• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3596
  • سه شنبه 1385/1/8
  • تاريخ :

 

بیم

ها و نگرانىهاى بزرگ پیامبر

 

صلی الله علیه و آله

 سرنوشت رهبرى 

 مظلومیت اهل بیت علیهم السلام 

 هواپرستى امت 

 دنیا زدگى 

 فتنه و گمراهى 

 سلطه و نفوذ منافقان 

 جعل و نسبت‌هاى دروغ 

 تكذیب تقدیر و تصدیق نجوم 


همچون هر باغبان دلسوز و زحمت كشیده‌اى كه عمر خود را پاى نهال‌ها و بذرهایش گذاشته و در سال‌هاى پیرى، نگران باغ پس از خویش است، پیامبر رحمت و معلم بشریت حضرت رسول صلی الله علیه و آله نیز، در سال‌هاى آخر عمر، نگران وضع امت پس از رحلت خویش بود.

نگرانى‌هاى پیامبر صلی الله علیه و آله، در زمینه‌هاى مختلف بود، چرا كه آفت‌ها و عارضه‌هایى كه دامنگیر انسان مىگردد، متفاوت است. رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن سال‌ها، نگرانى خویش را نسبت به وقوعاین حوادث -پس از خویش- ، ابراز داشته و آنها را پیش بینى كردهبود.

برخى از این موضوعات نگران كننده، حاكى از نوعى"رجعت" در امت مسلمان است، یعنى كمرنگ شدن ارزش‌هاى الهى و اسلامى و احیاى دوباره معیارهاى جاهلى و سر برآوردن خوى و خصلت‌هاى غیر انسانى، كه به بركت اسلام،قطع شده بود و در عصر پس از رسول، بار دیگر جان گرفت و معیارها را برهم زد. این نوع رجعت به جاهلیت، كه از نگرانى‌هاى عمده آن حضرتبود، براى هر مصلحى كه با رهبرى خویش، امتى و فرهنگى و نظامى پدید آورده باشد، وجود دارد، چرا كه نسل دوم و سوم در یك حركت انقلابى و نهضت اصلاحى، اغلب داراى آن روحیات، باورها، انگیزه‌ها، شناخت‌هاى عینى و تجربه‌هاى محسوس"انقلابیون اولیه" و"سابقون" نیستند و زمینه سیر قهقرایى و بازگشت به شرایط پیش از تحول و نهضت، در آنان فراهم‌تر است و دشمنان هم از همین"زمینه"ها بهره مىگیرند و به دگرگون سازى"فرهنگ انقلاب" مىپردازند.

اینك بر نگرانى‌هاى رسول خدا صلی الله علیه و آله مرورى مىكنیم، تا دستمایه عبرت و الهام براى امروز ما باشد.

حضرتعلى علیه السلام مىفرماید: كنار پیامبر خدا نشسته بودیم. حضرت سر بر دامن من گذاشته بود و چشمانش در خواب. سخن از دجال مىگفتیم و بیم از اغواگرىهایش، كه پیامبر بیدار شد و با چهره‌اى بر افروخته فرمود: بیش از دجال، بر شما از غیر دجال بیمناكم. بیم من از پیشوایان و زمامداران گمراه گر و ریخته شدن خون خاندانم پس از من است.

 سرنوشت رهبرى 

براى رسول خدا به عنوان رهبر، تداوم راه بسیار مهم بود. فلسفه سیاسى اسلام نیز قالب امامت و وصایت را براى تداوم راه پیامبر و استمرار حاكمیت اسلامى پس از رحلت آن حضرت، پیش‌بینى كرده بود. بارها و بارها آن حضرت، نسبت به جانشینى خویش و وصى خود، سخن گفته، رهنمود داده و تكلیف را معین كرده بود. اما صریح‌ترین و اساسىترین و به یاد ماندنىترین شكل آن اعلام و تعیین، حادثه غدیرخم بود، آن هم با فرمان صریح و قطعى خداوند كه حكم پروردگار را به مردم ابلاغ كند. نزول آیه"یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك..."(1) در این راستا بود، اما رسول خدا صلی الله علیه و آله بازهم بیمناك از پیامد این اعلام، و نگران از واكنش مردم نسبت به آن بود، چون رگ و ریشه‌هاى جاهلى بازمانده در فكر و دل برخى از اصحاب را مىشناخت و كمى تامل و درنگ نسبت به اظهار و ابلاغ آن پیام داشت.(2) تاكید آیه بر این كه"خداوند تو را از گزند مردم حفظ مى كند؛ والله یعصمك من الناس" اشعار به همین دلواپسىهاى پیامبر خدا دارد.

پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به این كه قریش، پس از رحلت آن حضرت با على علیه السلام و مساله خلافت چه خواهند كرد و مظلومیت این خاندان و كنار زدن امیرمومنان از صحنه سیاسى و حق قطعى و مشروعش، بارها اظهار نگرانى كرده بود و وقایع بعدى را به حضرت على علیه السلام یادآور شده بود. آن پیامبر دلسوز و آینده نگر، پیش‌بینى مىفرمود كه فاسقان و طغیانگران قریش، على علیه السلام را مظلوم سازند (3) و به آن حضرت چنین ابراز مىكرد كه: بیم آن دارم كه اگر بر سر خلافت و حق خویش با آنان به كشمكش بپردازى و منازعه كنى، تو را بكشند. (4) و مىفرمود: اما التى اخافها علیه، فغدر قریش به من بعدى(5)؛ آنچهكه نسبت به آن بیم دارم، آن است كه قریش پس از من با او از در نیرنگ و حیله در آیند.

و دیدیم كه نگرانى حضرت رسولاكرمبجا بود و مظلومیت و محرومیت 25 ساله امیرالمومنین از حق خویش، شاهدش.

پیامبر اكرم فرمود:بیشترین بیمى كه بر امت خودم پس از خویش دارم، كسب‌هاى حرام و درآمدهاى نامشروع و شهوت پنهانى و رباست."

سرمستى مال و طغیان ثروت، خیلىها را بر زمین مىزند و بسیارى از مدعیان ایمان، از آزمایش پول موفق بیرون نمىآیند و پاى اراده شان در لغزشگاه مال دنیا مىلغزد و به عیاشى و بىدردى مبتلا مىشوند.

 مظلومیت اهل‌بیت علیهم السلام 

كینه‌هاى قریش نسبت به بنىهاشم و پیامبر و عترت او، از بین رفتنى نبود. پیامبر هم با چشم بصیر خویش، آینده و مظلومیت خاندانش را مىدید و بارها با على علیه السلام و زهرا علیهاالسلام در این باره سخن گفته و خون گریسته بود. از سخنان اوست كه:"ابكى لذریتى و ما تصنع بهم شرار امتى من بعدى."(6)

حضرتعلى علیه السلام مىفرماید: كنار پیامبر خدا نشسته بودیم. حضرت سر بر دامن من گذاشته بود و چشمانش در خواب. سخن از دجال مىگفتیم و بیم از اغواگرىهایش، كه پیامبر بیدار شد و با چهره‌اى برافروخته فرمود: بیش از دجال، بر شما از غیر دجال بیمناكم. بیم من از پیشوایان و زمامداران گمراه گر و ریخته شدن خون خاندانم پس از من است.(7)

این نگرانىها را حتى در زمان خویش نسبت به مكر و دشمنى یهود با عترتش نیز داشت. در واقعه گم شدن امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در دوران كودكى و نگرانى پیامبر و حضرت زهرا علیهاالسلام نسبت به جان آن دو فرزند عزیز و یافته شدن آن دودر زیر درختى در باغ ابى دحداح، پیامبر نگرانى و بیم خویش را از كید یهود نسبت به جان حسن و حسین علیهماالسلام ابراز فرمود. (8)

این رشته، بسیار دراز دامن است و به همین اشاره بسنده مى كنیم.

 هواپرستى امت 

بیشترین نقل‌هاى روایى درباره نگرانى پیامبر، نسبت به همین موضوع است، یعنى عارضه تبعیت از هواى نفس و در سر پروراندن آرزوهاى دور و دراز، كه نشانه وابستگى به دنیا و مظاهر آن است؛ نتیجه طبیعى این دو بیمارى اخلاقى، دور شدن از حق و فراموش كردن قیامت است و همین، براى سقوط یك فرد یا امت كافى است.

این نگرانى با تعابیر متفاوت و متواتر نقل شده كه به چند نمونه اشاره مى شود:

"ان اخوف ما اخاف علیكم اتباع الهوى و طول الامل، اما اتباع الهوى فیصد عن الحق و اما طول الامل فینسى الاخره(9)؛ آنچه كه بیش از هر چیز بر شما بیم دارم، پیروى از هواى نفس و آرزوى دراز است؛ هواپرستى،- آدمى را- از حق باز مىدارد و آرزوى دراز، آخرت را از یاد انسان مى برد."

این مضمون با عباراتى شبیه همین، از حضرت على علیه السلام و امامان دیگر نیز نقل شده است.

پیامبرخدا صلی الله علیه و آله در سخنى دیگر فرموده است:

"شر ما اتخوف علیكم اتباع الهوى و طول الامل، فاتباع الهوى یصرف قلوبكم عن الحق و طول الامل یصرف هممكم الى الدنیا... (10)؛ بدترین چیزى كه بر شما بیمناكم، پیروى از هواى نفس و طول آرزوست؛ هواپرستى، دل‌هایتان را از حق برمىگرداند و آرزوى دراز، همت‌هاى شما را به دنیا مصروف مى سازد... ."

بیشترین نقل‌هاى روایى درباره نگرانى پیامبر، نسبت به عارضه تبعیت از هواى نفس و در سر پروراندن آرزوهاى دور و دراز، كه نشانه وابستگى به دنیا و مظاهر آن است، نتیجه طبیعى این دو بیمارى اخلاقى، دور شدن از حق و فراموش كردن قیامت است و همین، براى سقوط یك فرد یا امت كافى است. پیامبر اكرم می‌فرمایند: "آنچه كه بیش از هر چیز بر شما بیم دارم، پیروى از هواى نفس و آرزوى دراز است؛ هواپرستى،- آدمى را- از حق باز مىدارد و آرزوى دراز، آخرت را از یاد انسان مى برد."

 دنیا زدگى 

نگرانى دیگر پیامبر آن بود كه با دست یافتن مردم به مال و ثروت و چشیدن شیرینى دنیا، دل‌هاى آنان دنیازده شود و از ارزش‌ها دست بشویند و در كسب‌ها و در آمدها مراعات حلال و حرام ننمایند و هدفشان انباشتن ثروت و افزودن مكنت باشد، از هر راه كه باشد. نتیجه این دنیازدگى، فراموشى خدا و آخرت و در نهایت، سقوط اخلاقى است و دور شدن از ساده زیستى و گرفتارى در دام تجملات.

حضرت رسول اكرمصلی الله علیه و آله مىفرماید:

"لكنى اخاف ان یفتح علیكم الدنیا بعدى فینكر بعضكم بعضا و ینكركم اهل السماء عند ذلك (11)؛بر شما از آن بیم دارم كه پس از من دنیا به روى شما گشوده شود (و به دنیا و ثروت برسید.) آنگاه یكدیگر را نشناسید! آن وقت است كه آسمانیان هم شما را نشناسند.

و در بیانى دیگر چنین مىفرماید:

"ان اخوف ما اتخوف على امتى من بعدى هذه المكاسب المحرمه و الشهوه الخفیه و الربا (12)؛بیشترین بیمى كه بر امت خودم پس از خویش دارم، این كسب‌هاى حرام و درآمدهاى نامشروع و شهوت پنهانى و رباست."

سرمستى مال و طغیان ثروت، خیلىها را بر زمین مىزند و بسیارى از مدعیان ایمان، از آزمایش پول موفق بیرون نمىآیند و پاى اراده شان در لغزشگاه مال دنیا مىلغزد و به عیاشى و بىدردى مبتلا مىشوند. این نگرانى را رسول خدا صلی الله علیه و آله در ذیل چند نگرانى دیگر بیان كرده و این گونه اشاره فرموده است:"او یظهر فیهم المال حتى یطغوا و یبطروا (13)؛ بیم آن دارم كه... یا ثروت در میان آنان آشكار شود، تا آن جا كه به طغیان و سرمستى برسند."

و در حدیث دیگرى تعبیر"او دنیا تقطع رقابكم..."(14) آمده است، "دنیایى كه گردن‌هاى شما را قطع مىكند."

حوادث پس از رحلت پیامبر و مسابقه برخى از امت او در زراندوزى و دنیاطلبى و روى آوردن به كاخ نشینی و تجملات و عیش و نوش و... شاهدى بر درستى نگرانى رسول خدا از آینده امت خویش است.

 فتنه و گمراهى 

به هم آمیختن حق و باطل و آشفته ساختن مرزها و معیارها و زیر پا گذاشتن اصول و انكار مسلمات دین، موجب مىشود عده‌اى از هدایت دست بشویند و گمراه شوند. در این جا نقش آنان كه كار فكرى مىكنند و با افكار و اندیشه‌هاى مردم سروكار دارند، حساس‌تر است.

دانایان و دانشمندان، همچنین زمامداران و مسئولان نیز در گمراه شدن مردم نقش دارند و اگر بلغزند، جامعه را به اشتباه و لغزش مىاندازند. در این زمینه‌ها به چند حدیث اشاره مىكنیم:

آن حضرت فرمود:

"انما اخاف على امتى الائمه المضلون...(15)؛ بر امت خویش، از زمامداران گمراه كننده بیمناكم."

و فرمود:"انى اخاف علیكم استخفافا بالدین و بیع الحكم و قطیعه الرحم و ان تتخذوا القرآن مزامیر، تقدمون احدكم و لیس بافضلكم (16)؛ بر شما از آن بیم دارم كه دین، سبك شمرده شود؛ حكم و داورى، خرید و فروش شود؛ پیوندهاى خانوادگى از هم بگسلد؛ قرآن را وسیله ساز و آواز قرار دهید و كسانى را جلو بیندازید كه برترین شما نیستند."

در حدیثى دیگر نگرانى پیامبر خدا از لغزش عالمان و مجادله منافقان با قرآن و دنیاطلبى بیان شده است و این كه در این سه مورد، انسان باید خود را متهم بداند و از این لغزشگاه‌ها مصون و در امان نپندارد.(17)

همچنین گمراهى پس از هدایت، فتنه‌هاى گمراه كننده، شكم و شهوت، از عوامل دیگر نگرانى آن حضرت به شمار آمده است، آن جا كه مىفرماید:

"ثلاثه اخافهن على امتى من بعدى: الضلاله بعد المعرفه و مضلات الفتن و شهوه البطن و الفرج."(18)

در حدیثى سه خصلت دیگر موجب نگرانى حضرت رسولاكرمبیان شده است: یكى آن كه قرآن را به غلط تاویل كنند و معانى و تفاسیر آن را نادرست و به دلخواه و مطابق سلیقه و گرایش خود معنى كنند، دیگر آن كه در پى لغزش عالمان باشند تا از رهگذر مطرح ساختن اشتباهات علما، به فتنه گرى و تشویش اذهان بپردازند، سوم آن كه با فراوان شدن مال و ثروتشان دچار اسراف و اتراف و طغیان و خوشگذرانى شوند. و اینك متن حدیث:

"انما الخوف على امتى من بعدى ثلاث خصال: ان یتاولوا القرآن على غیر تاویله او یتبعوا زله العالم، او یظهر فیهم المال حتى یطغوا و یبطروا..."(19)

در حدیثى سه خصلت كه موجب نگرانى حضرت رسول اكرم بوده،بیان شده است: یكى آن كه قرآن را به غلط تاویل كنند و معانى و تفاسیر آن را نادرست و به دلخواه و مطابق سلیقه و گرایش خود معنىنمایند، دیگر آن كه در پى لغزش عالمان باشند تا از رهگذر مطرح ساختن اشتباهات علما، به فتنه گرى و تشویش اذهان بپردازند، سوم آن كه با فراوان شدن مال و ثروتشان دچار اسراف و اتراف و طغیان و خوشگذرانى شوند.

 سلطه و نفوذ منافقان 

همیشه بزرگ‌ترین خطر براى هر نهضت و انقلاب، یا مكتب و آیین، تحركات عناصر نفوذى بیگانه به داخل مجموعه‌هاى خودى و انقلابى بوده است. نفاق، همزبانى و همراهى ساختگى دروغین كسانى با امت اسلام است كه در دل، هیچ عقیده‌اى به مبانى و ارزش‌ها ندارند و با زبان بازى و زرنگى و همرنگى ظاهرى، خود را داخل نیروها جا مىزنند و از پشت ضربه مىزنند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در طول دوران حكومت در مدینه، با پدیده منافقان دست به گریبان بود، و عمیق‌تر آن كه كسانى در زمره اصحاب و همراهان او بودند كه در دل عقیده‌اى به دین و رسالت نداشتند، اما با گفتن شهادتین و شركت صورى در نماز و برنامه‌هاى دیگر، خود را در صفوف مسلمانان جا زده بودند و پس از رسول خدا، براى اعاده جاهلیت و شرك، به دست و پا افتادند و فتنه گرىها كردند.

نگرانى رسول خدا از این دشمنان خوش خط و خال اما زهرآگین بود،نه از مومن یا كافر، كه ایمان یا كفر خویش را به صراحت اظهار مىكردند.

فرموده است:"ولكنى اخاف علیكم كل منافق حلوا للسان...(20)؛ از منافق شیرین زبانى بر شما بیمناكم كه حرف‌هایش برایتان آشناست، ولى عمل و رفتارش به گونه‌اى است كه نمىشناسید."

در حدیث دیگر صریح‌تر بیان فرموده است:

"انى لا اتخوف على امتى مومنا ولا مشركا، فاما المومن فیحجزه ایمانه و اما المشرك فیقمعه كفره، ولكن اتخوف علیكم منافقا علیم اللسان،یقول ما تعرفون و یعمل ما تنكرون (21)؛ من هرگز بر امتم از سوى مومن و مشرك بیمناك نیستم؛ مومن را ایمانش باز مىدارد و مشرك را كفرش ریشه كن مىسازد. لیكن نگرانى و بیم من بر شما از سوى منافق دانا زبان است كه مىگوید آنچه را مىشناسید و عمل مىكند آنچه را نمىشناسید."

چنین منافقانى كه مجهز به دانش دین و آشنا به زبان انقلاب‌اند، در پیكره امت اسلامى نفوذ مىكنند و به نام دین حرف مىزنند و عمل مىكنند و از درون ضربه مىزنند. چنین كسانى پس از پیامبر خدا، بر سرنوشت دین و دنیا و حكومت و خلافت مسلط شدند و اوج آن، استیلاى امویان بر خلافت اسلامى بود كه پس از قدرت یافتن، كفر درونى خویش را آشكار ساختند و ضربه‌هاى جبران ناپذیر زدند. معاویه و یزید را از بارزترین آنان مىتوان شمرد.

نگرانى رسول خدا از نقش منافقان، هشدارى براى فرزندان انقلاب و مسلمانان آگاه است كه نامحرم را به حریم نظام اسلامى راه ندهند و فریب چهره‌هاى انقلابى نما و حرف‌ها و شعارهاى فریبنده را نخورند كه آنچه مىگویند، تنها در نوك زبان است، نه در ژرفاى دل و عمق باور.

 جعل و نسبت‌هاى دروغ 

دروغ بستن به رسول خدا صلی الله علیه و آله هم در زمان حیات آن حضرت بود و آزارش مىداد كه كسانى حرف‌هایى را به دروغ از قول حضرتش نقل مىكردند، هم نسبت به آینده و پس از وفاتش نگران آن بود كه هر كس هر چه را مىخواهد به او نسبت دهد و حاكمان براى توجیه مفاسد خویش یا كوبیدن هر كس و هر چیزى، به حدیثى ساختگى از زبان پیامبر، تمسك جویند.

پیامبر اكرم كسانى را كه به او دروغ بندند، نفرین و لعنت كرده است و وعده دوزخ بر ایشان داده است.(22)

از جمله در خطابه بلیغ و تاریخى خویش در حجة الوداع، كه بسیارى از گفتنىها، توصیه‌ها، هشدارها و نگرانىها را بیان نمود، چنین فرموده است:

"قد كثرت على الكذابه و ستكثر، فمن كذب على متعمدا فلیتبوا مقعده من النار(23)؛ دروغ بستن بر من بسیار شده و در آینده هم افزایش خواهد یافت. پس هر كس به عمد، بر من دروغ بندد، جایگاهش را در آتش دوزخ فراهم سازد."

شگفتا كه این خطر و این جنایت، در زمان ما نیز وجود دارد و حضرت امام خمینى (ره) نیز این نگرانى را نسبت به آینده داشتند، از این رو در صفحه آخر وصیت نامه سیاسى، الهى خویش به صورت تذكر افزودند:"اكنون كه من حاضرم، بعضى نسبت‌هاى بى واقعیت به من داده مىشود و ممكن است پس از من در حجم آن افزوده شود. لهذا عرض مىكنم آنچه به من نسبت داده شده یا مىشود، مورد تصدیق نیست، مگر آن كه صداى من یا خط من و امضاى من باشد، با تصدیق كارشناسان، یا در سیماى جمهورى اسلامى چیزى گفته باشم."(24)

جالب است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز براى تشخیص صحت یا نادرستى آنچه از قول او در آینده نقل مىشود، معیار ارائه فرموده و آن، "عرضه بر كتاب خدا" است تا هر چه كه مخالف قرآن كریم باشد، از اعتبار ساقط شود.

 تكذیب تقدیر و تصدیق نجوم 

از نگرانىهاى رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمینه سست شدن ایمان‌ها و عقیده‌هاى توحیدى، آن بود كه مردم بهتدریج به نقش خدا و تقدیرات الهى در حوادث، كم اعتقاد شوند، برعكس به آنچه منجمان و ستاره شناسان مىگویند، دل بندند و تدبیر و برنامه‌ها و تصمیم‌هاى خود را بر اساس علم نجوم تنظیم كنند. در حدیث‌هاى مكررى این نكته مطرح شده است، از جمله:

"اخاف على امتى خصلتین: تكذیبا بالقدر و تصدیقا بالنجوم."(25)

"ان اخوف ما اخاف على امتى، التصدیق بالنجوم و التكذیب بالقدر و ظلم الامه."(26)

در حدیث دوم، "ظلم به امت" نگرانى و بیم دیگرى است كه افزوده است.

در حدیثى هم از سه نكته اظهار نگرانى فرموده است: یكى از ستم و تعدى حاكمان و مسئولان در حق مردم، دیگرى تكذیب تقدیرات الهى و سوم باران طلبیدن از ستاره‌ها و حركت نجوم؛ یعنى به جاى آن كه خدا را منشا بركت آسمان و نزول باران بدانند و از او آب و باران بطلبند، این بركت را از ستاره‌ها و جهش و سقوط آنها بدانند. این باور در جاهلیت وجود داشت، رسول خدا بیم آن داشت كه روى آوردن به ستاره به جاى خدا بار دیگر زنده شود و عقیده توحیدى خلل پذیرد. اینك متن حدیث نبوى:

"اخاف على امتى ثلاثا: استسقا بالانوا و حیف السلطان و تكذیبا بالقدر."(27)

اینها برخى از نگرانى‌هاى حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود كه نسبت به آینده امتش و در دوره پس از خودش داشت و به تناسب آنها، هشدار مى داد و موعظه مىكرد.

دامنه این بحث را مىتوان گسترده تر از این قرار داد. آنچه خواندید، گذرى شتابان از این وادى بود و در استخراج احادیث، عمدتا به یك منبع (بحارالانوار) استناد شد، وگرنه سخن بسیار است و نگرانىهاى حضرت رسالت نیز فراوان.

پى نوشت‌ها:

1. مائده / 67.

2. بحارالانوار، ج 37، ص 170.

3. همان، ج 39، ص 342 و ج 85، ص 89.

4. همان، ج 33، ص 153.

5. همان،ج 39 ص 76 و ج 40، ص 29 و 35.

6. عوالم العلوم، حضرت زهرا(س)، ص392.

7. بحارالانوار، ج 28، ص 48.

8. همان، ج 43، ص 313.

9. همان، ج 32، ص 355.

10. همان، ج 74، ص 117، 188، 293 و 296 و ج 2، ص 106.

11. همان، ج 79، ص 137.

12. همان، ج 70، ص 158 و ج 100، ص 54.

13. همان، ج 69، ص 63.

14. همان، ج 70، ص 92.

15. همان، ج 28، ص 32.

16. همان، ج 69، ص 227، ج 71، ص 92 و ج 76، ص 243.

17. همان، ج 2، ص 49.

18. همان، ج 22، ص 451، ج 10، ص 368 و ج 68، ص 269.

19. همان، ج 2، ص 42 و ج 69، ص 63.

20. همان، ج 33، ص 588.

21. همان، ج 2، ص 110 و ج 33، ص 549 و 582.

22. اضوا على السنه المحمدیه، محمود ابوریه، ص 62.

23. سفینه البحار، ج 7، ص 456.

24. ر.ك: وصیت نامه سیاسى، الهى امام خمینى(ره)، تذكرات پایانى .

25. بحارالانوار، ج 55، ص 277.

26 و 27. همان، ص 330.

منبع:

كوثر، شماره  50.

جواد محدثی

لینك مقالات مرتبط:

- مهر احمدى 

- بعد از تو، ای محمود احمد ای محمد (ص)... 

آشكار شدن توطئه ‏ها از پس رحلت پیامبر اكرم (ص) 

- پیامبر اسلام و مبارزه با خرافات 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName