام حسین(ع)، ص 30.

10.تحلیلى از زندگانى سیاسى امام حسن(ع)، ص 25؛ امام حسن و امام حسین(ع)، ص 26.

11.امام حسن و امام حسین(ع)، ص 31 و 32.

12.همان، ص 32.

13.تحلیلى از زندگانى سیاسى امام حسن(ع)، ص 26.

14.همان.

15.امام حسن و امام حسین (ع)، ص 33.

16.همان.

17.احزاب / 33.

18.امام حسن و امام حسین(ع)، ص 34 و 35.

19.حیات فكرى و سیاسى امامان شیعه، ص 120.

20.اعلام الهدایة، ج 4، ص 26، به نقل از عیون اخبارالرضا(ع)، ج 1، ص 67.

21.همان، به نقل از سنن ابن ماجه، ج 1، ص 56.

22.همان، به نقل از جامع ترمذى، ص 541 و مستدرك الحاكم، ج 3، ص 109.

23.حیات فكرى و سیاسى امامان شیعه، ص 121، به نقل از فرائد السمطین، ج 2، ص 68.

24.موسوعة كلمات الامام الحسن (ع)، ص 268.

25.اعراف / 31.

26.موسوعة كلمات الامام الحسن(ع)، ص 296.

27.داستان‌ها و حكایت‏هاى نماز چهارده معصوم(ع)، عباس عزیزى، ص 87، به نقل از وسایل الشیعه، ج 3، ص 331.

28.همان، به نقل از بحارالانوار، ج 84، ص 158.

29.همان، ص 18، به نقل از خاندان وحى، ص 323.

30.همان، ص 90، به نقل از عدة‏الداعى، ص 180.

31.اعلام الهدایة، ج 4، ص 33، به نقل از امالى صدوق، ص 150 و بحارالانوار، ج 43، ص 331.

32.موسوعة كلمات الامام الحسن(ع)، ص 236.

33.امام حسن و امام حسین(ع)، ص 39.

34.سیره پیشوایان، مهدى پیشوایى، ص 90 و 91.

35.امام حسن و امام حسین(ع)، ص 38.

36.منتخب میزان الحكمة، ص 43، به نقل از تاریخ مختصر بغداد، ج 7.

37.همان، ص 43.

38.تحلیلى از زندگانى سیاسى امام حسن(ع)، ص 38، به نقل از الغدیر، ج 7، ص 124.

39.امام حسن و امام حسین(ع)، ص 36.

40.حیات فكرى و سیاسى امامان شیعه، ص 120.

41.دعایى كه براى دفع بلا و آفت چشم زخم، در كاغذ مى‏نویسند و به گردن و یا بازو مى‏بندند.

42.امام حسن و امام حسین(ع)، ص 38.

43.سیره پیشوایان، مهدى پیشوایى، ص 88، به نقل از تاریخ الخلفاء، چاپ 3، بغداد، 1383 ه .ق، ص 189.

44ـ 48. اعلام الهدایه، ج 4، ص 31 و 32.

منبع:

مجله كوثر، شماره 55 . 

"سید على‏نقى میرحسینى"

 لینك مقالات مرتبط:

-اسوه اخلاق حسنه(1)

-اسوه اخلاق حسنه (2)

-صبر در سیره امام مجتبى (ع)

-روایت شجاعت و كیاست امام حسن علیه السلام

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName